در مطالعه احوال بازیگران عصر پهلوی، وقتی که با شخصی مانند اسدالله علم روبه رو می شویم، نکته های عجیب و مبهمی به چشم می خورد؛ از جمله این نکته که چرا با وجود پیش بینی های او در مورد اوضاع آینده کشور، مانند سقوط شاه و پیدایش انقلاب اسلامی، به گونه ای عمل می کرد که رژیم شاه را به سراشیبی تند سرنگونی سوق می داد؟ اسدالله علم در دوران وزارت کشور و به ویژه وزارت دربار، سبب تشدید و تسریع برنامه های انحرافی شاه، مانند حرص تسلیحاتی، باستان گرایی افراطی، هرزگی و بی بندوباری شاه، اشاعه فساد اخلاقی در جامعه، تضعیف روحانیت، و...، شد و گویی با نوعی شیطنت کودکانه، از خرابکاری های خود لذت می برد.
شاید بتوان گفت که هیچ علمی به اندازه جامعهشناسی در حوزه هویت، تحقیقاتی ارائه نداده باشد؛ زیرا بیش از سایر علوم درگیر در بحث هویت، مانند الهیات، فلسفه، روانشناسی، سیاست و حقوق، به جنبههای عینی و کاربردی آن توجه میکند.
بحث هویت در عموم شاخههای دانش، از منظر بایستگی و شایستگی مطرح میشود و در نهایت به ما میگوید که هویت فردی، جمعی یا ملّی ما چگونه باید باشد، امّا در حوزه علوم اجتماعی بودگی و هستندگیِ هویت، اوّلین اهمیت را دارد. برای گفتوگو درباره چگونهبودنِ هویت ملّی ما ایرانیان، به سراغ دکتر حسین کچویان، رئیس گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران و عضو محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی، آمدیم تا بحث هویت را در لابهلای مطالعات علوم اجتماعی پرسوجو کنیم.
توجه شما خوانندگان محترم را به متن نوشتاری این گفتوگو جلب مینماییم.
گذشته ایران بهترین و شفافترین آینه برای درک هویت ایرانیان است. اگر تواریخ کهن را بررسی کنیم، نام ایرانیان را بهعنوان پیشتازان علم و تمدن و فرهنگ مشاهده خواهیم کرد. این پیشتازی، تا قبل از ناجوانمردانگی عصر استعمار همچنان در دورههای گوناگون به چشم میخورد، بهطوریکه تمدن اسلامی بر دوش تمدن ایرانی به اوج اعتلای خود رسید. مقاله ذیل مروری غرورانگیز بر این پیشینه درخشان و هویتساز است.