ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۸۰۱ تا ۲۸٬۸۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
۲۸۸۰۱.

بررسی تطبیقی تمکین زنان در متون فقهی فارسی میانه و فارسی زردشتی با تکیه بر متون صد در نثر و صد در بندهش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
ادبیات فارسی میانه و فارسی زردشتی، عمدتا متونی با محتوای دینی هستند که بخش اصلی آن پس از ورود اسلام، بازنویسی شده اند. در این میان، صد در نثر و صد در بندهش، دو متن مهم در بین مکتوبات زردشتیان هستند که باورهای حقوقی و اعتقادی زردشتیان در آن انعکاس یافته است.ساختار هر دو، که از متون فارسیزردشتی هستند، شاهدی است بر اینکه تدوین کلی، بر اساس متون متقدم زردشتی انجام پذیرفته است. آراء فکری در دو تحریر یاد شده، در بحث تمکین زنان، متفاوت از سایر متون، با بینشی نوین، سعی در استنباط مفاهیم تمکین پذیری زنان داشته است. جستار حاضر بر اساس روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع فارسی میانه و فارسی زردشتی برآن است، تا بررسی تطبیقی تمکین زنان در متون فارسی میانه (ارداویرافنامه و روایت پهلوی) و فارسی زردشتی را با تکیه بر متون صد در نثر و صد در بندهش، به انجام برساند و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که سیرتمکین زنان و آمریت مردان در متون ذکر شده به چه صورت مطرح شده و آیا وضعیت تمکین در این دو دوره تفاوت دارد؟ واکاوی ها، تصویر قابل تاملی از وضعیت تمکین زنان در متون فارسی میانه و فارسی زردشتی راترسیم نموده و دیدگاه حقوقی فقهی، نسبت به زنان فرمانبردار و نافرمان را بیان نموده است. یافته های پژوهش، بیانگر تاثیر پذیری فتواها از وضعیت اجتماعی زمان تالیف متون مزبور بوده که در قالب فتواهای دینی، با لحنی هشدارگونه بروز یافته است. با این تفاوت که در متن صد در نثر و صد در بندهش، به شیوه ای نوین زنان به اطاعت از شوهران فراخوانده شده اند.
۲۸۸۰۲.

اصلاحات قاضی عیسی ساوجی در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو: گذار از سنّت مغولی به سنّت ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
اصلاحات از راهکارهای مدیریتی و افزایش توانمندی حکومت ها، از دیرباز مورد توجه نخبگان قدرت بود است. اما ماهیت، روش ، چگونگی و گستره اجرای آن بنا به ضروت های جامعه تعیین می شد. نخبگان آق قویونلو در سه مقطع دست به اصلاحات زدند که یکی از این اصلاحات دوره سلطان یعقوب و به همت قاضی عیسی ساوجی صدر انجام شد. اصلاحات قاضی عیسی در تداوم اصلاحات دوره حسن پادشاه بود. از یک سو، سنّت مغولی با سقوط حکومت های مغولی تضعیف شده و جوابگوی نیازهای جامعه ایرانی به ویژه نخبگان قدرت نبود. از سوی دیگر، جامعه ایرانی جهش بلندی به سوی احیاء سنت های اسلامی– ایرانی برداشته بود. زیرا علاج دردهای خود را در این سنت ها می دید. این مقاله با تحلیل مضمونی روایت های تاریخی این دوره، سعی دارد زمینه، علل، ماهیت و موانع اصلاحات قاضی عیسی ساوجی را مورد تحلیل قرار دهد. هرچند اصلاحات قاضی را می توان به عنوان یک حلقه از تداوم فکری و ضرورت تاریخی اصلاحات در ایران دانست؛ اما هم آهنگی منافع برخی ازگروه های اجتماعی ایرانی( عالمان دینی) و ترکی (نظامیان) در تداوم سنّت مغولی، شکست و نابودی عوامل این اصلاحات را فراهم ساخت. یافته ها نشان می دهد، غلبه سران ایلات به قدرت و همکاری علما و سیورغال داران با آنان، مانع مهمی در کامیابی اصلاحات بود. داده های تاریخی نشان داد که اصلاحگران بر خلاف مخالفان از حمایت مردمی بر خوردار نبود. آنان باتکیه بر قدرت حکومتی وموافقت سلطان به اصلاح دست زده بودند. اما قدرت سلطان درنظام سیاسی مبتنی بر ایل کفایت نمی کرد. سلطان بدون همراهی سران ایلات از قدرت برتر برخوردار نبود.
۲۸۸۰۳.

کارکردهای اجتماعی انجمن های گیلان عصر مشروطه (مطالعه موردی: انجمن های ایالتی و ولایتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۸
انقلاب مشروطه ایران (۱۲۸۵ ه.ش) نه تنها ساختار سیاسی، بلکه عرصه اجتماعی و نهادهای مدنی کشور را دگرگون ساخت. در این میان، «انجمن ها» به عنوان پدیده ای نوظهور و برآمده از فضای نسبتاً آزاد پس از مشروطه، به کانونی برای مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود تبدیل شدند. در منطقه پیشرو و راهبردی گیلان، که دروازه ارتباطی با اروپا و قفقاز بود، انجمن های ایالتی و ولایتی به عنوان نهادهای رسمی و قانونی محلی شکل گرفتند. اگرچه مطالعات پیشین به طور کلی به نقش انجمن ها در دوره مشروطه پرداخته اند، و حتی برخی به معرفی انجمن های گیلان اشاره کرده اند، اما خلأ پژوهشی جدی در مورد کارکردهای اجتماعیِ خاص این نهادهای محلی در گیلان احساس می شود. این پژوهش با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی، و با استفاده از مطالعه روزنامه های دوره مشروطه و منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که انجمن های ایالتی و ولایتی گیلان چه کارکردهای اجتماعی داشتند و این فعالیت ها چگونه بر ساختار اجتماعی منطقه تأثیر گذاشتند؟ یافته ها نشان می دهد این انجمن ها در چهار حوزه اصلی فعالیت داشتند: امنیت سازی (مدیریت جنبش دهقانی، نظارت بر ادارات، و تأمین امنیت اتباع خارجی)؛ عدالت خواهی (استفاده از اختیارات قضایی برای لغو رسوم ظالمانه و رسیدگی به شکایات)؛ تحولات بهداشتی-آموزشی (تأسیس انجمن حفظ الصحه، بیمارستان، و مدارس جدید)؛ و بسیج سیاسی (سازماندهی نیروها و جمع آوری اعانه برای فتح تهران). این انجمن ها با وجود چالش هایی مانند وابستگی به مرکز و اختلافات داخلی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی گیلان ایفا کردند و الگویی بومی برای حکمرانی محلی مشارکتی ارائه دادند.
۲۸۸۰۴.

روند تاریخی نام نگاری جوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۱
جُوین از سرزمین های قدیمی خراسان، همراه با پیشینه کهن می باشد، سرزمینی که مشاهیر و مفاخر زیادی را در خود جای داده است. آثار و شواهد متعدد برجای مانده، نشان از اهمیت شهر جوین در دوران باستان دارد. اما اهمیت جُوین در دوران بعد از اسلام و دوره های ایلخانان و تیموریان بسیار درخشان تر است با این وجود با توجه به کاوش های اندک باستان شناسی درباره وجه تسمیه، پیشینه استقرار و صورت اصلی نام این شهر، ابهاماتی وجود دارد. مقاله حاضر به مطالعه واژه «جُوین» پرداخته است که هدف اصلی آن مطالعه وجه تسمیه جوین در طول تاریخ می باشد به گونه ای که سیر تاریخی نام جوین مورد واکاوی قرار گرفته است، برای انجام آن، از روش های تحقیق کتابخانه ای، مطالعه اسنادی انجام شده است. براساس متون پرشمارِ برجای مانده از دوران اسلامی، ریشه یابی نام این شهر با کاستی هایی مانند؛ کم توجهی به سنت هایی شفاهی مردمِ بومی، توجه نکردن به برخی از منابع مهم تاریخی، اهمیت ندادن به کشفیات و کاوش های باستان شناسی در منطقه، به گونه ای که ویژگی های تاریخی و جغرافیایی این منطقه مغفول مانده است. باتوجه به یافته های تحقیق، «جُوین» واژه ای کاملاً ایرانی و ریشه ای باستانی دارد و وجه تسمیه آن شامل رویکردهای زیر می شود: سرزمینی واقع در دو قسمت جوی آب. نان جُووِین حاصل از غله جو. سرزمینی جلگه ای واقع بین دو رشته کوه. جُوَین برگرفته کُوی و برزن، به معنی سرزمین بخشنده. جُوَین، معرب کَوَیان و یا گَوَیان که بعد از ورود اسلام و رواج زبان عربی؛ با ابدال «گَ» به «جِ» به جُوَین تغییر یافته است.
۲۸۸۰۵.

پزشکی در خدمت تاریخ: حل معمای مرگ اعتمادالسلطنه (۱۳۱۳ق/۱۸۹۶م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۷
تحلیل دقیق بسیاری از رویدادهای تاریخی نیازمند به کارگیری رویکرد میان رشته ای است، چرا که موضوعات فراوانی صرفاً با کمک علوم دیگر به ویژه علوم تجربی، پاسخی روشن و قابل اطمینان می یابند. از این میان، علوم پزشکی و روان شناسی می توانند بسیاری از مناقشه های دیرپای تاریخی در مورد انگیزه های پنهان رفتار افراد یا علل مرگ اشخاص را، پایان دهند. نمونه ای از این مناقشه ها، مسئله مرگ محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (۱۲۵۹-۱۳۱۳ ق/۱۸۴۳-۱۸۹۶ م) از چهره های برجسته علمی - سیاسی دوره قاجاریه است. مرگ یکباره او به دو عامل کاملاً متفاوت یعنی سکته و مسمومیت به دست رقیب سیاسی اش، یعنی امین السلطان، نسبت داده شده است و منابع نیز داده های کافی در تأیید هر یک از این دو گمانه ارائه داده اند. اطلاعات منابع و تحلیل برخی پژوهش ها مؤید سودای صدارت اعظمی و رقابت و منازعه سخت اعتمادالسلطنه با صدراعظم وقت، امین السلطان و مسمومیت به دست اوست و از سوی دیگر یادداشت های منظم روزانه اعتمادالسلطنه داده هایی ریز از بیماری ها و عوارض آن ها در ۱۵ سال پایانی زندگی او به دست می دهند که می تواند مؤید سکته وی باشد. پژوهش حاضر برای نخستین بار با جمع آوری و عرضه نشانه های بالینیِ بیماری و مرگ اعتمادالسلطنه به پزشک متخصص، منابع علم پزشکی و سامانه هوش مصنوعی، آشکار می کند که مرگ او به احتمال بسیار به سبب ایست قلبی ناشی از دیابت پیشرفته بوده است؛ بنابراین، گمانه مسمومیت او بر پایه علم پزشکی قابل دفاع نیست.
۲۸۸۰۶.

بازنمایی زن در تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان: خوانش انتقادی از روایت مردمحور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۰
تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان عمدتاً بر روایت هایی از کنش مردانه در عرصه های سیاست، جنگ و حکمرانی استوار است که در آن، زنان یا غایب اند یا صرفاً در نسبت با مردان و ارزش های مردانه بازنمایی می شوند. این مقاله با رویکرد انتقادی، به تحلیل محتوای کیفی متون بنیادین این جریان، به این پرسش می پردازد که تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان چگونه هویت و جایگاه زن را بازنمایی کرده است. هدف پژوهش، واکاوی این بازنمایی و نقد منطق روایت مردمحور بر آن است. ضرورت انجام این پژوهش نه در بازسازی روایت تاریخی، بلکه در افشای سازوکارهای نمادین و گفتمانی است که تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان زن را از عاملیت تاریخی تهی و به عنصری حاشیه ای تقلیل می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان، فراتر از بازتاب ساختار مردسالار، خود بازتولیدکننده فعال نظم نمادین نابرابری جنسیتی است. دستاورد مشخص این تحلیل، شناسایی و تشریح الگوی نظام مند حذف، حاشیه رانی یا بازنمایی ابزاری زنان در سه عرصه کلیدی «سیاست»، «جنگ» و «اجتماع» است. به گونه ای که در حوزه سیاست، زنان عمدتاً در پیوند با ازدواج های سیاسی و اتحادهای قبیله ای، فاقد هویت مستقل ظاهر می شوند؛ در روایت جنگ، اغلب در مقام «محرک منفعل»، «قربانی» یا «میانجی» نمادین تصویر می گردند و در عرصه اجتماع، هویت آنان ذیل تعلقات مردانه و قبیله ای تعریف می شود. مقاله با نقد الگوی مردمحور در جریان تاریخ نگاری ناسیونالیستی افغانستان، بر لزوم بازخوانی چندصدایی برای احیای عاملیت تاریخی زنان و دستیابی به درکی متوازن از گذشته تأکید می ورزد.
۲۸۸۰۷.

تحول نهاد امامت جمعه در ایران معاصر؛ مطالعه موردی تبارشناسی و تحلیل اقتدار مذهبی خاندان امام جمعه زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۵۳
در جامعه زنجان، خاندان های متعددی در کسوت های سپاهی(قشون نظامی)، علمی، دیوانی و مذهبی نقش آفرینی کرده اند؛ برخی حذف شده اند و تعدادی با عبور از فرازوفرودهای تاریخی، به حیات اجتماعی و سیاسی ادامه داده اند. خاندان حسینی زنجانی، در جایگاه امامت جمعه و تولیت موقوفات مسجد جامع، از اواخر دوره قاجار تاکنون، یکی از نهادهای خاندانی مؤثر در ساختار قدرت محلی بوده است. پیوند این خاندان با منابع مشروعیت مذهبی (فقاهت، نسب، مناسک) و سازوکارهای قدرت سیاسی (روابط با دولت، نهادهای امنیتی، ساختارهای انقلابی)، زمینه ساز استمرار اقتدار مذهبی سیاسی آنان در بستر تحولات محلی و ملی شده است. پرسش اصلی مقاله آن است که نهاد امامت جمعه در زنجان چگونه در قالبی خاندانی، از دوره قاجار تا جمهوری اسلامی، شکل گرفت، تثبیت شد و در مواجهه با تحولات سیاسی اجتماعی، بازآرایی نهادی یافت؟ براساس مدعای پژوهش، این خاندان با بهره گیری هم زمان از سرمایه نمادین مذهبی و پیوند با ساختار قدرت، توانسته است اقتدار خود را در طول بیش از یک قرن بازتولید و تثبیت کند. این استمرار، علی رغم مواجهه با بحران های مشروعیت، فرسایش سرمایه نمادین، و چالش های اقتصادی سیاسی، از راه سیاست های احیاگرانه نسل های بعدی و بازآرایی نهادی در بستر تحولات محلی و ملی، امکان پذیر شده است. مقاله حاضر با تکیه بر اسناد خاندانی و سازمانی، منابع کتابخانه ای و مطبوعاتی، به شیوه توصیفی تبیینی، به بررسی تاریخی و نهادی این استمرار و تحول پرداخته است.
۲۸۸۰۸.

راهبردهای سیاسی و نظامی باد بن دوستک در برابر عضدالدوله و صمصام الدوله بویهی با تاکید بر الگوی تاریخی ابن خلدون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۴
جستار حاضر به بررسی و تحلیل راهبردهای سیاسی و نظامی «باد بن دوستک» بنیان گذار حکومت بنی مروان در دیاربکر در مواجهه با عضدالدوله و صمصام الدوله بویهی پرداخته و این کنش ها را در چارچوب الگوی تاریخی ابن خلدون تحلیل کرده است. این پژوهش بر آن است تا با بهره گیری از منابع تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی، نشان دهد که شکل گیری قدرت باد در بستر انحطاط و فروپاشی تدریجی حکومت مرکزی آل بویه و با اتکا به نارضایتی اجتماعی و موقعیت جغرافیایی ویژه ثغور و نیز فرصت به دست آمده از خلا قدرت و اختلافات داخلی پس از درگذشت عضدالدوله رخ داد. باد با بهره گیری از سیاست های واقع بینانه، از جمله اتحاد با امپراتوری روم، و اجرای جنگ های نامنظم در مناطق صعب العبور، توانست به رغم مخالفت دستگاه خلافت عباسی، مشروعیت و نیروی مردمی لازم را برای تأسیس حکومتی محلی فراهم آورد. در مقابل، عضدالدوله و صمصام الدوله دیلمی با رویکرد نظامی متداول و متمرکز به مقابله برخاستند؛ اما به دلیل محدودیت نفوذ در ثغور مطابق با الگوی تاریخی ابن خلدون و نیز به سبب مواجهه با بحران های داخلی پس از مرگ عضدالدوله، نتوانستند موفقیتی پایدار به دست آورند. این مقاله ضمن تحلیل تطبیقی این دو راهبرد، نشان می دهد که چگونگی بهره گیری از ضعف ساختارهای مرکزی، توان مردمی، و اعمال قدرت در ثغور ، می تواند زمینه ساز ظهور دولت های محلی شود؛ همان گونه که ابن خلدون آن را در نظریه ی انتقال قدرت با بهره مندی از موقعیت نواحی مرزی تبیین کرده است.
۲۸۸۰۹.

تحلیل اقدامات سیاسی نظامی حمدانیان در برابر خلافت عباسی در چارچوب نظریه سیستم جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۶۱
حمدانیان یکی از قدرت های منطقه ای در دوران خلافت عباسی بودند که با اقدامات نظامی و سیاسی خود، به دنبال تثبیت قدرت و کاهش وابستگی به مرکز خلافت برآمد. این پژوهش با استفاده از نظریه سیستم جهانی والرشتاین به بررسی جایگاه حمدانیان در نظم سیاسی و نظامی آن دوره می پردازد. سؤال اصلی این پژوهش این است که چگونه می توان اقدامات نظامی حمدانیان علیه خلافت عباسی را در چارچوب نظریه سیستم جهانی تبیین کرد؟ بر اساس این نظریه، خلافت عباسی به عنوان مرکز قدرت در نظام جهانیِ آن زمان تلاش می کرد تا کنترل خود را بر نواحی پیرامونی حفظ کند، درحالی که حمدانیان به عنوان نیرویی نیمه مستقل، از طریق جنگ ها، اتحادها و شورش های نظامی، در صدد تثبیت جایگاه خود بودند. یافته های پژوهش نشان می دهد حمدانیان از یک سو با امتناع از پرداخت خراج، حمایت از جریانهای مذهبی مخالف (شیعیان و خوارج)، و اتحاد تاکتیکی با فاطمیان، به مقابله با هژمونی مرکز پرداخت؛ و از سوی دیگر، به دلیل محدودیتهای ساختاری نتوانست به طور کامل از دایره نفوذ عباسیان خارج شود.
۲۸۸۱۰.

بازخوانی واقعه سقیفه بر مبنای نظریه ی انتقال قدرت در جوامع قبیله ای: از نصّ نبوی تا اقتدار قریشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
اجتماع سقیفه بنی ساعده، نخستین صحنه شکل گیری قدرت پس از رحلت پیامبر(ص)، نقطه عطفی تعیین کننده در تاریخ سیاسی اسلام بود. این رخداد، صرفاً در انتخاب خلیفه اول خلاصه نمی گردد، بلکه آغازگر سازوکارهایی شد که در دهه های بعد، منازعات فکری و نظامی میان مسلمانان را رقم زد. بر پایه نظریه «انتقال قدرت در جوامع قبیله ای»، این پژوهش، مناسبات اجتماعی و سیاسی منتهی به برتری جناح قریش در سقیفه را بازبینی می کند. سؤال اصلی: چگونه ساختار قبیله ای عرب صدر اسلام و رقابت های دیرینه قریش و انصار، مسیر جانشینی پیامبر(ص) را از مشروعیت دینی به مقبولیت عرفی سوق داد؟ تحقیق حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر منابع تاریخی اهل سنت و شیعه نشان می دهد که بحران جانشینی، بازتابی از کشمکش منزلت و اقتدار اجتماعی بود. در این فرایند، غلبه عنصر قبیله ای موجب شد که نظام خلافت بر پایه انتخاب سیاسی استوار گردد. نتیجه اینکه واقعه سقیفه، الگوی انتقال قدرت در جامعه ای قبیله محور را شکل داد که در آن پیوندهای نسبی، اتحادهای گروهی و حفظ وحدت اجتماعی بر معیارهای دینی پیشی گرفت و زمینه ساز درگیریهای نظامی بعدی (ردّه، جمل، صفین، نهروان و کربلا) و نیز اختلافات سیاسی آتی (خلافت های اموی و عباسی) گردید و بدین ترتیب، مبنای مشروعیت سیاسی در جهان اسلام را دگرگون ساخت.
۲۸۸۱۱.

نقش نبرد جلولا در فروپاشی مرزهای هویتی ایران و انیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۱
نبرد جلولا (16 ه.ق/637 م.) از مهم ترین رویارویی های نظامی میان ایرانِ ساسانی و عرب های مسلمان در نیمه نخست سده هفتم میلادی به شمار می رود. این نبرد نه تنها یک شکست بزرگ نظامی برای ساسانیان بود، بلکه نقطه عطفی در فروپاشی مرزهای هویتی ایران و انیران محسوب می شود؛ مفهومی که بنیان ایدئولوژیک و سیاسی شهریاری ساسانی بر آن استوار بود. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه نبرد جلولا هم زمان به شکست نظامی و فروپاشی مرزهای هویتی ایران و انیران انجامید؟ هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد نظامی، سیاسی و هویتی نبرد جلولا و نشان دادن جایگاه آن در روند زوال ایدئولوژی (ایران و انیران) شهریاری ساسانی است. فرضیه این پژوهش بر آن است که نبرد جلولا را باید نقطه عطفی در تاریخ اواخر ساسانی دانست؛ جایی که فروپاشی نظامی ایرانشهر با گسست ایدئولوژیک و از میان رفتن مرزهای هویتی میان ایران و انیران هم زمان شد. روش و رویکرد پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع تاریخی و کتابخانه ای است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ضعف ساختار نظامی و بحران در رهبری سیاسی، شکست ساسانیان در جلولا را رقم زد؛ شکستی که با فروریختن مرزهای جغرافیایی و نمادین ایران و انیران، مسیر فروپاشی نهایی دولت ساسانی و گسترش سریع اسلام در ایران را هموار ساخت.
۲۸۸۱۲.

مطالعه تطبیقی متون محراب مساجد جامع ایران (دوره عباسی تا پایان قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۴
کتیبه های به جای مانده از آغاز دوره اسلامی در سراسر ایران از منزلت والایی برخوردارند که عقاید و اندیشه مردمان را در خود حفظ کرده است. کتیبه هایی که بر محراب مساجد کار شده اند جزو عناصر مهم این بناها هستند و مطالعه محتوای آن ها بخشی از این عقاید را آشکار می سازد. این پژوهش با هدف بررسی متون محراب دوره عباسی تا پایان قاجار صورت پذیرفته و این پرسش مطرح است که «کتیبه ها از چه متن و مضامینی برخوردارند و در طول دوره مورد بررسی با چه تغییراتی مواجه بوده اند؟». برای شناخت محراب نوشته ها بعد از شناسایی مساجد جامع کشور، 21 محراب به عنوان پایه تحلیل و تطبیق انتخاب شد. روش تحقیق، توصیفی _ تطبیقی بوده و شیوه جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و بازدید میدانی صورت گرفته است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که محتوای محراب ها تلفیقی از آیات قرآن، احادیث، اذکار، ادعیه، عبارات اعتقادی و اشعار است. به رغم فاصله زمانی زیاد بین ساخت آثار، تغییر دوره های حکومتی و با توجه به نمونه های آیات و روایات، تعدّد تکرار استفاده از سوره های آل عمران، اسری، آیت الکرسی، جمعه و مؤمنون نسبتاً همانند دیده شد که می توان به اهمیت موضوع آن در بین مسلمین پی برد. پس از دوره صفاری احادیثی در رابطه با اهمیت نماز و مسجد، حدیث عشره مبشره و حدیث جابر بر پهنه محراب ها نمودار گشته است. ذکر اسامی خداوند و عبارات تجلیل از پیامبر و امامان بیشترین سهم را در نوشتار محراب ها داشته اند. برای نخستین بار در دوره صفوی و قاجار ورود ابیات و اشعار با موضوع یادکرد امامان و وصف مسجد مشاهده شده است.
۲۸۸۱۳.

نگاه انتقادی به جغرافیای تاریخی قفقاز در آثار حاجی میرزا زین العابدین شیروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
حاجی میرزا زین العابدین شیروانی (۱۱۹۴-۱۲۵۳ق./ ۱۷۸۰-۱۸۳۷م.) از مشایخ طریقت صوفی نعمت اللهیه در دوره قاجاریه بود که نزدیک به چهار دهه از عمر خود را با هدف کشف حقیقت و معرفت نفس به سیرو سیاحت در سرزمین های مختلف اسلامی سپری کرد. او مشاهدات خود را در سه سفرنامه مهم با عناوین ریاض السّیاحه ، حدائق السّیاحه و بستان السّیاحه ثبت نمود. قفقاز ازجمله مناطقی بود که جغرافیای طبیعی، جغرافیای انسانی و قومی مناطق مختلف آن مورد توجه شیروانی قرار گرفته است. قفقاز بخشی از قلمرو ایران بود که توسط روس ها جدا شد و بازدید شیروانی از قفقاز در این برهه حساس تاریخی، اهمیت گزارش های او درباره این منطقه را برجسته می سازد. هدف پژوهش حاضر، بازخوانی و نقد بازنمایی جغرافیای تاریخی قفقاز در این آثار است. بدین منظور، با بهره گیری از رویکرد انتقادی و روش نقد تاریخی، داده های جغرافیایی و تاریخی موجود در سفرنامه های شیروانی بررسی و با منابع پیشین مقایسه شد. یافته ها نشان می دهند اگرچه گزارش های شیروانی درباره قفقاز در بسیاری موارد متکی بر آثار مورخان و جغرافی دانان اسلامی گذشته است و اطلاعات نوآورانه کمی دارد، مشاهدات عینی شیروانی، به ویژه در زمینه ترکیب جمعیتی، تنوع زبانی، مذاهب و ویژگی های فرهنگی برخی شهرهای قفقاز، ارزشمند و منحصربه فرد است. نوآوری این مقاله در آن است که با نگاهی انتقادی، نقش سفرنامه های شیروانی را در تداوم و در عین حال بازآفرینی سنت جغرافیای تاریخی اسلامی درباره قفقاز برجسته می کند
۲۸۸۱۴.

نام شناسی و مکان یابی رودخانه «بند امیر» [Bendemir] در کرانه های شمالی خلیج فارس بر مبنای نقشه گیوم دولیل فرانسوی از ایران عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۲
هم زمان با عصر صفوی (سده 16-18م./ 10-12ق.) تکاپوهای جغرافیایی اروپائیان از ایران، این بار در قالب ترسیم نقشه های جغرافیایی، وضعیت جدیدی به خود گرفت. علاوه بر تعدّد نقشه ها، تنوّع اطلاعات درج شده در آنان درباره مشخصه های جغرافیایی ایران، از جمله توصیف چهره طبیعی ایران، قابل توجه است. از آنجا که نقشه نگاران اروپایی به اندازه سفرنامه نویسان دست به مطالعات میدانی و پیمایشی نمی زدند، بعضاً برخی خطاهای ادراکی درباره یک جای نام ایرانی در نقشه هایشان بازتاب پیدا می کرد. در همین راستا، هدف مقاله پیشِ رو آن است تا نحوه نامگذاری و مکان گزینی رودخانه ای با نام «بند امیر» در کرانه های شمالی خلیج  فارس را در نقشه ای که «گیوم دولیل» [1] فرانسوی در سال 1702م./ 1113ق. از ایران و سرزمین های پیرامونی آن ترسیم کرد، مورد بررسی قرار دهد. پرسش مقاله این است که «ریشه تاریخی نام "بند امیر" در نقشه دولیل که در کرانه های شمالی خلیج  فارس مکان گزینی شده چیست و تا چه اندازه مکان یابی وی با واقعیت های جغرافیایی معاصر صفوی، همخوانی دارد؟». روش این مقاله، توصیفی -تطبیقی است. یافته های مقاله الگویی از تعارض جغرافیای ذهنی نقشه نگار با واقعیت های سرزمینی صفویان را نمایان می سازد؛ به طوری که رودخانه ای با نام «بند امیر»، نه تنها دارای هوّیت جغرافیایی مستقل در کرانه های شمالی خلیج  فارس نبود، بلکه با واقعیت های سرزمینی صفویان در ایالت فارس نیز همخوانی نداشت. درواقع دولیل، از یک سو متأثر از خطایی ادراکی توسط سفرنامه نویسان و نقشه نگاران پیشینی و از سوی دیگر شهرت تاریخی بند مشهور به امیر، منتسب به عضدالدوله بویهی، این نام را به «رودخانه سکّان» یا «قره آغاج» بعدی، اطلاق کرد.    
۲۸۸۱۷.

هنر مجسمه سازی در دوره پهلوی اول و کارکردهای سیاسی اجتماعی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۵
با آغاز دوره پهلوی، تحول عمده ای در توجه به هنر مجسمه سازی شکل گرفت؛ به طوری که به نظر می رسد ساخت این میزان از مجسمه در طول دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بوده است. در این دوره هنر مجسمه سازی تبدیل به ابزاری نمادین برای تجلی سیاست های حاکمان این دوره بر مبنای سه اصل ملی گرایی، باستان گرایی و تجددگرایی بود. بر این مبنا در این دوره هنر مجسمه سازی به شکل ویژه تری کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یافت. دولت پهلوی قصد داشت با نمایش مجسمه ها در مراکز اصلی شهر، بر افکار عمومی غلبه کند و جامعه سنتی و مذهبی ایران را با تحولات جدیدی همسو کند که مدنظر روشنفکران و طبقه نخبگان پهلوی بود. به عبارت دیگر، حاکمیت به دنبال آن بود تا از ظرفیت های تبلیغاتی هنر مجسمه سازی در راستای سیاست های خود استفاده کند و اذهان را برای پذیرش این سیاست ها آماده کند. بنابراین پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی است: مجسمه های ساخته شده در دوره پهلوی اول، چه کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشتند و چگونه بازتاب دهنده سیاست های حاکمیت در سطح جامعه بودند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، در پی آن است تا با بررسی و مطالعه منابع کتابخانه ای و به ویژه اسناد تاریخی و روزنامه ها، کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مجسمه ها را در بستر تحولات دوره پهلوی اول تحلیل کند و از طریق روش نشانه شناسی مشخص کند که نمادهای به کاررفته در مجسمه های پهلوی اول چگونه بر فضای فکری جامعه نقش داشته و اثرگذار بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مجسمه سازی در این دوره کارکردی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته و مجسمه ها تحت تأثیر سیاست های دربار و دیدگاه های طبقه نخبگان و روشنفکران عصر پهلوی با اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساخته می شد و در معرض نمایش عموم قرار می گرفت. بااین همه مجسمه ها با توجه به موضوع اثر و تحت تأثیر شرایط و تحولات سیاسی با واکنش های متفاوتی از سوی مردم مواجه می شد.
۲۸۸۱۸.

مواجهه یهودیانِ ایران با مسلمانان در عصر فتوحات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
یهودیان در طول تاریخ یکی از اقلیت های مذهبی پراکنده در ایران، بودند. پیشینه حضور یهودیان در ایران به دوره اسارت بابلی، هخامنشیان و مادها می رسد. یهودیان در این تاریخ طولانی، همواره متأثر از شرایط زندگی در ایران و همچنین به رغم شمار اندک، در حیات اجتماعی، اقتصادی و دینی مردم ایران تاثیرگذار بوده اند. در این میان یکی از نقاط عطف در تاریخ یهودیانِ ایران، عصر فتوحات و حاکمیت اعراب مسلمان است. با این وصف در این پژوهش تلاش می گردد نوع مواجهه یهودیانِ ایران با مسلمانانِ فاتح و نیز حیات اجتماعی اقتصادی آنان در عصر فتوحات مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس یافته های پژوهش به رغم بدبینی هایِ موجود میان اعراب مسلمان و یهودیان، برخورد خشونت باری میان این دو گروه صورت نگرفت و یهودیان در این زمان در مناطق مختلف با توجه به شرایط و موقعیت مکانی، ترکیبی از سازش و انزوا را برگزیدند. یهودیان به عنوان اهل کتاب، در بیشتر مواقع در این دوره در میان مسلمانان زندگی همراه با آسایشی داشتند و گرچه از نظر اجتماعی و دینی محدودیت هایی داشتند، اما از نظر اقتصادی فضای بسیار مساعدتری نسبت به دوره باستان برای آنان فراهم شد. به نحوی که آنها در این زمان، یک دوره «انقلاب تجاری» را تجربه نمودند.
۲۸۸۱۹.

نقش و عملکرد حزب توده در قیام سی تیر ۱۳۳۱(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۶۴
قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، از رخدادهای مهّم تاریخ معاصر ایران است که در پی استعفای محمدمصدق از نخست وزیری و روی کار آمدن احمد قوام به وقوع پیوست. در این واقعه تاریخی برخی به نقش حزب توده در این قیام تاکید کرده و پیروزی قیام را به حزب توده پیوند داده اند. این نوشتار بر آن است نقش واقعی حزب توده در قیام سی تیر را با استفاده از اسناد و منابع دست اول مورد بررسی قرار داده و به این پرسش پاسخ بدهد که حزب توده در این قیام چه نقشی داشته است؟ آیا آن گونه که گفته می شود توده ای ها در قیام سی تیر حضوری تاثیر گذار داشتند یا صرفا ادعای واهی از سوی حزب توده بوده است؟ یافته ها گویای آن است که رهبری حزب توده نقشی محوری در قیام نداشته و جمعیت ملی مبارزه با استعمار سازمان پوششی حزب توده بدون آگاهی حزب یا دریافت رهنمودی از سوی آن اعلامیه ای را منتشر کرد و احزاب و فعالان سیاسی را به اتحاد فرا خواند و خواهان تشکیل جبهه واحد ضد استعمار شد. در سی تیر نیز در پی سودای قدرت به مردم پیوست تا از ثمره قیام که در آستانه پیروزی بود، بهره ببرد.
۲۸۸۲۰.

بررسی سیاست های دولت در مهار تورم و گران فروشی در مشهد در سالهای پایانی حکومت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۹۴
در سال های پایانی حکومت پهلوی دوم، ایران با چالش های اقتصادی عدیده ای مواجه بود که تورم و گران فروشی از جمله مهم ترین آن ها بودند. این مقاله به بررسی سیاست های اتخاذ شده توسط دولت پهلوی برای مهار این مسائل در شهر مشهد می پردازد. با استفاده از داده های تاریخی و اسناد آرشیوی، تلاش شده است تا تصویری دقیق از رویکردها و تدابیر اتخاذ شده توسط دولت و همچنین واکنش های اصناف و بازاریان مشهد به این سیاست ها ارائه شود. مقاله همچنین به تحلیل پیامدهای این سیاست ها بر اقتصاد محلی و تأثیر آن ها بر زندگی روزمره مردم می پردازد. نتایج نشان می دهند که در حالی که برخی ا ز این تدابیر موقتاً موفق به کنترل قیمت ها شدند، اما در بلندمدت نتوانستند مشکلات ساختاری اقتصادی را حل کنند و در برخی موارد حتی ممکن است به تشدید تورم و نارضایتی اجتماعی منجر شده باشند و حتی تلاش ستاد مبارزه با گران فروشی علی رغم تلاش های صورت گرفته، در کنترل این مشکلات موفق نبود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان