فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۸۱ تا ۲۰٬۳۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
سازمان طبقاتی ایران در قرون اخیر
حوزههای تخصصی:
صحرای آفریقا هزارها سال سبز و خرم بوده است
حوزههای تخصصی:
تحلیل و ریشه یابی قرار دادهای استعماری در ایران
منبع:
یاد ۱۳۶۴ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
شهید دستغیب در قامت یک برادر
حوزههای تخصصی:
کشمکش بر سر انتخابات
حوزههای تخصصی:
علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال پنجم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۱۹
119-148
حوزههای تخصصی:
تأسیس حکومت صفویه و برخی اقدامات آن مانند اعلام تشیع اثناعشری به عنوان آیین رسمی ایران و رویارویی با حکام سنی مذهب همسایه، شماری از فقها و علمای شیعه امامیه را بر آن داشت که به تفکر و بحث درباره مشروعیتِ سیاسیِ این حکومت و جوازِ همکاری یا عدم همراهی با آن بپردازند. در دوران صفویه، پاره ای همکاری و همگرایی متقابل بین نهاد سیاست با نهاد مذهب شکل گرفت و بعضی مجتهدان به مناصب و مشاغلی چون تولیت امور شرعی و منصب صدر یعنی بالاترین مقام دینی و قضایی منصوب شدند. با نگاه به این قبیل موضوعات و نیز روند شکل گیری و تثبیت سلسله صفوی و جریان های مؤثر در آن، درباره چرایی «توجه سلاطین صفوی به علمای شیعه و تلاش برای جلب همراهی و همکاری علما»، «دلایل استقبال برخی علمای شیعه از دعوت سلاطین صفوی برای همکاری» و «دستاوردهای همکاری و همگرایی متقابل دو نهاد سیاست و مذهب در عصر صفوی» پرسش هایی مطرح می شود. این پژوهش، بر آن است که به روش تحقیق تاریخی و شیوه توصیفی تحلیلی متکی بر منابع دست اول و تحقیقات معتبر، چگونگی رابطه علمای شیعه با حکام صفوی، دلایل همگرایی متقابل دو نهاد سیاست و مذهب در عصر صفوی و دستاوردهای مترتب بر آن را بررسی کند. به نظر می رسد، عواملی چون صرافت سیاسی شاهان صفوی برای کسب مشروعیت و تثبیت حکومت، اقتضائات ناشی از گسترش قلمرو حکومت و ضرورت توجه به علایق گروه های متنفذ، به ویژه علما، نیاز متقابل دو نهاد سیاست و مذهب به یکدیگر با توجه به اقتضائات زمانه و شرایط سیاسی منطقه، در فراز و فرود همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی مؤثر بوده است.
عشق روزافزون شیعیان به چمران
منبع:
شاهد یاران ۱۳۸۷ شماره ۳۷
حوزههای تخصصی:
تاریخ بختیاری
منبع:
وحید مرداد ۱۳۴۵ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
تأملی بر جایگاه رویکرد جهانی در تاریخ نگاری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام به عنوان دینی دارای داعیه جهانی، اهتمام ویژه ای به تاریخ داشت و این مهم در رونق تاریخ نگاری اسلامی سهم بسزا داشت. شرایط تاریخی حاکم بر قلمرو اسلامی نیز گستره جغرافیایی، جهان نگری و ترکیب قومی و جمعیتی فراوانی در خود داشت که از حیث فراهم کردن زمینه های فرهنگی پررونق بود و می توان با عنوان «صلح اسلامی» از آن یاد کرد. با این همه، این دیدگاه اسلامی برخاسته از تعالیم دینی کمتر مورد اعتنای عام تاریخ نگاران مسلمان بود و تا دیرزمانی، زمینه برای پیدایش آنچه با عنوان تاریخ نگاری جهانی از آن یاد می شود هموار نبود و تا دوران پس از هجوم مغول و نگارش جامع التواریخ، اثر تاریخ نگارانه ای در حد و اندازه این مفهوم جهانی پدید نیامد. نوشتار حاضر با تأکید بر اهمیت تاریخ نگاری های عمومی، این مسأله را واکاوی می کند که باوجود زمینه های مساعد موجود در بطن تعالیم اسلامی، به سبب نامساعدی شرایط تاریخی و درک مصلحت گرایانه تاریخ گرایی اسلامی؛ موجبات کمتری برای پیدایش تاریخ نگاری جهانی، به مفهوم دقیق آن فراهم آمد.
عقدنامهای از روزگار احمدشاه قاجار
حوزههای تخصصی:
خاطرات پنجاه ساله
رویه های قانونی در امر مواد مخدر و اعتیاد از سال 1289 تا 1307ش: مصوبات و نتایج آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه هایی که مجلس شورای ملی دست به قانونگذاری در آن مورد زد، حوزه مواد مخدر و اعتیاد به آن بود. اولین قانون مصوب در این زمینه، یعنی قانون تحدید تریاک، دارای اهمیت خاصی است. زیرا، با تصویب آن در مجلس دوره جدیدی در پرداختن به امر مواد مخدر و اعتیاد در ایران آغاز می شود. در تحقیق حاضر با روش تاریخی و استفاده از منابع و اسناد آرشیوی، به بررسی رویه های قانونی در امر مواد مخدر و اعتیاد از سال 1289 تا 1307 شمسی پرداخته شده است. حاصل تحقیق حاکی از آن است که نقش مهم تریاک در درآمد دولت و بودجه، موجب شده بود که در آغاز، مجلس و دولت به چشم یک منبع مهم و گران بها به آن نگاه کنند و سعی در کنترل آن به نفع خزانه دولت به بهترین شکل ممکن داشته باشند. در این دوره برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر به داخل کشور، در سال 1301شمسی قانون منع واردات مواد مخدر به داخل ایران به تصویب مجلس رسید که دارای اهداف اقتصادی بود. این قانون، که در آن در مورد تریاک تولید داخل صحبتی به میان نیامده بود، اقتصاد ایران را هر چه بیشتر به تریاک وابسته می نمود. در تمام نظامنامه هایی هم که در دولت و وزارتخانه ها از تصویب می گذشت، وجه درآمدزایی تریاک مورد توجه خاص بود و چندان اهمیتی به بحث جرم بودن یا نبودن مواد مخدر و استعمال کنندگان آن داده نمی شد. تا این که، در سال 1304ش. اولین قانونی که حالت بازدارنده و جرم انگارانه در زمینه مواد مخدر و معتادان داشت به تصویب رسید.
نگاهی به رویداد های پاییز 1366 در ایران
منبع:
یاد ۱۳۶۶ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
تحلیل تبعید اشتراکی ها و کمونیست ها در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره رضاشاه مبلغان اندیشه های اشتراکی و بعد کمونیستی دستگیر و تبعید می شدند. سیاست حکومت در تبعید این افراد با رویکرد آن در تبعید سایر مخالفان متفاوت بود. اینکه انتخاب این سیاست بر چه اساسی بوده و بر اساس چه مؤلفه هایی اتخاذ گردیده است هدف اصلی این پژوهش است. فرضیه این پژوهش نشان می دهد که درهم تنیدگی فعالیت های تبلیغی و جاسوسی اشتراکیون و کمونیست ها در دوره پهلوی اول بر نوع برخورد حکومت با آنان تأثیر داشته است که این تأثیر را می توان در انتخاب تبعیدگاه، تأمین شغل و معیشت آنها و مدت تبعیدشان مشاهده کرد.این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با کمک اسناد و مدارک آرشیوی و منابع اصلی تنظیم شده است. در هر جایی که امکان کمی شدن وجود داشته از اعداد و ارقام برای تحلیل بهره برده شده است.یافته های این پژوهش نشان می دهند که درهم تنیدگی فعالیت های تبلیغی و جاسوسی شوروی در دوره رضاشاه، واکنش حکومت را در انتخاب تبعیدگاه برای تبعیدیان اشتراکی و کمونیستی برانگیخت و تبعیدگاه هایی با اقلیم نامناسب برای آنان در نظر گرفته می شد. فعالان کمونیست از مناطق عمدتاً سردسیر به شهرهای مذهبی، گرم و خشک و کم جمعیت داخلی تبعید می شدند. همچنین به علت اختلاط فعالیت های تبلیغی و جاسوسی این تبعیدیان و با وجود اینکه آنان از نیروهای متخصصی بودند که می شد از وجودشان در نوسازی دوره رضاشاهی استفاده کرد، اما به دلیل انتخاب رویکرد امنیتی، در برخورد با آنان سختگیری صورت می گرفت و از ظرفیتشان استفاده نمی شد. حکومت رضاشاه تبعیدیان کمونیستی را برخلاف سایر تبعیدیان مدت بیشتری در تبعید نگه می داشت؛ تبعیدیان معترض به اصلاحات سه گانه معمولاً از چند ماه تا یک سال در تبعید به سر می بردند اما پایان مدت تبعید تبعیدیان فعالیت های اشتراکی مشخص نبود و اجازه آزادی به آنان داده نمی شد. مجازات تبعید در آن دوره، کیفری محل محور بود؛ برخلاف حبس که زمان محور بود و فرد مدت مشخصی را در زندان سپری می کرد. اما در باب تبعید در آن دوره و در خصوص تبعیدیان اشتراکی و کمونیستی، زمان اصلاً مدنظر نبود، بلکه مکان تبعید اهمیت داشت و زمانی برای پایان تبعید تعیین نشده بود و بدین خاطر است که زمان پایان تبعید تبعیدیان و آزادی آنان شهریور 1320 ش/اوت 1941 م است.