ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
۲۹۶۱.

تحلیلی بر سیاست اسکان دولت پهلوی اول در ایل قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۵ تعداد دانلود : ۴۵۰
با به سلطنت رسیدن رضاشاه، برنامه های دولت پهلوی برای برقراری امنیت، تمرکزگرایی، اصلاحات، پیشرفت و نظم نوین در تعارض با زندگی ایلیاتی قرار گرفت. سیاست اسکان یکی از برنامه های دولت پهلوی برای ایلات بود؛ موضوعی که ایل قشقایی از آن مستثنی نبود. در مناسبات سیاسی اقتصادی ایل قشقایی با دولت پهلوی اول، مسئله این است که در ایل قشقایی برنامۀ اسکان با چه اهدافی و چگونه اجرا شد. بر مبنای این مسئله، پژوهش حاضر درصدد پاسخ گویی به دو پرسش است: سیاست اسکان در ایل قشقایی چگونه اجرا شد؟ سیاست اسکان در ایل قشقایی چه نتایجی داشت؟ پژوهش پیش رو با روش تاریخی و شیوۀ تدوین و نگارش توصیفی تحلیلی، مبتنی بر اسناد سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ج.ا.ا (ساکما)، با منشأ استانداری فارس و مکمل قرار دادن منابع کتابخانه ای نوشته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد اسکان ایل قشقایی را نظامیان و ادارۀ اسکان فارس اجرا کردند. با انتصاب کدخداها بر خانوارها، قشقایی ها در مناطق ییلاقی و قشلاقی، اسکان داده و به زراعت مشغول شدند؛ همچنین اغنام و احشام ایل قشقایی با صدور پروانۀ چوپانی (گله بنه) اجازۀ رفتن به ییلاق و قشلاق را پیدا کردند. سیاست اسکان ایل قشقایی به طور کامل موفقیت آمیز نبود؛ اما باعث شد پس از شهریور 1320ش/1941م، ایل قشقایی دیگر به وضعیت پیش از اجرای برنامۀ اسکان باز نگردد و ایل قشقایی از نظر میزان جمعیت و وسعت مالکیت ارضی و تعداد دام کاهش یابد. با این حال، پس از استعفای رضاشاه از سلطنت، بسیاری از قشقایی های اسکان شده به زندگی ایلی بازگشتند که مهم ترین علت این اقدام آنها اقتصادی، یعنی مرگ ومیر اغنام و احشام، بود. آشنانبودن به امر کشاورزی و روحیۀ ایلیاتی قشقایی ها و زورگویی و رشوه خواری نظامی ها و مأمورهای دولتی از دیگر عوامل بازگشت قشقایی ها به زندگی ایلی بودند.
۲۹۶۲.

عُزّی، الهۀ سیاه در منابع اسلامی: واکاوی خاستگاه این انتساب با کمک منابع پیشااسلامی و باورهای سامیان باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۳۷۵
یکی از زمینه های بحث دربارۀ خدابانوان عربی واکاوی ویژگی های ایشان در منابع اسلامی است. در این زمینه، به طور ویژه برخی گزارش های مرتبط با الهۀ عُزّی درخور توجه است که در روایت های مربوط به انهدامش به مثابۀ زنی سیاه روی معرفی شده است. در حالی که این خصلت در سایر صفت ها و نمادهای عُزّی ریشه ندارد. اکنون پرسش های اصلی این نوشتار عبارت است از: خاستگاه چنین خصلتی برای عُزّی چیست و او برچه اساسی و با چه معیاری در منابع اسلامی چنین صفتی، آن هم تنها در روایت های مربوط به انهدام، به خود گرفته است؟ گزارش های نویسنده های مذکور درصدد گفتن چه مطلبی است و این امر به درک ارزش گذاری الهه ها و خدابانوان مشرکان در فرهنگ اسلامی چه کمکی می کند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد انتساب مذکور بیش از آنکه از امر واقع حکایت کند، نوعی اقتباس و الگوگیری مسلمانان از سنت های توحیدی رایج در منطقه است که در مواجهه با خدایان غیر داشتند. در این مقاله نشان خواهیم داد خاستگاه اصلی این سنت در بین النهرین باستان ریشه دارد که پس از تبعید یهودیان به بابل در میان سامیان هم وارد شد؛ سپس در فرآیندی تکاملی از راه کتاب مقدس و سنت اربابان کلیسا به مسلمانان سده های نخست هم به ارث رسید.
۲۹۶۳.

نخل و خرمایِ فارس در سده های نخستین اسلامی از منظر جغرافیای تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۲ تعداد دانلود : ۴۲۳
نخل در حکم یکی از درختانِ مشهور مناطق گرمسیری فارس، در سده های نخستین اسلامی در کانون توجه مردم این خطه بود؛ پس پرورش آن و تولید خرما از مشاغل عمدۀ کشاورزان و باغداران این منطقه بود. نخل داری در جایگاه یکی از عرصه های تعامل مردم فارس با محیط گرمسیری آن در سده های یادشده، موضوعی است که تاکنون چندان واکاوی نشده و تنها در برخی از آثار تألیفی، به شکل کلی به آن توجه شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر حول این پرسش سامان یافته است: از منظر جغرافیای تاریخی، در این دوران معیشت وابسته به نخل در چه زمینه هایی از حیات مردم فارس نمود پیدا کرده بود؟پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای و بررسی میدانی در برخی مناطق دارای نخلستان و سازه های مرتبط با آبیاری نخل در فارس فراهم شده است. یافته های پژوهش از تعامل مردم گرمسیر فارس با جغرافیای محل سکونت خود، در ایجاد نخلستان های متعدد و استفادۀ فراوان از این درخت حکایت می کند. نخل و خرما در شکل گیری الگوهای زیستی سازگار با گرمسیر فارس همچون معماری، صنایع دستی، تغذیه، صادرات و پیدایش واژه های فراوان در ادبیات این منطقه نقش مهمی ایفا کرده و نزد مردم این خطه، جایگاه ویژه ای داشته است.
۲۹۶۴.

شرفیابی سفیران و پیوند آن با مسئلۀ اقتدارگرایی و اعمال قدرت شاه بر اساس روایت سفرنامه نویسان دورۀ شاه عباس (اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۴۱۳
سفرنامه های دورۀ شاه عباس روایتی از پروسۀ پذیرش سفیران در دربار شاه عباس را به دست می دهند که مناسبات قدرت و سازوکارهای اعمال آن در ایران را بازتاب می دهند. درواقع، در مواجهۀ شاه با سفیران بسیاری از سنت ها، هنجارها، باورها و مؤلفه هایی که به صورت مستقیم با شاه، دایرۀ اقتدار او، ساختار سلسله مراتبی قدرت، مهمان نوازی و عطوفت شاهی و بسی مؤلفه های دیگر  پیوند می خورد، بازتولید می شد. در چنین بستری، آنچه رخ می داد آفرینش روایتی از فرهنگ سیاسی در ایران بود که بنا بود بر تصورات نمایندگان و سفیران تأثیر بگذارد. نگارندگان این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش بوده اند که چگونه سیاست های شاه عباس در پروسۀ پذیرش سفیران، به اقتدار نظام سیاسی عینیت می بخشید؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که روایت سفرنامه نویسان با وجود کاستی های محتوایی، دربرگیرندۀ اشاره های متنوعی از تلاش دربار ایران برای آفرینش روایتی اقتدارگرایانه به منظور تأثیرگذاری بر ذهنیت سفیران است. در این پژوهش، با رویکرد توصیفی- تحلیلی بر زمان هایی از حضور سفیران در دربار شاه عباس تأکید شده است که در آن، شاه ایران و دربارش در هیئت میزبانانی درمی آمدند که در تلاش بودند تا تصویری مقتدر از ایران و اصول حاکم بر مناسبات اعمال قدرت در ساختار سیاسی آن ارائه دهند.
۲۹۶۵.

واکاوی انگیزه های شاه اسماعیل اول صفوی برای ترویج تشیع(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۴۵۶
بازتاب گسترش تشیع به وسیله شاه اسماعیل اول صفوی، آن چنان گسترده است که آثار آن تا به امروز در صحنه فرهنگی و اجتماعی ایران باقی مانده است. یکی از مسائل مهم برای صفویه پژوهان، آگاهی از انگیزه های مؤسس جوان این سلسله برای رسمیت بخشی به مذهب تشیع اثناعشری و ترویج آن است. این آگاهی ما را در رسیدن به تصویری صحیح از بنیان فکری صفویان و علل اقداماتی که در بُعد فرهنگی و مذهبی انجام دادند، یاری می رساند. در این پژوهش سعی می شود، دیدگاه هایی که ترویج تشیع از سوی شاه اسماعیل را متأثر از انگیزه هایی مانند قدرت طلبی، ثروت اندوزی، ادعای الوهیت، ادعای مهدویت و نیابت، ملی گرایی و نژادگرایی، تقابل با دولت عثمانی و تأثیرپذیری از عقاید غالیانه قزلباش معرفی کرده اند، نقد گردد. سپس این مدعا اثبات شود که ایمان درونی و اعتقاد راسخ و خالصانه شاه اسماعیل به تشیع به دور از مصلحت اندیشی های سیاسی، عامل اصلی اهتمام او به گسترش تشیع بوده است. هرچند خلوص او در این باورها به معنای درستی همه باورهای او نیست.
۲۹۶۶.

تحلیلی بر فضای تاریخی گفتمانی الرّد علی الرافضه، حکیم ترمذی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۴ تعداد دانلود : ۳۴۵
الرّد علی الرافضه عنوان رساله ای کهن و کمتر شناخته از محمد بن علی ترمذی (د. پس از 285ه.ق.) است. همو که به حکیم ترمذی نام بردار و عمده اشتهارش به دلیل طرح نظریه ختم ولایت است. بیشتر آثار او، متضمن بحث های گسترده در عرفان نظری و تقویت جریان زهد و تصوف است، اما حکیم در این رساله، مانند متکلمی خرده گیر ظاهر می شود و ردیه ای بر شیعیان می نویسد. الرّد علی الرافضه با آن که قدمتی زمانی فراوانی دارد و از منظر یک صوفی نوشته شده است، به دلیل استنساخ اندک در سده های میانه و متأخر، مهجور مانده است.مقاله حاضر می کوشد پس از اشاره ای گذرا به محتوای آن، با روشی تحلیلی به فضای متنی و گفتمان های حاکم بر زمان و بوم زندگانی نویسنده اشاره کند. نتیجه این بررسی نشان می دهد، پیوستگی فکری به اهل حدیث، فاصله گذاری با مذهبی که شباهت بسیاری به آرای عرفانی او دارد، پا گیری حکومت های منطقه ای در ایران به ویژه سیاست یک پارچه سازی مذهبی سامانیان و پیش فرض های عرفانی در سوگیری های حکیم ترمذی  اثر بخش بوده است.
۲۹۶۷.

The Revival of Nowruz and Mehregan Celebrations in the Abbasi Court (132-220 AH)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۲ تعداد دانلود : ۳۸۵
Nowruz and Mehregan were among the celebrations of ancient Iran that were held in the court in the first Abbasid era. Giving gifts by Iranians on Nowruz and Mehregan was one of the main reasons for holding these celebrations in the Abbasid court. The population context of Baghdad, which was predominantly Iranians, had an impact on the celebration of Nowruz and Mehregan. The Abbasids held Nowruz ceremonies to the satisfaction of the Khorasanians and the Iranian ministers, including the Barmaki and Sahl dynasties. The Abbasid caliphs, like the Sassanids, made public ceremonies at the court and allowed the people to hold various ceremonies. In this article, the description, manner and reasons for the survival of Nowruz and Mehregan in the Abbasid court of the first era are discussed.
۲۹۶۸.

Khajeh Nasir al-Din Tusi, the Guide of the Mongol Ilkhans towards Iranian and Islamic Civilization (Based on the Writings of Khajeh Nasir)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۶ تعداد دانلود : ۳۵۰
From the time of the Mongol invasion of the Ismaili castles to the present day, one of the points of concern for many people has been the reason for Khajeh Nasir al-Din al-Tusi's collaboration with prominent Muslim scholars and non-Muslim Mongols. Many have accounted Khajeh’s political behavior during the rule of Ilkhanate as his hostility towards denominations and the Sunnis. Many others have known it as part of his opportunistic character and claimed that he has done so to achieve a certain political status. However, by carefully studying the works of Khajeh, one could find other logical and fundamental reasons for Khajeh’s behaviors that unfortunately have been mostly disregarded. By reading his works, many Islamic legal, historical, psychological, philosophical, and other kinds of reasons can be found that deserve paying attention. Khajeh’s prominent personality trait is related to philosophy and Kalaam (scholastic theology); hence, it only makes sense to seek the reason behind this collaboration in Khajeh’s frame of thought. Khajeh’s most important work in this area is Akhlaaq e Naasiri, in which the most important topic is Madina Faazila. From the time of the Mongol invasion of the Ismaili castles to the present day, one of the points of concern for many people has been the reason for Khajeh Nasir al-Din al-Tusi's collaboration with prominent Muslim scholars and non-Muslim Mongols. Many have accounted Khajeh’s political behavior during the rule of Ilkhanate as his hostility towards denominations and the Sunnis. Many others have known it as part of his opportunistic character and claimed that he has done so to achieve a certain political status. However, by carefully studying the works of Khajeh, one could find other logical and fundamental reasons for Khajeh’s behaviors that unfortunately have been mostly disregarded. By reading his works, many Islamic legal, historical, psychological, philosophical, and other kinds of reasons can be found that deserve paying attention. Khajeh’s prominent personality trait is related to philosophy and Kalaam (scholastic theology); hence, it only makes sense to seek the reason behind this collaboration in Khajeh’s frame of thought. Khajeh’s most important work in this area is Akhlaaq e Naasiri, in which the most important topic is Madina Faazila.
۲۹۶۹.

روابط شاه اسماعیل صفوی با سلطان قانصو غوری مملوکی به روایت ابن ایاس، مورخ ممالیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۳ تعداد دانلود : ۳۵۸
دوره صفویه از جهت روابط خارجی بدون شک از مهم ترین ادوار تاریخ ایران است. شاه اسماعیل بنیان گذار سلسله صفوی، به دنبال سرکوب ملوک الطوایف و بقایای آق قویونلوها درغرب ایران با دولت ممالیک هم مرز گردید. ممالیک دولتی بزرگ ولی رو به اضمحلال مستقر در سرزمین های مصر، شام و حجاز بود که حاکمیتش ابتدا از طرف پرتغالیان و سپس عثمانی ها و صفویه مورد تهدید بود. روابط صفوی با ممالیک به دلیل توسعه طلبی ارضی شاه اسماعیل در شام، ابتدا خصمانه و با درگیری های مرزی همراه بود، سپس به دلیل دشمنی دولت عثمانی با آن دو، روابط آن ها بهبود یافته و متحول گردیده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که روابط شاه اسماعیل صفوی با ممالیک چگونه، و به چه علت بوده است؟ در نتیجه مشخص شد که روابط شاه اسماعیل با ممالیک به مدت چهارده سال و در دو مرحله بوده است. روابط آنان ابتدا خصمانه آغاز شد ولی با به قدرت رسیدن سلطان سلیم در عثمانی و رویکرد تهاجمی او نسبت به آنان، روابطشان دوستانه و منجر به اتحاد نظامی بین طرفین گردیده است.
۲۹۷۰.

موقعیت راه بردی و اقتصادی کیلیکیه در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۰ تعداد دانلود : ۴۲۳
پس از تصرف لیدیه و پایتخت آن شهر سارد به وسیله کوروش بزرگ در سال۵۴۷ پ.م، تقریبا تمامی بخش های آسیای کوچک از جمله سرزمین کیلیکیه در جنوب آسیای کوچک تحت سیطره حکومت پارسیان در آمد. هر چند خاندان سوئنسیس، حاکمان وقت کیلیکیه به دلیل کمک به کوروش در فتح سارد توانستند حاکمیت موروثی خودشان را تا حدودی بر این سرزمین به صورت نیمه مستقل حفظ کنند، اما موقعیت ژئوپلیتیکی و جایگاه اقتصادی کیلیکیه از همان ابتدا باعث توجه ویژه هخامنشیان به این سرزمین شد. زیرا، قرار گرفتن در مسیر راههای تجاری، که از یک طرف به راه های دریایی در مدیترانه و از سوی دیگر به جاده ی شاهی که آسیای کوچک را به شمال سوریه و میانرودان مرتبط می کرد، باعث شده بود که کیلیکیه به مرکز مبادلات تجاری تبدیل و نقش مهمی در توسعه اقتصادی شاهنشاهی هخامنشیان ایفا کند. در هر حال، به رغم جایگاه و اهمیت اقتصادی این سرزمین در دوره هخامنشیان، اما تا کنون در این رابطه پژوهش مستقلی انجام نشده است. لذا با نگاهی به موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی کیلیکیه، و با استفاده از گزارش های تاریخی کهن و داده های باستان شناختی و بر اساس شیوه پژوهشهای تاریخی در این پژوهش تلاش شده است به طور ویژه به مبادلات تجاری و جایگاه اقتصادی کیلیکیه در دوره هخامنشیان پرداخته شود
۲۹۷۱.

مقایسه عملکرد نیروهای بازار در روند صنعتی شدن غرب و ایران (بررسی دوران صفویه تا اواخر پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۳۵۴
در اواخر قرون وسطی به دنبال تحولات اقتصادی- اجتماعی، اروپا با گذار از مراحل مختلف وارد عصر انقلاب صنعتی شد؛ بدین صورت که با عبور از اقتصاد معیشتی و شکل گیری سرمایه داری تجاری، انباشت ثروت صورت گرفت و با به کارگیری این سرمایه توسط بخش میانی بورژوازی در حوزه صنعت و تولید، اروپا وارد عصر صنعتی شد. در حالیکه در ایران با به قدرت رسیدن صفویان، بازار در وجه اقتصادی و جغرافیایی سامان نو گرفت و با توسعه شبکه های اقتصادی بازار، شرایط برای شکل گیری بورژوازی تجاری فراهم شد. اما با وجود انباشت سرمایه توسط نیروهای بازار، این نیرو بر خلاف بورژوازی در غرب نیروی صنعتی نشد و خصلت تجاری خود را حفظ کرد. لذا این سوال مطرح می شود که در مقایسه با نقش موثر نیروهای بازار و بورژوازی در روند صنعتی شدن در اروپا و غرب چه عواملی موجب گردید نیروهای بازار در ایران وارد مرحله صنعتی نشوند. در این مقاله از روش جامعه شناسی تاریخی- تطبیقی به مثابه روش استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد غلبه روحیه سوداگرایانه بر نیروهای بازار و تداوم این غلبه بر کنش اقتصادی در ایران باعث شد نیروهای بازار تمایلی به سرمایه گذاری در صنعت و حوزه های تولیدی نداشته باشند._x000D_ In the late Middle Ages, following socio-economic developments, Europe entered the era of the Industrial Revolution through various stages; Thus, with the passage of the subsistence economy and the formation of commercial capitalism, wealth was accumulated, and with the use of this capital by the middle section of the bourgeoisie in the field of industry and production, Europe entered the industrial age. While in Iran, with the rise of the Safavids to power, the Bazar was reorganized economically and geographically, and with the development of Bazar economic networks, conditions were provided for the formation of a commercial bourgeoisie. But despite the accumulation of capital by Bazar forces, this force, unlike the bourgeoisie in the West, did not become an industrial force and retained its commercial character. Therefore, the question arises that in comparison with the effective role of Bazar forces and the bourgeoisie in the process of industrialization in Europe and the West, what factors prevented Bazar forces in Iran from entering the industrial stage. In this article, the method of historical-comparative sociology has been used as a method. Findings show that the dominance of speculative spirit over Bazar forces and the continuation of this dominance over economic action in Iran made Bazar forces reluctant to invest in industry and production areas.
۲۹۷۲.

بازتاب اجرای قوانین عثمانی در عراق بروضعیت اجتماعی اتباع ایرانی مقیم عتبات عالیات؛«ازدواج وخدمت سربازی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۳۳۳
با ارتقاء روابط دیپلماتیک بین دو دولت ایران وعثمانی در قرن نوزدهم،میزان حضور ایرانیان هم در شهرهای مقدس عراق توسعه پیدا کرد.شرایط نابسامان سیاسی و اقتصادی ایران،جستجوی شغل و درآمد بهتر و گرایشات مذهبی مواردی بود، که در مهاجرت برخی از ایرانیان به عتبات عالیات تاثیر داشت.دولت عثمانی نسبت به حضور ایرانیان در عراق،نگرش مثبتی نداشت.سعی داشت با اعمال برخی قوانین سیاسی واجتماعی،نفوذ ایرنیا ن در عراق را با محدودیت مواجه سازد. قانون ممنوعیت ازدواج ایرانیان با زنان عثمانی و خدمت سربازی اجباری برای متولدین ایرانی از زنان عثمانی در راستای این اهداف صورت گرفت. سرپیچی اتباع ایرانی در پذیرش این قوانین وسخت گیری ماموران عثمانی در اجرای آن ،از مواردی بود که وضعیت اتباع ایرانی مقیم عتبات عالیات را در قرن نوزدهم با دشواریهایی روبرو کرد.رسیدگی به این مسائل،دیپلماسی پیچیده ای را در روابط ایران و عثمانی ایجاد کرد.در این پژوهش تلاش شده به روش تحلیلی با واکاوی اسناد و منابع موجود در بایگانیهای دوکشور ایران و عثمانی به این سوالات پاسخ داد: 1.رویکرد دولت عثمانی در اجرای قوانین اجتماعی درشهرهای مقدس عراق چه بود؟2.چرا ماموران عثمانی در اجرای این قوانین بر اتباع ایرانی تاکید داشتند؟یافته های پژوهش بیانگر آن است که دیدگاه دولت عثمانی درعراق با تصور براینکه دولت ایران در پشت صحنه فعالیت های سیاسی ،مذهبی شیعیان در عراق قرار دارد.وعدم نظارت بر فعالیت های ایرانیان درعراق باعث قدرتمندتر شدن ملیت ایرانی در عراق و تهدید هویت عثمانی در این بخش از قلمرو تحت حاکمیت خود خواهد شد،هیچگاه نظر مساعدی به حضور ایرانیان در شهرهای مقدس عراق نداشتند.اعمال قوانین اجتماعی و حقوقی در میان اتباع ایرانی درراستای این نوع نگرش تقویت میشد._x000D_ With the development of diplomatic relations between the two governments of Iran and the Ottoman Empire in the nineteenth century, the presence of Iranians in the holy cities of Iraq also expanded. The Ottoman government did not have a positive attitude towards the presence of Iranians in Iraq. It tried to limit the conditions for the presence of Iranian citizens in Iraq by enforcing some political and social. Law on the Acceptance of Ottoman Citizenship, Prohibition of Iranians Marrying Ottoman Women, and Compulsory Military Service for Iranian-born Women Were among these goals. The reluctance of Iranian citizens to accept such laws imposed by the Ottoman government, on the one hand, and the strictness of Ottoman officials in enforcing them, on the other, were among the issues that made the situation of Iranian citizens living in Atbat in the nineteenth century difficult. In this research, a descriptive, analytical method based on documents in the archives of the two countries answered the question: 1. What was the Ottoman government's approach to enforcing social laws in Iraq? Ottoman government in Iraq thought that the Iranian government was behind the scenes of Shiite political and religious activities in Iraq. There are Shiite political and religious groups in Iraq and the lack of monitoring of Iranian activities there will make the Iranian nation stronger and threaten the Ottoman identity in this part of the territory under their rule. They never had a favorable opinion of the presence of Iranians in the holy cities of Iraq.
۲۹۷۳.

نقش دین و سنت در روابط خارجی ایران در دوره خسرو انوشیروان و تأثیر آن بر نگاه بیگانگان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹ تعداد دانلود : ۳۸۷
خسرو انوشیروان چهره سیاسی مشهور ساسانی است که بخشی از شهرتش به خاطر روابط موفقیت آمیز سیاسی با دولت ها و حکومت های هم مرز با ایران بود. خسرو، که در بدو سلطنت با مشکلات جدی روبه رو بود، موفق شد در رویارویی نظامی با بیگانگان در بیشتر اوقات دست بالا را داشته باشد و با شکست بیزانس، فتح یمن و براندازی حکومت هپتالی قلمرو ساسانی را به میزان زیادی گسترش دهد. اما در روابط فرهنگی خسرو رویکرد متفاوتی اتخاذ کرد و به وام گیری و مراوده علمی و فرهنگی با دولت های بیگانه پرداخت که نتیجه آن پیشرفت علمی دولت ساسانی و شهرت خسرو به عنوان فرمانروایی دانش دوست نزد بیگانگان بود. در پژوهش حاضر با استفاده از منابع بیزانسی، سریانی و صدر اسلام روابط سیاسی و فرهنگی ایران با حکومت های بیگانه در زمان انوشیروان بررسی خواهد شد. منابع بیزانسی، سریانی و صدر اسلام چهره نسبتاً مثبت فرهنگی و اخلاقی از خسرو ترسیم می کنند که بازتاب روابط موفق خارجی خسرو در عرصه های سیاسی و فرهنگی بین المللی است. بررسی منابع نشان می دهد که خسرو در روابط سیاسی، فرهنگی و علمی خود با دولت ها و حکومت های همجوار همواره ایدئولوژی متکی بر دین زرتشتی و سنت پیشینیان را مد نظر داشت و اعمالش را بر این اساس سامان می داد. بنابراین مسئله اصلی این پژوهش اثبات این مدعاست که خسرو در روابط با بیگانگان از ایدئولوژی زرتشتی و سنت پیشینیان بهره می برد که در نهایت باعث نیکنامی او نزد بیگانگان شد.
۲۹۷۴.

روابط خزران و اعراب در دوران امویان و عباسیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۲۲
روابط میان خزران و اعراب که در دوران خلیفه دوم شروع شده بود در دوران خلفای اموی نیز، اغلب با جنگ های شدید، ادامه یافت. اما در دوران عباسیان از شدت نبردهای آنان کاسته شد و مناسبات تجاری و فرهنگی نیز رونق یافت. ساختار قدرتمند دولت خزر و اتحاد آن با بیزانس مانع پیشروی اعراب در قفقاز شد.
۲۹۷۵.

بررسی نظر و نگرش معتزله نسبت به معیارهای برتری و تساوی جویی انسانی با تاکید بر آراء و اندیشه های جاحظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۳۵۸
این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی نظر ونگرش معتزله را در باره وطن ، قوم ونژاد، تساوی جویی انسانی را با توجه به مکتب معتزله با تاکید بر اندیشه های جاحظ معتزلی مورد بررسی قرار می دهد و در این راستا، معیارهای برتری را مورد بررسی قرار می دهد و دیوارهای تبعیضی که برخی از حکومت ها به عنوان معیارهای برتری مطرح می ساختند را مورد نقد قرار می دهد.دستاورد پژوهش نشان می دهد که نگرش معتزله نسبت به مسائلی همچون وطن،نژاد بر مبنای مساله برابری و برتری می باشد.در این بین جاحظ هم همانند سایر معتزلیان برابری و تقوا را به عنوان مهمترین ارزش های دولت اسلامی بر می شمرد اگرچه او در برخی اظهار نظرها با خلفای اولیه اموی به دلیل تثبیت جایگاه های اجتماعی و طبقاتی افراد و رعایت برخی ارزشهای اسلامی مورد نظر معتزلیان همسویی دارد.
۲۹۷۶.

فلسفه و حکمت اسلامی در مدارس قدیم دوره قاجار تا آموزش جدید (مطالعه موردی مدرسه عالی سپهسالار و دانشکده معقول و منقول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۴۰۴
فلسفه و حکمت اسلامی در ایران از نهضت ترجمه آغاز می شود و با حکمای صاحب نامی همچون فارابی و ابن سینا و سهروردی و ملاصدرا در سه مکتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه در تاریخ فلسفه ایرانی اسلامی استمرار می یابد. در دوره قاجار نیز طی تحولات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این دوره، از سویی تاسیس مکتب تهران و انتقال حکما و مدرسین فلسفه از اصفهان به تهران به حکمت و فلسفه در پایتخت جدید رونق می بخشد، و از سویی دیگر تاسیس مدارس جدید و وقف مدارس دینی برای تدریس حکمت و یا علوم معقول در تهران، سرآغاز تحول فرهنگی و خردگرایی در پایتخت جدید و موجب رونق علمی و فرهنگی آن می گردد. ازجمله این مدارس، مدرسه عالی سپهسالار است که با شیوه نوین آموزشی و با پشتیبانی موقوفات واقف از دوره قاجار به دوره پهلوی منتقل شده و با تأسیس دانشگاه به عنوان دانشکده معقول ومنقول در مجموعه نخستین دانشکده های دانشگاه تهران قرار می گیرد. روش تحقیق، کتابخانه ای و سند پژوهی و توصیف و تحلیل دادهاست. مسأله پژوهش، چگونگی بسط و توسعه فلسفه و حکمت اسلامی در دوره قاجار، مواجهه آن با نظام آموزشی جدید و کاربست آن در جهت تقویت و تحکیم آموزش علوم عقلی، تجمیع بین علوم معقول و منقول و بررسی چالشها و تحولات انتقال این میراث به دانشکده معقول و منقول در دوره پهلوی است.
۲۹۷۷.

تأملی بر سه عامل اصلی شکل گیری بابیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۵ تعداد دانلود : ۴۹۴
تأملی بر سه عامل اصلی شکل گیری بابیه چکیده: در اوایل قرن 19 میلادی، در شرایطی که با تلاش های آقامحمدخان، کشور شمایلی یکپارچه یافته بود، فتحعلیشاه با مجموعه ای از مشکلات بصورت شورش در داخل و درگیری نظامی با قدرت هایی چون روس و عثمانی مواجه شد، از سویی دیگر آغاز درگیری های هوشمندانه اطلاعاتی با انگلیس رقم خورد تا هم از قوت گرفتن این نهال امپراطوری نوین پارسی جلوگیری شود و هم موانع انگلیس در تصرف کامل هند از میان برداشته شود. همزمان با ورود احمد احسایی و شکل گیری مکتبی به نام شیخیه، بحران هایی در درون از کف جامعه تا دربار و حوزه ها ایجاد شد که به مرور زمینه ساز فرقه ای به نام بابیه در ایران شد. این تحقیق پنهانکاری های هوشمندانه سه عامل اصلی را که در سطوح مختلف شباهتی با فرقه های مرموز از خود بروز داده اند را بررسی می نماید، ویژگی که احتمال دسترسی به ایده پردازان اصلی پشت پرده شکل گیری این فرقه را ممکن می سازد. خصوصا با دلایل و مدارکی که این تحقیق از ارتباط احسایی با دو عامل مامور شده در دربار قاجار ارائه می نماید. مدارک و مشاهداتی که مناسبات پیچیدهای را نشان می دهد و تاکنون مورد توجه محققین قرار نگرفته اند. روش تحقیق، روش تاریخی (استقرایی) و شیوه گردآوری (کتابخانه ای، نسخ خطی و اسنادی) با استفاده از شیوه نگارش توصیفی و تحلیلی می باشد. واژگان کلیدی: عبدالخالق یزدی- احمد احسایی- کاظم رشتی- علی محمد باب- قاجار
۲۹۷۸.

تاریخ نگاری ایرانی در حکومت های محلی دکن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸ تعداد دانلود : ۳۷۰
تاریخ نگاری فارسی در دوره حکومت های محلی دکن، در قرن های دهم و یازدهم به اندازه ای رونق یافت که می توان آن را به نوعی تاریخ نگاری محلی و دودمانی ایرانی، اما در منطقه دکن به شمار آورد. پژوهش حاضر، ضمن جست وجوی علل گسترش ادبیات فارسی و تاریخ نگاری ایرانی در دکن، با بررسی تحلیلی منابع تاریخی، به این نتیجه رسیده است که مهاجرت گسترده ایرانیان به منطقه دکن و حمایت حکمرانان و دیوانسالاران از آنها، زمینه ساز گسترش ادبیات فارسی در این منطقه شد و این مهاجران، سنّت ها و شیوه های تاریخ نگاری ایرانی را در منطقه دکن گسترش دادند.
۲۹۷۹.

تأثیر جنگ جهانی اول بر تحولات سیاسی نخجوان از قرارداد باتوم تا قرارداد قارص (1921-1918)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۵۱۲
قرارداد مهم قارص که در تاریخ 24 مهر 1300/ 13 اکتبر 1921بین دولت های وقت ترکیه، شوروی، ارمنستان، آذربایجان و گرجستان به امضا رسید، منجر به واگذاری نخجوان به جمهوری آذربایجان شد. ارامنه تلاش های زیادی جهت حفظ نخجوان انجام دادند، اما همه کوشش های آنها به دلیل داشتن رقبای نیرومندی چون شوروی و ترکیه ناکام ماند. در نتیجه پیمان قارص نه تنها واحد سیاسی جدیدی را پهنه قفقاز ایجاد کرد، بلکه از منظر ژئوپلتیک نیز موجب شکل گیری جغرافیای سیاسی جدیدی در شمال غربی ایران شد. هدف اصلی پژوهش آن است تا نشان دهد که چگونه توالی رویدادهای سال های آغازین جنگ جهانی در شکل گیری واحد سیاسی نخجوان تأثیر گذاشته است. روش پژوهش در این تحقیق مبتنی بر روش تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی بر پایه یافته ها و داده های کتابخانه ای است. براساس موضوع پژوهش، این پرسش مطرح می شود؛ جنگ جهانی اول چه تأثیری بر تحولات سیاسی نخجوان از قرارداد باتوم تا قرارداد قارص داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد منافع مشترک دولت نوپای شوروی و ترکیه باوجوداین که هر دو کشور در ضعف سیاسی و نظامی ناشی از پیامدهای جنگ جهانی اول بودند، اما برای نفوذ در قفقاز جنوبی با واگذاری نخجوان به جمهوری آذربایجان زمینه های نفوذ بعدی را برای خود فراهم کردند.
۲۹۸۰.

مطبوعات و نحوه تعامل آنان با ارکان حکومت مشروطه در دوره مجلس اول(1326-1324ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۵۸
پس از استقرار نظام مشروطیت، نقش و اهمیت مطبوعات به عنوان مهم ترین وسیله ارتباط جمعی افزایش یافت. در پژوهش حاضر با روش تاریخی و رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطبوعات این دوره، به این پرسشها پاسخ داده خواهد شد: وضعیت مطبوعات و تعامل آنان با ارکان حکومت مشروطه در دوره مجلس اول (1326-1324ق) چگونه بود و مطبوعات چگونه و با چه رویکردی اخبار و رویدادها را منعکس می کردند؟ بر اساس یافته ها، پس از پیروزی جنبش مشروطه، آزادی مطبوعات در بیان اخبار و رویدادها و رویکرد انتقادی آنان نسبت به اوضاع اجتماعی و سیاسی و به ویژه نقد حاکمیت، رشد و نمود بیشتری یافت. رویکرد منتقدانه مطبوعات گاه با تندرویهایی همراه بود و افت و خیزهای فراوانی را در تعامل آنان با حکومت و به ویژه محمدعلی شاه پدید آورد و این موضوع، در نهایت موجب محدودیتهای فراوانی از سوی حکومت گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان