تربیت هنری به عنوان یکی از کارکردهای اساسیِ نظام آموزشی است. این در حالی است که امروزه هنر، در برنامه های درسی ایران از جایگاه مناسبی برخوردار نیست و تربیت هنری جدی گرفته نمی شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش هنر با رویکرد تربیت هنری بر علاقه به درس هنر و عشق به یادگیری در دانش آموزان انجام شد. جامعه پژوهش، دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر یزد و نمونه شامل 44 نفر در دو گروه 22 نفره از دانش آموزان بودند که به روش نمونه گیری تصادفی جایگزینی انتخاب شدند. از پرسشنامه های علاقه به درس و عشق به یادگیری جهت گردآوری داده ها استفاده گردید. پایایی پرسشنامه ها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب93/0 و 76/0 بدست آمد. نتایج نیز نشان داد که آموزش هنر با رویکرد تربیت هنری باعث افزایش علاقه به درس هنر در دانش آموزان شده و همچنین تأثیر معناداری در عشق به یادگیری آنان داشته است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه علّی بین متغیرهایی است که بیشترین تاثیر گذاری را بر روی پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان شهر تهران در سال تحصیلی 93 دارند. جامعه آماری مورد نظر همه دانشجویان شهر تهران بود که از بین آنان تعداد 400 نفر به عنوان نمونه در رشته های مختلف و به روش دردسترس انتخاب شدند. این پژوهش به روش تحلیل مسیرانجام شد و ابزارهای پژوهش شامل آزمون منبع کنترل راتر،آزمون خلاقیت عابدی ،آزمون خودپنداره دلاور و آزمون انگیزش پیشرفت هرمنس بود.یافته های به دست آمده حاکی از برازش الگو با داده ها بود . تما می متغیرها بر روی پیشرفت تحصیلی اثرات مستقیم معناداری داشتند و اثرات غیر مستقیم خلاقیت بر پیشرفت تحصیلی نیز معنادار بدست آمد. انگیزش تحصیلی ، خلاقیت و خودپنداره تحصیلی و همچنین منبع کنترل از عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی می باشند. با افزایش انگیزش تحصیلی ، خلاقیت و خودپنداره تحصیلی میزان پیشرفت تحصیلی افزایش می یابد و منبع کنترل درونی منجر به پیشرفت تحصیلی بالاتر می شود.
ارزشیابی برنامه درسی اجرا شده فارسی دوره اول ابتدایی، سطح دوم از ارزشیابی دوره ای برنامه درسی فارسی ابتدایی است که پس از ارزشیابی برنامه درسی قصد شده، هدفش تعیین شایستگی ها و نارسایی های برنامه درسی اجرا شده در پایه های اول تا سوم دوره ابتدایی است. برای انجام ارزشیابی چهار هدف ویژه دنبال شده است: الف- تبیین ویژگی هایِ وضع مطلوب اجرای برنامه درسی فارسی، ب- تبیین ویژگی های برنامه درسی اجراشده، ج- مقایسه بین ویژگی های وضع مطلوبِ اجرای برنامه درسی و ویژگی های برنامه درسی اجرا شده و د- بررسی انسجام عمودی برنامه درسی اجرا شده. برای پاسخ به سوالات پژوهش، از پیمایش میدانی و ابزارهای مختلف در گرداوری داده ها شامل اجرای پرسش نامه ویژگی های وضع مطلوب اجرای برنامه درسی، شش دور مشاهده از کلاس های درس، گزارش های هفتگی معلمان گزارشگر، نگرش سنج، و مصاحبه با معلمان منتخب استفاده شده است. یافته های بدست آمده، از چالش ها و کاستی های قابل توجهی از نظر ویژگی های محتوایی، روش آموزش، موقعیت های یادگیری، ارزشیابی از آموخته ها، کاربرد مواد و منابع آموزشی، زمان بندی، مکان و فضای آموزش، و بستر اجرایی حکایت می کند. از نظر آموزش خط تحریری و محتوا و روش آموزش در مناطق دوزبانه نیز، موانع و کاستی های قابل توجهی در برنامه درسی اجراشده دوره اول ابتدایی مشهود است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی کتاب های راهنمای تدریس علوم و ریاضی پایه ششم ابتدایی بر اساس عناصر هشتگانه برنامه درسی بوده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارشناسان و معلمان پایه ششم ابتدایی مدارس دولتی آموزش و پرورش ناحیه دو شهر ارومیه بوده که از میان آنها نمونه ای به حجم 135 نفر معلم و 38 نفر کارشناس به روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها به دو شیوه توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی، میانگین و ...) و استنباطی (تی تست گروه های مستقل و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر) تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که از دیدگاه معلمان و کارشناسان، کتاب های راهنمای تدریس ریاضی و علوم با توجه به عناصر هشتگانه برنامه درسی از اثربخشی یکسانی برخوردار نیستند. همچنین، عناصر هشتگانه برنامه درسی اثربخشی یکسان نداشته و چهار عنصر (هدف ، محتوای آموزشی، شیوه تدریس و روش ارزشیابی)، در اولویت های اول تا چهارم قرار گرفته و عناصر، «مواد و منابع آموزشی» و «فضا وامکانات آموزشی» اولویت های هفتم و هشتم را به خود اختصاص داده اند. تفاوت موجود بین دیدگاه معلمان و کارشناسان در خصوص میزان اثربخشی کل کتاب راهنمای تدریس ریاضی در سطح (05/0 P≤) معنی دار، اما اثربخشی کلی کتاب راهنمای تدریس علوم غیر معنی دار است.
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر بازی دارت آموزشی بر میزان یادگیری مفاهیم اساسی ریاضی در دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی (طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه مرجع) بود. جامعه ی آماری پژوهش، دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی شهر زرقان (استان فارس) در سال تحصیلی 96-95 بودند. برای گزینش نمونه ی تحقیق، از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای، ابتدا از بین مدارسی که سه کلاس و بالاتر در پایه ی اول داشتند؛ یک مدرسه دخترانه و یک مدرسه پسرانه انتخاب شد. در ادامه به کمک قرعه کشی از بین کلاس های موجود این دو مدرسه 4 کلاس (2 کلاس پسر و 2 کلاس دختر) انتخاب و به دو گروه مرجع و آزمایش پسران و دو گروه مرجع و آزمایش دختران تقسیم شدند. در ادامه آزمونی محقق ساخته تهیه و به دو نیمه تقسیم گردید. از تمامی 4 گروه پیش آزمون (نیمه ی نخست آزمون) گرفته شد و پس از آن گروه های آزمایش دختران و پسران ده جلسه ی مفید آموزشی به کمک بازی دارت آموزشی، آموزش دیدند؛ در صورتی که گروه های مرجع دختران و پسران آموزش های معمول را ادامه دادند. پس از پایان آموزش ها، از تمامی گروه ها پس آزمون (نیمه ی دوم آزمون) گرفته شد و اطلاعات با نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. ابتدا با شاخص های آمار توصیفی مانند میانگین و انحراف معیار، داده ها توصیف شدند و سپس از آزمون های آمار استنباطی مانند تی وابسته و تی مستقل برای تفسیر داده ها استفاده شد. بررسی یافته های پژوهش و مقایسه ی عملکرد گرو ه های آزمایش و مرجع دختران و پسران در پیش و پس آزمون نشان داد که استفاده از بازی دارت آموزشی بر میزان یادگیری مفاهیم مربوط به جمع و تفریق های اساسی نوع اول تأثیر دارد. نتیجه این که بازی دارت آموزشی بر یادگیری و توسعه ی مفاهیم اساسی مرحله ی اول ریاضی تأثیر دارد.
هدف کلی از انجام این پژوهش، مقایسه ی اهمیت و قابلیت اجرایی دروس دوره ی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاههای منتخب داخلی و خارجی جهت ارائه ی برنامه درسی پیشنهادی بود. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی و دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ی مدیریت آموزشی بود که با روش نمونه گیری در دسترس، 21 نفر از اعضای هیأت علمی و 48 نفر از دانشجویان سال آخر انتخاب شدند. ابزار تحقیق، مقیاس محقق ساخته ی اهمیت و قابلیت اجرایی دروس بود که با استفاده از روش تحلیل گویه و آلفای کرونباخ، روایی و پایایی آن محاسبه گردید و پس از تأیید، بین نمونه ها توزیع و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که: 1- در پنج درس بین استادان و دانشجویان اتفاق نظر وجود دارد. 2- در اهمیت سیزده درس تفاوت معناداری بین دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی وجود دارد. 3- در قابلیت اجرایی ده درس، تفاوت معناداری بین دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی وجود دارد. 4- بین اهمیت دو درس از دیدگاه اعضای هیأت علمی بر حسب سابقه خدمت آنان تفاوت معناداری وجود دارد. 5- بین قابلیت اجرایی دروس از دیدگاه اعضای هیأت علمی مرتبه های مختلف تفاوت معناداری وجود ندارد. 6- با مقایسه اهمیت و اولویت دروس مختلف در رئوس محتوایی از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی، دوازده عنوان درس در رشته ی مدیریت آموزشی پیشنهاد شد.
شوآب به عنوان یک متفکر تأثیرگذار در حوزه برنامه درسی در ایران چندان شناخته شده نیست. پاره ای اظهار نظرهای شنیده شده نیز حمایت از بدفهمی شوآب نزد صاحب نظران برنامه درسی کشور دارد. بخشی از این وضعیت غیر قابل قبول معلول دشواری هائی است که فهم دیدگاه عملی شواب با آن آمیختگی ذاتی دارد و سرمایه گذاری قابل توجهی برای درک مضامین عمیق آن لازم است. بخش دیگری از این وضعیت مرهون تلاش هائی است که پاره ای رقیبان نظری شوآب در عالم به راه انداخته اند که هدف آن از میدان به در کردن رقیب بوده است. به هر روی خواه نظریه شوآب در میان جامعه علمی مطالعات برنامه درسی در ایران مقبولیت پیدا کند یا نکند، شناخت هر چه دقیق تر آنچه او عرضه داشته است باید بااحساس مسئولیت علمی شناخته شود. عدم اهتمام در این زمینه، مانند غفلت از هر عرصه تأثیرگذار دیگر در قلمرو برنامه درسی، با موازین آکادمیک در تعارض قرار داشته و بالندگی رشته را دچار سکته و وقفه می نماید. نگارنده برای اینکه به سهم خود از شکل گیری این حادثه پیشگیری نموده باشد شوآب شناسی را در امتداد مقاله دیگری که بیش از یک دهه از انتشار آن می گذرد به رشته تحریر درآورده است. نگارش این مقاله با الهام از پرسش ها و ابهاماتی انجام گرفته است که می توان آن ها را منشاء بدفهمی و بی توجهی به شوآب و نظریه او قلمداد کرد. مقاله از بخش های متعددی تشکیل شده است. در بخش نخست مدعای نگارنده مبنی بر تمایز میان علائق شوآب در دو مقطع از حیات علمی و حرفه ای او و به تبع آن شوآب متقدم و متأخر موردبحث قرار گرفته است. در بخش دوم که در باب پرکتیکال شوآب و نسبت آن با نظریه ای نام گرفته، تلاش شده است کیفیت ملازمت و زیست مسالمت آمیز عملی شوآب با نظریه تبیین و تشریح گردد. در بخش سوم هدف نگارنده ارائه تصویری متفاوت از نسبت شوآب با نحله های فکری و شخصیت های اثرگذار دیگر در قلمرو برنامه درسی بوده است. در این بخش کوشش شده است شواب به عنوان پایه گذار یک پاردایم در برنامه درسی معرفی شود. بخش پایانی نوشتار به موضوع آرمان گرایانه بودن دیدگاه یا پارادایم عملی شواب اختصاص یافته است که نویسنده مواضع شواب را حامل نوعی آرمان گرائی ناگزیر ارزیابی کرده است.
هدف از این پژوهش ارائه ی مدل علّی ساختار کلاس سازنده گرا (شامل زمینه گرایی، نسبیت گرایی، مشارکت و ارزشیابی کیفی)، جهت گیری هدف و عملکرد تحصیلی دانشجویان بود.آزمودنی های این تحقیق شامل 218 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز از کلیه ی گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه و مهندسی بود. آزمودنی ها با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل، پرسش نامه ی سازنده گرایی (منصوری، 1389) و پرسش نامه ی جهت گیری هدف (الیوت و مک گریور، 2001) بود. هم چنین نمره ی استاندارد معدل تحصیلی به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. نتایج تحلیل مسیر بر اساس مراحل بارون و کنی (1986) نشان داد که مؤلفه های زمینه گرایی، مشارکت و نسبیت گرایی به نحو مثبت عملکرد تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کنند. هم چنین مؤلفه های زمینه گرایی و نسبیت گرایی ، پیش بینی کننده ی مثبت جهت گیری های هدف گرایشی و پیش بینی کننده ی منفی جهت گیری های هدف اجتنابی بودند. ارزشیابی کیفی نیز پیش بینی کننده ی مثبت جهت گیری های هدف اجتنابی بود. علاوه بر این، جهت گیری های هدف گرایشی به نحو مثبت عملکرد تحصیلی را پیش بینی و در ارتباط بین مؤلفه های زمینه گرایی و نسبیت گرایی با عملکرد تحصیلی دانشجویان نقش واسطه ای ایفا نمودند.
آماده سازی و تربیت شهروندان یکی از مهمترین وظایف نظام های تربیتی به خصوص نظام تعلیم و تربیت محسوب می شود. هدف این تحقیق شناسایی ابعاد برنامه درسی مغفول بر اساس تفاوت برنامه درسی آکادمیک، و برنامه درسی قصد شده آموزش مفاهیم شهروندی در کتب مطالعات اجتماعی متوسطه دوره اول بوده است. در این مطالعه از دو روش کیفی منطبق بر منطق استقرایی یعنی تحلیل محتوای کیفی متون، و مطالعه موردی کیفی استفاده شد. در مرحله تحلیل محتوای متون، منابع تحلیل شده عبارت از محتوای کتب مطالعات اجتماعی پایه های هفتم، هشتم و نهم بوده اند، و نمونه برابر با جامعه بوده است. واحد تحلیل، یک درس و واحد ثبت نیز عبارت از یک پاراگراف، یک تصویر و یا یک تکلیف بوده است. در قسمت مطالعه موردی کیفی ، مشارکت کننده ها شامل استادان حوزه مطالعات اجتماعی، و جامعه شناسی دانشگاه های تبریز و ارومیه بوده، و نمونه گیری نیز با رویکرد هدفمند، و مبتنی بر تکنیک نمونه گیری موارد مطلوب انجام شده و با 16 نفر مصاحبه ژرف نگر به عمل آمد. مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمونی، تحلیل شدند. در نهایت مضمون های حاصل از مصاحبه های استادان با مضمون های کتب درسی مقایسه شد. بر اساس نتایج به دست آمده، مضامین آموزش اقتصادی (آشنا نمودن دانش آموزان با شغل های نوین در شبکه های اجتماعی، کمک به دانش آموزان در انتخاب شغل مناسب، تلاش کردن به صورت جدی در زمینه های مالی، آشنایی با مفهوم پس انداز و ساده زیستی)، آموزش خانواده (آشنایی با شیوه های همسر گزینی)، آموزش صلح، حل تعارضات و کشمکش ها- مقاومت در برابر ظالم، و دفاع ازحقوق خود، امنیت، تربیت سیاسی، آموزش مهارت های زندگی، آشنایی با نقش جنسیت، و آموزش تفکر منطقی به عنوان مضمون های مغفول از نظر استادان شناسایی شد.
هدف مقاله حاضر، نقد نظریه رایج برنامه درسی پنهان از منظر رویکرد غیر قصد شده این نوع برنامه درسی است. آنچه امروزه در ادبیات برنامه درسی، پنهان خوانده می شود ناظر به یادگیری های ضمنی است که یادگیرنده بدون قصد قبلی سیاست گذاران و برنامه ریزان برنامه درسی، بدان دست پیدا می کند. درواقع آنچه در طیف کنترلی برنامه ریزان درسی قرار ندارد، برنامه درسی پنهان خوانده شده است. این مقاله بر آن است نقدی بر این رویکرد داشته، این نوع نگاره و نگاه را به چالش کشیده و در عوض نگاه متفاوت و بدیلی ارائه نماید. در نگاه جدید، استدلال می شود برنامه درسی پنهان اساساً نمی تواند قصد نشده نباشد، چون در این صورت با مفهوم برنامه و به تبع آن، برنامه درسی پنهان در تضاد خواهد بود. این نوشتار استدلال می کند که یادگیری های دیگری غیر از برنامه درسی قصد شده در کلاس وجود دارد و شاید پر کشش تر و پرانرژی تر از برنامه درسی رسمی باشد، اما نمی تواند عنوان آن «برنامه» و «پنهان» باشد. این نوع پدیده می تواند هر چیزی به غیراز برنامه درسی پنهان باشد. همان طوری که در اصل مقاله نیز بدان اشاره شده است، محقق آن را «یادگیری» می نامد، آن هم یادگیری ضمنی، اما آن را برنامه درسی نمی داند و نیز به آن برنامه درسی پنهان اطلاق نمی کند. پایان مقاله، تأکید خود را بر ارائه قرائتی متفاوت از قرائت رایج برنامه درسی پنهان اختصاص داده و مؤلفه های این نوع برنامه را که اتفاقاً هم پنهان است و هم قصد شده در اختیار خواننده قرار می دهد.
رشته های علمی با توجه به نیازهای نوین جوامع تغییر و تحول می یابند. رشته مطالعات برنامه درسی نیز از این اصل مستثنی نیست. یکی از مفاهیم نوینی که در حوزه مطالعات برنامه درسی مطرح شده است، مشاوره برنامه درسی می باشد. تبیین و بازنمایی این مفهوم می تواند در بهبود سطح یادگیری و تحقق اهداف برنامه درسی مؤثر باشد. در پژوهش حاضر مشاوره برنامه درسی به عنوان مفهومی تازه در حوزه مطالعات برنامه درسی موردبحث قرار می گیرد. رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع مرور نظام مند می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و جستجوها در منابع داده و اطلاعات اینترنتی استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مفهوم مشاوره برنامه درسی جایگاه و مبنای نظری خود را در نظریه های نوِ مفهوم پردازان ازجمله نظریه پدیدارشناسی و اتوبیوگرافی برنامه درسی دارد. همچنین مشاوره برنامه درسی می تواند در ارتقاء سطح یادگیری و روش های یاددهی- یادگیری و به ویژه توسعه و اعتلای شخصی فراگیران در چارچوب برنامه های درسی نقش مهمی ایفا نماید. رشته های مشاوره و روانشناسی می توانند در کنار حوزه مطالعات برنامه درسی در تحقق اهداف مشاوره برنامه درسی مؤثر باشند .
هدف این پژوهش بررسی میزان توجه برنامه درسی اجرا شده رشته های کارشناسی ارشد علوم تربیتی با مهارت های کارآفرینی بود. پژوهش ازنوع کاربردی وروش توصیفی- پیمایشی، باجامعه آماری دانشجویان ترم آخر رشته های علوم تربیتی دانشگاه آزاد تهران مرکزی در سال تحصیلی93-92به تعداد321 نفر که با روش نمونه گیری «تصادفی ساده» انتخاب و ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته « شامل30سؤال پنج گزینه ای» وسوال ها از طریق آزمون t یک گروه مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد : برنامه درسی اجرا شده کارشناسی ارشد رشته مزبور در تربیت دانشجوی کارآفرین مؤثر بوده است، ولی میانگین نمرات مهارت های کارآفرینی رضایت بخش نبوده، مخصوصاً درمهارت های «تحمل ابهام» و «ریسک پذیری» پایین تر از حدمتوسط بود؛ لذا ارتقا و تقویت مهارتهای مذکور در این رشته ها، نیازمند مداقه و برنامه ریزی هدفمند،هم در برنامه درسی قصد شده وهم در برنامه درسی اجرا شده می باشد.