شهر ایرانی و عناصرش را میتوان به مثابه یک الگوی ارتباطی بازخوانی کرد. الگویی که بافت کالبدی و توزیع فضاهایش نوع خاصی از ارتباطات را شکل میدهد. در اغلب شهرهای تاریخی ایران بیش از 50 درصد شبکه بافت شهری عامدانه و کاملا برنامهریزی شده به بنبستها ختم میشوند. در گذشته، هرچه ارتباط کالبدی یک نقطه با نقطه دیگر کمتر بود، آن نقطه ارزش اقتصادی بیشتری داشت؛ چرا که موجب میشد در واحد همسایگی (کوی و برزن) نوعی محرمیت شکل بگیرد.
نهضت اسلامی مردم ایران در بهمنماه سال 57 بهپیروزی رسید. این رویداد، بزرگترین حادثه قرن معاصر در منطقه بود که وقوع آن بسیاری از تحلیلگران سیاسی را برآن داشت که به گمانهزنی در مورد ابعاد آن بپردازند. گزارشی که از خاطر مخاطبان محترم میگذرد روایتی از اهم اتفاقات انقلاب در فاصله زمانی 12 بهمن 1357 تا پیروزی انقلاب اسلامی(22 بهمن همان سال) است. در این متن سعی شده سلسله وقایع به صورت روزشمار مورد توجه قرار گیرد تا خواننده ضمن درک تاریخی حوادث و رویدادها در جریان فعل و انفعالات سیاسی داخلی و خارجی انقلاب نیز قرار گیرد.
حوزه های کردنشین غربِ کشور به چند بخش تقسیم شده اند که هر یک از پیشینه تاریخی و فرهنگی خاصی برخوردارند؛ حوزه مکریان که آن را با مرکزیت مهاباد، مشتمل بر بخش های وسیعی از آذربایجان غربی و مناطق همجوار آن می توان دانست یکی از این بخش های عمده است که در این بررسی ضمن اشاره به سوابق تاریخی آن، از نوع پیوندهایش با اندیشه ایران نیز تعریفی ارائه خواهد شد. پیوندهایی که در دوره معاصر و در تقابل با آراء شکل گرفته در بخش هایی از دیگر حوزه های کردنشین منطقه با توان آزمایی هایی جدی روبرو می باشد.
کلاه ترک یا تاج صوفیانه، در نزد متصوفه جایگاه و کارکرد خاصی دارد. در شکل و مفهومِ «تاج» یا «کلاه ترک» از قرن های اولیة اسلامی تا زمان تأسیس سلسله صفوی تغییر و تحولی اساسی صورت گرفته است. هدف این مقاله، با ابتناء بر روش تاریخی، شناخت این تغییر و تحولات و توجه به علل و عوامل تاریخی آن است. تدقیق در منابع اصلی، اعم از متون تاریخی و ادبی و عرفانی، نشان می دهد که کلاه ترک متصوفه، طی چند قرن، دچار تحولات شکلی و مفهومی شده و از معنی صرف سرپوش به نشانه ای از ترک ذمائم، و سپس به شعار دینی و شعار مذهبی، و بعد به عنصری برای هویت بخشی سیاسی و اجتماعی و نیز بهانه ای برای تحقیر توسط مخالفان تبدیل شده است.