توزیع هدفهای ملی در سطح مناطق، نیازمند توجه به ماهیت هدفها به صورتهدفهای متعادل و متناسب است. در این مقاله، با توجه به چهارچوب نظری ارائه شده دروهابی (1377)، کوشیدهایم تا الگوهای ریاضی توزیع هدفهای ملی را با توجه به ماهیتنهادی الگوها، ارائه کنیم. در این راه، ابتدا مبانی نظری تفاوتهای منطقهای را به عنوان ملاکاختلاف میان هدفهای متعادل و متناسب، بر شمردهایم و آثار تفاوتهای منطقهای روینتایج نظری و تجربی الگوهای توزیع هدفها را بیان کردهایم. بحث الگوهای سازگاری ملی -منطقهای را به دلیل ضرورت توجه به شرط سازگاری در توزیع هدفهای متناسب، ارائهنمودهایم و در آن، دیدگاه نهادی و ریاضی در طراحی الگوهای سازگاری ملی - منطقهای رامطرح کردهایم. در پایان، روشهای توزیع هدفهای متعادل و متناسب را ارائه نمودهایم. روششاخصها و تاکسونومی عددی (محمدی، 1376) در توزیع هدفهای متعادل و هم چنینروش شاخصها، روش واردنبرگ (1975) و روش جمعیسازی از دیدگاه تایل (1965) درتوزیع هدفهای متناسب، از جمله روشهای مورد بررسی در این مقاله میباشد. براساس نتایجنظری و تجربی در توزیعهدفهای متناسب، چنین نتیجه گرفتهایم که روش جمعیسازی تایل،سازگارترین روش در توزیع این هدفها میباشد. این امر را در قالب الگوی ساختاری تایل وخواص نظری آن (از دیدگاه نهادی و استنتاج ریاضی) نشان دادهایم.
در این مقاله، برای تعیین میزان تاثیرپذیری مصرف آب شرب از سیاست های طرف تقاضا، با استفاده از آمار سری زمانی- مقطعی سالهای 1377-1378، تابع تقاضای آب شرب برای شهر کرمان برآورد شده است. نتایج برآوردها نشان می دهد که کشش قیمتی تقاضای آب شرب بین 0.17 تا 0.36 می باشد که نشان دهنده بی کشش بودن تقاضای آب شرب نسبت به قیمت در این منطقه است. هم چنین، کشش درآمدی محاسبه شده بین 0.01 تا 0.12 نشان دهنده ضروری و بی جانشین بودن این کالا در سبد مصرفی خانوار است. علاوه براین، در منطقه مورد مطالعه صرفه های اقتصادی مصرف آب نسبت به تعداد خانوار یا تعداد نفرات خانواده وجود دارد؛ به طوری که هر نفر افزایش در تعداد خانواده به میزان 0.72مترمکعب از مصرف سرانه آب در ماه کم خواهد نمود. طبق نتایج به دست آمده زیر بنای واحد مسکونی، تاثیر مثبت و معنی داری با میزان مصرف آب هر خانوار دارد و وجود باغچه (مصرف خارج از منزل) بر مصرف آب سرانه تاثیر معنی داری ندارد.