یکی از مهم ترین پایه های فکری و سیاسی جنبش جنگل، ایدئولوژی اتحاد اسلام بود. جنگلی ها تلاش داشتند تا از حمایت عثمانی جهت کاستن فشار روسیه و انگلستان بهره برداری کنند؛ اما بعدها در عرصه عمل، کوچک خان اثبات نمود که حاضر به فروگذاردن منافع ملی ایران به نفع ایدئولوژی عثمانی ها نبوده است. با توجه به این موضوع، این پرسش مطرح می شود که هیئت اتحاد اسلام، با چه انگیزه ها و اهدافی با جنبش جنگل در گیلان همگام شد و دستاوردهای جنگلی ها و اتحاد اسلام از این همکاری چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، شکست های سیاسی و فکری مشروطه خواهان آرمان گرا و ضد بیگانه از یک سو و تسلط روز افزون روسیه و انگلستان از سوی دیگر، موجب شد تا با حمایت روشنفکران متمایل به آلمان و عثمانی و با استفاده از ایدئولوژی اتحاد اسلام، جنگلی ها در گیلان از پشتوانه های اقتصادی، فکری و نظامی این گروه بهره مند شوند. با وجود پیوند جنگلی ها با ایدئولوژی اتحاد اسلام، کوچک خان اساس سیاست های خود را بر پایه استقلال ایران قرار داد؛ لیکن همکاری جنگلی ها با اتحاد اسلام را می توان تاکتیکی سیاسی از سوی آنها دانست. روش پژوهش در مقاله حاضر با تکیه بر رویکرد تاریخی، اسنادی و به شیوه مطالعه توصیفی تحلیلی است.
قصه بازتاب دهنده بخش مهمی از فرهنگ و تمدن یک قوم و از جنبه های مختلف قابل توجه و بررسی است. بیش از دویست سال است که مطالعات علمی در حوزه قصه آغاز شده است. برادران گریم اولین کسانی بودند که قصه ها را با نگاهی علمی گردآوری کردند. صد سال بعد در 1910م آنتی آرنه با اثر <em>فهرست تیپ های قصه، زمینه مطالعه جهانی بر روی قصه ها را فراهم کرد. پنجاه سال بعد استیث تامسون تحریری جدید از اثر آرنه ارائه داد که این تحریر به فهرست آرنه/ تامسون شهرت و مقبولیت یافت. در زمینه قصه های ایرانی اولین و جدی ترین کار در حوزه طبقه بندی علمی قصه ها توسط اولریش مارزلف در 1984م انجام گرفت. پس از این با وجود مطالعات گسترده پژوهشگران و دانشجویان ایرانی در این حوزه، در بخش طبقه بندی قصه ها، فعالیت چشمگیری انجام نشده است. پژوهش حاضر به طبقه بندی قصه های عامه در چندین متن تاریخی معاصر کرمان می پردازد و از این حیث نمونه ای پیشین ندارد. این پژوهش هفت اثر باستانی پاریزی (1393-1304) و یک اثر محمود متدیّن مشهور به همّت کرمانی (1374-1298) را بر پایه ی الگوی آرنه/ تامسون و مارزلف مورد مطالعه قرار داده است.
کابل و قندهار از شهرهای هرات در زمان فتحعلی شاه، بر اثر هم سایگی شان با هندوستان و هم زمان نزد شاه قاجار و دولت های انگلستان، فرانسه و روسیه مهم می نمود؛ چنان که قاجارها برای حاکم شدنِ دوباره ایران بر این مناطق تلاش می کردند. مسئله شورش «خوانین» خراسان و سوء استفاده حاکمان دُرانی از آشفتگی اوضاع آن جا، عامل مؤثر در سرکشی آنان در برابر حکومت مرکزی ایران و دست اندازی به دیگر نواحی خراسان بود و فتحعلی شاه و حکم رانان خراسان را به لشکرکشی های پی در پی به هرات واداشت. هراس انگلستان و کمپانی هند شرقی از حملات زمان شاه و جانشینان وی به هند نیز موجب شد که انگلیسی ها برای برقراری روابط دیپلماتیک با دولت قاجار و برانگیختن فتحعلی شاه به در پیش گرفتن سیاستی خصمانه با حاکمان دُرانی، سفیرانی به ایران بفرستند. این پژوهش با روی کردی توصیفی تحلیلی بر محور این پرسش سامان یافته است که چرا فتحعلی شاه موفق نشد همچون صفویان و نادریان در این مناطق مستقیم نفوذ کند و حاکمان این مناطق نیز از او فرمان نمی پذیرفتند؟ بر پایه یافته های تحقیق، عوامل داخلی و خارجی مهمی همچون اوضاع همواره بی ثبات خراسان و سیاستِ گریز از مرکز خوانین آن جا، بهره نبردن حکم رانان خراسان از برخی از زمینه های فراهم شده در مواجه با دُرانیان، هم زمانی سلطنت فتحعلی شاه با مهم شدن هندوستان نزد انگلستان و کمپانی هندشرقی و سیاست دوگانه انگلیسی ها در تحریک دولت قاجار و حکام دُرانی بر ضد یک دیگر، موانع مهم کام یابی شاه ایران در این باره بوده است.
افکار عمومی یا توجه به توده مردم از دیرباز در تاریخ انسانی حضور و حیات داشته است هر چند که تا عصر روشنگری مصطلح نبوده و مورد بررسی علمی قرار نگرفته است. با وجود سلطه بدون چون و چرای پادشاهان و حاکمان بر زندگی مردم، بدون تردید آنها یکی از اجزاء و ارکان شکل دهنده حکومت ها بوده اند که میزان اهمیت مردم در حوزه سیاست به نوع جایگاه و رویکردی بر می گردد که نزد حاکمان خود داشته اند. در خلال نیمه دوم قرن پانزدهم میلادی ایران آق قویونلوها بر غرب ایران حاکم بوده و سازمان حکومت به گونه ای قبیله ای شکل گرفته و اداره می شد. حکومت آق قویونلو اگر چه بیشتر اوقاتش صرف کشمکش بین رهبران قبیله می شد اما نمی توانست بی توجه به مردم و شرایط اقتصادی- اجتماعی حاکم بر جامعه خویش باشد زیرا که هر حکومتی نیازمند شناساندن حق حکومت خود نزد مردم حکومت شونده جهت مورد پذیرش قرار گرفتن از جانب آنها می باشد. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای قصد آن دارد تا رویکرد حکومت آق قویونلو را در جلب افکار عمومی جهت ایجاد پذیرش و مقبولیت مردمی بررسی کند. از منظر این پژوهش آق قویونلوها پس از تثبیت و استقرار حکومت خود به ویژه در دوره حکومت اوزون حسن یکی از مهم ترین وظایف پادشاه نسبت به مردم تحت تابعیت خود را اعاده دادرسی و برپایی عدالت در سطح جامعه و توجه به مسائل و مشکلات آنها می دانستند. علاوه بر این حکومت آق قویونلو در جریان جلب توجه افکار عمومی نسبت به خود مسئله تسهیل هر چه بیشتر جریان اخذ مالیات و کاستن از فشارهای اقتصادی و مالی را مد نظر و موضوع دین را نیز جهت فراهم آوردن زمینه های شناسایی و پذیرش حکومت خود در نزد عامه مردم مورد توجه قرار داد.
اسلام داراى سیستم و نظام خاص اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى است که براى تمام ابعاد و شئون زندگى فردى و اجتماعى قوانین خاصى دارد و غیر از آن را براى سعادت جامعه نمى پذیرد. این نظام بر اساس بینش ها و ارزش هاى ویژه اى استوار و هدفشان فراهم کردن زمینه مناسب براى دستیابى بشر به سعادت دنیوى و اخروى است. هدف این مقاله شناخت، بررسى و تجزیه و تحلیل اجزاء و نهادهاى اصلى نظام اقتصادى، یعنى دولت و بازار است. تحلیل ویژگی ها و کارکردهای دولت اسلامی و بازار در عصر پیامبر (ص) و الگوی عملی آن حضرت از جایگاه مهمی در تاریخ اسلام و مسلمانان برخوردار بوده که کم تر بدان پرداخته شده است. پیامبر اسلام نخستین مؤسس و پایه گذار دولت اسلامی بود که از جمله اقدامات بنیادی و اصلاحی رسول خدا در زمینه اقتصادی، ایجاد و بازسازی بازارهایی بود که بیشتر در اختیار یهودیان مدینه قرار داشت. در نگاه رسول خدا (ص) انجام اصلاحات در نظام بازار، توجه و رسیدگی به امور بازاریان، و برخورد قاطع با متخلفان و گران فروشان، و نیز توجه به سرمایه های مردمی و به کارگیری آن ها با یک مدیریت صحیح و کارآمد در آباد ساختن زمین ها و توسعه امر تولید، توجه به اصل کوشش و تلاش و تحمل سختی ها می تواند در کندن ریشه فقر و نابرابری از جامعه مفید باشد. همچنین دولت اسلامی به طور طبیعی مسئولیت هدایت و نظارت بر بازار را نیز برعهده دارد.
شکل گیری حکومت صفویه به عنوان دولت شیعی، یکی ازمهم ترین فصول تاریخ ایران و اسلام در جهان به شمار می آید. اولین ارتباط خارجی در عصر صفوی با پرتغالیان و بعدها اسپانیا صورت گرفت. حکومت صفویه به علل گوناگون ازجمله رقابت صفویه با عثمانی، از توجه جدی به امور سیاسی و اقتصادی خلیج-فارس غافل ماند و درمقابل پرتغالیها و اسپانیایی ها با تکیه بر نیروی نظامی و ناوگان دریایی و ایده های استعماری خود، تجارت در خلیج فارس را تحت انحصار خود گرفتند و از این طریق به حاکمیت سیاسی ایران درخلیج فارس ضربات جبران ناپذیری واردکردند.اتحادیا ائتلاف دائمی یا موقت با نیروی سوم یکی از راهبردهایی بود که در تاریخ روابط خارجی ایران به منظور بر قراری ثبات و امنیت نسبی صورت میگرفته است. نیروی سوم درروابط خارجی ایران استفاده از یک قدرت نوظهور سوم برای مهار قدرت های اول و دومی بودند که تهدیدها و استثمار آن ها بلاوقفه دامنگیر ایران بوده است. ایران برای رفع نیازها و مقابله با دشمنان خود در پی متحدی سیاسی و نظامی قوی بود، لذا روابط ایران و انگلیس به عنوان یک نیروی سوم علیه اسپانیا وپرتغال شکل گرفت.هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر و تحولات سیاسی- اجتماعی بر سیاست خارجی ایران درعصر شاه عباس صفوی و تعیین جایگاه دول اروپایی درروابط و سیاست خارجی ایران درعصر شاه عباس صفوی می باشد. یافته های این پژوهش نشان داد روابط تاریخی ایران با دول اروپایی در دوران صفوی پرفراز و نشیب بوده است. برقراری و گسترش روابط تجاری، تثبیت موقعیت تجاری و اقتصادی در خلیج فارس و حوزه اقیانوس-هند و اتحادیه علیه عثمانی، از اثرگذارترین عوامل ایجاد ارتباط بین ایران با دولتهای پرتغال و اسپانیا شناخته شد.همچنین در طی این دوره در راستای خروج از تهدیدهای نظامی و برون رفت از رکود اقتصادی دربنادر ایران در کرانه خلیج فارس، زمینه مساعدحضور انگلیس تحت عنوان کمپانی هندشرقی در ایران فراهم شد.