هدف این مقاله بررسی همکاری ایران و قطر در برداشت از ذخایر مشترک گازی پارس جنوبی (قطر: گنبد شمالی) با استفاده از نظریه بازی هاست. نقصان معاهده بین المللی موثق در تعیین میزان بهره برداری موجب شده قطر با سرمایه گذاری بیش تر در صنایع نفت و گاز خود نسبت به ایران از این منبع، بهره بیش تری کسب نماید؛ این عدم تعادل موجب رقابتی زیان بار و شتاب زده شده است. در پی این رخداد، هدف اصلی مقاله بررسی نوع ارتباط (همکارانه یا غیرهمکارانه) از طریق نظریه بازی ها برای دست یابی به راهبرد بهینه اقتصادی برای ایران است. نتایج مبتنی بر طراحی بازی غیرهمکارانه و حل از طریق روش های حذف راهبردهای مغلوب (تعادل استراتژی های غالب) و تعادل نش، نشان داد انتخاب راهبرد عدم همکاری نه تنها برای ایران، بلکه برای کشور رقیب نیز بهینه است و عدم همکاری، منافع اقتصادی بیش تری برای ایران درپی دارد.
ضروری بودن انواع گوشت در سبد مصرفی و از سوی دیگر، کاهش مخارج (درآمد) واقعی خانوار که به دلیل افزایش شدید شاخص قیمت می باشد؛ لزوم توجه خاص به این صنعت و توسعه آن را مشخص می کند. در این مطالعه به بررسی رفتار مصرف کنندگان چهار گروه گوشت دام، پرندگان، فرآورده های دام و پرندگان، ماهی و حیوانات دریایی در دوره 1396-1383 در مناطق شهری با استفاده از سیستم تقاضای تقریباً ایده آل در نرم افزار اکسل به روش برنامه ریزی ریاضی پرداخته شده است. نتایج نشان داد که گروه گوشت دام نسبت به تغییرات قیمت کشش پذیر هستند و در سه گروه دیگر؛ افزایش قیمت، تقاضا را برای آن ها افزایش می دهد. همچنین کشش متقاطع بین گوشت دام و گوشت پرندگان در طول دوره زمانی موردنظر، همواره مثبت بوده و بیانگر جانشین بودن این دو گروه می باشد. کشش های متقاطع گروه گوشت دام و گوشت ماهی در برخی سال ها و همچنین فرآورده های گوشت دام و پرندگان با گوشت ماهی، منفی بوده و به طوری که افزایش قیمت دو گروه گوشت دام و فرآورده های گوشت دام و پرندگان؛ سبب افزایش سهم گروه گوشت ماهی در مخارج کل خانوار شده است. همچنین نتایج نشان داد که گروه فرآورده های گوشت دام و پرندگان در دسته کالاهای لوکس؛ گروه گوشت دام و گوشت پرندگان در دسته کالاهای نرمال و گروه ماهی و حیوانات دریایی با کشش درآمدی مثبت ولی کمتر از واحد؛ در دسته کالاهای ضروری سبد خانوارها قرار گرفتند
هدف این مقاله بررسی تاثیر تورم بر توانگری مالی شرکت های بیمه در ایران است. بدین منظور، از مدل رگرسیونی داده های تلفیقی در دوره زمانی 1394-1391 استفاده شد. نتایج نشان داد تورم، نسبت جاری و نسبت مالکانه بر توانگری مالی تاثیر مثبت و معنادار دارند؛ در حالی که ضریب خسارت، نسبت ذخایر بر توانگری مالی تاثیر منفی داشته اند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود شرکت های بیمه طیف فعالیتشان را از شرکت های اهرمی به سمت شرکت های سرمایه ای سوق دهند؛ ذخایر را در بخش های دیگری به جز بدهی ها در ترازنامه های شرکت های بیمه به حساب آورند؛ بازه ای معین را به عنوان بازه مطلوب برای نسبت جاری خود تعیین نمایند و گروهی از حق بیمه ها را متناسب با متوسط خسارات عاید شده تعیین نمایند.
در مبحث بیمه خرد، آموزش مصرف کنندگان تلاشی اصولی در راستای آموزش شیوه های مدیریت ریسک به خانواده های کم درآمد بوده و هم چنین آن ها را از نقش بیمه در مدیریت هر چه بهتر ریسک آگاه می نماید. اغلب اوقات آموزش مصرف کنندگان را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از طرح بیمه خرد در نظر می گیرند. هدف آن است که این آموزش دانش و مهارت های لازم را در اختیار خانواده ها قرار دهد تا آن ها در مسائل مالی تصمیم گیری آگاهانه ای را صورت دهند. پژوهش های دانشگاهی و تجاری محدود در این زمینه باعث می شود تا به سختی بتوانیم نتیجه بگیریم که آیا آموزش مصرف کننده قادر به تحقق این هدف هست یا خیر. در حال حاضر، استفاده از تجربه متخصصین بهترین راهنمای موجود به نظر می رسد. این مقاله خلاصه ای از سه مطالعه انجام شده در این زمینه است.
هدف از این مطالعه، بررسی اثر اعتبارات، بر متغیرهای عمده ی بخش کشاورزی از جمله، صادرات محصولات کشاورزی، درآمد ناخالص تولیدکنندگان، اعتبارات اختصاص یافته در دوره ی بعد به بخش کشاورزی، قیمت نهاده ی کود و شاخص قیمت تولیدکننده است. بدین منظور، از یک الگوی خود رگرسیون برداری (VAR) استفاده شد. با استفاده از این روش، روابط تعادلی و بلندمدت مورد بررسی قرار گرفت و ضرایب بلندمدت بدست آمد. همچنین، تاثیر تکانه ها با استفاده از معیار تابع واکنش ضربه ای ارزیابی شد. سپس، از معیار تجزیه ی واریانس جهت تعیین سهم هر متغیر در خطای پیش بینی سایر متغیرهای مدل استفاده شد. پس از تایید رابطه ی تعادلی و بلند مدت، روش تصحیح خطای برداری (ECM)، بمنظور ایجاد ارتباط بین روابط تعادلی بلندمدت میان متغیرها با نوسان های کوتاه مدت بکار گرفته شد. داده های مورد نیاز این مطالعه، برای دوره ی زمانی 1386-1360 از نشریات و سایت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، بانک اطلاعات اقتصادی PDS و پایگاه اینترنتی صندوق بین المللی پول بدست آمد. نتایج بدست آمده نشان داد که در بلندمدت، اعتبارات بخش کشاورزی بر شاخص قیمت تولیدکننده، صادرات محصولات کشاورزی، درآمد ناخالص تولیدکننده و اعتبارات اختصاص یافته به بخش کشاورزی در دوره ی بعد، تاثیر مثبت و بر قیمت نهاده ی کود تاثیر منفی دارد. همچنین، در کوتاه مدت، افزایش اعتبارات بخش کشاورزی بر صادرات این بخش، شاخص قیمت تولیدکننده و اعتبارات دوره ی بعد تاثیر مثبت و بر قیمت نهاده (کود) و درآمد ناخالص تولید کننده اثر منفی نشان داد.
این مقاله درصدد یافتن پاسخی برای چهار مسأله است: ارزش افزوده هنرهای تجسمی در ایران چه مقدار است؟ تعداد شاغلین مستقیم هنرهای تجسمی چه میزان است؟ هزینه ایجاد یک فرصت شغلی در این بخش چه مقدار است؟ آیا این بخش از لحاظ اقتصادی سودآور است؟ اگر پاسخ مثبت است، متوسط نرخ سود سالیانه چند درصد است؟ در این مطالعه، تجزیه و تحلیل داده ها به روش توصیفی – تحلیلی انجام شده و برای گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز، علاوه بر مطالعه منابع موجود، اطلاعات مالی 10 گالری فعال مستقر در تهران از طریق مصاحبه عمیق، گردآوری و تحلیل شده است. براساس یافته ها، تعداد شاغلین و سهم ارزش افزوده هنرهای تجسمی در اقتصاد کشور بسیار ناچیز است، اما نرخ سوددهی در این حوزه مثبت و بیش از 22 درصد بوده و هزینه ایجاد یک فرصت شغلی در این بخش نیز کمتر از 15 میلیون تومان برآورد شده است. با توجه به مثبت بودن نرخ سود و پایین بودن هزینه ایجاد فرصت های شغلی در هنرهای تجسمی، به نظر می رسد تشویق بخش خصوصی به سرمایه گذاری در این حوزه، علاوه بر ایجاد ارزش فرهنگی، منجر به افزایش اشتغال با هزینه کمتر شده و این مزیت نسبی هنرهای تجسمی در ایجاد فرصت های شغلی کم هزینه است.