گفتمان مذهبی عهد قاجار متاثر از عوامل مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی از طرفی دچار نوعی عوام زدگی و شعارگرایی و از طرف دیگر، بیگانه با وضع جدید اجتماعی شده بود. در این میان، اماکن مذهبی در نگاهی کلی، با وجود تعدد و تنوع درخور تامل، چندان قادر به ایفای رسالت ذاتی خود در هدایت و اصلاح و ارتقاء گفتمانی جامع و مانع، در عرصه مذهبی نبودند؛ مگر مساجدی که در کنار کارکرد عبادی خود، فعالیت های علمی و آموزشی در قالب مدرسه علمیه را نیز برعهده گرفته بودند. این پژوهش با تکیه بر منابع کتابخانه ای و رویکرد توصیفی تحلیلی، درصدد پاسخ به این پرسش است که این اماکن چه سهمی در اصلاح و ارتقای گفتمان دینی تهران در دوره قاجار داشته اند. از نتایج این پژوهش، نقش آفرینی مسجدمدرسه ها در محورهایی همچون تقویت ابعاد علمی و استدلالی آموزه های دینی در بستر جامعه، آشنا شدن صاحبنظران و محصلان علوم دینی با نیازها و مطالبات اجتماعی، مستند شدن باورهای مذهبی، خرافه زدایی و صیانت از آموزه های دینی، پاسخگویی به سوالات و شبهه های دینی و نیز اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط های دینی است.
تاریخ نگاری و تاریخ نگری دوره صفوی بر پایه کاربستی از عناصر معرفتی بر آمده از مقتضیات فرهنگی آن دوره بسط و گسترش یافت. اندیشه غالب در آثار مورخان این عصر را می توان نوعی حکمت الهیاتی خواند که از سوئی برآمده و متاثر از مذهب شیعه بود و از سوئی دیگر این اندیشه بنیان نظری مشروعیت و مقبولیت حاکمیت صفویان در گستره ایران را موجه می ساخت. از جمله این مورخان می توان به سه مورخ درباری خاندان منجم یزدی (ملاجلال، ملاکمال، ملا جلال ثانی) اشاره کرد که در تواریخ خود از هیچ تلاشی در توجیه مشروعیت حاکمیت صفوی فروگذار نکرده اند آنان با بهره گیری از اموزه مشروعیت بخشی از طریق نجوم در کنار عناصرکلامی- معرفتی تقدیرگرایی و موعودگرایی ،تاویل گرایی و گرته برداری از اندیشه های سیاسی ایران قبل از اسلام ضمن ترسیم تاریخ خطی،کوشش داشتند تا اساس حکومت صفویان را در چارچوب این گفتمان مقبولیت و مشروعیت بخشند
نخستین بازتاب ها از گفتمان ملی گرایی و تلاش برای صورت بندی تاریخی متناسب با آن، از اواسط سلسله قاجار در ایران شکل گرفت. تجددخواهان این دوره، ایدئولوژی ملی گرایی را مهم ترین نشانه قدرت دولت های اروپایی می دانستند. میرزا جلال الدین، شاهزاده قاجاری از نویسندگان و مورخانی پیشگامی است که تاریخ ایران را بر پایه منابع جدید و با رویکرد باستان گرایانه بازنویسی کرد. مهم ترین اثر وی کتاب نامه خسروان به خوبی انگیزه های ایدئولوژیک و سیاسی نویسنده را در بازپردازی خیال گونه گذشته با اتکا به متون زرتشتیان هند نشان می دهد. علاوه بر این القای اندیشه های باستان گرایی و ایران ستایی به دلیل منورالفکری اولیه جلال الدین میرزا مهم ترین دلالت فرامتنی در تدوین نامه خسروان است. نامه خسروان به تقلید از شاهنامه، سعی در احیای زندگی و رسوم و سنت های شاهان اساطیری ایران دارد و مانند شاهنامه به دانش ضمنی و عامیانه مردم ایران از گذشته وارد می شود تا مفاهیم ملی گرایانه را در اذهان مردم ایران نهادینه کند. مهم ترین انگاره های ایدئولوژیکی که از ایران باستان در نامه خسروان بازنمایی می شود، عبارتند از: الف) تغییر مبدأ تاریخ نگاری هزار ساله ایرانی و در حاشیه قرارگرفتن سراسر تاریخ ایران اسلامی، ب) برجسته کردن دوره ایران باستان به عنوان عصر طلایی ملت ایران، ج) اهمیت قوم گرایی ایرانی و سره گرایی پارسی، د) معرفی تجدد اروپایی به عنوان ادامه ایران باستان، ه ) جعل تاریخ از طریق اتیمولوژی، و) طبیعی و بزرگ جلوه دادن تاریخ ملی.