در این مقاله، اثرات متقابل میان متغیرهای اسمی و حقیقی از طرف تقاضا و عرضه مبتنی بر رویکرد VAR هم انباشته کننده ساختاری (SCVAR) و برآورد الگوی VECM ساختاری متناظر با آن را مورد مطالعه قرار می دهیم. چهارچوب ساختار بلند مدت در بخش های تقاضا و عرضه و بخش خارجی بر اساس نظریه های اقتصادی و ادبیات تجربی SCVAR تعیین شده است. رابطه تعادلی بلند مدت در طرف تقاضا مبتنی بر الگوی IS-LM تصریح می شود. در بخش خارجی، عوامل تعیین کننده نرخ ارز حقیقی در بلند مدت براساس تعادل بازار ارز استخراج می گردد. بخش عرضه نیز سه رابطه تعادلی بلند مدت مربوط به عرضه کل، دستمزد و قیمت را شامل می شود. انحراف از رابطه های بلند مدت یاد شده بازخوردهایی را روی تولید و سایر متغیرهای اسمی ایجاد می کند که مبنای اصلی تجزیه و تحلیل های این پژوهش در راستای تعیین آثار متقابل میان متغیرهای حقیقی واسمی است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تکانه های طرف عرضه بیشترین اهمیت را در نوسان های اقتصادی ایران داشته است.
ویژگی مهم وضعیت اجتماعی جهان، وجود تفاوتهای شدید در توسعه اقتصادی،سیاسی و اجتماعی است. بین سالهای 1970 و 1995، کشورهای پیشرفته اقتصادی در ادامهپیشرفتهای دهههای قبل موفق بودند. در واقع، الگوهای توسعه کاملا موفق که در بیشترکشورهای اروپای شمالی و غربی، آمریکای شمالی، استرالیا، زلاند نو، و در برخی از کشورهایآسیای شرقی مشاهده میشود، در تاریخ بشر بیسابقه بوده است. شمار بسیاری از کشورهای درحال توسعه در آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی، بین سالهای 1970 و 1995، منافعاجتماعی چشمگیری را به دست آوردهاند. روند توسعه رخ داده در کشورهای از نظر اجتماعی درحال توسعه (SLDCs) که بیشتر آنها در مناطق در حال توسعه آفریقا، آسیا و دولتهای باقیماندهاز اتحاد جماهیر شوروی سابق قرار دارند، نشان میدهد که بیشتر این کشورها با خطر فروغلتیدن در سطوح عمیقتر فقر، نا امیدی، و زوال انسانی مواجه هستند. رشد سریع جمعیت،تداوم سطوح بالای مخارج نظامی، ناتوانیهای اقتصادی مزمن، فقر در حال گسترش، تضادهایاجتماعی در حال عمیقتر شدن، ساختارهای تضغیف شده خانواده، و نبود برنامههای مکفیرفاه اجتماعی، دلایل اصلی سیر منفی روندهای توسعه برای بیشتر کشورهای فقیر در حالتوسعه بوده است.