کارملیت ها یکی از گروه های تبشیری کاتولیک بودند که فعالیت های گسترده ای در ایران دوره صفوی داشتند و به دنبال تحقق اهداف پاپ و برخی از کشورهای اروپایی بودند. عوامل سیاسی از جمله برقراری اتحاد میان ایران و دولت های مسیحی اروپا در برابر عثمانیان، حضور این گروه را در ایران هموار کرد و شاهان صفوی به حمایت از ایشان برخاستند. این مقاله به بحث از مهم ترین فعالیت های فرهنگی و اجتماعی کارملیت ها در ایران عصر صفوی می پردازد که از جمله آنها تاسیس اولین چاپخانه در اصفهان، ترجمه متون مسیحی، تالیف آثاری همچون فرهنگ های چند زبانه، منشآت عصر صفوی و برپایی مراکز تبلیغی و نوانخانه ها ست. نتیجه تحقیق نشان می دهد که فعالیت های فرهنگی و اجتماعی کارملیت ها بیشتر به سود غرب و موجب شناخت بیشتر اروپاییان از ایران شد و ایرانیان به علت پایبندی به دین اسلام تعامل اندکی با آنان پیدا کردند.
تشکیل حکومت ایلخانی در ایران به صلحی پایدار و قطع لشکرکشی های ویرانگر مغول منتهی نشد. برخی حکام محلی ایرانی به دلیل مقابله با حاکمیّت مغول، مورد حمله تنبیهی سپاه ایلخان قرار گرفتند. اثرات تخریبی لشکرکشی های تنبیهی ایلخانان مغول، در مواردی ملایم تر از تهاجم اولیّه مغول نبود. هدف اصلی پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع مکتوب تنظیم شده، پاسخ به این پرسش است که: چه عوامل و زمینه هایی موجب شد تا برخی اتابکان لُر بزرگ علیه حاکمیّت ایلخانان طغیان نموده و با لشکرکشی های تنبیهی آنها مواجه شوند؛ این لشکرکشی ها چه پیامدهایی به همراه داشت؟ یافته ها نشان می دهد که: شرایط سیاسی و اوضاع نابسامان دربار و خلاء قدرت ناشی از مرگ ارغون و بعضی عوامل دیگر، سبب کاهش اقتدار حکومت ایلخانی و طغیان اتابک افراسیاب شد. ظلم بی حد او و دست اندازی به سرزمین های دیگر در جهت مقابله با حاکمیّت مغول و کشتار مغول ها، خشم دربار ایلخانی را بر انگیخت. لشکریان اعزامی به لُر بزرگ، فراتر از یک مأمورّیت داخلی، ضمن کشتار افراد و به اسارت بردن نیروی کار فعّال، اموال مردم را به تاراج بردند. حملات گسترده آنها سبب نابسامانی های اجتماعی و ضعف بنیان های اقتصادی و انحطاط کشاورزی و فعالیت های مرتبط با آن در سرزمین لُر بزرگ شد.
تا قبل از تشکیل قشون متحدالشکل در جنگ و درگیری هایی که میان اسماعیل آقا (سمکو) با قوای دولتی روی می داد غالباً شکست با نیروی دولتی بود. به دنبال تشکیل قشون متحدالشکل، سرکوبی سمکو در اولویت قرار گرفت و این مهم ترین مأموریت این نیروی تازه تأسیس بود که تحت فرماندهی ژنرال امان الله جهانبانی بالاخره در تابستان 1301 و در محلی بنام شکریازی، سمکو را شکست دادند. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که علل پیروزی قشون متحدالشکل در شَکَریازی چه بود و چه تمایزهایی میان این جنگ با جنگ های سابق وجود داشت؟ مقاله حاضر ضمن مروری بر جنگ های پیش از شکریازی، با تکیه بر منابع معتبر و به روش توصیفی تحلیلی برای نخستین بار به بررسی و تحلیل علل و عوامل پیروزی ارتش ایران در این جنگ می پردازد. فرضیه پژوهش حاضر بر این اساس است که جنگ شکریازی به لحاظ زمینه ها و بسترهای آن و همچنین توانایی های نظامی و عملیاتی کاملاً متفاوت از جنگ های سابق بود. یافته های تحقیق نشان می دهند علاوه بر برتری های کمی و کیفی نیروی دولتی و تسلیحات جنگی آنان، موفقیت در جنگ شکریازی همچنین حاصل تدابیر دیپلماتیکی چون هماهنگی با ترکیه و پاره ای عوامل دیگر بود.
بررسی تحلیلی منابع عربی اسلامی و تاریخ نگاری یادسپار در تحولات درون ساختاری جامعه ایرانشهری نشان می دهد که کارکرد نیروهای واگرا در زوال حکومت ساسانی و همچنین تضعیف واکنش های نیروهای احیاگر حکومت ایرانی تا برآمدن نهضت خراسانیان، چندان ساده و بدون سابقه تاریخی و تحولی اجتماعی نبوده است. این مقاله درصدد است صورت بندی مستندی از تغییرات نهادهای اصلی اجتماعی و لایه های زیرین جامعه ایرانی در روند واگرایی از حکومت ساسانی و سپس پیوستن این اجزا به خلافت و سپس تغییر گرایششان از اقتدار خلافت به تلاشی ناموفق برای انسجام مجدد قدرت و احیای تفکر حکومت ایرانشهریدر پایان دوران خلفای اموی ارائه دهد و با استفاده از روش مطالعات میان رشته ای، یعنی اطلاعات موجود در دانش تاریخ و نظریه های نزدیک در دانش جامعه شناسی، به این سؤال پاسخ دهد که نقش و عملکرد نیروهای واگرا در جامعه ایرانی از زوال ساسانیان تا برآمدن نهضت خراسانیان چگونه بوده است؟ فرض بر این است که کارکرد نیروهای واگرا در جامعه ایرانی از اواسط دوره ساسانی بیشتر در جهت انفصال از نظام ساسانی بوده است. چنانکه در زمان سقوط ساسانیان اکثر اجزای قدرت به عوامل واگرا تبدیل شدند و با شکست های پی درپی در جنگ با عرب های مسلمان، دوره ای برای جذب و سازش با کانون جدید قدرت یعنی خلافت آغاز شد و به دلیل نیاز فاتحان، اجزای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی نظام ساسانی به نظام جدید خلافت پیوستند. دست یافته های پژوهش مشخص می کند که زیرساخت تحولات مربوط به سقوط ساسانیان و تداوم حکومت والیان عرب، از منظر کارکرد نیروهای واگرا از حکومت ایرانشهری (در این دوره)، در ابعاد درونی و بیرونی به شیوه های متفاوتی عمل کرده است. با وجود دیدگاه های روایی و انگیزشی درباره این دوره، به نظر می رسد در سقوط ساسانیان و تداوم فقدان حکومت در ایران زمین عوامل متعددی دخیل بوده است، عواملی که عمدتاً در دوره ساسانی شکل گرفتند و والیان و مهاجران عرب به برخی از آنها به شدت دامن زدند و برخلاف فحوای عمومی منابع و تحقیقات تاریخی، دلایل عدم انسجام در این دوره چندوجهی بوده است
در دوره اوّل خلفای عباسی (132 232ق)، با توجه به سیاست به کارگیری ایرانیان در امور مملکت داری، زمینه حضور افراد و خاندان های ایرانی در دستگاه خلافت فراهم شد. عملکرد مطلوب و توانایی ایرانیان در مناصب اداری، سبب شد که برخی از آنان حتی تا منصب وزارت نیز پیش بروند. یکی از وزرای ایرانی این دوره، ابوایوب موریانی (154ق) است. او طی هفده سال حضور در دربار منصور، در سیاست گذاری ها و دیگر امور مربوط به خلافت، به ایفای نقش پرداخت. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، در پی آن است تا نقش ابوایوب موریانی و خط مشی او را به عنوان یک دیوان سالار ایرانی در دستگاه خلافت عباسی مورد واکاوی قرار دهد. یافته های پژوهش، نشان دهنده تمایز موریانی در منصب وزارت در مقایسه با دیگر وزرای ایرانی مانند ابوسلمه خلال و خالد برمکی است. وی در دوران وزارت خود، افزون بر مشورت دهی به خلیفه، پیگیر منافع شخصی خود هم بود و با دسیسه چینی علیه دیگر رجال فعالِ زمانه خویش، گونه ای از قدرت طلبی و سلطه جویی انحصارگرایانه را در عملکرد خود باقی گذاشت
جامعه عصر قاجار نزدیک ترین دوره تاریخی به دوره معاصر برای فهم پی رنگ ها و فرم های اجتماعی کهن جامعه ایران است. خانواده به جهت دیرپایی تاریخی و نقش محوری اش در ساختن جامعه، مناسب ترین گزینه برای شناخت فرم های اجتماعی دوره سنت است. ازدواج یا همسرگزینی، نخستین و مهم ترین چارچوب سازنده خانواده است. اینکه چه انواعی از همسرگزینی در دوره قاجار وجود داشته و هر کدام چه کارکردی را دارا بوده اند؟و معانی فرهنگی هر یک از این انواع و آئین های زناشویی دوره قاجار چه بوده است؟ را از طریق روش مطالعه اسنادی و تحلیل تاریخی مورد بحث قرار داده ایم. دستاورد کلی بحث نشان می دهد که همسرگزینی مبتنی بر نظام خویشاوندسالاری بوده است و فردیت نقش کم رنگی در آن ایفا می کرده است. شکل غالب همسرگزینی را تک همسری، چندهمسری، ازدواج دائم و موقت با محوریت مرد تشکیل می داد و هر یک از انواع یاد شده، به تولید و بازتولید «خانواده گسترده» می انجامید. همسان گزینی طبقاتی-فرهنگی بر گونه های مختلف ازدواج غلبه داشته است. دین و شریعت بستر حقوقی و ضامن بقای خانواده گسترده بوده است. آئین ها و مناسک مراسم ازدواج، بازتاب چیرگی فرهنگ جمع گرایانه بر فرهنگ فردگرایانه بوده و ساخت اجتماعی ازدواج در عصر قاجار، صورتی«زیستی-طبیعی» داشته است.