در عصر قاجاریه در ساختار و نهادهای جامعه ایران تحولات جدیدی شکل گرفت. شکلگیری تحولات فکری در میان گروهی از زنان جامعه ایرانی و برخی دگرگونیها در موقعیت و نقش سنتی آنان در جامعه، یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ و فرهنگ در جامعه ایران است. تحولات فکری و دگرگونیهای به وجود آمده در موقعیت و نقش زنان ایرانی عصر قاجار از علل و عوامل متعدد و متفاوتی ریشه میگرفت. مقاله زیر به بررسی تحولات فکری و اجتماعی زنان در دوره مشروطه می پردازد .
دولت عثمانی در دوره قاجار حضور سیاسی در مشهد نداشت، ولی از زمان شروع جنگ جهانی اول که موضوع اتحاد جهان اسلام مطرح شد، طرفدارانی در مشهد یافت که ترک های قفقازی مهم ترین آنها بودند. پس از شکست عثمانی و تشکیل مجلس بزرگ ملی ترک، روابط حکومت جدید با ایران و افغانستان بیشتر شد و مشهد یکی از کانون های ارتباط این سه دولت اسلامی بود. با تأسیس کنسولگری افغانستان در اواخر دوره قاجار، ترکیه نیز شهبندری خود را در سال 1341 قمری در مشهد دایر کرد. با ورود محمد سامی بیک برای برافراشتن «بیرق ماه و ستاره» در مشهد، گام های مهمی برای جلب اتحاد جهان اسلامی برداشته شد و اقدامات عملی برای اتحاد ایران، ترکیه و افغانستان صورت گرفت و زمینه ای برای اتحاد بیشتر در دوره رضا شاه شد. عملکرد سامی بیک و واکنش دول روس و انگلیس موضوع دیگری است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله علل شکل گیری شهبندری، عملکرد یازده ماهه سامی بیک در زمینه های مختلف نظیر سخنرانی در حرم امام رضا (ع)، بازدید از مدارس، ملاقات با روزنامه نگاران، برگزاری نماز جمعه، برگزرای نماز عید فطر، شرکت در عزاداری ها، تشویق و حمایت از مخالفان سیاست انگلیس و رابطه با کنسولگری افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.
آشنایی با زوایای زندگی شیخ صفیالدین اردبیلی، جد اعلای پاشاهان صفوی، هنوز نیازمند تحقیقات علمی و تاریخی است؛ به ویژه در دو بعد مذهب شیخ و سیادت او بحث ها و تحلیل های متعدد و گاه متضادی ارائه شده است. این دو موضوع گاه پژوهشگرانی را به دشمنی عجیب با شیخ و صفویان کشانیده، و گاه آنان را به اعتقاد به مراتب بلند انسانی دربارة شیخ صفیالدین واداشته است. این نکته که شیخ پیرو مذهب تسنن بوده است یا تشیع، در مطالعة سلسلة پادشاهی صفویه اهمیتی خاص مییابد؛ زیرا آنان به مذهب شیعة دوازده امامی در ایران رسمیت بخشیدند. این مقاله میکوشد پاسخی مبتنی بر پژوهشی علمی ـ تاریخی و با تکیه بر اسناد و یافته های گذشته نگاری به دست دهد.
بعد از ظهور اسلام چگونگی مناسبات مسلمانان با اهل کتاب بر اساس نصّ صریح قرآن مشخص شد. اهل کتاب طبق آیة 29 سورة توبه، میتوانستند در صورت تمایل، به دین خود وفادار مانده و در برابر زندگی در جامعه اسلامی مالیات سرانه ای به نام جزیه بپردازند. پیامبر طبق این آیه، روابط خود را با مسیحیان مشخص کرد. بعد از فتح مناطق مسیحینشین در عصر خلفای نخستین، بر تعداد مسیحیان ذمّی در جامعه اسلامی افزوده شد. افزایش تعداد ذمّیان در قلمرو اسلامی باعث شد تا مباحث جدیدی در مورد چگونگی مناسبات اجتماعی ـ سیاسی و دینی مسیحیان ذمّی با مسلمانان مطرح شود، از این رو، تدوین و اجرای احکام جدیدی درباره تعیین پایگاه اجتماعی ـ سیاسی و دینی ذمّیان در جامعه اسلامی ضروری گردید. در این مقاله سعی شده است حقوق اجتماعی ـ سیاسی و دینی ذمّیان در عصر خلفای نخستین بررسی شود.
در میان نکته های ناروشنی که در زوایا و خبایای قیام عباسیان دیده می شود،چگونگی افشای راز ابراهیم امام و توفیق مروان بن محمد در شناسایی و دستگیری او همچنان پرسش برانگیز است.
نگارنده میکوشد تا یافته های خود را بر این فرضیه مبتنی سازد که: افشای راز ابراهیم امام، محصول رقابت هایی بود که در خراسان میان یمانیها و مضریها جریان داشت و عباسیان نه تنها قادر به حذف آن به سود نهضت خود نبودند، بلکه با تکیه بر یمانیها و بدبینی نسبت به مضریها، ناخواسته به تشدید آن دامن زدند که نخستین قربانی این ماجرا، شخص ابراهیم امام بود که اندکی پیش از پیروزی نهضت، با خیانت یک عنصر مضری، به چنگ امویان افتاد و هیچ گاه نتوانست پیروزی عباسیان را به نظاره بنشیند.
محمد رضا پهلوی در 8 خرداد 1331 به منظور مبارزه با هرگونه تهدید خارجی و یا سرکوب مخالفان سلطنت، فرمان تأسیس سازمان کوک را صادر نمود. اعضای این سازمان که در آغاز خود را تابع مرام برادری می دانستند، با تأسیس جمعیت های وابسته به خود، بر این باور بودند که با توسعه فعالیت خود در سطح شهرها و روستاها، به تأمین منافع ملی یاری برسانند. مهمترین مسئله ما در مقاله حاضر ضمن تعمق در مناسبات تشکیلاتی سازمان کوک، بررسی عملکرد این سازمان و جمعیت های وابسته به آن از منظر تأمین اهداف یاد شده در بالا می باشد. با استفاده از اسناد آرشیوی و نیز با کمک روش های توصیفی و تحلیلی، به این نتیجه می رسیم که سازمان کوک نه تنها از اهداف تعریف شده در ابتدای تأسیس خود، فاصله گرفت، بلکه به شبکه ای از مناسبات شخصی به منظور تحصیل هر چه بیشتر قدرت بدل شده بود.
آثار جغرافیایی قرن های سوم و چهارم هجری به دو مکتب جغرافیایی عراقی و بلخی تقسیم می شوند و محققان ویژگی های خاصی را برای هریک از آنها بیان کرده اند. پژوهش حاضر با بررسی و تحلیل آثار ابن خرداذبه، یعقوبی و ابن رسته، نمایندگان برجسته مکتب جغرافیایی عراق، به تبیین ویژگی های خاص این مکتب و هریک از این جغرافی نویسان می پردازد. هدف از این پژوهش اثبات این فرضیه است که شباهت های فراوانی میان مطالب و روش پژوهش این جغرافی نویسان وجود دارد، اما آن ها به دنبال روشی کلی، مشخص و از پیش تعیین شده نبودند و هریک اصول و روش خاصی را در آثار خود به کار برده اند. به نظر می-رسد به جای مکتب های مختلف، بهتر است از «مکتب جغرافیایی» اسلامی سخن گفت.
سلسله ساسانی در سال 224 م پس از غلبه اردشیر اول بر اردوان پنجم، پادشاه اشکانی در نبرد هرمزدگان پا به عرصه وجود نهاد.مؤسس این سلسله پس از تثبیت و تحکیم دولت مرکزی در پی گسترش مرزهای شمال غربی، غرب و جنوبی برآمد؛ بنابراین در راستای این هدف بایستی با امپراتوری روم می جنگید.این امپراتوری از عصر اشکانیان همواره با ایران درگیر بود.پژوهش حاضر بر آن است به بررسی شاخص های تأثیرگذار بر سیاست های مرزی اردشیر اول در قبال امپراتوری روم و میزان دست یابی وی به اهداف خود در این زمینه بپردازد.بر اساس موضوع، روش و انجام کار در این تحقیق توصیفی- تحلیلی بر پایه مطالعات کتابخانه ای است.آنچه پایان این نوشتار می توان نتیجه گرفت این است که اردشیر اول که خود را وارث شاهنشاهی هخامنشی می پنداشت، در درجه اول درصدد برآمد تا مرزهای آن را احیا کند.رسیدن به این هدف خود نیازمند اقدامات مهم دیگری مانند؛ تسلط بر ارمنستان، تسخیر مناطق سوق الجیشی بین النهرین و به ویژه شهر استراتژیک هتره و کنترل تجارت خلیج فارس و راه های بازرگانی بین النهرین بود.
چنین گفته شده که تاریخ نگاری محلی ایران– به عنوان جزئی از تاریخ نگاری محلی در تمدن اسلامی– از سدة سوم هجری و به دنبال تغییرات گستردة سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی در نواحی مختلف ایران و با پیشگامی خراسان آغاز شد. اما عموم نویسندگانی که در این زمینه به اظهار نظر پرداخته اند، تک نگاری هایی را که اخباریان مکتب تاریخ نگاری عراق از نیمه سدة دوم هجری به بعد راجع به فتح شهرهای ایران نوشته اند، در کنار چند اثر نوشته شده در خراسان (که آنها نیز از چشم این نویسندگان دور مانده) و در حقیقت اولین تاریخ های محلی شهرها و نواحی ایران به شمار می آیند، نادیده گرفته اند. این مقاله به بررسی نقش اخباریان عراق در آغاز تاریخ نگاری محلی ایران می پردازد.