همزمان با نهضت ملی شدن صنعت نفت در حدود سال های 1329- 1330 شمسی و ، واقعه و پدیده ای در مناطق نفت خیز خوزستان و در میان دو ایل بختیاری و بویراحمدی به وقوع پیوست که مشهور به سال طلوعی یا سروشی است. این جریان شبه مذهبی که بیش از هرچیز بر انکار دنیا و ترک آن، کناره گیری از امور دنیوی و بی ارزش بودن مال دنیا و خاک و نفت تاکید داشت، در میان ایل بختیاری به شخصی انگلیسی بنام جیکاک نسبت داده شده که آن را طراحی و ترویج کرده است. در میان بویراحمدی ها، شخصی عارف مسلک به نام آقا بابا نقش رهبری را به عهده داشت؛ اما در هر دو مورد برنامه ها و شعارها یکسان بود. طلوع به معنای برآمدن خورشید است. اما در واقعة یادشده، به معنای ظهور یک پدیدة غیرمعمول بود که عده ای، با اهداف خاص، طراحی و ترویج و به مردم عامی و ساده دل القاء کردند. چنین به تودة مردم وانمود و تلقین کردند که نور ایمان ، صداقت ، راستی و حقیقت بینی در وجود آنها سر زده و طلوع کرده است؛ از این رو، به طلوعیان معروف شدند. مهم ترین وعده آنها ظهور قریب الوقوع امام زمان (عج) بود.
هدف از مقاله حاضر بررسی رابطه میان قدرت و جنسیت در اخلاقیات منبعث از تفکر مزدایی در ایران پیش از اسلام است. بدین منظور سعی شده تا ضمن اشاره به آرایی درباره رابطه میان قدرت و جنسیت در بعد نظری، این مقولات در قالب آرا و توصیه های اخلاقی و فقهی در ایران پیش از اسلام به ویژه در آرای فقهی و اخلاقی زرتشتی و در قالب مفاهیمی چون مفهوم «اشه» و «خویشکاری» و مسایلی چون طهارت، آداب جنسی، مسایل و احکام مربوط به زن در دوره دشتان (حیض) و احکام مربوط به نحوه رفتار با بیگانگان مورد بررسی قرار گیرد. مطابق این بررسی روشن می شود که مناسبات قدرت در روابط میان زن و مرد در اخلاقیات از مشروعیت برخوردار بوده است. این مناسبات از شکل و قالبی انضباطی برخوردارند که ضمن تجویز آداب ویژه در نحوه برخورد با جسم و جنسیت به درونی کردن و نهادینه شدن کارکردهای انظباطی می انجامند که برآیند آنها فرودستی جنس مونث و تثبیت و تداوم نظام پدر سالار در خانواده و مناسبات اجتماعی بوده است.
سنت آرایش و تزیین کتب، سابقه ای کهن در آسیای میانه و به خصوص در فلات ایران دارد. این هنر از عصر حاکمیت مغول و با حمایت مستقیم دربار دارای قاعده و اصولی مشخص شد و توسعه ای چشمگیر یافت. به تدریج آوازه فعالیت مکاتب کتاب آرایی ایران و کیفیت بالای آثار، سبب شد تا دولت های همسایه در پی کسب این تجارب و برپایی کارگاه هایی مشابه برآیند. سرزمین آسیای صغیر یکی از این مناطق بود که در دوره های مختلف تاثیرات چشمگیری را از ادب و هنر ایران و از جمله کتاب آرایی اخذ کرد. پرسش این است که چه عواملی سبب بسط و گسترش سنت کتاب آرایی ایرانی در منطقه آسیای صغیر بوده است؟بدین منظور مجموعه عواملی که بر ورود دستاوردهای هنر کتاب آرایی ایران بر سرزمین آسیای صغیر در دوره میانه (از زمان حاکمیت سلاجقه روم تا دوران شکوفایی کتاب آرایی عثمانی) نقش داشته اند با ارجاع به منابع و اسناد موجود، معرفی و تحلیل می شوند. داده های به دست آمده بر این امر گواهند که مواردی همچون نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی، مهاجرت هنرمندان، انتقال نسخ مصور و حضور برخی از حامیان کتاب آرایی ایرانی در دیار عثمانی از جمله عوامل مهم در گسترش و تداوم دستاوردهای کتاب آرایی ایران در آسیای صغیر بوده اند.
بحران اقتصادی 1929 همراه با رکود و ورشکستگی اقتصاد و صنایع جوامع سرمایه داری صنعتی، اقتصاد وابسته ی جوامع توسعه نیافته را که برای جوامع صنعتی مواد اولیه تولید می کردند، گرفتار بحران و مشکلات اقتصادی متعدد و مشابه هم نمود. در پی این مشکلات، جوامع توسعه نیافته واکنش های اقتصادی مشابهی از خود نشان دادند. با توجه به این مسأله، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از کتاب ها، روزنامه ها، مجلات و اسناد و مدارک آرشیوی با طرح این پرسش که بحران اقتصادی 1929 چه پیامدهائی در ایران داشت و چه واکنش های اقتصادی برانگیخت؟ به بررسی پیامدهای بحران اقتصادی در ایران و واکنش های صورت گرفته به آن بپردازد.
دستاوردهای پژوهش مشخص می کند بحران اقتصادی 1929 در ایران همانند سایر جوامع توسعه نیافته رفتار اقتصادی به نسبت مشابهی در مناسبات بازار جهانی نظام سرمایه داری و تحمل پیامدهای بحران ایفا کرده است. دولت پهلوی در واکنش به بحران، اقداماتی نظیر تلاش برای افزایش کمی و کیفی صادرات، نظارت و مداخله در امور اقتصادی از طریق تاسیس نهادهای اقتصادی و وضع قوانین حقوقی و ایجاد صنایع در کشور و... انجام داده است که در این مقاله مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.
گنجینه غار کلماکره شامل صدها قلم شی نفیس زرین و سیمین شامل ظروف، ریتون ها، مجسمه های انسانی و حیوانی، ماسک ها، پلاک ها، دستبندها و ... در سال 1368 در پلدختر لرستان توسط روستائیان کشف شد. ویژگی منحصر به فرد این اشیاء، وجود کتیبه هایی به خط آرامی کهن، آشوری نو و ایلام نو روی برخی از آنهاست. قرائت این کتیبه ها توسط لامبرت، فرانسوا والا و رسول بشاش سبب آشکار شدن نام یک سلسله گمنام محلی دوران ایلام نو در لرستان گردید و عرصه جدیدی را در مطالعات باستان شناسی و تاریخ هنر این دوره تاریخی در ایران گشود. در این مقاله ما با مطالعه کتیبه-های منقور روی این اشیاء، بررسی منابع و متون کهن و شواهد باستان شناختی به دنبال تعیین هویت صاحبان این گنجینه و مکان یابی احتمالی سرزمین ساماتورا، مرکز حکومت آنان هستیم.
آذربایجان در تحولات تاریخی دوره سلجوقی همانند اکثر ادوار تاریخ ایران جایگاه و اهمیت برجسته ای داشته است. با بررسی و مطالعه در منابع اصلی و مهم دوره سلجوقی روشن می گردد که از نیمه اول قرن پنجم هـ.ق. گروه های وسیعی از عناصر ترکمن (که غز یا اغوز نیز نامیده می شدند) به آذربایجان در نزدیکی مرزهای بیزانس سرازیر شدند. از همین دوره اهمیت ویژه آذربایجان به عنوان پایگاه اصلی ترکمنان و دولت سلجوقی آغاز شد. این پژوهش برآن است به این پرسش پاسخ دهد که آذربایجان در فتح آناتولی در دوره سلجوقی چه نقشی ایفا کرد؟ روش این پژوهش و جهت گیری شیوه گردآوری داده ها، تاریخی ـ تحلیلی است و دست آورد آن نشان می دهد که منطقه آناتولی درهمسایگی آذربایجان ایران از جمله نواحی مهم و مقصد در عرصه مهاجرت قبایل ترکمن وسیاست توسعه ارضی سلجوقیان بود. اما تصرف آناتولی بدون دسترسی به آذربایجان میسر نبود. به عبارت دیگر آذربایجان کلید فتح آناتولی و حتی قفقاز برای سلجوقیان بود.
ری از مهمترین نقاط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران در تاریخ چند هزار ساله این مرز و بوم است. این اهمیت ناشی و برآمده از موقعیت منحصربه فرد جغرافیایی ری می باشد. قرار گرفتن ری میان کویر و سلسله جبال البرز به لحاظ آب و هوایی شرایطی مساعد برای کشاورزی در ری پدیده آورده است. قرار گرفتن ری در محلی که پل ارتباط میان شرق و غرب است باعث رونق تجاری و مرکزیت سیاسی ری شد. ولی همین موقعیت ویژه ارتباطی ری گاه به خطر تبدیل می شد که همان یورش مهاجمان و مدعیان قدرت بود. این حملات با خود ویرانی و کشتار را به ارمغان می آورد. از سوی دیگر قرار گرفتن ری بر روی گسلهای زلزله این شهر را به محلی زلزله خیز بدل ساخته بود. که هر چند سال با زلزله ای مخرب روبرو بود، ولی تا زمانی که اهمیت تجارتی ری با انحطاط راه ابریشم کاهش نیافت، عوامل مخرب نتوانست از رونق گرفتن دوباره ری جلوگیری کند. زمانی که ری رونق اقتصادی و مرکزیت سیاسی خود را در طی چند سده به یکی از قصبات خود یعنی تهران وانهاد مقبره حضرت عبدالعظیم حسنی توانست این شهر را به عنوان قطب مذهبی پایتخت برکشد.
از زمان روی کار آمدن صفویه در ایران و رسمیت یافتن مذهب تشیع، تحریکاتی از سوی رقبای سیاسی برای ایجاد دشمنی و اختلاف میان اقوام ایرانی صورت گرفت تا مرکزیت سیاسی کشور خدشهدار شود. در این میان، سرزمین آذربایجان وضعیت ویژهای پیدا کرد. امپراتوری عثمانی که حضور رقیب تازه نفس شیعی خود را مانعی برای توسعه و کشورگشاییهای خود میدانست، سعی کرد با استفاده از نابسامانیهای سیاسی که بعد از مرگ شاه اسماعیل صفوی و اوایل روی کار آمدن شاه طهماسب در ایران اتفاق افتاده بود به نفع خود استفاده کند.
شناخت ما از دوره های تاریخی ایران در مقایسه با یکدیگر نه تنها به یک اندازه نیست بلکه گاه تفاوت های بسیاری نیز با یکدیگر دارند. از جمله اطلاعات ما از منابع دوره خوارزمشاهیان نشان می دهد که دوره تاریخی خوارزمشاهیان از نظر وجود اطلاعات از جایگاه مناسبی در مقایسه با دیگر دوره های تاریخی ایران برخوردار نیست. متون به جای مانده از دوره های تاریخی ایران بویژه سده های میانه ی تاریخ ایران، یعنی حکومت های ترک غزنوی، سلجوقی و خوارزمشاهی، نشان می دهد که جایگاه خوارزمشاهیان از نظر وجود منابع و مآخذ و همچنین پژوهش های صورت گرفته بسیار فروتر است.هدف این مقاله باز شناسی آثار رشیدالدین وطواط رئیس دیوان انشای اتسز خوارزمشاه به منظور ارزیابی اطلاعات ارائه شده در آثار او در مطالعات تاریخی سلسله خوارزمشاهیان است.
فاصله سال های 1163- 1209 ه. ق، مقارن است با دوران حکومت زندیه که با ظهور کریم خان و تشکیل حکومت زندیه پایه گذاری شد. این پژوهش بر آن است تا با شناسایی ویژگی های اصلی سازمان تشکیلات حکومتی زندیه، تاثیرات آن را بر روند سقوط دولت زند بررسی کند. نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متمرکزی که کریم خان بنا نهاده بود با مرگ او از هم فرو پاشید و زمینه برای ظهور مدعیان جدید در عرصه سیاسی– نظامی کشور فراهم آمد. اما خیلی زود مشخص شد که آنان نه تنها توان اداره کشور را ندارند، بلکه خود نیز در برابر رقیبان قدرتمند توان ایستادگی نداشتند. لذا در دوره پس از کریم خان، هیأت حاکمه نه تنها توان حل این مشکلات را نداشت، بلکه با اقدامات خودسرانه و فشار مالیاتی، مردم را از خود راندند. چرا که برای مقابله با رقیبان و جمع آوری سربازان به پول بیشتری احتیاج داشتند و این وضع برای مردم و بازاریان قابل تحمل نبود.
دراین مقاله به بررسی مفهوم «دین» و «تمدن»، نسبت ورابطه این دو با یکدیگر و تبیین نقش «دین» در تکوین «تمدن» پرداخته شده است. چنان که می دانید «دین» حقیقتی متعالی و مجموعه ای از قوانین و برنامه هاست که غایت آن تکامل وکامیابی بشر است. «تمدن» نیز مقوماتی دارد که اگر این مقومات، موجود باشند، «تمدن» پدیدار می گردد. گروهی از بشر در قالب یک «اجتماع»، حول یک محور «عقلانیت»، گرد هم می آیند و درراستای سعادت خویش، مدارج ترقی وکمال را یکی پس از دیگری می پیمایند. رشد «فرهنگ»، تربیت انسانی، خردمندی، اخلاق متعالی، تشکیل حکومت، گسترش علوم، فنون، ادبیات وهنر و بسط امنیت و آزادی همگی از عوامل سازنده «تمدن» به شمار می آیند. اکنون باید به بررسی نقش «دین» در فراهم آوردن مؤلفه های تمدن ساز و تاثیر آن در توسعه تمدن بشری پرداخت. ادیان آسمانی بخصوص دین مبین اسلام در جمیع این جهات، برنامه های تعالی بخش وسازنده ای ارایه کرده اند و ثمربخش بودن آموزه های دینی در عرصه اعتلای «تمدن» در طول تاریخ تمدن دینی به اثبات رسیده است. بدون شک نمی توان این حقیقت را انکار کرد که ادیان الهی مادر تمدن ها هستند و بزرگترین تمدن ها در دامان ادیان آسمانی رشد و بالندگی یافته اند. روح و باطن «تمدن»، «فرهنگ» و باطن و حقیقت «فرهنگ»، معنویت و گرایش دینی است. بنابراین «دین» نه تنها تعارضی با «تمدن» ندارد بلکه عاملی اساسی در بنا و قوام «تمدن» است
پرداختن به جایگاه و منزلت علم تاریخ در طبقه بندی های رایج علوم در نزد مسلمانان و معضلات و مسائل فراروی آن، مسئله پژوهش حاضر را شکل می دهد. حکما و فلاسفه که قائل به اصالت علوم و دانش های عقلی بودند، تاریخ را به عنوان علم نپذیرفتند. فقها و علمای دینی هم درباره جایگاه علمی تاریخ، دو موضع متفاوت اتخاذ کردند؛ غالب فقیه مورخان تاریخ را به لحاظ برخی ویژگی های موضوعی، روشی، فایده مندی و غایت در زمره علوم نقلی مربوط به شریعت قرار داده اند. طیف دیگر، تاریخ را به لحاظ موضوعی و فایده مندی، در مجموعه علوم غیردینی و مربوط به ادبیات قرار داده اند. ادیب مورخان هم به تناسب ارزش ها و موقعیت اجتماعی خودشان، تاریخ را به لحاظ موضوعی در زمره علوم ادب و از حیث فایده و غایت، از جمله دانش های خدمتگزار اهل سیاست و قدرت قرار داده اند. برخی مورخان صاحب فکر و دغدغه، همچون ابن خلدون نیز با درک چنین وضعیت بغرنج معرفتی و روشی حاکم درباره جایگاه علم تاریخ، تلاش کرده اند برای تاریخ به عنوان یکی از دانش های اجتماع انسانی، موضوع و روش های مستقل و متعلق به خود تعریف کنند. اقدامی ارزشمند که در کانون فهم و توجه مورخان و اندیشمندان متأخر قرار نگرفت و همچنان تفکرها و سنت های پیشین درباره جایگاه علم تاریخ استمرار یافت. به طوری که در نزد مسلمانان تا عصر جدید، تاریخ به لحاظ موضوعی و روشی در بین علوم دینی و ادبی و از حیث فایده مندی به عنوان علم خدمتگزار علایق و ارزش های اهل شریعت و سیاست باقی مانده است.
مستندسازی خاطرات جمعی یک ملت از کوشش مفیدی است که باعث هویت سازی و هویت یابی اجتماعی می گردد. به ویژه اگر از طریق تاریخ نگاری شفاهی، خاطرات لایه های زیرین جامعه و مردم کوچه و بازار ثبت شود؛ این امر باعث می گردد که در کنار تاریخ رسمی، بخش های دیگر فرهنگ جامعه نیز حفظ شود و در آینده مورد استفاده، اصلاح، یا قضاوت قرار گیرد. مقاله زیر به نکته های درخور توجهی در این زمینه اشاره کرده است.
صفویان از همان اوایل تأسیس، سعی کردند با ایجاد ارتشی برخواسته از عزم و اراده ی ملی، بتوانند در مقابل هجوم دولت های همجوار و مخالفان جاه طلب داخلی بایستند و حکومت نوبنیاد صفوی را در محیط و فضایی نسبتاً آرام و دور از تشنجات سیاسی بر پا دارند. دوران حکومت شاه عباس اول را می توان اوج این تغییر و تحولات دانست. چنانکه شاه جوان در همان ابتدای کار با عزمی راسخ و با خرد گرایی تام توانست با نگاهی به گذشته و چشمی به آینده، مهمترین تصمیم سیاسی را درطول حکومت چهل و دو ساله خویش بگیرد و آن ایجاد یک ارتش کاملاً مجهز با فنّاوری روز آن زمان بود که با استعانت از تجربیات اشخاص اروپایی مانند برادران شرلی به وقوع پیوست تا ایران از سایر دول پیشرفته از نظر ابزار و سیستم جنگی عقب نماند.در این مقاله برآنیم که نشان دهیم که سازمان نظامی صفویه در آغاز در شرایطی بوده و اینکه چگونه شاه عباس موفق به ایجاد یک ارتش منظم وپیشرفته شد. چنانکه این ارتش توانست تا مدتها بعد از مرگ شاه عباس کبیر همچنان رکن اصلی و اساسی کشور را ایفا نماید، اما به مرور با روی کار آمدن شاهان بی کفایت و ظهور دوباره هرج و مرج های داخلی رو به افول نهاده و دیگر نتوانست آن کار آیی لازم را در مواقع بحرانی داشته باشد و این روند تا ظهور نادرشاه افشار ادامه پیدا کرد.