ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۶۴۱ تا ۲۲٬۶۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۲۲۶۴۲.

تحلیل نخستین شاخص های تحول و نوسازی نظام آموزشی ایران در قوانین، مصوبات و مذاکرات مجلس اول مشروطه(1326-1324 ه. /1285-1287 خ. )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۷۱۶
در فرایند نوسازی نظام آموزشی ایران، دوره مشروطه سرآغاز تحولاتی اساسی است. چهره ها، نهادها، انجمن ها و طیف های گوناگونی از مردم در این تحول نقش داشتند، اما نقش نمایندگان مجلس کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار ضمن بررسی و تحلیل آراء گوناگون موجود در مجلس اول در حوزه تعلیم و تربیت، به این پرسش های اساسی پاسخ داده خواهد شد، مواضع مجلس اول در حوزه نوسازی نظام آموزشی چه نسبتی با خواسته های اجتماعی و مشکلات ساختار تعلیماتی آن روز ایران داشت. همچنین، تلاش داریم با صورت بندی این آراء و مواضع در قالب شاخص هایی مرتبط با حوزه نوسازی نظام آموزشی امکان پی جویی پیامدها و بررسی استمرار یا گسست آراء و رویکردهای مجلس اول تا دهه های بعدی را فراهم کنیم. از جمله یافته های این پژوهش، تشریح این موضوع است که مجلس دور اول با وجود عمر کمتر ازدو سال، نه تنها منفعلانه با موضوع تغییرات نظام آموزشی برخورد نکرد، بلکه با وجود قرار گرفتن در وضعیتی دوگانه ضمن چالش با هیات وزراء و دربار وکشمکش باطرفداران ساختار سنتی آموزش، توانست با اصلاح برخی از رویه های پیشین، و تثبیت تعدادی از فرایندهایی برآمده از خواست جامعه، ساختاری جدید را پی افکنده و قوانین و فرآیندهایی را بنیان گذارد که تا دهه های متمادی و حتی دوره کنونی در نظام آموزشی ایران همچنان موثر هستند. این پژوهش با اتکا به روش تحلیل تاریخی و بر پایه بررسی و تحلیل محتوای قوانین وصورت مذاکرات نمایندگان دوره مجلس اول(1324-1326 ه. /1287-1285 خ.) صورت پذیرفته است.
۲۲۶۴۴.

بررسی اندیشه های عبدالجلیل قزوینی در تبیین مفهوم وحدت و همگرایی عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۸۷۷
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم وحدت و همگرایی به جمع بندی و ارزیابی آراء و اندیشه های تفسیری علمای مسلمان بویژه شیخ عبدالجلیل قزوینی در قرن پنجم هجری می پردازد. طرح این موضوع در عصری است که اختلافات و منازعات مذهبی فراوانی میان شیعیان و اهل سنت دراقصی نقاط مختلف سرزمین های اسلامی مطرح بوده و متفکران مسلمان را بدین اندیشه وا داشت که بسیاری از مسائل و نظریات تفرقه افکنانه و اختلاف برانگیز مذهبی را از میان بردارند و اندیشه های همگرایانه و تلاش های مصلحانه در راه نزدیک کردن فرق و مذاهب اسلامی را جایگزین نمایند. شیخ عبدالجلیل قزوینی یکی از نخستین متفکران شیعی بود که به شکل جدی و تئوریک به بحث همگرایی و تقریب مذاهب پرداخت. تلاش های عقل گرایانه وی این تسامح و تساهل و همگرایی را رونق بخشید، ایشان با توجه مسائل سیاسی و درک شرایط حکومتی در عصر غیبت، همکاری مشروط با حکومت و حل منازعات اعتقادی در راستای مفهوم امت واحده روابط حسنه ای برقرار کردند، که تعالی علمی مسلمانان در این دوره از نتایج تلاش های آنان بوده است. طرح اینگونه دیدگاه بعدها به جهت حفظ مکتب تشیع مبنای تلاش ها و عملکرد بسیاری از علما و متفکران مسلمان در ادوار دیگر قرار گرفت. پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، دیدگاه های ایشان را به جهت همگرایی و تقریب، از طریق طرح مسائل و مشترکات اعتقادی، نقد عقاید افراطی فرق اسلامی، برگزاری مناظرات، پاسخگویی به شبهات حدیثی- فقهی و اتهامات علیه شیعه و.. تبیین نماید. فرضیه تحقیق آن است که شیخ عبدالجلیل قزوینی با درک شرایط سیاسی- اجتماعی، نظریه احیاء همگرایی و تقریب مذاهب اسلامی را کاربردی برای حل بحران تبیین کردند.
۲۲۶۵۲.

نقش نیروهای واگرا در اضمحلال ساختار حکومت از زوال ساسانیان تا برآمدن نهضت خراسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۸ تعداد دانلود : ۷۱۰
بررسی تحلیلی منابع عربی اسلامی و تاریخ نگاری یادسپار در تحولات درون ساختاری جامعه ایرانشهری نشان می دهد که کارکرد نیروهای واگرا در زوال حکومت ساسانی و همچنین تضعیف واکنش های نیروهای احیاگر حکومت ایرانی تا برآمدن نهضت خراسانیان، چندان ساده و بدون سابقه تاریخی و تحولی اجتماعی نبوده است. این مقاله درصدد است صورت بندی مستندی از تغییرات نهادهای اصلی اجتماعی و لایه های زیرین جامعه ایرانی در روند واگرایی از حکومت ساسانی و سپس پیوستن این اجزا به خلافت و سپس تغییر گرایششان از اقتدار خلافت به تلاشی ناموفق برای انسجام مجدد قدرت و احیای تفکر حکومت ایرانشهریدر پایان دوران خلفای اموی ارائه دهد و با استفاده از روش مطالعات میان رشته ای، یعنی اطلاعات موجود در دانش تاریخ و نظریه های نزدیک در دانش جامعه شناسی، به این سؤال پاسخ دهد که نقش و عملکرد نیروهای واگرا در جامعه ایرانی از زوال ساسانیان تا برآمدن نهضت خراسانیان چگونه بوده است؟ فرض بر این است که کارکرد نیروهای واگرا در جامعه ایرانی از اواسط دوره ساسانی بیشتر در جهت انفصال از نظام ساسانی بوده است. چنانکه در زمان سقوط ساسانیان اکثر اجزای قدرت به عوامل واگرا تبدیل شدند و با شکست های پی درپی در جنگ با عرب های مسلمان، دوره ای برای جذب و سازش با کانون جدید قدرت یعنی خلافت آغاز شد و به دلیل نیاز فاتحان، اجزای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی نظام ساسانی به نظام جدید خلافت پیوستند. دست یافته های پژوهش مشخص می کند که زیرساخت تحولات مربوط به سقوط ساسانیان و تداوم حکومت والیان عرب، از منظر کارکرد نیروهای واگرا از حکومت ایرانشهری (در این دوره)، در ابعاد درونی و بیرونی به شیوه های متفاوتی عمل کرده است. با وجود دیدگاه های روایی و انگیزشی درباره این دوره، به نظر می رسد در سقوط ساسانیان و تداوم فقدان حکومت در ایران زمین عوامل متعددی دخیل بوده است، عواملی که عمدتاً در دوره ساسانی شکل گرفتند و والیان و مهاجران عرب به برخی از آنها به شدت دامن زدند و برخلاف فحوای عمومی منابع و تحقیقات تاریخی، دلایل عدم انسجام در این دوره چندوجهی بوده است
۲۲۶۵۴.

Identifying the Mobility Patterns of Human Societies in the Hawraman Cultural Landscape Based on the Ethnoarchaeological Approach(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۶۷۷
The lifeways of mobile human societies are a field investigated by anthropologists and archaeologists. Mobility is considered an effective way of foraging and resource production among human societies (for hunter-gatherers, pastoralists, and farmers, respectively). Various classifications regarding the mobility patterns of human societies have been proposed so far. As of today, the majority of archaeologists use Murdock’s multi-purpose classification which divided mobile human societies into four groups: (1) Nomadic societies, (2) semi-nomadic societies, (3) semi-sedentary societies, and (4) sedentary societies. But some societies have characteristics that do not allow them to be placed in one of these groups. For identification of these unclearly defined societies, the authors will refer to 5 criteria of demographic dimensions: Mobility, number of movements, movement distance, residential criteria, and lifeway. For instance, it was not until 2003 that archaeologists began to recognize the intermediate trajectory of nomadic pastoralism from early village-based herding to the formation of full-fledged pastoralism in the western part of Central Zagros. Extensive study of pastoralist communities, however, can be used for the identification of several intermediate stages of the 5 criteria. Current archaeological evidence in most of the early Neolithic sites in Central Zagros such as Qazanchi, Sheikhi Abad, Sarab, Asiab, and Guran, unlike the Levant region which was settled in the Epipaleolithic (Natufian) period, indicates that these sites are seasonal. So how can we explain the mobility of human societies in the proto-Neolithic period of Zagros? As a result, the authors try to use these criteria to identify the intermediate stages of sedentarism in Zagros, from mobile societies in the Epipaleolithic period to sedentary societies in the late Neolithic period. For this purpose, the authors have studied the mobility patterns and residential criteria of human societies in the cultural landscape of Hawraman. The research was conducted in two seasons, in the summer of   2016 and the summer of 2018, respectively. At first glance, the patterns of mobility and lifeways of human societies seemed homogeneous and identical in the cultural landscape of Hawraman. But with a deeper analysis, Four main mobility patterns were identified. The patterns include (1) single-stage agriculturalist residential mobility in Koh-e-Takht, (2) multistage pastoralist residential mobility in Kosalan and Shahu Mountain, (3) logistical mobility (transhumance) in Javeh River, and (4) logistical mobility (based on cultural exchanges) all over the Hawraman. The patterns show that the Zagros societies did not become sedentary in a single stage. Therefore, semi-sedentary societies with residential mobility and semi-sedentary societies with logistical mobility can be placed in the intermediate stages.  
۲۲۶۵۷.

رزم عیاران: تحلیلی بر شیوه ها، ترفندها و ابزارها بر اساس داستان «حسین کرد شبستری»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۸ تعداد دانلود : ۱۷۱۹
داستان حسین کرد از آثار داستانی ادبیات عامیانه به شمار می آید و به نوعی می توان آن را از جمله داستان های عیاران دانست. اصل این داستان و وقایع آن گزارشی از اوضاع اجتماعی ایران در بخشی از روزگار صفوی است که به رسوم و آیین های عیاران در آن تاریخ خاص اشاره دارد، آدابی که تا به حال به آن اشاره ای نشده است. آداب مبارزات و جنگ های آنها از جمله رسومی است که در این کتاب در قالب داستان بیان شده است. در این داستان، عیاران که با لفظ «یتیم» از آنها یاد می شود، در قالب شخصیت های داستان، افرادی معرفی شده اند که به صورت غیررسمی در مواقع ضرورت در جنگ های رسمی شرکت می کرده اند. شیوه های جنگی و مبارزاتی این طبقه و آداب و ابزارهای جنگی آنان ویژگی های خاصی دارد و با آداب جنگ های رسمی متفاوت است. در این پژوهش ضمن بررسی ویژگی های این جنگاوران خاص، به عنوان شخصیت های داستان، آداب و رسوم و ابزارهای مبارزاتی آنها نیز بررسی می شود.
۲۲۶۶۰.

تکاپوهای سیاسی نظامی خاندان بابان در کردستان ایران و پیامدهای آن (1105تا1193ق/1694تا1779م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۸ تعداد دانلود : ۶۹۵
مقارن سده دوازدهم قمری/هیجدهم میلادی، در تلاقی دو امپراتوری عثمانی و ایران، حکومت های محلی بابان و اردلان قرار گرفته بودند. برخلاف وابستگی سیاسی بنی اردلان به دولت مرکزی ایران، حکمرانان بابان مطیع امپراتوری عثمانی بودند. این دو حکومت محلی به واﺳﻄه قرب هم جواری و ریشه های قومی و مذهبی و عقیدتی، وجه های مشترکی داشتند. با وجود این پیوستگی ها، آنها در نقش نمایندگان دولت مرکزی، در مرزهای غربی با هم رقابت می کردند. بخشی از این رقابت ها اختلافات ارضی و سیاسی آنها بود. حکام بابان و اردلان در دوره های حاکمیت سیاسی شان، برای دستیابی به اهداف خود، همواره با هم کشمکش هایی داشتند و بارها قلمرو یکدیگر را آماج تهاجم می کردند. در این پژوهش، با هدف بررسی تحرک های سیاسی و نظامی حکام بابان در کردستان ایران، به شیوه توصیفی تحلیلی، پیامدهای این اقدامات تبیین شده است؛ همچنین درباره چگونگی عملکرد حکومت مرکزی ایران در برابر حوادث پیش آمده توضیح داده شده است. یاﻓﺘه پژوهش نشان می دهد روابط بین دو خاندان بابان و اردلان، همیشه در حمایت از منافع حکومت مرکزی و متبوع خود نبوده و گاه اختلافات داخلی خود حکام محلی و نیز اختلافات آنان با مرکز، بر روابط این دو خاندان تأثیر گذاشته است؛ همچنین پیرو سیاست های خارجی، دولت های مرکزی در امور آنها دخالت می کردند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان