این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برعلائم خستگی(ذهنی و بدنی)، شفقت خود و ذهن آگاهی کارکنان دارای سندرم خستگی مزمن دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان) اجرا گردید. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان) در سال 1394 بود. بدین منظور 200 نفر از کارکنان براساس جدول کوهن و همکاران(2000)، که دارای معیارهای ورود به پژوهش بودند به شیوه تصادفی، انتخاب شدند و به پرسشنامه علائم دوپال(جیسون و همکاران،2010) و کیفیت زندگی (وار و شربن، 1992) پاسخ دادند، سپس 28 نفر که تشخیص سندرم خستگی مزمن را دریافت نمودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند(هر گروه 14 نفر). آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله و یک ماه بعد، در مرحله پیگیری به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خستگی (چالدر، 1993)، شفقت خود(نف،2003) و ذهن آگاهی (بائر و همکاران، 2006) پاسخ دادند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند اما بر گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده گردید. یافته ها حاکی از کاهش میانگین نمرات ابعاد خستگی(ذهنی و بدنی) و افزایش میانگین نمرات شفقت خود و ذهن آگاهی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل بود(05/0p<). بنابر یافته های پژوهش، برای کاهش علائم خستگی(ذهنی و بدنی) و افزایش شفقت خود و ذهن آگاهی در کارکنان مبتلا به سندرم خستگی مزمن می توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده نمود.
هدف : این پژوهش رابطه اخلاق کاری و تعهد به تغییر با توجه به نقش واسطه ای اشتیاق شغلی در بین معلمان مقطع ابتدایی بود. روش : پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان ثلاث باباجانی(400 نفر) بود. حجم مطلوب نمونه با توجه به جدول مورگان 200 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اخلاق کاری، تعهد به تغییر، اشتیاق شغلی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و LiSREL استفاده شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که که اخلاق کاری به صورت مستقیم بر تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی و به صورت غیر مستقیم از طریق اشتیاق شغلی بر تعهد به تغییر تاثیر دارد. همچنین اثر مستقیم اشتیاق شغلی بر تعهد به تغییر معلمان معنی دار بود. نتیجه گیری : بنابراین برای افزایش تعهد به تغییر معلمان می توان به اخلاق کاری و اشتیاق شغلی توجه کرد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی آرزوهای شغلی کودکان پیش دبستانی و دبستانی شهر اصفهان است. به این منظور 375 دانش آموز شامل 128 دختر و 247 پسر، از نواحی 5 گانه آموزش و پرورش اصفهان به شیوه نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه سازمان یافته بود. داده ها به دو شیوه کدگذاری شده و با استفاده از روش مجذور خی تک متغیری، مجذور خی دومتغیری، ضریب همبستگی فی و ضریب همبستگی کرامر در نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که دو عامل مهم کلیشه های جنسیتی و سطح منزلت شغلی از عوامل موجود در نظریه رشدی گاتفردسون، در دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی تعیین کننده آرزوهای شغلی آن ها است. هم چنین مشاغل جستجوگرانه جزء اولین آرزوهای دانش آموزان است. شغل والدین به خصوص مادران و آرزوهای آن ها بر آرزوهای شغلی کودکان مؤثر است و دختران مشاغل زنانه و پسران مشاغل مردانه را آرزو می کنند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی عملی بودن آزمون استعداد بارت (2015) برای هدایت تحصیلی شغلی دانش آموزان پایه نهم استان کردستان و آذربایجان غربی مورد بررسی قرار گرفت.روش: روش تحقیق کاربردی از نوع همبستگی بود. در اجرای این پژوهش گروهی با حجم 381 نفر از دانش آموزان پایه دهم و پازدهم شهرستان سقز و بوکان به روش نمونه گیری تصادفی و خوشه ای انتخاب و پرسشنامه استعداد بارت بر روی آن ها اجرا شد. ابزار پژوهش مجموعه 434 سؤالی استعداد بارت بود که آزمودنی می بایست در 135 دقیقه به سؤالات آزمون پاسخ میداد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از دو روش همبستگی و روش عملی و تجربی استفاده شد و نتایج با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته ها نشان داد که در روش اول آزمون استعداد بارت در برخی حیطه ها و رشته هابا نتایج کارنامه هدایت تحصیلی همبستگی مثبت و معنا داری دارد و در روش دوم برای هر رشته تحصیلی شغلی یک فرمول مشخص شد که از طریق جمع امتیازات هر فرمول در هر رشته میتوان اولویت رشته هر فرد را در هدایت تحصیلی شغلی مشخص کرد.نتیجه گیری: به طورکلی یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که آزمون استعداد بارتوانایی کابرد در هدایت تحصیلی را دارد.
هدف از اين پژوهش بررسي رشد مسير شغلي مبتني بر اميد بر اساس انگيزه تحصيلي و اهمال كاري تحصيلي بود. روش تحقيق از نوع توصیفی- همبستگي بود. نمونه آماري شامل 231 نفر از دانشجويان دختر دانشگاه اصفهان بودند كه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گيري پژوهش شامل پرسشنامه رشد مسير شغلي مبتني بر اميد (HCCI؛ نورمن اماندسون و همكاران، 2013)، پرسشنامه اهمال كاري تحصيل ( سولومون و راثبلوم، 1984) و پرسشنامه انگيزه تحصيلي (والرند و همكاران، 1989) بود. براي تجزيه و تحليل آماري از شاخص هاي آمار توصيفي و ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون چند متغيره(همبستگي چندگانه) استفاده شده است. با توجه به ضريب همبستگي پيرسون رابطه معنادار و مثبت بين اميد و مؤلفه هاي انگيزه تحصيلي وجود داشت يعني با افزايش هريك از مؤلفه هاي انگيزه تحصيلي اميد افزايش مي يابد و بين اميد و مؤلفه هاي اهمال كاري تحصيلي رابطه منفی و معنادار بدست آمد يعني با افزايش هريك از مؤلفه هاي اهمال كاري تحصيلي اميد كاهش معناداري يافته است. نتايج تحليل رگرسيون انجام شده پيش بيني اميد را از طريق متغير انگيزه تحصيلي و مؤلفه هاي آن و متغير اهمال كاري تحصيلي و مؤلفه هاي آن مورد تائيد قرار داد.
هدف این پژوهش، عبارت بود از :بررسی رابطه بین ابعاد ویژگی های شخصیتی، هوش هیجانی و رفتارهای ضدتولید در کارخانه های لبنی شهر شیراز. نمونه مطالعه این پژوهش شامل 300 کارمند از3 کارخانه شهر شیراز در رشته ها و مقاطع گوناگون تحصیلی بودند که از این بین 58 نفر زن و 242 نفر مرد بودند.ابزار پژوهش برای گرداوری داده ها ، پرسشنامه ای سه بخشی شامل پرسشنامه 5 عاملی شخصیت نئو،پرسشنامه هوش هیجانی و پرسشنامه رفتارهای ضدتولید بود. یافته هانشان داد که رابطه معناداری بین هوش هیجانی با گشودگی، خوشایندی، بین رفتار ضدتولید با بی ثباتی هیجانی وجود دارد و بین رفتار ضدتولید با هوش هیجانی رابطه معناداری وجودداشت. بین برونگرایی و وجدانی بودن برحسب مدرک تحصیلی و برونگرایی و برحسب سابقه خدمت کارکنان تفاوت وجود دارد. از بین مؤلفه های شخصیت، وجدانی بودن بر هوش هیجانی و بی ثباتی بر رفتار ضدتولید تأثیر دارد.
هدف: انگیزش شغلی، توانایی معلم را بالا می برد و نتیجه آن بهبود عملکرد دانش آموزان در سازمانی در قالب مدرسه خواهد بود. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین شادکامی و جو سازمانی با انگیزش شغلی معلمان می باشد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه پژوهش شامل 200 معلم (146 معلم زن و 54 معلم مرد) است که به روش نمونه گیری خوشه ای طبقه ای انتخاب شدند و سپس معلم ها به مقیاس های انگیزه شغلی معلم و شادکامی معلم پاسخ دادند. حجم نمونه در سطح دوم یا سطح مدرسه 20 می باشد به این ترتیب که پاسخ معلم ها به مقیاس جو سازمانی برای هر مدرسه تجمیع و متغیر سطح مدرسه ساخته شد. برای بررسی داده ها یک تحلیل غیر شرطی HLM(مدل آنوا یک راهه با اثرات تصادفی) اجرا شده است. یافته ها : یافته ها نشان داد که انگیزه شغلی معلم در بین مدارس مختلف معنی دار بوده، و 62 درصد از تغییرات انگیزه شغلی معلم ناشی از تفاوت بین مدارس بوده و 38 درصد برای عوامل سطح معلمان تبیین شده است. بدین معنی که فضای مدرسه و جو سازمانی حاکم بر مدارس مختلف بر میزان انگیزه معلمان تاثیرگذار می باشد. نتیجه گیری : اگر عواملی که منجر به جو سازمانی مطلوب و شادکامی معلمان می شوند، در مدرسه فراهم شوند، می توان انگیزه معلمان را افزایش داده و عملکرد آنها را در فرایند یاددهی- یادگیری بهبود بخشید.