هدف : شناسایی مسائل زنان در دهه 1300-1310 به صورتی که در دو نشریه متعلق به زنان منعکس شده است. روش/ رویکرد پژوهش : داده ها از محتوای دو مجله به نام های زبان زنان و عالم نسوان گرداوری شد. از اسناد موجود در آرشیو ملی ایران برای گرداوری داده های پشتیبان استفاده شد. یافته ها و نتیجه گیری : زبان زنان را صدیقه دولت آبادی (1261-1340) از پیشروان حقوق زنان در ایران، ابتدا در سال 1299 در اصفهان به صورت روزنامه، و پس از توقیف به دلیل پرداختن به موضوع های سیاسی در سال بعد، تا سال 1302 در تهران به صورت مجله ای ویژه مسائل زنان منتشر کرد. عالم نسوان به صاحب امتیازی نوابه صفوی به مدت سیزده سال (1299-1312) به صورت منظم منتشر شد. هر دو مجله به دفاع از حقوق زنان، مبارزه با جهل و بی سوادی زنان، رسیدگی به معضلات بهداشتی-درمانی زنان، موضوع حجاب، قوانین ازدواج وطلاق، مبارزه با ازدواج زودهنگام دختران و تعدد همسر می پرداختند. هدف این مجلات انتقاد از وضع جامعه ایران و ترویج نوسازی ساختار اجتماعی-فرهنگی بود؛ ولی به سبب نگرانی از توقیف، غیرسیاسی بودند و برنامه های نوسازی دولت محور را دنبال می کردند.
ورود دین اسلام به ایران و گسترش آن به عنوان دین اصلی و رسمی این سرزمین ، به مثابه یک تغییر و تحوّل عمیق اجتماعی، پیروان دین زرتشت را در اقلیت قرار داد. جامعه ی زرتشتیانِ ایران در قرون نخستین اسلامی به عنوان بخشی از جامعه در حال تحوّل و پویا، دچار دگرگونی های نسبتاً زیادی شد. یکی از این تحوّلات، تغییر در جغرافیای حوزه های سکونتی آنان بود. در جامعه اسلامی ایران که از نظر ساختار اجتماعی و مذهبی تحوّلات بنیادینی را تجربه کرده بود ، زرتشتیان ناگزیر از پذیرش قوانین جدید حاکم بر اجتماع در تمام شئون زندگی خویش بودند. بنابراین اقامت در مناطقی را ترجیح می دادند که محدودیت کمتری برای آن ها ایجاد کند. براین اساس تغییر سکونتگاه های زرتشتیان در ایران ، تابعی از گسترش و نفوذ اسلام در نواحی مختلف بود. در قرون اولیه اسلامی، گسترش روزافزون دین اسلام و شکل گیری فرقه ها و نحله های اسلامی در ایران، بقای آئین زرتشت را با ابهام مواجه کرده بود. ازاین روی زرتشتیان به عنوان گروهی از اهل ذمّه، به دلایلی چون نقش و تأثیر عوامل و مؤلفه های دینی و اعتقادی، تأثیر قیام های ایرانیان و میزان انتساب آن مهاجمان به پیروان دین زرتشت از زاویه دید دستگاه خلافت، نقش عوامل اقتصادی و تجاری مناطق سکونتی زرتشتیان، نوع نگرش سرداران عرب نسبت به مناطق مفتوحه و تأثیرات مهاجرت قبایل عرب به ایران، جغرافیای جمعیتی خاصی برای پاسداشت آئین خود برگزیدند. پژوهش حاضر در نظر دارد با استفاده از متون تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و نیز با بهره گیری از برخی نظریات در باب تغییرات جوامع در مباحث علوم اجتماعی ، چگونگی و چرایی پراکندگی جغرافیایی زرتشتیان ایران در سده های اول تا چهارم هجری را بررسی نماید
در بررسی ناکامی فاطمیان در گسترش و تثبیت مذهب اسماعیلی در مغرب، تأثیر و نقش عوامل جغرافیایی، به رغم اهمیت مورد توجه واقع نمی شود. پژوهش حاضر سعی دارد با عنایت به ارتباط وثیق میان پدیده ها و رویدادهای تاریخی با عوامل جغرافیایی(اعم از طبیعی، انسانی، مذهبی و سیاسی)، نقش و تأثیر این دسته از عوامل را در فراگیر نشدن مذهب اسماعیلی در مغرب عهد فاطمی مورد تبیین قرار دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که وسعت سرزمینی، موانع محیطی و جغرافیایی مغرب، همانطورکه مدتها از سیطره مسلمانان در دوره فتوح ممانعت به عمل آورد، تسلط فاطمیان بر شئون آن برای زمینه سازی جهت تثبیت مذهب اسماعیلی را هم ناممکن نمود. این در حالی بود که جغرافیای انسانی ، مذهبی و نیز سیاسی مغرب در دوره پیشافاطمی به گونه ای تثبیت شده بود که هر کدام از گروههای مذهبی سنی(مالکی و حنفی)، خوارج(صفری و اباضی) و نیز برخی گروه های شبه اسلامی مثل برغواطه قلمرو سرزمینی خاص خود را داشتند.علاوه بر این، فاطمیان با ناتوانی در ایجاد تقسیمات اداری جغرافیایی مطلوب خود، نتوانستند اداره مناطق مختلف مغرب را تحت کنترل خود درآورند.از این رو، عوامل جغرافیایی نیزمی توانند از جمله موانع اشاعه مذهب اسماعیلی در مغرب عهد فاطمی مورد توجه قرار گیرند.