یکى از شهرهاى کهن ایران است که پیشینه شهرنشینى در آن، به دوره هاى پیش اسلام برمى گردد. در این مقاله، سعى بر آن است تا با به دست دادن پیشینها ى از شهر آمل و موقعیت آن در دوره های مختلف تاریخى، دو عنصر از عناصر مهم مذهبى این شهر را - که در بافت کهن قرار دارد - معرفى کنیم. این دو عنصر - که مسجد جامع و مسجد آقاعباس نام دارد - از لحاظ کارکردى، در ترکیب با فضاى یک مدرسه ساخته شده است و به صورت همزمان کارکرد مسجد و مدرسه داشته است. با تکیه بر منابع تاریخى و سفرنامه ها، این دو مسجد را معرفى کردیم و براساس وقفنامه هاى آن، وضعیت موقوفه ها، واقف و موارد مصرف آن را مشخص ساختیم تا جایگاه آن را در شهر آمل در گذشته بیان کنیم.
مقاله حاضر، ترجمه مقدمه پرفسور برت فراگنر بر کتاب گنجینه فرامین فارسی پادشاهان است که اسناد فارسی منتشر شده را تا سال 1848 م. دربرمی گیرد. این مقدمه با نگاهی فراگیر به مرور بررسی های پژوهشگران و شرق شناسان جهان درباره اسناد و مدارک فارسی میپ ردازد که به زبان های مختلف به چاپ رسیده است. لذا ترجمه آن به زبان فارسى، گامی در جهت ارتقای دانش پژوهشگران ایرانی نسبت به سیر مطالعات آرشیوی در جهان درباره اسناد و فرمان های فارسی خواهد بود. برت فراگنر، کرسی های ایرانشناسی را در دانشگاه های برلین و بامبرگ آلمان برعهده داشت و از پایه گذاران مؤسسه ایران شناسی وین در فرهنگستان علوم اتریش میب اشد.
در طول تاریخ تمدن بشرى، کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها، همواره نهادهائى بودها ند که دسترسى به اطلاعات را تسهیل کرده و موجب ترویج و پیشرفت علمى - فرهنگى جوامع شدها ند. رشد و توسعه فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات، امکانات بى سابقها ى براى نهادهاى میراث فرهنگى فراهم کرده و نیز، تقاضاهاى تازها ى را جهت دسترسپ ذیر ساختن مجموعه هایشان در سطح وسیع و خارج از مرزهاى سازمانى باعث شده است. همچنین، به دلیل افزایش استفاده از فناورى هاى اطلاعات و ارتباطات، شکاف بین این سه نهاد فرهنگى کاهش یافته است. از این رو، همگرائى میان آن ها بیشت ر شده است؛ تا جائى که برخى از کشورها، نهادهائى جهت اداره مشترک کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها ایجاد کردها ند. در این مقاله، موضوع همگرائى میان کتابخانه ها، آرشیوها و موزه ها، در نتیجه گسترش فناورى هاى اطلاعاتى، مورد بحث و بررسى قرار گرفته است.
گسترش روابط دولت صفوی با کشورهای اروپایی، به تدریج کشور لهستان را که در شمال اروپا واقع شده بود به گذرگاه و میزبان هئیت های اروپایی و ایرانی که عازم کشورهای یکدیگر بودند، تبدیل کرد. در این دوره ایران اگر چه از لحاظ جغرافیایی با لهستان فاصله ی زیادی داشت، اما به دلایل سیاسی و اقتصادی برای آن کشور اهمیت بیشتری پیدا می کرد. همسایگی لهستان با عثمانی، و نگرانی از قدرت رو به رشد این امپراتوری، لهستان را متوجه ایران صفوی نمود که در معرض تهدید عثمانی قرار داشت. گر چه درسده یازدهم هجری / هفدهم میلادی و پس از انعقاد پیمان صلح زهاب دولتمردان صفوی بیشتر خواهان حفظ وضع موجود در روابط خود با عثمانی بودند تا یک رویارویی و نبرد دیگر که به مصالح جهان اسلام نیز نمی نمود. اما سالها پیش از اینکه نخستین نمایندگان سیاسی لهستان به دربار صفوی راه یابند، نام سرزمین کهن پارسی به وسیله بازرگانان و تجار به لهستان رسیده بود. بنابراین توسعه روابط بازرگانی یکی دیگر از اهداف افزایش مناسبات دو کشور به شمار می رفت. یکی دیگر از انگیزه های اصلی برقراری روابط لهستان با ایران، ترویج آیین مسیحیت بود و از این رو بود که میسیونرهای مذهبی فعالیت های خود را در ایران گسترش دادند. مقاله حاضر نگاهی است نو و روشمند بر زمینه های برقراری روابط سیاسی و بازرگانی ایران و لهستان در عصر صفوی و به ویژه در نیمه دوم سده یازدهم هجری/ هفدهم میلادی و در عصر سلطنت شاه سلیمان صفوی که اوج مبادلات دیپلماتیک و تجاری بین دو کشور است و بررسی موانعی که در راه توسعه بیشتر این روابط وجود داشت.