ماه شرف خانم کردستانی متخلص به مستوره (1220 1264ق) پیشاهنگ زنان مورخ جهان اسلام، میان دو خاندان فرهیخته و دیوان سالار قادری و وزیری پرورش یافت. او در سال 1244ق، به عقد ازدواج خسروخان اردلان (1240 1250ق) والی کردستان درآمد. مرگ خسروخان و حدوث بحران سیاسی در کردستان، مستوره را بر آن داشت تا با نگارش تاریخ اردلان، عاملان بحران سیاسی یعنی والیه خانم و فرزندانش را نقد کند. شگفتا که بخشی قابل تأمل از متن روایت مستوره، به رغم نقد هوویش (والیه خانم) روایتی مردانه است؛ از این رو مسئله ی اصلی این مقاله بر تأثیر جنسیت در تاریخ نگاری مستوره مترتب شد. مقاله حاضر بر آن است تا با استفاده از روش تحقیق تاریخی و بهره مندی از آموزه های کارل گوستاو یونگ در جستار مؤلفه های آنیموس (مردِ درونِ زن) به انکشاف نقش آنیموس در شخصیت مستوره و تأثیر آن در تاریخ نگاری وی بپردازد.
از نظر دانش زبان شناسی، زمانی که واژه ای از زبانی به زبانی دیگر وارد می شود، برای ماندگار شدن باید با الگوهای آوایی، واجی، صرفی، نحوی و معنایی آن زبان هماهنگی پیدا بکند وگرنه از دایره واژگانی آن زبان کنار گذاشته می شود. در این نوشتار روند انواع دگرگونی هایِ واج شناختی که در واژگان زبان پهلوی یا فارسی میانه رخ داده است تا به زبان های ایرانی نو، ازجمله زبان تالشی (که از زبانهای ایرانی نو است) رسیده اند؛ بررسی و تجزیه و تحلیل می گردد. از بررسی داده هایی که از فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی بدست آمده و مقایسه این واژه ها با داده های زبان تالشی که از زبانِ گفتاری تالشی زبان های عنبران واقع در نقطه مرزی استان اردبیل،با جمهوری آذربایجان به دست آمده مشخص شد که واژه های مشترک بین دو زبان از زبان پهلوی به زبان تالشی، دگرگونی هایی از قبیل ادغام، ابدال، حذف، جابجایی، افزایش و سایر فرایندهای رایج واج شناختی را طی کرده، تا به زبان تالشی رسیده است؛ در ضمن بعضی از واژه ها هم بدون هیچ دگرگونی به زبان تالشی رسیده اند.
وجود فضاهای جمعی، همواره نقش بسیار مهمی در جذب مردم و حضور آنها در شهرها داشته است .این حضور، فرصت تعاملات اجتماعی را فراهم نموده و باعث پدیدآمدن خاطره جمعی مشترک گردیده است. این فضاها حامل میراث تاریخی و فرهنگی جامعه هستند؛ اما متأسفانه امروزه شهرهای ایران فاقد فضاهای جمعی مناسب برای تحقق و تقویت حیات مدنی و اجتماعیند. در واقع فضاهای جمعی شهری، همواره تحت تأثیر بناهای همجوار و محیط کالبدی شکل گرفته اند. از آنجایی که در این عصر مدرن تعاملات اجتماعی روز بروز کمرنگ می شوند، ضرورت بررسی چنین فضاهایی برای احیای روح خاطره جمعی و برقراری روابط اجتماعی امری حیاتی به نظر می رسد. از اینرو نوشتار حاضر درصدد تحلیل عوامل و معیارهای مؤثر در شکل گیری فضاهای باز و جمعی پویا میدان امام همجوار بازار ارومیه و مسجد تاریخی جامع ارومیه است. این پژوهش براساس مطالعات میدانی و اسناد کتابخانه ای صورت گرفته است و روش تحقیق آن توصیفی و تحلیلی می باشد.
با آغاز جنگ جهانی اول و به رغم اعلام بی طرفی ایران از سوی احمد شاه قاجار، پای ایران به جنگ کشیده شد و برخی از شهرهای ایران به اشغال قوای روسیه، انگلستان و عثمانی درآمد. در میان مناطق اشغال شده، آذربایجان و شهر ارومیه و حومه آن به دلیل تنوّع قومی، گوناگونی دینی و مذهبی و تفاوت های شیوه زیستی، در بحرانی عمیق فرو رفت. هدف جستار حاضر، بررسی و تحلیل عملکرد دولت ایران در کنترل بحران ارومیه است. این پژوهش می کوشد با مطالعه زمینه های بروز بحران ارومیه به این پرسش پاسخ دهد که دولت قاجار برای کنترل بحران ارومیه چه گام هایی برداشت و نتایج آن گام ها چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، هیأت حاکمه قاجار در سه عرصه مذاکره با دول اشغال گر برای تخلیه قوای شان از آذربایجان، اعزام ولیعهد به تبریز و تغییر حکمرانان ارومیه می کوشید بحران را کنترل کند؛ اما به دلیل ضعف مفرط دولت مرکزی، بحران مالی فزاینده و فقدان نیروی نظامی قابل اعتنا نتوانست دستاوردی در کنترل بحران داشته باشد. روش پژوهش حاضر، تاریخی با رویکرد توصیفی تحلیلی است.
هدف این مقاله، بازنگری تحولات تاریخی و پیامدهای جدید یکی از مفاهیم متضاد در نظریه پسا استعماری است. مطالعه مفهوم سابالترن نخست با تعاریف اولیه این مفهوم روبرو می شود همانطور که در ابتدا توسط فعال سیاسی مارکسیست ایتالیایی آنتونیو گرامشی در کتاب شناخته شده ی «یادداشت های زندان» مورد استفاده قرار گرفت. بعدها، این مفهوم جدید توسط منتقدان و مورخانی که خود را به عنوان اعضای گروه مطالعات سابالترن تعریف می کردند مورد بررسی و تفسیر قرار گرفت. تمرکز ویژه ای در این مرحله بر روی بینش کلیدی پیشینیان گروه، رانجیت گوها و بر آخرین فرض ها و ایده های ارائه شده توسط منتقد برجسته ی پسا استعماری، گایاتری اسپیفاک، عمدتا در مقاله مفهومی او «آیا می توانم سابالترن صحبت کنم؟» گذاشته شده است: این مقاله در نهایت به برخی از دلالت های کنونی سابالترن می پردازد تا مفهوم آن را در شرایط پسا مدرن آشکار سازد. تجزیه و تحلیل در این مرحله متمرکز بر ایده های کلیدی مطرح شده توسط محقق پست مدرن، ژان بودریار، و منتقد پسا استعماری، هومی بابا می باشد.
آیین پهلوانی و عیاری با شیوه ها و اشکال گوناگون در تاریخ بسیاری از ملت ها وجود داشته و از جایگاه رفیع و مهمی برخوردار بوده است. در تاریخ ایران زمین نیز این پدیده، از پیش از اسلام تا روزگار معاصر، در جامعة شهری و روستایی نقش ها و کارکردهای متفاوتی داشته است. این آیین به اقتضای هر عصر، برخی ویژگی ها را از دست داده و پاره ای عناصر دیگر را اخذ کرده است. در پی ایلغار مغول به ایران در سدة هفتم هجری، نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، برای مدتی کارایی پیشین خود را از دست دادند و جامعة ایرانی، برای نخستین بار در دورة اسلامی، با چالش بزرگی روبرو گردید. شرایط جدید اجتماعی و سیاسی، زمینة نقش آفرینی و کنش گری پهلوانان و عیاران را در عرصه های سیاسی و اجتماعی این دوره فراهم آورد. موضوع این مقاله بررسی چگونگی شکل گیری تحولات آیین پهلوانی و عیاری در دورة مورد بحث است و درصدد پاسخگویی به این سؤال است که چرا و چگونه پهلوانان و عیاران به ماهیت سیاسی و اجتماعی در جامعة این عصر دست یافتند. در پژوهش هایی که تا کنون در این زمینه به خامه درآمده است چگونگی این تحول مورد بررسی قرار نگرفته، اما این نوشته با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای درصدد بررسی و تحلیل این موضوع است. نوشتة حاضر با اتکاء به منابع تاریخی درصدد اثبات این موضوع است که دورة مورد بررسی، در تحول آیین فتوت، تا روزگار خود مهم ترین عصر تاریخی به حساب می آید و سرزمین خراسان مهم ترین نقش را در این فرآیند داشته است.
کتاب تاریخ جهانگشای نادری تألیف میرزا مهدی خان استرآبادی یکی از مهم ترین منابع تاریخ نگاری سلسله ای عصر افشاریه است. نوشتار حاضر بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی می کوشد که از طریق مطالعه شاخصه های بینشی و روشی استرآبادی در نگارش تاریخ جهانگشای نادری، چگونگی بازتاب فضای سیاسی-اجتماعی حیات مورخ را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. در قلمرو تاریخ نگاری و نقد تاریخی توجه به بینش و روش مورخ امری ضروری است. بینش و روش در تاریخ نگاری دو مقوله تفکیک ناپذیر و مرتبط با یکدیگرند. شناخت مورخ و اثر تاریخ نگارانه ی او مبنای شناخت زمانه اوست و فهم متون تاریخ نگارانه در هر عصری مستلزم شناخت عناصر روشی و بینش حاکم بر متن تاریخی است. در واکاوی بینش استرآبادی در جهانگشا به گرایش ها، باورها و تمایلات اثرگذار مورخ در چند محور مشیت گرایی، نخبه گرایی، بینش مذهبی، اجتماعی و انتقادی پرداخته شده است. در بررسی روش استرآبادی در جهانگشا، مؤلفه هایی که در مباحث روش شناختی مدنظر قرار می گیرد، نظیر ویژگی های سبکی، منابع مورداستفاده مورخ و عواملی ازاین دست مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته است. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در پیدایی و نگارش تاریخ جهانگشای نادری، عواملی چون بافت و موقعیت اجتماعی و سیاسی حیات استرآبادی و گرایش های فردی مؤلف در کنار ویژگی های زبانی در پرتو شرایط و موقعیت زمانه بر بینش و روش تاریخ نگارانه ی متون این عصر تأثیر گذارده است.
مقابر یا بناهای آرامگاهی یکی از مهم ترین عناصر معماری ایرانی - اسلامی هستند که در زمینه های مختلف نیاز به بررسی و پژوهش های موشکافانه دارند. اهمیت این دسته از بناها در میان ایرانیان به حدی است که در هر دوره از ادوار اسلامی ایران، مهم ترین و پرکاربردترین هنرها و اوج تزئینات معماری مربوط به آن دوره در ساختمان آن ها به کار گرفته می شده است. به طور کلی تزئین در بناها نقش مؤثرتری ایفا می کند، چراکه اگر بنا از نظر فرم و سازه برای باستان شناسان و طراحان قابل فهم باشد، ممکن است برای عامه مردم چنین نباشد و این تزئینات اند که در نگاه اول بیننده را به خود جلب می کنند. این مقاله، هنر کتیبه نگاری را به عنوان یکی از مهم ترین عناصر تزئینی بناهای اسلامی در چهار مقبره سلجوقی شمال غرب ایران یعنی گنبد سرخ، برج مدور، سه گنبد و گنبد کبود مورد بررسی قرار می دهد. روش تحقیق مقاله به صورت تفسیری-تاریخی بوده و سپس با رویکرد تحلیلی به مطالعه تزئینات چهار مقبره خصوصاً از نظر معماری، نقوش، کتیبه ها و موقعیت و جایگاه آن ها بر روی بناها پرداخته است. همچنین علاوه بر بررسی مقالات، کتب و اسناد مربوط، با برداشت میدانی از مقابر مذکور، نقشه و تزئینات و سپس جدول مقایسه ای کتیبه ها و انواع آن ها به لحاظ مضمون ارائه می-شود. در این ارتباط، پرسش های زیر مطرح است: 1. معماری، نقوش و تزئینات مقابر سلجوقی شمال غرب ایران چگونه و کتیبه های آن ها از نظر مضمون به چند دسته تقسیم می شوند؟ 2. مضامین کتیبه ها، در موقعیت و جایگاه آن ها بر روی بدنه بناها چه تأثیری دارد؟ بررسی ها نشان می دهد که کتیبه های مقابر سلجوقی شمال غرب به گروه های مختلفی از جمله کتیبه های آیات قرآنی، کتیبه با مضمون تاریخ بنا، کتیبه با مضامین دعا، کتیبه با مضمون معمار و بانی بنا تقسیم می شوند. از طرف دیگر جایگاه این کتیبه ها در بناها نسبت به نوع مضمون و میزان قداست آن ها متفاوت بوده، به طوری که کتیبه های آیات قرآنی در بالاترین قسمت بنا، کتیبه با مضامین دعا در ارتفاعی پایین تر و کتیبه های حاوی تاریخ بنا، بانی و معمار مقبره در سطوح پایینی و بر روی بدنه بنا جای می گیرند.
مقاله حاضر به بررسی اوضاع فرهنگی و اجتماعی اسماعیلیه نزاری ایران در دوره الموت(483-654ق.) می پردازد. فرضیه مقاله آن است که اسماعیلیان نزاری ایران در این دوران از نظرفرهنگی و اجتماعی جامعه ای پویا و فعال داشتند. از جنبه فرهنگی، نزاریان ایران به رشته های مختلف علوم علاقه نشان داده و در زمینه بنای آثار معماری و ایجاد کتابخانه ها نیز اهتمام جدی داشتند. از این رو، دانشمندان و عالمان مسلمان مشتاق حضور در جامعه نزاریان بودند. ازدیدگاه اجتماعی نیز جامعه نزاریان ایران، که بستر اصلی آن را مردمان نواحی کوهستانی و اقلیتی از شهرنشینان تشکیل می دادند، انسجام و یکپارچگی کم نظیری از خود نشان داده اند. روش تحقیق این مقاله توصیفی تحلیلی است. منابع این تحقیق مطالعات تاریخی در حیطه مورد نظر هستند. دو پرسش اصلی این تحقیق نیز عبارتند از: اوضاع و احوال فرهنگی اسماعیلیان نزاری ایران در دوران الموت چگونه بوده و مولفه های حیات فرهنگی آنان در این دوره از چه ویژگی هائی برخوردار بوده است؟ ماهیت طبقه اجتماعی و میزان انسجام اجتماعی اسماعیلیان نزاری ایران در دوران الموت چگونه بوده است؟
سقوط حکومت های صفویه و مغولان کبیر هند، ریشه در عواملی پیچیده و چندجانبه داشت و نمی توان یک یا حتی چند عامل خاص را برای آن برشمرد؛ اما به نظر می رسد مؤلفه «اقتصاد»، نقش تعیین کننده ای در آن ایفا کرده است. این نوشتار، با بهره گیری از روش مقایسه، عوامل اقتصادی سقوط این دو دولت را واکاویده و کوشیده است موارد همسان و ناهمسان آن را به دست آورد. مهم ترین عوامل اقتصادی همسان در سقوط دو دولت را می توان در این محورها بیان کرد: افزایش مالیات های کمرشکن، سقوط بازرگانی داخلی، عدم رسیدگی به وضع معیشتی مردم و نارضایتی دهقانان و روستاییان، هزینه کردهای مسرفانه و گزاف دربار و در نتیجه افول ارزش سکه و افزایش قیمت کالاها، به ویژه ارزاق عمومی. سنّت جاگیر در هند و تبدیل اراضی به خاصه در ایران. این عوامل، به ترتیب در زمره عوامل اختصاصی سقوط دو دولت مغولان هند و صفویه شایسته ذکر است
نبرد تاریخی چالدران، بارها در قالب متون مکتوب و تصویری بازنمایی شده است. یکی از شناخته شده ترین این بازنمایی ها دیوارنگاره ایست که در تاریخ 1210 ه.ق –سال تاجگذاری آقا محمدخان قاجار- بر دیوارکاخ چهلستون اصفهان نقش شد. قاجاریه از بازتولید این روایت در جهت مشروعیت بخشی به حکومت خود و تثبیت قدرت نوپای قاجاری بهره برد. اما پیش تر در عصر صفوی این نبرد که شکستی سنگین را برای ایران در پی داشت، به نمادی از افتخار ملی بدل شده بود. در این پژوهش به دنبال فهم چگونگی فرایند تبدیل یک شکست به افتخاری میهنی، نمونه های بسیاری از روایات چالدران، از دوران قاجار تا نزدیک ترین روایت به تاریخ وقوع آن در 920 ه.ق، پیگیری و بررسی شد. در آخر خواهیم دید که، قاجاریه در بازتولید روایت چالدران در این تابلو مفهومی را مصادره به مطلوب نموده که پیشتر صفویه آن را برساخته و در میان مردم رواج داده بوده است.
تکوین و تحوّل قدرت صفویان تا حد زیادی با جغرافیای آناتولی عجین شده است. همزمان با نخستین فعالیت های صفویان برای کسب قدرت، عمده تلاش های آن ها در منطقه مرزی آناتولی متمرکز بود؛ از سوی دیگر عثمانی ها هم از زمان اواسط دوره بایزید دوم، تلاش های زیادی برای تسلط بر این مناطق می کردند. پس با تکاپوی جدّی صفویان برای قدرت گیری از زمان شاه اسماعیل و نگاه ویژه به آناتولی، طبیعی بود که عثمانی ها نیز، تلاش زیادی برای مقابله با صفویان و زیاده خواهی های آنان در این مناطق داشته باشند، حاصل این اقدامات و تلاش ها در دوران سلیم اول منجر به نبرد چالدران (920 ق/1514م) گردید. بر همین اساس، سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که عوامل و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نبرد چالدران در بین ایران و عثمانی از دیدگاه مورّخان و محققان ترک عثمانی چه بوده است؟ دستاورد تحقیق حاکی از این است که توسعه طلبی شاه اسماعیل در دیاربکر با توسل به حربه عقیدتی (تشیع) باعث شد سلطان سلیم برای حفظ سلطنت خود با توسل به شیخ الاسلام های عثمانی و پایگاه مذهبی محکم، نبرد چالدران در مرزهای غربی ایران را طراحی نمود، برای اینکه در صورت موفقیت بر راه اصلی تجارت جهانی از شرق به غرب تسلط می یافت، ولی به اهداف اصلی خود دست نیافت.
حرکت اخباری گری، صورت بندی مجددی از طریقه محدثان بود که توسط محمدامین استرآبادی در سده یازدهم آغاز شد. این حرکت حدود یک و نیم سده بر سرزمین های شیعی سایه گستراند. درباره توفیقات این جریان در ایران و عراق معمولاً بیش از اندازه اغراق شده است، گویی در تمامی این یک و نیم سده مجتهدی در ایران و عراق باقی نمانده بود. شخصیت محوریِ عالمِ شیعی در سده دوازدهم علامه مجلسی و مکتب اوست. شهرتِ او به حدی است که اصولیان سده دوازدهم متأثر از مکتب حدیثی مجلسی هستند. گذار از مکتب افراطی استرآبادی به طریقه وسطای علامه مجلسی، راه را برای بازگشت و بازسازی طریقه اصولیان فراهم کرد. این حرکت از اواخر سده یازدهم و اوایل سده دوازدهم با نگاشتن حاشیه بر کتب اصولی آغاز شده بود. نهایتاً این حرکت توسط وحید بهبهانی، به ثمر نشست و در اواخر سده دوازدهم، اخباریان به انزوا کشیده شدند. در این پژوهش روند برآمدنِ اخباریان و عقاید آنان را در سایه کتاب مرجعِ اخباری گری، یعنی الفوائد المدنیه، شرح داده ایم. نخست با بیان و نقد نظراتِ مختلف پیرامونِ برآمدنِ اخباریان، مهم ترین عواملِ تاریخی و نظری را درباره این جنبش برجسته کرده ایم. سپس با توضیحِ تحولاتِ مکتب اخباری و همچنین مقاومتِ حوزه اصفهان در برابرِ اخباری گریِ استرآبادیْ تمهیدی برایِ بازگشت به جریانِ عقل گرایِ اصولی ارائه کرده ایم.
متئوی پاریسی از مورخان انگلیسی قرن 13 میلادی بود که در سنّت تاریخ نگاری کلیسایی رشد کرد و سنت وقایع نامه نویسی را ادامه داد و بنا به داوری محققان آن را به اوج رساند. شاید دلیل آن اوجگیری، وقایع زمانه پرآشوبی بود که در آن از یک سو کشاکش قدرت کلیسا و دربار امپراتور فردریک دوم و شاهان انگلستان و فرانسه اروپا را دربرگرفته بود و از سوی دیگر جنگ های صلیبی و یورش خانمان براندازِ تاتاران جهان را به هم ریخته بود. بدین ترتیب وقایع نامه نویسی نه با مسائل داخلی اروپا که از آن پس با مسائل جهانی رو در رو شده بود. لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی روش تاریخ نگاری و تاریخ نگری متئو پاریس با توجه به تحولات جهانی همچون جنگ های صلیبی و حمله مغولان است. دستاوردهای تحقیق حاکی از آن است که بینش مورخان اروپایی از جمله متئوی پاریسی وسعت جهانی یافت؛ و البته تاحدی از تعصبات مذهبی و ملی داخلی اروپا کاسته شد. قالب وقایع نامه نویسی نیز تغییر کرد و به ذکر اسناد و نامه های مکتوب و رسمی و سبک نگارش و روش سفرنامه ها و زیارت نامه ها متکی شد.
جنگ عادلانه ازجمله مسائلی است که در اخلاق جنگ مطرح می شود امّا این مسئله در حوزه اسلامی چندان مطرح نشده است. پژوهشگر با انتخاب سیره علوی درجنگ ها، لازم می بیند شاخص های جنگ عادلانه را استخراج کند. این پژوهش بامطالعه سیره نظامی حضرت در دو ساحت حق و عمل جنگ صورت پذیرفته است. دستاورد این تحقیق را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد. بخش اوّل، استخراج سؤالات کلیدی جنگ عادلانه در نظریات متعارف و بخش دوم پاسخگویی آن از منظر سیره نظامی امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. در بخش اول، سؤالاتی مانند از سوی چه کسی؟(رسمیت)، چرایی؟(علّت عادلانه)، چه زمانی؟(ضرورت)، با چه هدفی؟(آرمان حق طلبانه) و چگونه؟(رفتار عادلانه) مطرح می شود. در بخش دوّم باعرضه آن سؤالات به سیره نظامی حضرت، شاخص های جنگ عادلانه نمود پیدا می کند.
استفاده از عنصر ستون، زمینه لازم برای بزرگ شدن فضاهای معماری را فراهم کرد. بنا به اذعان یافته های باستان شناختی، مناطق شمال غرب ایران به دلیل وجود منابع چوب و سنگ فراوان در استفاده از این عنصر پیشگام بوده است. در معماری قدیم ایران، ستون علاوه بر نقش کاربردی، نقش تزئینی و زیبایی شناسی نیز داشته، به همین دلیل بنا به شرایط مختلف اقتصادی و زمینه های فرهنگی، در دوره های مختلف ستون ها در سبک و سیاق های گوناگون با مصالح آجر، سنگ یا چوب در بناها استفاده شده اند. باتوجه به بناهای شناخته شده از دوره های آغاز تاریخی و تاریخی در شمال غرب، به اهمیت ستون در گذشته منطقه پی می بریم، همچنین در دوره اسلامی نیز این عنصر، نقش کلیدی در بناهای این منطقه دارد. در دوران ایلخانی و صفوی بنا به دلایل اقلیمی و فرهنگی، ستون به صورت سنگی و چوبی با تزئینات فراوان همراه با سرستون ها و پایه ستون ها در برخی مساجد آذربایجان مورد استفاده قرار می گرفته است. به نظر می رسد مساجد اسنق و جمال آباد در هریس و مهربان، نقطه شروع معماری ستون دار با ستون های با تزئینات پرکار بوده که در ادامه در کاخ های ستون دار صفوی به اوج زیبایی می رسند. مقاله حاضر از یک طرف درکنار بررسی روند تحول ستون در منطقه، به تشریح تأثیر اقلیم در استفاده از معماری ستون دار در منطقه پرداخته و ازطرف دیگر به دنبال منشاء یابی سنت معماری ستون های با تزئینات پرکار استفاده شده در مساجد و کاخ های دوره صفوی مثل عالی قاپوی اصفهان، مساجد بناب و مراغه است. روش جمع آوری اطلاعات شامل بازدیدهای میدانی، ثبت و مستند نگاری داده ها بوده که درنهایت با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای به تحلیل موضوع پرداخته است.
یکی از رویکردهای اخیر در زمینه مرمت بافت های تاریخی، رویکرد «بازآفرینی پایدار شهری» است که نسبت به رویکردهای پیشین دید جامع تر به بافت تاریخی و حفاظت آن دارد. در این رویکرد به منظور مرمت بافت تاریخی از تمامی ابعاد توسعه پایدار شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و زیست محیطی استفاده شده است. اسناد و بیانیه های مربوط به این رویکرد از دهه 1990 م. به بعد پا به عرصه مرمت و حفاظت گذاشته است که در هریک از این اسناد، کلیدواژگانی برای تحقق بازآفرینی مطرح شده است. همچنین پژوهش های بسیاری با این موضوع انجام شده که هرکدام اصول و معیارهایی برای تحقق بازآفرینی پیشنهاد کرده اند، ولی تاکنون پژوهشی که دیدی جامع به ابعاد و معیارهای بازآفرینی داشته باشد، ارائه نشده است. لیکن این پژوهش با هدف تبیین چارچوب مفهومی و ارائه ابعاد و معیارهای بازآفرینی پایدار بافت تاریخی سعی بر آن دارد که با روش تحقیق توصیفی و تحلیل محتوا و با بررسی اسناد و بیانیه های مربوط به بازآفرینی و پژوهش های انجام گرفته شده با این رویکرد، دیدی جامع از ابعاد و معیارهای آن داشته باشد. در پژوهش حاضر بازآفرینی بافت تاریخی در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و فرهنگی تعریف شده است و معیارهایی همچون ارزش ملک، سرمایه گذاری خصوصی، مشارکت شهروندان، منزلت اجتماعی، هویت اجتماعی، صنایع خلاق، محله های فرهنگی و رویدادهای فرهنگی ارائه شده است.