خالو قربان از اهالی هرسین دره گاماسب در 1293 ق نزدیکی بیستون کرمانشاه متولد شد. درباره پیشینه او اطلاع چندانی در دست نیست. لیکن وی سالهای زیادی را در خانه مخبرالدوله و دیگر شخصیتهای سیاسی در تهران به فراشی پرداخت و آنگاه در قزوین و گیلان به شغل جمعآوری کتیرا مشغول شد تا این که در 8 شوال 1336 ق/ 27 خرداد 1297 ش به خاطر حکایاتی که از سودآور بودن اشتغال در جنبش جنگل شنیده بود جذب آن جنبش گردید و به حاجی احمد پیوست. 1
رژیم پهلوی به اذعان تمام تحلیلگران در سال 1356 در بهترین شرایط از حیث اقتصادی، سیاسی و نظامی به سر میبرد و با تکیه بر همین موقعیت در 17 دی ماه مقالهای را در روزنامه اطلاعات درج کرد تا به تعبیر داریوش همایون «آب در سوراخ مورچه بریزد»، تا مورچهها بیرون بیایند و بدین ترتیب، انقلابیون خود را نشان دهند تا راه برای سرکوب آنان هموار شود، اما سیر حوادث مسیری دیگر را رقم زد. پیرامون وضعیت آن رژیم و نیروهای مبارز و مردمی در سال 1356 و شرایطی که به نگارش مقاله اهانتآمیز به امام امت منجر شد و نیز پیامدها و نتایج آن مقاله و تاثیر قیام خونبار عاشورا بر نهضت ملت ایران به گفتگو با آقای سیدمصطفی تقوی مقدم پرداختهایم که حاصل آن را ملاحظه میفرمایید.
ریشه ی اختلاف و دشمنی میان بنی امیه و بنی هاشم را در قرن ها پیش از ظهور
اسلام، در شبه جزیره عربستان، باید جستجو کرد. گر چه این طوایف هر دو از اعراب
مستعربه در برابر اعراب عاربه بوده و نسب آنان به عدنان، از فرزندان اسماعیل بن ابراهیم
می رسید و به همین سبب به اعراب عدنانی هم معروف شده اند، لکن منشأ اصلی اختلاف
این دو طایفه معروف اعراب عدنانی را، دوره حیات قصی بن کلاب، از اجداد آنان، باید
دانست. در عین حال، در دوره های بعد، به ویژه دوره ی حیات فرزندان عبدمناف، یعنی
هاشم و عبدشمس، اختلافات آنان، وارد مرحله تازه ای شد و از شدت بیشتری برخوردار
گردید، و به همین سبب، جانشینان آن دو نیز در مقاطع مختلف تاریخی، در مقابل هم قرار
گرفتند. به طوری که عبدشمس با هاشم، امیه با عبدالمطلب، حرب با عبدالله، ابوسیفان با
پیامبر (ص)، معاویه با امام علی (ع) و امام حسن (ع) و یزید با امام حسین (ع) به مقابله
پرداختند.
مجمع التواریخ، اثری دربارة تاریخ ایران در دورة پس از سقوط صفویه است که در
سال 1207 در هند نوشته شده است. آخرین فقرات اطلاعاتی این اثر مربوط به تاریخ ایران
در اوایل قرن سیزدهم است، اما مطالب آن بیشتر از منظر مطالع? تاریخ خاندان مرعشی و
تاریخ ایران در سال های مقارن با سقوط صفویه تا اوایل ده? هشتاد قرن دوازدهم هجری
قمری اهمیت دارد. میرزا محمد خلیل، نویسندة آن اثر، از سادات مرعشی مهاجر به هند
است. بنا بر این، به اثر مزبور می بایست به عنوان کتابی تاریخی که توسط یک مهاجر ایرانی
به هند نوشته شده است، نگریست. در مقال? حاضر به مجمع التواریخ از این منظر نگریسته
شده است. این نوع نگاه به شناخت بهتر ما از این اثر و نویسندة آن کمک خواهد کرد. نگاه
مزبور دو زمینه برای تبیین ویژگی های مختلف اثر نامبرده در اختیار ما قرار خواهد داد که
یکی ایرانی و دیگری هندی است. در نوشته های برخی از محققانی که قبل از این
مجمع التواریخ را مورد بررسی قرار داده اند، از این منظر به آن اثر نگریسته نشده و
ویژگی هایی مانند دوگانگی نثر آن اثر از نظر دور مانده و یا نویسندة یکی از منابع مهم
اطلاعاتی آن، یعنی میر محمدعلی فاضل که او هم از مهاجران ایرانی به هند بوده است،
شناسایی نشده است. در این مقاله، افزون بر چشم انداز خاصی که برای تفسیر و تحلیل
بی تردید، ظهور فاتحی به نام نادر شاه افشار در اواسط قرن دوازدهم هجری، برای ایران لازم بوده است.اوضاع آشفته کشور بگونه ای بود که روسیه و عثمانی شمال غرب و غرب کشور را با همدیگر تقسیم کرده و مناطق مرکزی ایران نیز در چنگ افغان های غلزایی بود. در چنین شرایطی نادر ظهور می کند و تمام انتظاراتی را که یک فرد ایرانی می تواند داشته باشد، برآورده می کند. ایجاد آرامش و امنیت و سرکوب مدعیان داخلی، رساندن کشور به مرزهای طبیعی و سیاسی اواخر دوره صفویه و حتی فراتر از انتظار، فتح هندوستان، ولی چه سود که نادر شرری بود و در هوا افسرد. اما اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی کرمان در دوره نادرشاه چگونه بوده است؟ نادر در ایام پادشاهی خود دوبار به کرمان سفر کرد، سفر اول، قبل از حمله وی به قندهار انجام گرفت و چنان مردم کرمان را برای مهیا کردن تجهیزات و آماده کردن راه عبورش به قندهار تحت فشار قرار داد که در منابع محلی و عمومی کمتر به آن پرداخته شده است. نمونه هایی از این فشارها دستور ساختن زنجیر برای عبور لشکر نادر از رودهیرمند بود که مردم کرمان باید این تجهیزات را اگر چارپایی نداشتند برروی دوش خود تاهیرمند حمل می کردند.تمام امکانات مورد نیاز و مهمتر از همه، پول که به عنوان مالیات از کرمانیان وصول شد. سفردوم، آخرین سفر نادر، قبل از مرگ وی بود. نادر که در اواخر عمر به شدت از لحاظ جسمی و روانی، عذاب می کشید و این خود آزاری را تبدیل به مردم آزاری کرده بود، به فجایع هولناکی در کرمان دست زد که متاسفانه مورخان درباری مثل میرزامهدی خان استرآبادی یا محمدکاظم مروی هیچ اشاره ای به آنها نمی کنند. ساختن مناره از جمجمه های قربانیان، قتل فجیع نایب الحکومه و کلانتر شهر به بهانه های واهی وسپس بریدن مالیات دور از انصاف برای کرمانیان. کار به جایی رسید که بعضی از مردم کرمان برای ادای مالیات تعیین شده مجبور به فروش دختران و پسران خود به سربازان تاتار اردوی نادر و بازرگانان ترکمان شدند.
تاریخ علم را نباید جدای از تاریخ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دانست. مسلمانان پس از فتوحات اولیه، با توجه به توصیه و تاکید فراوان اسلام به تحصیل علم و دانش و فراگیری از هر کس و از هر کجا، کار ترجمه و نقل علوم از زبان های مختلف به عربی را از قرون دوم و سوم هجری به قوت تمام در بیت الحکمه و دیگر مراکزِ علمی جهان اسلام دنبال نمودند، و این روند در قرن چهارم و نیمه اول قرن پنجم نیز ادامه یافت. منبع اصلی علوم عقلی که به جهان اسلام راه یافت یونان و محفل علمی آن بود. هارون و مامون مترجمان بسیاری در رشته های گوناگون علوم و دانش های متداول در آن روز را در بیت الحکمه مامور ترجمه کتب کرده بودند. دانشمندان مسلمان با بهره گیری از اندوخته های ملل دیگر، بر روی آنها تعمق و تحقیق کردند و آثار شگرفی از خود بر جای نهادند، آثاری که بعدها به زبان های لاتینی، عبری و غیر آن ها ترجمه گردید. بدین ترتیب مسلمانان دانش یونانی را در قرون وسطی حفظ کردند، به آموزه های قدیم یونانی چیزهای زیادی افزودند و نقش مهمی را در شکوفایی علمی دنیای غرب در قرون جدید ایفا کردند.
جستجو و تامل در آثار میرزا ملکم خان ارمنی و کاویدن اندیشه های سیاسی و اصلاح گرایانه وی با حیرت و شگفتی های نسبتا فراوانی روبروست. از یکسو اعتقادات دینی و روحیات وی به حوزه خارج از اسلام مربوط بود و از سوی دیگر اشتغالات اجرایی و حکومتی وی در سرزمینهای دور دست و از جمله عثمانی و فرنگستان مجالی برای او در تعلق به حوزه اسلامی و اندیشه ورزی در سیاسیات اسلام باقی نمی گذاشت. با این همه در اغلب مواقع ارتباط نزدیکی بین او و شخص شاه (ناصرالدین شاه) برقرار بوده و بنابر روایتی در اولین لژ فراموشخانه میرزا ملکم، شاه عضویت داشت. همچنین در سفرهای خارجی شاه و انعقاد قراردادهای تجاری-اقتصادی همچون رویتر، تنباکو، و لاتاری جز ملازمان و کارشناسان موثر حضور داشته است. معذلک این شخصیت با چنین پیشینه و سوابق در مواقعی که از حکومت فاصله میگرفت و فرصت نشر و پراکندن اندیشه و ایده های خود را در راستای اصلاح حکومت به دست می آورد، توانایی خود را در ایده پردازیهای نوین و مبتکرانه و به دور از انتظار به نمایش می گذاشت.
شاه اسماعیل اول صفوی (907-930 ه.ق) پس از نشستن بر تخت سلطنت در تبریز، مذهب شیعه دوازده امامی را رسمی اعلام کرد. پدران شاه اسماعیل دارای مذهب سنی و مرشد طریقت صفوی بودند. شاه اسماعیل از مذهب پدران خود کناره گرفت و با عزمی راسخ به ترویج مذهب شیعه پرداخت. در جلب او به مذهب شیعه، کارکیا میرزاعلی حاکم لاهیجان نقش اساسی داشت. این مقاله به بررسی شکل گیری تفکر شاه اسماعیل در راستای مذهب شیعه در لاهیجان می پردازد.
عینیت یکی از مسایل مطرح شده در فلسفه علم تاریخ است که در قرون اخیر نظر فیلسوفان و مورخان را به خود جلب کرده است. اختلاف نظر آنان بر سر این مساله باعث شکل گیری دیدگاه های متفاوتی گردیده است. قبول یا رد عینیت در تاریخ پژوهشگر تاریخ را ملزم به پاسخگویی به سوالاتی در این زمینه می کند. نظر به اینکه تعدادی از فیلسوفان و پژوهشگران تاریخ این موضوع را پیچیده ترین و گیج کننده ترین مباحث فلسفه علم تاریخ شمرده اند، متاسفانه با گذشت سال ها، هنوز هم پژوهشگران تاریخ با همان عنوان از مساله عینیت یاد می کنند. مقاله حاضر ضمن رد این دیدگاه، درصدد آن است که با نگاهی جدید به عینیت، جایگاه آن را در مطالعات تاریخی مورد بررسی قرار دهد و به موانع دست یابی به آن بپردازد.