در آغاز قرن 10 ق/16م، سرزمین ایران تغییرات گوناگونی را در عرصه سیاست و اجتماع و اقتصاد تجربه کرد. تغییراتی که با روی کار آمدن سلسله صفویه و بر تخت نشستن شاه اسماعیل اول در سال 907 ق/1051 م، به تدریج رخ داد و سلسله صفوی را طلایه دار ورود ایران به دوره مدرن کرد. در بررسی تاریخ عصر صفوی، فرهنگ و هنر از جمله عرصه هایی است که شایسته توجه و امعان نظر فراوان است. شاهان و شاهزادگان سلسله صفوی برای هنر و هنرمندان اهمیت و جایگاه درخور توجهی قائل بودند و بیشتر آن ها به عنوان افرادی هنرمند و هنردوست و هنرپرور در تاریخ ایران شناخته شده اند. شاهزاده سلطان ابراهیم میرزا صفوی از جمله شخصیت های برجسته عرصه فرهنگ و هنر عصر صفوی بود. او تحت تاثیر تربیت دوران کودکی و حضور در دربار مهذّب و هنرپرور شاه تهماسب، به مراتب والای هنر و ادب دست یافت و به دنبال انتصاب به حکومت مشهد، ذوق و توان و آموخته های خود را از طریق حمایت بی شائبه و همه جانبه از هنرمندان و هنردوستان به وجهی نیکو به نمایش گذاشت. ابراهیم میرزا از این طریق، روحی تازه ای در کالبد هنر عصر صفوی دمید؛ تا آنجا که دربار ایالتی مشهد و کتابخانه سلطنتی این شهر تحت سرپرستی شاهزاده ابوالفتح سلطان ابراهیم میرزا، به مدت تقریبی دو دهه، در عرصه هنرآفرینی و هنرپروری در شمار طلایه داران بود. هفت اورنگ جامی مهم ترین دستاورد کارگاه ایالتی مشهد و نمایانگر تلاش و اشتیاق ابراهیم میرزا در حمایت از هنرمندان و ایجاد آثار هنری نفیس و ارزشمند بود.
مقاله حاضر در چارچوب جنگ اول جهانی، برای نخستین بار به بررسی
تحرکات و فعالیتهای سیاسی نظامی قوای مسلح مسیحی در آذربایجان و
بهویژه در ارومیه میپردازد. و با تکیه بر معتبرترین منابع و شواهد و با روش
تحلیلی توصیفی ضمن پرداختن به زمینهها و دلایل شکلگیری این نیرو و
اهداف آن، در تلاش است روشن سازد که تشکیلات مسیحی چه ماهیتی
داشت.حامیان آنان کدامها بودند و با چه اهدافی به همکاری با مسیحیان
میپرداختند. این مقاله نشان میدهد برخلاف ایدهای که قوای مسیحی از
سازماندهی قوا و اهداف مورد نظر خود داشتند، فعالیتهای آنان جزئی از
دغدغه تاریخی بریتانیا درخصوص حفظ هندوستان بود. اگرچه آسوریها
اهداف خاص خود را دنبال میکردند اما با کشته شدن مارشیمون بهدست
سمکو، برنامههای آنها بهطور کامل دچار شکست شد. درواقع، انگلیسیها
که با خروج روسها از جبهههای جنگ درنتیجه انقلاب اکتبر تنها مانده
بودند، میبایست برای جلوگیری از پیشروی قوای ترک و آلمانی به سوی
هن د د ر شمال غرب ایرا ن و قفقا ز خطو ط دفاعی تشکی ل میدادند.
انگلیسیها دیگر کشورهای متفق را نیز درگیر برنامههای خود کردند. ژنرال
دنسترویل با بهکار گرفتن قوای مسیحی در حفظ مرزهای شمال غرب
ایران، خود را به قفقاز رساند و به مقابله با پیشرویهای دشمن شتافت.
تلاشهای بریتانیا و مسیحیان برای جلوگیری از پیشروی عثمانیها اگرچه
به پیروزی نینجامید اما با پایان یافتن جنگ، قوای عثمانی نیز بهرهای از
پیروزیهای خود نگرفتند. در این میان مسیحیان بودند که هزینه حفظ
منافع انگلیس را پرداختند و برای همیشه آواره و بی خانمان شدند.