سنّی دوازده امامی، بر کسی اطلاق می شود که هم زمان با اعتقاد به خلفای سه گانه اهل سنّت و ماهیت سنّی گری، با خطاب نمودن تمام امامان دوازده گانه شیعهD به عنوان امام، معتقد به گونه ای از امامت برای آنان باشد. در قرون متمادی، شخصیت های مختلفی در جهان تسنن با این باور وجود داشته اند. از جمله افرادی که اندیشه هایی نزدیک به سنّیان دوازده امامی دارد، رکن الدین ابوالمکارم احمدبن محمد بیابانکی، معروف به علاء الدوله سمنانی، از عارفان بزرگ قرن هفتم و هشتم هجری است که مذهبش از سویی با توجه به گرایش ها و تمایلات شیعی وی و اظهار ارادت های فراوانش به اهل بیتD، و از دیگر سو با عنایت به قراین سنّی گری او، همواره مورد ابهام برخی محققان بوده است. نوشتار پیش رو، می کوشد تا با رویکردی توصیفی تحلیلی، پس از بررسی و نقد قراین تشیع سمنانی، مذهب او را تعیین نموده و شاخصه های سنّیان دوازده امامی را نسبت به او بیازماید. نگارنده با مطابقت این شاخصه ها بر پیر سمنان، وی را یکی از سنّیان دوازده امامی به شمار می آورد.
موضوع اصلی این تحقیق بررسی دو سده مهم تاریخ ایران یعنی سده های سوم و چهارم هجری قمری است. قرون پرفراز و نشیب با چندین حکومت و دولت متفاوت و همزمان و تغییرات مهم جامعه ایرانی در جهت تثبیت هویت ایرانی و ایجاد نظامات خاص ملی و مذهبی از تشکیل اولین حکومت مستقل تا رویارویی مستقیم با خلافت و حتی تنفیذ خلافت با قدرت نظامی سرداران فارسی و بالاخره تئوریزه کردن سلطنت ایرانی ذیل مقام خلافت چنانکه در ایام حاکمیت سلاجقه واقع شده است. از دیگر سوی ایرانیان با انتخاب و تقویت فرهنگی و علمی زبان فارسی، مذهب شیعه و آداب و رسوم ایرانی نظامات و بنیادهای ملی، دینی و اجتماعی خویش را خارج از قلمرو و اراده سیاست گزاران خلافت سیاسی عربی عباسیان تقویت، بنیاد و پی گرفته که در ذیل بررسی مختصر دوره های تاریخی خواهد آمد. این تحقیق به روش کیفی و با تکنیک علمی تاریخی با بررسی دوره های مختلف تاریخی تنظیم و یافته ها بر اساس کورنولوژی تنظیم یافته است.