مدنی بالطبع بودن انسان و تشکیل اجتماعات مختلف و اختلاف در نژاد، زبان، فرهنگ و گاه حفظ برخی منافع شخصی موجب به وجود آمدن برخی مناقشات و ناهماهنگی در زندگی او می شود؛ لذا از ابتدای خلقت تسامح و گذشت و به معنای دیگر مدارا از تاکیدات قرآن کریم در فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است تا در سایه آن بتوان از بسیاری انحرافات اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی/سیاسی/اقتصادی و...دست کشید و با جوامع دیگر ارتباط برقرار نمود. براین اساس پژوهش حاضر درصدد است با مبنا قرار دادن قرآن و سنت نبوی به واکاوی و چگونگی ظهور و بروز تسامح و مدارا در تمدن و فرهنگ اسلامی مورد کنکاش قرار دهد. برای رسیدن به این مهم پژوهش تحلیلی، توصیفی حاضر پس از بیان مساله به بحث مفهوم و معناشناسی این مهم در دو حوزه لغت و اصطلاح پرداخته و بخش دوم به تبیین جایگاه و دیدگاه قرآن پیرامون تسامح ومدارا و بخش سوم به بررسی این مهم در سنت نبوی و در بخش نهایی به ارتباط، جایگاه وچگونگی بروز و ظهور تسامح و مدارا در فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخته است.
این پژوهش در پی یافته هایی برای این پرسش است که تعرض عثمانی به قطور و اشغال آن چه نقشی در تشدید و تداوم بحران روابط میان دو کشور داشته است؟ در یک بررسی منظم و فراگیر، جهت یافتن بستر تاریخی به پیشینه تاریخی مناسبات و منازعات دو سویه خواهیم پرداخت و بر آن هستیم روند اشغال و پیامدهای ناشی از آن را با تکیه بر اسناد ارائه نماییم. به طور کلی در بررسی و ارزیابی مناسبات و مناقشات ایران و عثمانی مرتبط با مسئله قطور می توان به وجود دو دوره اذعان کرد. دوره نخست، از معاهده ارزنه روم دوم تا کنفرانس برلین (1295-1265) و دوره دوم، از کنفرانس برلین تا توافق مرزی 1313 ش. بررسی رویکرد سیاست خارجی دولت عثمانی نسبت به ایران نشان می دهد که مقامات ترک علیرغم عهدنامه ها و توافقات دوسویه مبنی بر حل و فصل امور و اختلافات میان دو کشور، به اشغال مناطق مرزی و تشویق ایلات و عشایر بر ضد ایران ادامه داده و چندان اعتنایی به معاهدات رسمی و بین المللی ندارند و سیاست آنها مبتنی بر فرصت طلبی، زورگویی، وقت کشی و بی اعتنایی است. تبیین اشغال و تشدید بحران، شناخت عوامل و پیامدهای آن، هدف اصلی این نوشتار است. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر تحقیق کتابخانه ای و استفاده از منابع اصلی، به ویژه اسناد و مکاتبات تاریخی استوار می باشد.