بقعه ی شیخ صفی الدین اردبیلی بعد از وفات او در سال 735 ق./ 1335 م.، از سوی فرزند و جانشینش شیخ صدرالدین موسی بنا شد و در دوره های بعدی، خصوصاً دوران سلطنت شاه طهماسب اول و شاه عباس اول صفوی، گسترش یافت. ذکر «الله الله» بارزترین ذکر انعکاس یافته در بنای برج مقبره ی شیخ صفی الدین اردبیلی است، به طوری که اغلب از آن بنا با نام «گنبد الله الله» یاد می شود. این ذکر جزء معروف ترین اذکار متصوفه ی صفوی به شمار می آید که در سرتاسر دوران شیوخ و سلاطین صفوی و همچنین بعد از این دوران، مریدان اکثراً قزلباش ایشان آن را ترنم می کردند. ذکر «الله الله» هنوز نیز در جوامع علویان آناطولی، روم ایلی و بالکان به عنوان میراث داران تصوف صفویه و آخرین بازماندگان طریقت قزلباشیه کاربرد دارد. این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر منابع تاریخی، اسناد و مدارک آرشیوی، مطالعات باستان شناسی و مشاهدات میدانی و به شیوه ی توصیفی تحلیلی، ضمن مطالعه ی انعکاس ذکر مذکور در معماری برج مقبره ی شیخ صفی الدین اردبیلی و برخی نمونه های معاصر و متشابه، به بررسی کاربرد آن نزد مریدان این خاندان در گذشته و حال بپردازد.
بخش قابل توجّهی از متون حماسی و داستان های قهرمانی، آکنده از شیوه ها و شگردهای عیّاری است. عیّاران شخصیت هایی والا هستند که هنگام ناکارآمدی جنگ و ستیز وارد داستان شده، با روش های ویژه خود بر کشش داستان می افزایند. در این جستار، شیوه های عملکرد عیّاران در چند متن حماسی و عیاری بررسی شده است. این پژوهش با هدف تبیین دقیق تر کارویژه ها و تحلیل ساز و کارهایی صورت یافته است که در بسیاری از داستان ها موجب گره افکنی و یا برون رفت از بحران می شود. بدین منظور پس از عنوان هر شگرد، نمونه هایی به دست داده می شود. متن های بررسی شده عبارتند از: شاهنامه فردوسی، سمک عیّار، داراب نامه ترسوسی، داراب نامه بیغمی، برزونامه و اسکندرنامه. پژوهش به روش تحلیل محتوا بر پایه منابع کتابخانه ای سامان یافته است. براساس نتایج، روش هایی که عیّاران بدان وسیله به مقصود خود می رسند بدین شرح است: تعویض لباس، تغییر دادن چهره، آراستن خود به شیوه های مختلف، استفاده از داروی بی هوشانه، انگشتر، کمند، صندوق، پنهان کردن وسیله دفاعی در ساق موزه، ناشناس رفتن به سپاه دشمن، شناسایی مکان با بوییدن خاک و سخن گفتن به زبان های دیگر. این شیوه ها نشان می دهد چگونه در داستان های حماسی- عیاری یک نواختی ماجراها بر هم می خورد و توجّه خواننده به عناصر تأثیرگذار و مهمّی که گاه فراتر از جنگ و ستیز هستند، جلب می شود.
مفهوم روزهای آفرینِش، که در روز مُقدّس هَفتم یا سَبّت، به منتهای اوج خود نیل می یابد، در هرسه مذاهبِ ابراهیمی حضور گسترده ای دارد. با وجود این که شماری از مؤمنان استنباط موثق و صحیحی از این روزها داشتند، دیگر متورعان اِبرام می ورزیدند که این آموزه، معنای باطنی ژرفی داشته است. به واقع، در سُنّت اسلامی، کسانی که از نقش عقل برای مکاشفه ایمان و کتاب مقدس پشتیبانی می کنند، از کاربرد تأویل نیز حمایت می نمایند. به عبارتی دقیق تر، واژه عربی تأویل، دلالت به بازگشت یا رجعت به مبدأ یا منبع چیزی دارد. اسماعیلیان، در مقام یکی از دو شُعَب اصلی شیعیان، از سرآمدان و حامیان شاخص و برجسته تأویل محسوب می شوند. در این راستا، مقاله حاضر به بررسی چگونگی وقوع آفرینش و رابطه آن با سلسله مراتب دین (حدود دین)، در مقام پیشوا و هادی مؤمنان به سوی رستگاری غایی، در اندیشه حکیم ناصر خسرو، شاعر شهیر فارسی و یکی از بزرگان و رجال اسماعیلی، می پردازد.
مفاهیم رمزگونه و نشانه های نمادین همواره در هنر ایران شیوه ای موثر در انتقال اندیشه های مذهبی و آئینی مردمان این سرزمین بوده است. یکی از مهمترین و فراوان ترین نقوش نمادین که در دوره ساسانی در کانون توجه هنرمندان قرار گرفت نقش های جانوری هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، مطالعه نمادهای جانوری و تبیین چیستی بنمایه های آن در آثار هنری ساسانی است. این هدف با پاسخ به پرسش های زیر پی گرفته می شود ۱- هر یک از جانوران بازگو کننده چه مفهومی هستند؟ ۲- چه ارتباطی میان نقوش جانوری با مذهب زردشتی دوره ساسانی وجود دارد؟ در این پژوهش آثار هنری این دوره از جمله سنگ نگاره ها گچبری ظروف فلزی و پارچه ها (۸۴ نمونه) در نمودارهای فراوانی مورد بررسی قرار گرفت و در کنار آن استفاده از متون دست اول این دوره به منظور دست یابی به نتایج علمی، مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش نشان می دهد که در فرهنگ هنری عصر ساسانی، نمادهای هر یک از جانوران دارای مفهومی ویژه است که مهمترین مضامین آن برگرفته از مفاهیم، مذهبی اسطوره ای کیهانی و همچنین بازتابی از ایدئولوژی سلطنتی دوره ساسانی بوده است.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی سیر تغییر و تطور شخصیت پردازی قهرمانان در سنت شفاهی عاشیقی، در فرایند گذار از نوع ادبی حماسی به نوع ادبی داستان عاشیقی است. از این رو این پرسش مطرح می شود که تغییر و تطور گذار جامعه از موقعیت های مختلف تاریخی، چگونه در شخصیت پردازی قهرمانان داستان های ترکی تاثیر داشته است؟ در این راستا، به داستان عاشیقی اصلی و کرم می پردازیم که محصول سنت شفاهی عاشیقی ترکی است و در قفقاز، آناتولی، آسیای صغیر، ایران و حتی ارمنستان و گرجستان گسترده شده است. مدعای اصلی بر این امر استوار است که با مطالعه ی شواهد ادبی این گذار، می توان ردپای تبدیل روحیه ی جهانگیری ترکان کوچ نشین به زندگی ساده ی روستانشینی یا شهرنشینی و تغییر برداشت از زن و خانواده را بازجست. سایر یافته های پژوهش نشان می دهد؛ شخصیت شناسی هر یک از این انواع ادبی و مطالعه ی نوع روابط قدرت میان این شخصیت ها تا اندازه ای می تواند بیانگر ارزش های جامعه ی مخاطبین اثر و آفرینندگان آن ها باشد.
قرآن کریم به آگاهی پیشین یهود از ویژگی های پیامبر(ص) اشاره می کند و اقدامات یهود را ناشی از جهالت آنها نسبت به رسالت پیامبر(ص)نمی داند، بلکه به سبب کفر و نفاق آنها می داند. پس از قرآن، منابع تاریخی مانند المغازی محمد بن عمر واقدی (د. 207ه.ق)، السیره النبویه عبدالملک بن هشام الحمیرى (د. 218ه.ق)، الطبقات الکبرى محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری (د.230ه.ق) و تاریخ الأمم و الملوک أبو جعفر محمد بن جریر الطبری (د. 310ه.ق) به این موضوع اشاره می کنند. بررسی چگونگی بازتاب گزارش های مربوط به آگاهی پیشین یهود از صفات و ویژگی های پیامبر(ص)در قرآن کریم و منابع منتخب، مهم ترین هدف مقاله حاضر است که به شیوه مقایسه ای - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است که وجوه تشابه و تفاوت گزارش های قرآن و منابع منتخب تاریخی از جهت نگرشی، پردازشی و نگارشی در رابطه با آگاهی پیشین یهود از صفات و ویژگی های پیامبر(ص)چیست؟ مقاله حاضر به این نتیجه رسیده است که در آیات مکی به صورت کلی به شناخت یهود از پیامبر(ص)اشاره می شود، اما در آیات مدنی شناخت یهود نسبت به پیامبر(ص) از طریق بیان صفات آن حضرت در تورات بیان می گردد. این درحالی است که منابع منتخب تاریخی ضمن پرداختن به حوادث و اتفاقات از تبیین و تحلیل علل و عوامل اصلی موضع گیری یهود غفلت می نمایند و این تفاوت در نگرش و در شیوه پردازش قابل ملاحظه است.