ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۴۱ تا ۶٬۳۶۰ مورد از کل ۱۲٬۸۲۶ مورد.
۶۳۵۷.

نیمه دوم ؛ حق رای و نمایندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰۲
تکاپوهای اجتماعی زنان ایران چه در دوران ماقبل تجدد و چه بعد از آن، همواره دچار آسیبهای جدی بوده است. هرچند مشروطیت بهره مند از حضور اجتماعی زنان بود اما نتایج قابل اعتنایی برای زنان نداشت. پس از آن در دوران رضاخان حقوق اساسی زن، براساس تجدد سطحی و فرمایشی، به حضوری ظاهری در اجتماع تقلیل یافت و در اواخر دوران پهلویها به ابزاری برای پرستیژبخشیدن به چهره بزک شده جامعه ایران تبدیل شد. حضور زن در مجالس قانونگذاری دوران پهلوی دوم نیز صرفا جنبه ای نمادین داشت و فاقد مولفه های یک تحول ریشه دار اجتماعی بود.
۶۳۵۸.

نامه علامه قزوینی به شیخ فضل الله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۳۹
علامه قزوینی که جایگاه رفیعش در ادبیات ایران نه تنها در میان ایرانیان بلکه در میان سایر ایران دوستان و ایران شناسان هم پرپیدا است، از جمله نوابغ و نخبگانی است که در جریان مشروطیت، به شایستگی و بایستگی دخالت کرد و شاعر ملی ایران لقب گرفت. او خود از مریدان شیخ فضل الله نوری(ره) بود و در مکاتباتش با شیخ، خودش را خانه زاد معرفی می کرد. قزوینی از پاریس نامه ای طویل برای شیخ فرستاد که مشروحی از مواضع مطبوعات و محافل خارجی در قبال نهضت مشروطه ایران را بازگو می کرد. این نامه که گویا به سفارش شیخ فضل الله تتبع و نگارش یافته و قرار بود سلسله وار تداوم یابد، دارای اهمیت تاریخی است. به قول علامه قزوینی، تا قبل از ماجرای مجلس و مشروطه، هر سه ماه به سه ماه خبری از ایران در جراید اروپا نبود، اما ازآن به بعد جریده های اروپایی لحظه به لحظه اوضاع ایران و مجلس نوبنیاد ملی را در صفحات خود منعکس می کردند. البته این مساله نشان دهنده تیزشدن شامه منفعت پرستی دول غربی بود، اما درعین حال حساس شدن فعالیتهای ایرانیان را نیز نشان می داد.
۶۳۵۹.

تغییر ساختار ارتش ایران از سنتی به مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳۲۰
ارتش به عنوان یکی از ارکان اصلی دولت مدرن که گویای انحصار قوه قهریه آن می باشد، نقشی کلیدی در ساختار جامعه و حکومت جدید و روابط متقابل آنها دارد. اروپاگرایی پهلویها در ابعاد مختلف حیات فردی و جمعی به قصد کسب هویت و قدرت، موجب گردید که به رغم وجود پتانسیلها و جوشش احیاگریهای بومی، اصلاح ضعف و سستی در کشور نه تنها به استقلال و خویشتن شناسی منجر نگردد، بلکه انفصال و بیگانگی با ریشه های هویت و قدرت را در کشور به دنبال آورد. نتیجه آنکه نه از دستاوردهای سنت استفاده شد و نه مدرن، هضم و فهم گردید. در چنین وضعیتی، ارتش به لحاظ صوری، مدرن، اما در ماهیت، غیرمدرن بود. نکته مهم آن است که ورود خواسته و ناخواسته نیروهای متنوع اجتماعی در ساختار پرسنلی ارتش نوین، به تدریج شناخت و رابطه جدیدی میان جامعه و حکومت برقرار کرد که سامان یابی دولت و ملت در این دوره را توضیح پذیر می سازد. در مقاله پیش رو، تغییر ساختار در ارتش و ناکامی ارتش نوین به عنوان ارتشی کارآمد و حافظ منافع ملی بررسی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان