دوگانه اقتدارگرایی و اصلاح طلبی سلطان عبدالعزیز و تأثیر آن بر تحولات عصر تنظیمات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
247 - 270
حوزههای تخصصی:
بازخوانی روند برافتادن دولت آل عثمان مستلزم توجه به تحولات مختلف اواخر دوره عثمانی است و بررسی کم وکیف سیاست ورزی سلاطین عثمانی این دوره اهمیت به سزایی دارد. در شرایطی که از آغاز دوره تنظیمات، محوریت قدرت از باب همایون به باب عالی منتقل شده بود، سلاطین این دوره به رغم همراهی با شرایط جدید، اندیشه بازگردانی قدرت مطلقه عثمانیان را در سر می پروراندند. سلطان عبدالعزیز (حک.1277-1293ه / 1861-1876م) بعد از دست یافتن به سلطنت به صورت فعالانه درصدد برآمد اقتدار باب همایون را احیاء کند. از این رو، این مقاله می کوشد بررسی نماید که «ذهنیت و رویکردهای دوگانه این سلطان عثمانی چه تأثیری بر تحولات عصر تنظیمات داشت؟» بازخوانی کنش ها و اقدامات عبدالعزیز در دوره سلطنت وی بر اتکا بر روش شخصیت شناسی تاریخی نشان می دهد که عبدالعزیز برای تحقق احیای اقتدار سلطنت، کوشید خودش را داعیه دار اصلی تنظیمات و اصلاحات نشان دهد. او در عین وانمود به تعهد به نوسازی اصلاح طلبانه، تلاش خود را برای تضعیف باب عالی متمرکز کرد. عبدالعزیز با ممانعت از قدرت یافتن اخلاف عالی پاشا در مقام صدرات و کنار زدن شخصیتی مانند مدحت پاشا، سعی نمود نوگرایی در دولت و جامعه را رهبری کند؛ امری که در آن توفیق چندانی به دست نیاورد. از این رو، به جایِ اصلاح امور، نه تنها مشکلات داخلی و خارجی دولت عثمانی کاهش نیافت، بلکه تشدید کسری بودجه سالیانه نارضایتی عمومی از وی را عیان کرد. بر این اساس، در کنار گروه های نوگرا و اصلاح طلب، اقشار سنتی جامعه عثمانی نیز به مخالفت با سیاست های این سلطان عثمانی پرداختند. در نتیجه استمرار اوضاع نابسامان و بن بست سیاسیِ پدید آمده، به دلیل اینکه عبدالعزیز حاضر به واگذاری اختیارات مطلقه خود نبود، با تدبیر شخصیت های سیاسی عثمانی او از سلطنت خلع شد. از این رو، بنا بر یافته های این پژوهش می توان گفت که دوگانگی حاکم بر سیاست ورزی عبدالعزیز و تذبذب وی بین اقتدارگرایی مطلقه و اصلاح طلبی نوگرایانه منجر به تضعیف بیشتر دولت عثمانی در این زمان شد.