اجرای سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش نیازمند بکارگیری سبک رهبری تحول آفرین در راستای ارتقای عملکرد کارکنان این سازمان و به طور خاص عملکرد معلمان در مدارس می باشد. تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد شغلی با نقش تعدیل کننده انگیزه خدمت عمومی در معلمان مقطع متوسطه دوم شهر سیرجان انجام شده است. روش تحقیق توصیفی و از شاخه همبستگی بوده و جامعه آماری این تحقیق عبارت است از معلمان مقطع متوسطه دوم شهرستان سیرجان که تعداد آنها در سال تحصیلی 1395- 1396 به 726 نفر بالغ می گردد. با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه 251 نفر به دست آمد که با روش طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از تحقیق سه پرسشنامه استاندارد سبک رهبری تحول آفرین باس و آولیو(2000)، عملکرد شغلی پاترسون(1992) و انگیزه خدمت عمومی آلونزو و لوییس(2001) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. برای تعیین روایی نیز از روایی همگرا و واگرا استفاده و روایی پرسشنامه ها تایید گردید. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم-افزار Amos استفاده گردید. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که انگیزه خدمت عمومی تاثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد شغلی معلمان را تعدیل می کند. در عین حال رهبری تحول آفرین بر عملکرد شغلی، انگیزه خدمت عمومی بر عملکرد شغلی و همچنین رهبری تحول آفرین بر انگیزه خدمت عمومی معلمان تاثیر مثبت و معناداری دارند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه استفاده از محتوای الکترونیکی و فناوری آموزشی با رضایت شغلی معلمان در مدارس مقطع متوسطه اول شهر گله داراست. روش پژوهش از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه معلمان مقطع متوسطه اول شهر گله دار که در سال تحصیلی 98- 1397 در مدارس این شهر مشغول به تدریس بوده اند، می باشد(N:547) .در این پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای، نمونه های آماری به تعداد 152 نفر انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد نگرش معلمان نس بت ب ه استفاده از محتوای الکترونیکی یاووز و رضایت شغلی ارشادی استفاده شد . روایی هر دو پرسشنامه بر اساس نظرمتخصصان تأیید و پایایی آنها از طریق آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 826/0 و 816/0 به دست آمد. داده های به دست آمده، با استفاده از آمار توصیفی وضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استاندارد تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین نگرش استفاده از محتوای الکترونیکی و فناوری آموزشی با رضایت شغلی معلمان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین ، یافته ها نشان داد که محتوای الکترونیکی و رسانه آموزشی به روز و کارآمد، انگیزه و تسلط معلمان در به کارگیری رسانه های آموزشی باعث ایجاد انگیزه یادگیری در دانش آموزان آنان می گردد.
این تحقیق به روش کیفی و با شیوه نظریه داده بنیاد انجام شد. به همین منظور محقق با 26 نفر از متخصصان در سه حوزه هوشمندسازی، اینترنت اشیا و رایانش ابری که به شیوه هدفمند(گلوله برفی) انتخاب شدند، مصاحبه کرد. متن مصاحبه ها در نرم افزار MAXQDA10 ، بارگذاری و سپس کدگذاری باز با استفاده از نرم افزار انجام شد. بعد از استخراج کدها، مقوله های اصلی با استفاده از کدگذاری محوری استخراج شدند. سپس در ادامه، با کشف ارتباط بین مقوله های محوری، و بعد با انجام کدگذاری گزینشی و شناسایی مقوله مرکزی، الگوی مورد نظر بر اساس نظریه داده به صورت پارادایم ارائه شده است. نتایج تحلیل داده ها در قالب الگو شامل شرایط زمینه ای، شرایط علی، شرایط مداخله ای، راهبردها و پیامدها مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
هدف پژوهش حاضر بررسی پذیرش فناوری اطلاعات در اداره کل آموزش و پرورش فارس بود. جامعه آماری را کلیه کارکنان اداره کل آموزش و پرورش فارس تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 165 نفر به عنوان نمونه آماری بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعین شد. جهت بالا بردن توان آماری و کفایت حجم نمونه 188 پرسشنامه توزیع و جمع آوری گردید. جهت گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ بررسی و مورد تأیید قرار گرفت (ضریب آلفای کرونباخ پذیرش فناوری896/0)، جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد سودمندی ادراک شده و مفید بودن ادراک شده، بر نگرش به استفاده تاثیر گذاشته و نگرش به استفاده و تصمیم به استفاده می توانند به عنوان میانجی بر پذیرش و استفاده از فناوری تاثیر گذار باشند (سطح معنی داری01/0). با توجه به شاخص های نکویی برازش، مدل مفهومی پیشنهاد شده معتبر بوده و قابلیت به کارگیری در جامعه مورد نظر را دارا است.
هدف این پژوهش بررسی وضعیت موجود و مطلوب بین المللی شدن دانشگاه تهران از دیدگاه صاحبنظران این حوزه در دانشگاه تهران است. این پژوهش با توجه به هدف از نوع کاربردی و با توجه به نحوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته در اختیار 48 نفر از صاحبنظران دانشگاه تهران قرار داده شد. قابلیت اعتماد پرسشنامه براساس ضریب آلفای کرونباخ 93/0 است.به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی(فراوانی، درصد ، میانگین) و آمار استنباطی(تی تک نمونه ای، خی دو، فریدمن و آزمون ویلکاکسون) استفاده گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که وضعیت موجود بین المللی شدن دانشگاه تهران از دیدگاه صاحبنظران پیرامون هدف های ششگانه ی بین المللی شدن در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد. پیرامون وضعیت موجود فعالیت های بین المللی شدن دانشگاه تهران، نتایج پژوهش حاکی از آن است که مولفه های مربوط به آگاهی، تعهد، برنامه ریزی، عملیاتی نمودن برنامه ها، تقویت و بازبینی از دیدگاه صاحبنظران در سطح نسبتاً مطلوب ارزیابی شده است. نتایج پژوهش همچنین نشان می دهد وجود منابع مالی ناکافی، از جمله عمده ترین موانع بین المللی شدن دانشگاه تهران می باشند. بالاخره، نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین وضعیت موجود و مطلوب بین المللی شدن دانشگاه تهران فاصله معناداری وجود دارد.
تحقیق حاضر، به منظور مقایسه ی دبیرستان های دولتی و غیرانتفاعی ناحیه 3 شیراز به لحاظ برخورداری از ویژگی های سازمان یادگیرنده در سال تحصیلی 2011-2010 انجام شده است. روش تحقیق توصیفی– پیمایشی می باشد. جامعه ی آماری شامل کلیه دبیران و مدیران مدارس متوسطه دولتی و غیرانتفاعی ناحیه 3 شیراز می باشد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای 273 نفر از جامعه ی موردنظر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه ی سازمان یادگیرنده می باشد که دربرگیرنده ی اصول پنج گانه پیتر سنج(آرمان مشترک، مدل های ذهنی، تسلط فردی ، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی) است. جهت برآورد روایی از روایی صوری و محتوایی استفاده گردید. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرار گرفت و مقدار آلفای کرونباخ 88/0 می باشد. از آمار توصیفی(فراوانی و درصد فراوانی) برای بیان توصیف داده ها وآمار استنباطی (آزمون t مستقل) برای بررسی تفاوت بین دبیرستان های دولتی و غیرانتفاعی استفاده گردید. از تجزیه و تحلیل دیدگاه دبیران و مدیران نتایج زیر به دست آمد: بین دبیرستان های دولتی و غیرانتفاعی ناحیه 3 شیراز از نظر ویژگی تفکر سیستمی تفاوت معنادار وجود دارد و در سایر مؤلفه ها(تسلط و قابلیت شخصی، الگوهای ذهنی، آرمان مشترک و یادگیری تیمی) تفاوت معناداری وجود ندارد. ویژگی آرمان مشترک در دبیرستان های دولتی بیشتر از دبیرستان های غیرانتفاعی است.