یکی از مشکلاتی که رشته ی تاریخ در دانشگاه های ایران از آن رنج می برد، نداشتن روش علمی مخصوص به خود است. این مسأله پژوهشگران و دانشجویان تاریخ را در سردرگمی روشی فرو برده و آنان را به سمت روش های جامعه شناختی و فلسفی کشانده است که در بسیاری از موارد، خلط، تقلیل و عدم التزام روشی را با خود به همراه دارد. حال باید این سؤال را مطرح کرد که پژوهش تاریخی با چه روشی قرابت بیشتری دارد؟ و آیا می توان از روش مختص به تاریخ در کنار دیگر علوم اجتماعی سخن گفت؟ در نوشتار زیر که متن پیاده شده ی دو سخنرانی دکتر محمدعلی اکبری در «دانشگاه باقرالعلوم (ع)» و «پژوهشکده تاریخ اسلام» با عناوین «نقد روش روایی» و «نوروایت گری» است به سؤالات مذکور پاسخ داده است. متن دو سخنرانی با اندکی تغییر و ویرایش توسط سخنران محترم و گردآورنده در قالب یک نوشتار عرضه شده است. به زعم سخنران، نوروایت گری این امکان را فراهم می آورد که با روشی از جنس تاریخ، با تاریخ روبرو شویم. این روش جدید همانند روش سنتی مورخان در پرداختن به روایت های تاریخی نیست، بلکه از دل نظریات جدید نقد ادبی و پست مدرن بیرون آمده که خود حاصل نقد مکاتب اثبات گرا، نو اثبات گرا منطقی و آنال است.
دوره بندی تاریخ ساسانی (224 تا 651 م) از نکات مهم، در بررسی سیر تحول و دگردیسی این سلسله مهم تاریخ ایران است. در این دوره بندی، به مبانی مشروعیت دولت ساسانی و جهان بینی مسلط در هر دوره از تاریخ آن توجه شده است. گفتار حاضر بر آن است تا با بررسی مبانی مشروعیت در پادشاهی ساسانی، به این پرسش پاسخ دهد که تاریخ سلسله ساسانی به چه دوره هایی تقسیم می شود و این دوره بندی بر چه اساسی صورت گرفته است.
در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده، سعی شده است تا مبنایی مدون برای دوره بندی تاریخ ساسانی فراهم شود. ازاین رو، دوران ساسانی به دو پادشاهی مقدس متقدم و متأخر (کیانی) تقسیم شده است که هریک دارای مبانی مشروعیت متفاوتی هستند و خود به زیر دوره هایی مشخص تقسیم شده اند. اهمیت چنین دوره بندی هنگامی مشخص می شود که بدانیم چنین کاری تاکنون تنها یک بار صورت گرفته است. این پژوهش براساس مبانی مشروعیت و جهان بینی مسلط، در هر یک از دوره های تاریخ ساسانی پیکره بندی شده است؛ بنابراین، بدیهی است که تفاوت های بنیادین با دوره بندی پیشین داشته باشد.