مقاله کنونی بر آن است که روش و نگرش افضل الملک در تاریخ نویسی را با عنایت به تجربه زیسته ی او مورد تتبع قرار دهد. ما برآنیم که تجربه زیسته مورخی چون او به شکلی و نحو دیگر در عرصه تاریخ نویسی متبلور می شود و کانون این تجربه زیسته همانا دوره گذاری است که او را در یک برزخ قرار می دهد. از آن جایی که او در سرآغاز این تغییر می زید سیطره و غلبه زیست جهان نوین که مشروطه نمود و نمادی از آن است، کاملا مشهود نیست و از این رو می توان گفت که افضل الملک بین دو زیست جهان سنتی و مدرن درگیر است و بازخورد این مساله در نوشتارش آشکار است به طوری که گاه مفاهیم متعارضی چون «استبداد» و «مشروطه» و «رعیت» و «ملت» را استعمال می کند و در مواضع مختلف نوشتارش به یک سو گرایش پیدا می کند. او به دلیل تنفس در زیست جهان نوین که با صورتبندی «حوزه ی عمومی» همراه و همبسته است، نوشتاری متفاوت نسبت به تاریخ نویسی های چند دهه قبل از خود خلق می کند. لذا درون مایه بنیادین نوشتار او تحت تاثیر دوره گذار ماهیتی پارادوکسیکال به خود می گیرد و این پارادوکس در برخی مواضع در ساحت دفاع از نظام و تفکر گذشته و در برخی مواضع دیگر در ساحت جانبداری از نظام نوین خودنمایی می کند و خوانندگان خود را در یک دوگانگی قرار می دهد.
اشکانیان به عنوان احیاگران حکومت ایرانیان، پس از دفع سلطه بیگانگان، خوی و خصیصه ایرانی خود را نمایان ساخته و با سیاست هایی که در راستای کشورداری پیش گرفتند، بر پیوند خود با فرهنگ و جامعه متمدن ایرانی وضوح بخشیدند. بدین سان محوریت این پژوهش بر آن مبناست که: این دولت ایرانی در حفظ قلمرو و حراست از مرزهای کشور چه راهکاری را در پیش گرفته و چه شواهدی از تلاش آنان در این عرصه موجود است؟ همچنین با توجه به این که از ویژگی های تمدن؛ نحوه بنیاد شهرها و پیشرفت در فناوری است، اشکانیان به عنوان سلسله ای ایرانی در بنیاد استحکامات مرزی و معماریِ قلاعِ دفاعی و شهرهای مستحکم چگونه عمل کردند و بهره گیری آن ها از فناوری معماری تا چه میزان در پاسداری از مرزها موثر واقع شد؟ براین مبنا پژوهش حاضر با تکیه بر منابع و پژوهش های تاریخی و همچنین بهره گیری از یافته های باستانشناسی، با رویکرد به روش توصیف و تحلیل اطلاعات بدین نتیجه نائل آمده است که اشکانیان با توجه به پیشینه فرهنگی تمدنی خود و خودآگاهی از قلمرو تمدنیِ ایران زمین، خویشتن را موظف به حراست از مرزها و حفظ سرحدات دانسته و بدین منظور افزون بر ایجاد مرزهای طبیعی و تأکید بر آن ها، از هنر معماری نظامی نیز بهره بردند. بدین سان با بنیاد استحکامات مرزی و شهرهایی دایره ای شکل با دیواره های دفاعی و دارای چندین خط دفاعی در تعیین قلمرو و نگاه داشتن مهاجمان در آن سوی مرزها، به شیوه آسا ن تر و به طور مطلوبی عمل کردند.