"رسانههای قرن 18 و 19 (که تنها به صورت مکتوب وجود داشتند) نقش آگاهیبخشی در جهت کسب آزادیهای اجتماعی و سیاسی را برای مردم ایفا میکردند، اما به نظر میرسد رسانههای عصر حاضر، اعم از الکترونی و نوشتاری در جهت مهار دموکراسی به نفع صاحبان قدرت عمل میکنند.
یافتن پاسخ پرسشهای زیر دغدغة امروز صاحبنظران وسایل ارتباط جمعی است:
ـ معنای واقعی دموکراسی چیست؟
ـ کارکرد اساسی تلویزیون از بدو پیدایش چه بوده است؟
ـ آیا کارکردهای تلویزیون با پیشرفت دموکراسی هم سو بوده است یا هر یک از این دو در خلاف جهت یکدیگر در حرکت بودهاند؟
ـ آیا تلویزیون همان پیامبری است که مکلوهان وعده داد؟
تمام این پرسشها را میتوان در بررسی نقش و جایگاه تلویزیون در پیشبرد یا توقف دموکراسی پاسخ داد. مقاله حاضر کوششی در این زمینه است.
"
هر برنامه رادیویی پیام یا پیامهایی دارد که تهیهکننده تلاش میکند در قالب آن، اطلاعات مستقیم و یا غیرمستقیم، شرح یا تفسیر و در واقع سطحی از تحلیل را برای مخاطبان برنامه ارسال کند. البته دریافت صحیح مخاطب تنها بستگی به توانایی و شناخت تهیهکننده برنامه ـ که در چگونگی عرضه پیام متجلی میشود ـ ندارد بلکه به وضعیت دانش و قدرت فهم خود او نیز وابسته است. هر یک از شیوههای گوناگون تحلیل محتوا میتواند وجه خاصی از ویژگیها و یا کارکردهای پیام را مشخص کند. مهمترین کارکرد تحلیل محتوا، بررسی کمی و آماری محتوای آشکار ارتباطات است(دوورژه، 1375: 19ـ 118). در این حالت، تحلیل محتوا یک روش متّکی بر متن است و به همین دلیل از این جهت نیز در بررسی کار رسانههای مکتوب مؤثرتر است. البته برخی متن را فقط مکتوب نمیدانند بلکه صدا و تصویر را نیز جزئی از آن به حساب میآورند. با وجود این، حتی به نظر میرسد همه انواع مختلف تحلیل محتوا نمیتواند به نیاز رسانههای غیرمکتوب، از جمله رادیو در شناخت و تحلیل یک «برنامه» پاسخ کامل بدهد، زیرا دست کم شیوه اجرا و تأکیدهای به جا و نابهجا (بر بخشهایی از متن و حتی چگونگی قطع و وصل آن و نحوه استفاده از موسیقی) میتواند بر درک و استنباط مخاطب اثر بگذارد. شیوههای گوناگون تحلیل محتوا ـ که برای آشنایی، به طور مختصر به آنها اشاره میشود ـ هر کدام در جای خود کاربرد مؤثری در شناخت وجهی از یک متن رسانهای دارند. از این جهت به سادگی نمیتوان بهترین شیوه را انتخاب کرد، اما بر حسب هدفی که از تجزیه و تحلیل یک متن یا یک «برنامه» وجود دارد، باید مناسبترین را به کار برد.
دستاندرکاران امور تبلیغات و به ویژه آژانسهای تبلیغاتی تلاش میکنند تا علاوه بر اجاره استودیوها و استادیومها، از نمادها، رنگها، موسیقی، حرکت و تمامی هنرهای دراماتیک بهره بگیرند تا تمایل ما را نسبت به یک محصول یا خدمت جلب کنند. آنها میکوشند تا با مخاطبان وسیعتری ارتباط برقرار کنند. با مخاطبانی که از پیش با مناسبات و علائق مشترک به یکدیگر پیوند خوردهاند و به همین دلیل هم ما را جوانان، معلمان، مهندسان، کشاورزان، ورزشکاران و غیره خطاب میکنند. آنها در واقع از مضمونی سود میبرند که در ارتباطات به آن Band Wagon میگوییم. این مضمون در واقع به ما میگوید: دیگران همه دارند همین کار را میکنند، تو هم باید به دیگران بپیوندی! و از آنجایی که اکثر ما سعی میکنیم از دیگران عقب نمانیم به همان دیگران میپیوندیم! و به همین دلیل هم تکنیک موسوم به Bond Wagon خوب جواب میدهد.
اما از دیگر سو، شبکههای تلویزیونی نیز در برابر مخاطبان آگهیهای تبلیغاتی وظایفی دارند که در قالب مجوز شبکه قابل تبیین است.
"قتصاد شبانى بر جابه جایى و کوچ بنا شده است. کوچ با همه زیباهایى که براى تماشاچیان دارد، براى کوچندگان توام بامصائب کوچک و بزرگ است. به دلیل مشکلات کوچ خانواده در همراهى باگله و دشوارى هاى دیگر در زندگى کوچى، نظام عشیره اى در حال تبدیل به رمه گردانى دانسته مى شود. با این حال، بسیارى از ابعاد و زوایاى کوچ عشیره اى در تحقیقات مردم شناسان آشکار شده است. لیکن کوچ رمه گردانان تا کنون مورد کاوش واقع نگردیده است در این مقاله که حاصل پژوهش مشارکتى نگارنده در همراهى با دو گروه رمه گردان در خلال کوچ است، کوچ پیاده و کوچ ماشینى این گله داران مورد تحلیل و پنج جنبه از کوچ رمه گردانان یعنى مسیر و نحوه کوچ، ساختار گروه در خلال کوچ، تسریع و توقف کوچ، کوچ و وسائط نقلیه و کوچ و اعتقادات در مقایسه با کوچ عشیره اى و متناسب با موضوع و حجم مقاله مورد بحث قرار گرفته است. در پایان بر اساس یافته هاى نگارنده و در مقایسه با یافته هاى دیگران در باب کوچ عشیره اى، روال کوچ به مراحلى مشخص تقسیم گردیده است.
"
در حال حاضر که جهانیسازی با طراحی صاحبان سرمایه در ابعاد مختلف شکل میگیرد و رسانهها در این زمینه، مهمترین نقش را ایفا میکنند، تبلیغات بازرگانی، بیش از پیش اهمیت یافته است و این اهمیت را ماهوارههای پخش مستقیم تلویزیونی D.B.S با پوشش وسیع و تمام وقت خود مضاعف کردهاند.
امروزه بیشترین درآمد اقتصادی کشورها، تابع تبلیغات بازرگانی آنهاست؛ سالانه بیش از 400 میلیارد دلار هزینه تبلیغات در سطح دنیا میشود که از این میان امریکا با حدود 50 درصد، بالاترین سهم و کشورهای در حال توسعه با کمتر از 20 درصد مبلغ مذکور کمترین سهم را به خود اختصاص میدهند. در کشوری مانند ایران نیز که مشمول این درصد اندک میشود، تبلیغات بازرگانی میتواند درآمد زیادی را در داخل و خارج کشور تأمین کند اما در حال حاضر، به دلیل فقدان نظامنامه تبلیغات بازرگانی و عدم درک جایگاه واقعی آن نه تنها سودآور نیست، بلکه آسیبهای بسیاری را به ویژه به فرهنگ، میرساند. در نظامنامة تبلیغاتی نظام، اصول و خطمشیهای تبلیغ، چهارچوبها، ابزار، انواع، و قالبهای آن و… تعیین شده است اما به دلیل نبود چهارچوب مشخص در زمینههای مذکور، تبلیغات بازرگانی با نسخهبرداری از نمونههای خارجی و کالاهای تولید غرب (یا غیربومی) نیازهای تازهای را که بیشتر کاذبند، ایجاد میکند. تبلیغات حتی ممکن است الگوهای فرهنگی و رفتاری غیربومی را تشویق و ترغیب کند و از این راه، به چهارچوبهای دیگر نظام اجتماعی نظیر آموزش و پرورش، سیاست و اقتصاد آسیب بزند.
استفاده از شیوههای تبلیغی خارجی و یا دیدگاه برخی کانونهای تبلیغاتی به تبلیغ بازرگانی، چندان با اصول و چهارچوبهای نظام همخوانی ندارد و این تفاوتی است که آسیبهای فرهنگی دامنهداری در بر خواهد داشت.
در این مقاله میکوشیم ضرورت وجود نظامنامة تبلیغاتی را بررسی کنیم و آسیبهای فرهنگی نبودِ آن را یادآور شویم.
مزداگرایی، دین باستانی ایران، هم چون هر دین دیگری، به پیروان خود پنداره های عام درباره چیستی نوع و شخصیت انسانی عرضه می کرد. در این مقاله، بحث درباره شخصیت درونی شده در دین مزدایی است، آن چه می توانیم «من مزدایی» بنامیم.
نقشی که دین در جامعه برعهده دارد و نیز تاثیر آن درجامعه، به میزان تعهد و پای بندی افراد آن جامعه بستگی دارد. یکی از راه های سنجش این میزان، تحقیق در عقاید، شناخت و مناسک دینی موجود می باشد. پس از انقلاب اسلامی، به تبع تحولاتی که در ارزش های موجود رخ داد، دین داری جوانان پس از انقلاب، با رویکردی به نام "بی شکلی دین ورزی" تبیین و تشریح می گردد. روش این تحقیق به شیوه پیمایش اجتماعی است و حجم نمونه ای برابر 243 نفر از دانشجویان شش رشته تحصیلی دانشگاه تهران صورت گرفته است.