خبرنگار همشهری ماه در یک ظهر گرم تابستان ضمن بازدید از مراحل بازسازی و ساخت وساز اطراف منزل آیتالله کاشانی، درباره حوادث 28 مرداد با مهندس کاشانی به گفتگو نشسته که بخشهایی از آن در ادامه میآید
آل بویه از دیلمیان سرزمین دیلمِ(خاص) بودند. اما چون شرایط اقتصادی این منطقه چندان مطلوب نبود، ناچار به مانند نیاکان خود و به واسطة مهارت های نظامی متأثر از شرایط جغرافیایی زادگاه خود، در لباس پیاده نظام به حکومت های گوناگونی همچون علویان طبرستان و زیاریان (در سال های250 تا321ق) پیوستند و بخش مهمی از ساختار نظامی و سیاسی حکومت آنها را شکل دادند. این فرایند نقش مهمی در آشنایی دیلمیان با فضاهای جدیدتر داشت و در نهایت سبب شد حکومت آل بویه پی افکنده شود. تجربة سال ها خدمت در دربار حکومت های پیش گفته به رفتار نسبتاً هوشمندانه تر برخی از امیران آل بویه با عوامل انسانی دخیل در عرصة اقتصاد و استفادة بهتر از توانمندی های طبیعی و اداری در قلمرو نسبتاً گستردة آنان انجامید که در حدود پنجاه سال روبه افزایش بود. دستیابی به سرزمین ها و منابع جدید درآمد و مدیریت نظام کارآمد دیوان سالار در مناطق مرکزی و غربی ایران و عراق موجب شد ساختار اقتصادی آل بویه بر سه مؤلفة کشاورزی، صنعت و بازرگانی استوار شود و پشتوانه دوام حکومت آنان گردد.
تغییراتی که از نیمه دوم قرن سیزدهم قمری (19 م) در مسیر و طرف های تجاری ایران پدید آمد، کارکرد تجّار و صرافان گسترش یافت. در این دوره متأثر از فعالیت انجمن اکابر پارسیان هند و ارتقای یزد به یکی از کانون های تجاری، زرتشتیان فرصتی یافتند تا به تجارت و صرافی روی آورند. جمشید بهمن با ایجاد تجارتخانه جمشیدیان در دو حوزه ملکی و تجاری در میان کارگزاران اقتصادی و دولتمردان سیاسی نفوذ یافت و علاوه بر ایجاد شعباتی در شهرهای ایران و خارج از کشور، به مقام رئیس التجاری نیز ترقی نمود. چنین رویکردی نمودار تعامل ساختار قدرت با اقلیّت ها و ضرورت وجودی نهاد صرافی در بافت تجاری بود؛ اما بنا به دلایلی مانند بی ثباتی سیاسی ـ اقتصادی پس از مشروطه، عدم سیاست گذاری مدون در گذار از ساختار اقتصاد سنتی به مدرن و اعمال بی رویه بانک شاهی و استقراضی سرانجام از میان رفت.
در طول تاریخ کهن و باستانی کشور ایران از اسامی سلاطین جهت نامگذاری استفاده شده است. گاهی یک نام برای افراد گوناگون در طول زمان مورد استفاده قرار گرفته است. پادشاهان ایران همچون پادشاهان مصر و آشور، نام نیاکان خود را به کار می بردند، مثلاً اُُخوس خود را داریوش دوم، و «کوُدمان codman» خود را داریوش سوم و بسوس خود را اردشیر چهارم نامید. اسامی خاص ایرانیان مطابق با اعتبار شخص و شکوه و جلال آن ها بود، هر نام دارای میراثی از گذشته است که با بررسی آن می توان به گوشه ای از هویت جمعی، هویت فردی و فرهنگ آن دیار پی برد. نام ها نمادی از فرهنگ در جامعه هستند و برای حفظ میراث فرهنگی، ثبت و ضبط این اسامی که امروزه نیز رواج پیدا کرده اند، ضرورتی تام و تمام دارد. بعضی اسامی ایرانی در اثر برخورد و اختلاط با زبان یونانی تغیراتی یافته اند. در این مقاله به ذکر معانی، ریشه یابی و وجه اشتقاق اسامی شاهان هخامنشی پرداخته شده و سعی شده است با مراجعه به گزارش مورخان، کتیبه ها و تعابیر و نظرات شرق شناسانی که در این زمینه تحقیقاتی داشته اند، موضوع مورد بررسی قرارگیرد.
دریاچه ۹۰ کیلومتری سد گتوند علیا تعداد قابل توجهی از محوطه های باستانی شمال خوزستان را در خود فرو خواهد برد. از همین روی جهت شناسایی محوطه های باستانی در خطر غرق شدن، تیمی از باستان شناسان، حوضه آبگیرِ این سد را بررسی نموده و محوطه های این محدوده را شناسایی و ثبت نمودند. محوطه کلانتر ۴ یکی از محوطه های اعلام شده توسط تیم بررسی بود که در فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹ کاوش گردید. در پی کاوش در این محوطه آثار معماری مسکونی و دو آرامگاه سنگی نیمه زیرزمینی مربوط به دوره ایلام جدید شناسایی گردید که نقش مؤثری در افزایش دانش ما از دوره ایلام جدید در ارتفاعات خوزستان خواهد داشت. با توجه به مقایسه تطبیقی سفال ها، شباهت قابل توجهی بین سفال های کلانتر ۴، شوش (شهر شاهی II) و محوطه های ایلام جدیدِ دشت میاناب شوشتر وجود دارد. از سوی دیگر با مطالعه معماری محوطه بر اساس رهیافتی قوم باستان شناسانه، تداومی در سنت های معماری منطقه حداقل از دوران ایلام جدید تا کنون به چشم می خورد.
در این نوشته سعی شده است به سؤال عوامل گسترش تصوف و پیامدهای آن در دوره سلجوقیان پاسخ داده شود. صوفیان در این دوره از حمایت طبقه حاکمه بهره مند شدند و فقها در تلفیق شریعت و طریقت، تلاش کردند. علاوه بر این، هرج و مرج های عقیدتی، جامعه را با بحران روبه رو میکرد که زمینه را برای گسترش تصوفی که با روحیه مردم سازگاری داشت، مهیا میکرد. گسترش تصوف، پیامدهای مثبت و منفی دربرداشت که به طور دو جانبه به آن پرداخته شده است.
یکی از مهم ترین منابع امروزی تاریخ پژوهان، شرح نهج البلاغة ابن ابیالحدید است. نگارندگان این نوشتار به بررسی و معرفی منابع تاریخی شارح پرداخته، برخی ویژگیهای روش تاریخی شارح را آورده و درباره برخی منابع، توضیحاتی در مورد چگونگی منبع و وجود یا عدم وجود آن داده اند. بررسیها و واکاویهای دقیق تر میتواند برپایة این معرفی اجمالی در مورد هر یک از کتاب ها به طور خاص انجام پذیرد.
انتخاب دمشق به عنوان مرکز خلافت در دوره اموی، زمینه ارتباط مستقیم خلفا را با مسیحیان فراهم کرد. از آنجا که قشر عظیمی از جامعه شام را مسیحیان تشکیل میدادند خلفا ناگزیر از اتخاذ سیاست تسامح و تساهل در برابر مسیحیان شدند. تسامح و تساهلِ اغلب خلفای اموی در برابر مسیحیان و عدم اعمال محدودیت در زمینه های اجتماعی و دینی بر آنان، به قدرت گیری مسیحیان در دوره اموی منجر شد. مسیحیان در دوره اموی به علت بیاطلاعی نومسلمانان از تشکیلات دیوانی مناطق مفتوحه، بر نهادهای اداری مسلمانان مسلط شده و همچنین به علت مهارت در علم پزشکی و تسلط بر زبان سریانی و یونانی نقش مهمی در پیشرفت علوم در عصر اموی در شاخه های پزشکی و ترجمه کتاب ها ایفا کردند. بر این اساس، در مقاله حاضر، ابتدا اوضاع اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی مسیحیان ذمّی در عصر اموی، مطالعه شده، سپس نقش آنان در پیشرفت علوم مسلمانان مورد بررسی قرار گرفته است.1
ابن تیمیه که آرا و آثار او پشتوانة اصلی وهابیت است، در گزارهای مدعی شده است که دو خلیفه نخست، در سریههای متعددی سمت فرماندهی داشتهاند و امیرالمؤمنین علی(ع) جز در یک مورد، هیچگاه چنین نقشی را عهدهدار نبوده است. البته واکاوی منابع اهل سنت نشان میدهد که تمام سریه های منسوب به ابوبکر، نام های مختلف برای تنها یک سریه است، علاوه بر اینکه فرماندهی او در این سریه نیز مورد تردید و انکار پژوهشگران قرار گرفته است. همچنین تنها سریه عمر نیز در بردارنده تضادها و همراه با پرسش های گوناگونی است که تاکنون بدون پاسخ مانده است. منابع اهل سنت هیچ سریه ای را به عثمان نسبت نداده اند، در حالی که همین منابع، فرماندهی سرایای متعددی را برای امیرالمؤمنین علی(ع) ثبت کرده اند. بنابراین، مدعای ابن تیمیه در تعارض آشکار با منابع اهل سنت است و هیچ پشتوانة تاریخی ندارد. گزارش واکاوی منابع اهل سنت برای سنجش مدعای ابن تیمیه در این نوشتار آمده است.
اقتصاد از ابعاد مهم زندگی بشر است به گونه ای که در برخی مکاتب حتی زیر بنای جامعه پنداشته شده است. اقتصاد در اسلام هرچند زیر بنا نیست، اما به آن اهمیت فراوان داده شده است، چرا که در بهبود یا نابسامانی دیگر شئون زندگی انسان تأثیر شگرف دارد. مقاله حاضر بر آن است تا با رویکرد تاریخی و تحلیلی، وضعیت اقتصادی شیعیان عراق را در عصر صادقین(ع) با بهره گیری از منابع تاریخی، حدیثی و رجالی روشن سازد. در این تحقیق ابتدا وضعیت اقتصادی عراق در دو قرن نخست بررسی شده و سپس به وضعیت اقتصادی شیعیان پرداخته شده است. طبق یافته های این تحقیق، منابع اصلی ثروت در عراق، ابتدا زراعت و تجارت و سپس صنعت بوده است. شیعیان از زراعت اندک، اما از تجارت سهم بیشتر داشتند و به صنعت نیز کم و بیش اشتغال داشتند.
موضوع تمدن سازی در حکومت های انبیا همواره از موضوعات مهم و چالش برانگیز در حوزه فرهنگ و تمدن بوده است. بیتردید، بررسی مصداق های تاریخی این مقوله، کمک شایانی در شفافیت موضوع و نظریه پردازیها دارد. قرآن کریم برای موسی(ع) دو ویژگی دانایی و توانایی را به کار برده است(قصص: 14). همین مسئله، توجه حاکمیت الاهی را به ضرورت دانایی و توانایی در نظام حکومت دینی روشن میسازد. حضرت موسی(ع) ضمن داشتن این دو صفت، با آگاهی و قاطعیت در برابر فتنه های سیاسی و فرهنگی، برنامه ای مدون برای اصلاح اجتماعی و دستیابی به جامعه ای دینی فراهم کرد. این مطلب محور این پژوهش است.