هدف: امروزه حجم عظیمی از هزینه های سازمان زندان ها، شامل جرایم مرتبط با اعتیاد یا بازپروری آن ها می شود، با این حال بازگشت مجدد به اعتیاد تمامی این هزینه ها را تبدیل به سراب می کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان گروهی پذیرش و تعهد بر کاهش علائم افسردگی، استرس و اضطراب معتادان ترک کرده بند پاک زندان مرکزی تبریز بود. روش: بدین منظور، تعداد 50 نفر مددجو به روش نمونه گیری در دسترس، از بین جامعه آماری 189 نفری زندانیان ترک کرده ی مرد زندان مرکزی تبریز انتخاب و به تصادف به دو گروه تقسیم شدند. پرسش نامه های اضطراب، افسردگی و استرس، قبل و بعد از مداخله ی درمانی به روش درمان گروهی پذیرش و تعهد، در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد، درمان گروهی پذیرش و تعهد بر کاهش میزان استرس و اضطراب مددجویان موثر بوده، ولی بر میزان افسردگی آن ها تاثیری نداشت؛ نتیجه گیری: در کنار درمان گروهی پذیرش و تعهد، بهتر است از سایر درمان های مکمل نیز استفاده شود و همچنین محققان باید آثار بلند مدت این درمان را نیز مورد توجه قرار دهند.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی استعداد آسیب احساسی در بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه با توجه به نقش پیش بین صفات شخصیت انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل بیماران عضو انجمن حمایت از بیماران ام اس بود. نمونه آماری شامل 80 نفر از بیماران عضو این انجمن بودند. نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. مقیاس استعداد آسیب احساسی و پرسشنامه شخصیتی هگزاکو به وسیله شرکت کنندگان تکمیل شد، مقیاس های بالینی (طول دوره درمان، مدت ابتلای بیماری، نوع بیماری) و جمعیت شناختی( سن و جنسیت) بیماران نیز از پرسشنامه های جمعیت شناختی استخراج شد. بعد از جمع آوری داده ها، ضریب همبستگی پیرسون میان ابعاد شخصیتی هگزاکو و استعداد آسیب احساسی(HFP)محاسبه گردید.برای بررسی قدرت پیش بینی استعداد آسیب احساسی با استفاده ازاین صفات شخصیتی نیز، تحلیل رگرسیون گام به گام گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که ابعاد شخصیتی برون گرایی، توافق، گشودگی به تجربه با استعداد آسیب احساسی همبستگی منفی دارند، در حالیکه همبستگی مثبتی برای بعد هیجان خواهی بدست آمد.در مجموع 32 درصد از تغییرات آسیب احساسی توسط ابعاد شخصیت تبیین می شد. تحلیل رگرسیون گام به گام همچنین نشان داد که بهترین ترکیب برای پیش بینی آسیب احساسی به ترتیب شامل: توافق، هیجان خواهی و گشودگی به تجربه می باشد. در انواع وخیم تر بیماری استعداد آسیب احساسی افزایش می یابد.
نتیجه گیری: به طور کلی نتیجه گرفتیم که استعداد آسیب احساسی قویاً با ابعاد شخصیت مرتبط است و با توافق، هیجان خواهی، و گشودگی به تجربه در افراد ام اس قابل پیش بینی است.
اهداف: امروزه فناوری های همراه بیشتر از هر سیستم دیگری در دسترس مردم هستند و به سرعت در بخش های دولتی و خصوصی نفوذ کرده اند. یکی از کاربردهای فناوری های همراه، استفاده به عنوان ابزار کنترل سلامت است و برنامه های بسیاری نیز با این هدف ساخته می شوند. هدف از انجام این پژوهش، مروری بر مفهوم سلامت همراه، مزایا و انواع نرم افزارهای سلامت همراه، آمارهای مربوط به چگونگی روند استفاده و پیشرفت صنعت سلامت همراه، بررسی انواع کاربران و انواع برنامه های کاربردی که هم اکنون و در آینده مورد استفاده قرار خواهند گرفت، می باشد. روش ها: پژوهش حاضر در سال 1395 انجام گرفته و از نوع مروری است و اطلاعات آن از طریق جستجو در پایگاه های الکترونیکی ,Google Scholar ,Scopus ,Iran Medex ,Magiran ,Medlib ,SID ,Web of Science ,PubMed Noormags ,Science Direct و Ebsco به دست آمده است. یافته ها: پیشرفت های اخیر در برنامه های سلامت همراه، فرصت های زیادی را برای بهبود سلامت و رفاه افراد فراهم کرده است. درصورتی که از برنامه های کاربردی سلامت همراه در مراکز درمانی ایران استفاده شود می توان امیدوار بود علاوه بر کاهش هزینه های مربوطه برای افراد جامعه و خطاهای پزشکی، موجب انجام سریع تر و باکیفیت تر مراحل درمان، دسترسی آسان تر به مراقبت های پزشکی، تأمین مراقبت های سلامت برای مناطق دورافتاده، بهبود پاسخگویی به بیماران، ترویج مراقبت های سلامت و درمان از راه دور و... شود. نتیجه گیری: به واسطه این بررسی ها، روند استفاده از برنامه های کاربردی سلامت همراه مشخص خواهد شد و راه برای برنامه ریزی بهتر جهت استفاده بیشتر از این برنامه ها میسر خواهد شد. برنامه های سلامت همراه امروزه طرفداران زیادی دارند و درصورتی که از این ابزارها در مراکز درمانی ایران استفاده شود بسیاری از مشکلات ارتباطی بین کادر درمان و بیماران حل خواهد شد.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین ابعاد ویژگی های شخصیتی، هوش هیجانی و رفتارهای ضدتولید در کارخانه های لبنی شهر شیراز بود. نمونه مطالعه این پژوهش شامل 300 کارمند از 3 کارخانه شهر شیراز در رشته ها و مقاطع گوناگون تحصیلی بودند که از این بین 58 نفر زن و 242 نفر مرد بودند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها، پرسشنامه ای سه بخشی شامل پرسشنامه 5 عاملی شخصیت نئو، پرسشنامه هوش هیجانی و پرسشنامه رفتارهای ضدتولید بود. یافته ها نشان داد که رابطه معناداری بین هوش هیجانی با گشودگی، خوشایندی، بین رفتار ضدتولید با بی ثباتی هیجانی وجود دارد و بین رفتار ضدتولید با هوش هیجانی رابطه معناداری وجودداشت. بین برون گرایی و وجدانی بودن برحسب مدرک تحصیلی و برون گرایی و برحسب سابقه خدمت کارکنان تفاوت وجود دارد. از بین مؤلفه های شخصیت، وجدانی بودن بر هوش هیجانی و بی ثباتی بر رفتار ضدتولید تأثیر دارد
هدف: بررسی اثربخشی آموزش معنویت درمانی مبتنی بر مثبت نگری بر میزان امید به زندگی و رضایت از زندگی افراد نوجوان
روش: روش پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان سال اول دبیرستان شهر شیراز بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس تعداد ۶۰ نفر از آنها انتخاب شد و سپس بر اساس تخصیص تصادفی افراد به دو گروه آزمایش و کنترل، (هر گروه ۳۰ نفر) گمارده شدند. آزمودنی-ها به پرسشنامه های امید اسنایدر و مقیاس رضایت از زندگی پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کووراریانس تک متغیره نشان داد که آموزش معنویت درمانی بر افزایش امید به زندگی افراد گروه آزمایش تأثیر معناداری داشت (P
اهداف: هوش فرهنگی عاملی است که می تواند نقش مهمی در اثربخشی مدیران و نیز نوع برخورد با تعارضات داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش فرهنگی بر اثربخشی مدیران و نیز سبک های مدیریت تعارض در دانشگاه انجام شد.
روش ها: این پژوهش توصیفی- همبستگی در سال 1393 روی 30 نفر از مدیران و 180 نفر از کارکنان دانشگاه پیام نور ارومیه انجام شد. ابزار اندازه گیری داده ها شامل پرسش نامه هوش فرهنگی آنگ و داین، پرسش نامه سبک های مدیریت تعارض پوت نام و ویل سون و پرسش نامه اثربخشی پرداختچی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام،آزمون تحلیل واریانس و آزمون توکی) انجام شد.
یافته ها: رابطه بین هوش فرهنگی و اثربخشی مدیران با سطح اطمینان 95/0، معنی دار بود (288/0=r؛ 011/0=p). بین مولفه های انگیزشی (248/0=r؛ 028/0=p) و فراشناختی (311/0=r؛ 005/0=p) هوش فرهنگی با اثربخشی مدیران رابطه معنی داری وجود داشت، اما بین مولفه های رفتاری (173/0=r؛ 13/0=p) و شناختی (136/0=r؛ 231/0=p) هوش فرهنگی با اثربخشی رابطه معنی داری وجود نداشت. همچنین رابطه بین هوش فرهنگی با سبک های راه حل گرایی (281/0=r؛ 012/0=p) و کنترل (328/0-=r؛ 003/0=p) معنی دار بود، اما بین هوش فرهنگی و سبک عدم مقابله رابطه معنی داری مشاهده نشد (046/0=r؛ 685/0=p). نتیجه گیری: هوش فرهنگی با سبک های مدیریت تعارض راه حل گرایی و کنترل رابطه دارد ولی با سبک عدم مقابله رابطه ای ندارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة بین روان بنه های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیتی و حسادت است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعة آماری آن تمام دانشجویان دانشگاه «آزاد اسلامی» واحد خمین هستند که از این جامعه، تعداد 384 تن به روش «نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای» انتخاب شدند و به پرسش نامه های روان بنه های ناسازگار اولیه، پنج عاملی شخصیتی و مقیاس اسلامی حسادت پاسخ گفتند. داده ها به روش «ضریب همبستگی پیرسون» و «رگرسیون گام به گام» تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشانگر رابطة مثبت و معنادار همة حوزه های روان بنه های ناسازگار اولیه و زیرمقیاس روان آزردگی و رابطة منفی و معنادار زیرمقیاس های برون گرایی، تجربه پذیری، موافق بودن و وظیفه شناسی با حسادت است. همچنین نمرة موافق بودن، بریدگی و طرد، وظیفه شناسی، و محدودیت های مختل، توانایی تبیین بخش معناداری از واریانس حسادت را دارند. نتایج پژوهش گویای اهمیت توجه والدین به نظام تربیتی فرزندان و تمرکز درمانگران و مشاوران اخلاقی بر زیربناهای عمیق این صفت اخلاقی است.
عده ای بر این باورند که اساسا «خلق ابزار، تابع نوع تفکر آدمی است». عده ایی نیز بر این باورند که «فکر، تابع ابزارهایی است که آدمی خلق می کند» و دسته سومی نیز هستند که معتقدند بین ابزاری که آدمی تولید می کند و تفکر او، نوعی هم گرایی و سازواری می توان به وجود آورد. اگر این پیش فرض که فناوری زاینده تفکر و دانش مختص به خود است (دیدگاه دسته دوم) را بپذیریم؛ بنابراین باید بپذیریم که نخست اینکه فناوری در ایجاد و تحول در معنی و مفهوم دانش نقش بنیادی ایفا می کند. دوم اینکه فناوری مجازی در آینده غیر قابل کنترل است. سوم اینکه باید به منظور کنار آمدن با بعضی از اقتضائات غیر قابل اجتناب فناوری و فضای مجازی، در مؤلفه های تربیت دینی اعم از مفاهیم، تعاریف، حدود و ثغور، دانش دینی، رفتار و عمل دینی نومفهوم پردازی[1] اجتهادی متساهل صورت گیرد. چهارم اینکه به جای منفی دیدن اثرهای هر چند درظاهر چالشی و غیر قابل اجتناب فناوری، آن را فرصتی مثبت برای ارائه تلقی های نو از دین و مؤلفه های تربیت دینی بدانیم. این مقاله در پی تبیین مناسبت نوع دوم بین فناوری و تربیت دینی و الزامات منطقی پذیرش آن است که با روش مفهوم پردازی مفاهیم کلیدی بحث و تحلیل انتقادی (نقد گفتمان های حاکم بر تلقی نسبت به ابزار و رسانه)، نومفهوم پردازی مفاهیم اساسی بحث و همچنین استنتاج (استنتاج مدلولاتی برای تربیت دینی متناظر با ماهیت رسانه های مجازی) تدوین شده است.\n[1]. Reconceptualization#,
هدف از انجام این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مقابله با استرس بر سلامت روان و عزت نفس دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان های شهرستان یزد بود. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و پلاسیبو بود. جامعه مورد مطالعه را دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان های شهرستان یزد تشکیل دادند، که 90 نفر از این دانش آموزان، با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و در سه گروه آزمایش، کنترل و پلاسیبو تقسیم شدند. گروه آزمایش در 9 جلسه حداکثر 75 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های مقابله با استرس قرار گرفت. پس از اعمال مداخله آزمایشی، از هر سه گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت سنجش متغیرهای اصلی مدل از پرسشنامه 28 سوالی سلامت عمومی گلدبرگ و عزت نفس کوپراسمیت استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که نمره سلامت روان (05/0 P