هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش کیفیت زندگی در افراد افسرده غیربیمار است.
روش: در این پژوهش، از روش نیمه آزمایشی آزمون- بازآزمون برای دو گروه آزمایشی و شاهد استفاده شد. بدین منظور از میان تقریباً یک هزار نفر دانشجوی ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 150 نفر به طور تصادفی و از بین این افراد به حکم قرعه 30 دانشجویی که نمراتشان در آزمون افسردگی بک 15 و بالاتر بود، انتخاب و سپس به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایشی طی هشت جلسه هفتگی 5/1 تا 2 ساعته تحت آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفت. گروه شاهد هیچ گونه آموزش درمانی دریافت نکرد. آزمودنی های دو گروه پرسشنامه های کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامه افسردگی بک را در دو نوبت (پیش از درمان و پس از درمان) تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون همبستگی پیرسون، و برای بررسی اثر درمان از آزمون t مستقل استفاده شد.
نتایج: یافته ها نشان می دهند که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، کیفیت زندگی را افزایش و افسردگی را کاهش می دهد.
جمع بندی: به نظر می رسد تمرین های شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با افزایش آگاهی افراد از لحظه حال از طریق فنونی مثل توجه به تنفس و بدن، و توجه دادن آگاهی به اینجا و اکنون، بر نظام شناختی و پردازش اطلاعات اثر می گذارد. لذا با توجه به مؤثر واقع شدن این نوع آموزش و با در نظر گرفتن سودمندی های این روش در زمینه درمان افسردگی و افزایش کیفیت زندگی، استفاده گسترده از آن توصیه می شود.
فروید، باور به خدا را به عنوان پایه بیشتر ادیان، امرى توهمى مى داند و معتقد است خدا، همان مفهوم پدر است که در ذهن آدمى تعالى یافته و بر اثر یادآورى ناتوانى دوران کودکى و توجه به نیازهاى همیشگى خود، بدان روى آورده است. او دین و دین دارى را در ردیف رفتارهاى روان رنجورانه، همچون وسواس به شمار مى آورد و بر آن است که با افزایش افق هاى علمى در زندگى انسان، سرانجام دین از صحنه حیات آدمى زدوده خواهد شد.
در نقد نگاه فروید به دین، باید گفت:
الف) فروید، بى دینى تمام عیار و بلکه ضد دین بود. بنابراین، نمى توان گفت که او توانسته است بدون سوگیرى درباره دین اظهار نظر کند.
ب) جهان بینى فروید درباره جهان هستى، مادى گرایى صرف است. این جهان بینى، با نظر اکثریت مردم و دانشمندان که در وراى ماده، به هستى برترى معتقدند، در تعارض است.
ج) برداشت فروید از «خود» و نیز رویکرد او به دین و دین دارى، غیر از برداشت هاى خود فروید که برپایه داستان پردازى هاى غیرعلمى است، هیچ سند قابل اعتمادى ندارد.
د) از زمان نظریه پردازى فروید درباره ماهیت دین و دین دارى در میان مردم، بیش از صد سال مى گذرد. در این مدت، بى گمان شناخت آدمى درباره قواعد حاکم بر جهان فزونى یافته است و به باور برخى اندیشمندان، دست کم فن آورى گام هاى نهایى خود را برمى دارد، ولى برخلاف تصور فروید، از جریان ها و نهضت هاى دینى کاسته نشده است.
پژوهش حاضر درصدد بررسی ابعاد روان شناختی مناسک حج و تاثیر آن بر سطح دینداری حجاج با استفاده از روش شبه تجربی است. از مجموع 22500 نفر زائر حج تمتع سال 1385 استان تهران، 105 نفر (62 مرد و 43 زن) به عنوان نمونه در دسترس، انتخاب و یک ماه قبل از آغاز حج پرسشنامه جهت گیری مذهبی به عنوان پیش آزمون و پس از اتمام مناسک حج همان پرسشنامه به عنوان پس آزمون و یک ماه پس از بازگشت به وطن نیز به عنوان مرحله پی گیری، اجرا گردید. داده ها به وسیله آزمون t وابسته، مستقل و تحلیل واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند: نمره کل جهت گیری مذهبی آزمودنی ها در پس آزمون نسبت به پیش آزمون به طور معناداری بیشتر بود. این تفاوت معنادار در خرده آزمون های جهت گیری مذهبی (عقایدـ مناسک و اخلاق) نیز مشاهده گردید.
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی بر تغییر سبک اسناد بدبینانه به خوشبینانه درکودکان دبستانی سال چهارم و پنجم ابتدایی بوده است. روش پژوهش مورد استفاده تجربی با طرح دو گروه آزمایش و کنترل با پیش آزمون، پس آزمون و آزمون پیگیری می باشد. از پرسشنامه سبک اسناد کودکان گازلو ((CASQ جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. گروه نمونه از بین داوطلبان شرکت در کارگاه قصه گویی انتخاب شد و با روش همتا کردن بر اساس نمره ی پیش آزمون سبک اسناد، آزمودنیها به دو دسته همطراز تقسیم شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه نمونه شامل 30 نفر بوده است. طرح آزمایشی طی 12جلسه اجرا شد و دو هفته بعد از اتمام جلسات پس آزمون و 6 ماه بعد، آزمون پیگیری اجرا شد. نتایج نشان داد که الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی، باعث تغییر سبک اسناد بدبینانه به خوشبینانه در کودکان دبستانی شده است. همچنین کاربردپذیری این روش منجر به پایداری نسبی اثرات آن بعد از 6 ماه شده است. بنابر این می توان سبک تبیین کودکان را با استفاده از الگوی آموزش خوش بینی به روش قصه گویی تغییر داد و با آموزش خوشبینی به کودکان می توان بسیاری از مشکلات ناشی از اسناد بد بینانه را کاهش داد.
به منظور بررسی عوامل پیش بینی کننده احساس غربت در دانشجویان، نمونه ای بالغ بر 360 دانشجوی سال اول (210 دختر و 150 پسر) با روش نمونه گیری تصادفی از خوابگاه های دانشگاه شهید بهشتی انتخاب و پرسشنامه های احساس غربت (ون ولیت، 2001)،NEO-FFI (کاستا و مک کری، 1992)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازان و شیور، 1987)، و مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS) (لویباند و لویباند، 1995) اجرا شدند. در ضمن، عوامل جمعیت شناختی جنس و فاصله جغرافیایی نیز مورد بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام، حاکی از آن هستند که از میان عوامل جمعیت شناختی مورد مطالعه، عامل جنس و از میان متغیرهای روانشناختی، نوروزگرایی و اضطراب قادر به پیش بینی احساس غربت می باشند.
"نقش استرس در شروع و تشدید اختلالات روانی، سال هاست که هدف بسیاری از تحقیقات بوده است. از این رو محور چهار DSM-IV-TR به این نوع حوادث، اختصاص داده شده است. با این وجود، مسائل ذکر شده در این محور، اولاً بسیار کلی است، ثانیاً ممکن است قابل تعمیم به تمام فرهن گها نباشد. در این تحقیق به روش نمونه گیری تصادفی ساده، پرسش نامه ادراک حوادث استرس آور در میان گروهی از دانشجویان دانشگاه های شهرستان اهواز، توزیع شد. بعد از جمع آوری داده ها، با استفاده از آزمون تحلیل عوامل به روش چرخش واریماکس، عواملی که در جامعه دانشجویان ایرانی( دانشجویان دانشگاه های شهرستان اهواز) وجود دارند، پیدا شدند. نتیجه تحلیل عاملی نشان داد که در جامعه دانشجویان ایرانی، علاوه بر عوامل ذکر شده در محور چهار DSM-IV-TR عوامل استرس آور دیگری از جمله مسائل مربوط به شکل ظاهری، مسائل مربوط به رسیدن به اهداف مطلوب، مسائل مربوط به سربازی، مسائل مربوط به حاملگی، مسائل مربوط به تصادفات رانندگی نیز وجود دارد.
"
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر آموزش گروهی مهارت های زندگی (مدیریت خشم، جرات آموزی و آرام سازی) بر افزایش جراتمندی و کاهش خشم در بیماران قلبی، پس از جراحی پیوند بای پس عروق کرونر، می پردازد. بدین منظور در قالب طرح پیش آزمون - پس آزمون به همراه گروه گواه، 40 بیمار مبتلا به اختلال کرونری قلب با دامنه سنی 65-35 سال که برای اولین بار تحت جراحی بای پس عروق کرونر قرار گرفته و در حال ترخیص از بیمارستان بودند، انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند. جهت گردآوری داده ها، از مقیاس جراتمندی راتوس و مقیاس خشم MMPI-2 استفاده شد که قبل از شروع برنامه آموزش مهارت های زندگی و بلافاصله پس از اتمام دوره آموزشی، توسط بیماران دو گروه آزمایش و گواه تکمیل گردید. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان دادند که برنامه آموزش گروهی مهارت های زندگی، به طور معنی داری موجب افزایش جراتمندی و کاهش خشم در بیماران شده است (p<0.001). همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، بین دو جنس از لحاظ اثر بخشی آموزش گروهی مهارت های زندگی بر افزایش جراتمندی و کاهش خشم، تفاوت معنی دار ملاحظه نشد (P>0.05).
بر اساس پژوهش، هوش هیجانی، توانایی فرد را در مقابله با استرس ها و اقتضاهای محیطی افزایش می دهد (بار - اون، 1997). در این پژوهش به روش نیمه آزمایشی همراه با گروه کنترل، به تعداد 20 نفر از دانش آموزان دارای معدل تحصیلی پایین تر از 12، طی 10 جلسه مهارت های هوش هیجانی آموزش داده شد. با استفاده از پرسشنامه های ASRI، خودکارآمدی شرز و GHQ به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تاثیر آموزش هوش هیجانی بر قدرت ابراز وجود، خودکارآمدی و سلامت عمومی دانش آموزان بررسی شد نتایج بیانگر تاثیر معنی دار این آموزش ها بر متغیرهای وابسته بود.
"سلامتی یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی را نیز در برمیگیرد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بهزیستی روانشناختی و سلامت عمومی در بین دانشجویان طراحی و اجرا گردید.
روش این پژوهش از نوع همبستگی است. تعداد 145 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر با استفاده از روش تصادفی به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه جمعیتشناختی، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و مقیاسهای بهزیستی روانشناختی ریف (SPWB). دادههای حاصل با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین خردهمقیاس اختلال در کارکرد اجتماعی پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) بالاتر از سایر عاملها میباشد (3/7= M) و افسردگی از کمترین میانگین برخوردار است (08/4 =M ). نتایج نشان داد که بین ابعاد بهزیستی روانشناختی (پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی، تسلط بر محیط) و سلامت عمومی رابطه منفی معنادار وجود دارد (01/0 P<). 35 درصد از تغییرات واریانس نمرات سلامت عمومی با نمرات بهزیستی روانشناختی قابل پیشبینی است.
"
"هدف: نقش تنفس فقط به عملکرد حیاتی آن محدود نمی شود، بلکه از نظر گفتاری نیز اهمیت به سزایی دارد. هدف این مطالعه بررسی شاخصهای تنفس گفتاری در مجروحین شیمیایی ناشی از گاز خردل و مقایسه آن با افراد عادی می باشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی- مقایسه ای ازنوع مورد- شاهدی می باشد. گروه مورد که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد، شامل 19نفر مرد مجروح شیمیایی ناشی از گاز خردل مراجعه کننده به بیمارستان بقیه ا...(عج) تهران بود و گروه شاهد شامل20 نفر مرد سالم از کارکنان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، که از طریق همتاسازی با گروه مورد انتخاب شد. ابزار مورد استفاده برای اندازه گیری شاخصهای تنفس گفتاری دستگاه اس.تی.یک دیسفونیا ساخته شده توسط آزمایشگاه دستگاههای G.M بود که بوسیله آن متغیرهای ظرفیت حیاتی، زمان آواسازی، حجم آواسازی، متوسط سرعت جریان هوا درطول آواسازی وحجم کلی بازدم اندازه گیری شد. همچنین مقادیر شاخص سرعت آوایی و میزان آواسازی نیز مورد سنجش قرار گرفت. داده های حاصل از تحقیق بوسیله آزمون آماری تی - مستقل تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: اختلاف آماری معناداری بین گروه مورد وشاهد در متغیرهای ظرفیت حیاتی (001/0P<)، زمان آواسازی(001/0P<)، حجم آواسازی (001/0P<)، شاخص سرعت آوایی(004/0=P)، حجم کلی بازدم (001/0P<) و میزان آواسازی(046/0=P) وجود داشت، ولی در متوسط سرعت جریان هوا بین دو گروه اختلاف معنی داری وجود نداشت (615/0=P). نتیجه گیری: گازهای شیمیایی علاوه برتأثیر بر تنفس حیاتی، بر عملکرد تنفس گفتاری نیز مؤثر می باشند. این امر می تواند نقش مهمی را در معیارسنجی و تعیین شاخصهای مختل شده آوایی ایفا نماید، به نحوی که گفتار درمانگر می تواند خدمات گفتاری دقیق تری را به این بیماران ارائه کند.
"
"چکیده
مقدمه: افسردگی از شایعترین اختلالات همراه میگرن است بطوریکه در حدود 80% بیماران مبتلا به میگرن گزارش شده است .:پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین شدت افسردگی با شدت احساس درد در بیماران با سردرد میگرنی در کلینیک بیمارستان رازی انجام گرفت .
روش : این تحقیق از نوع مطالعه همبستگی و از نظر زمانی ، مقطعی است . جامعه مورد مطالعه بیماران میگرنی بیمارستان رازی شهرستان تبریز در مقطع زمانی 4 ماه اول سال 1385 بوده است . به این منظور 150 بیمار میگرنی بصورت تصادفی انتخاب شدند و دو ابزار پژوهش یکی آزمون افسردگی بک ( (BDI جهت اندازه گیری شدت افسردگی و مقیاس بصری درد ( VAS ) جهت تعیین و اندازه گیری احساس ذهنی میزان درد بکار گرفته شدند.
یافته ها : فراوانی افسردگی در بیماران میگرنی در این مطالعه 92 درصد می باشد که در این میان 7/16 درصد افسردگی خفیف 7/36 درصد افسردگی متوسط و 7/38 درصد افسردگی شدید داشتند و تنها 8 درصد بیماران میگرنی ، فاقد افسردگی تشخیص داده شدند .
بعلاوه رابطه مستقیم و معنی داری بین شدت افسردگی و شدت سردرد میگرنی با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون به دست آمد.( P=0.001 )
همچنین بین شدت افسردگی و احساس درد و جنسیت ، شغل و تاهل نیز ارتباط معنی داری یافت شد .
نتیجه گیری : مطالعات دیگری نیز ثابت کرده اند که همراهی میگرن و افسردگی سبب ایجاد اثرات مخرب احساسی به ویژه کاهش قدرت تحمل درد به خصوص درزنان می شود. از آنجاییکه افسردگی در درجات بالاتر باعث عواقب جبران ناپذیری می شود، می توان با تشخیص بیماران میگرنی دارای افسردگی و درمان آنها با روشهای مختلف ( دارو درمانی- روان درمانی- شناخت درمانی وغیره) میزان شدت سردرد را در این افراد کاهش داد با انجام چنین تحقیقی برنامه ریزی واقدام در خصوص تشخیص و درمان بیماران میگرنی دارای افسردگی برای مسئولین امر تبیین میگردد "
" مقدمه : مزمن شدن فرایند بیماری و تعدد مشکلات جسمی نظیر تنفسی ، پوستی ، بینایی ، اختلال در الگوی خواب ، روابط زناشویی و سایر مشکلات روانی و اجنماعی در مصدومین شیمیایی هر کدام به تنهایی می تواند یک منبع تنش زا در این گروه از بیماران باشد . این مطالعه با هدف تعیین منابع سازگاری در مصدومین شیمیایی انجام شد .
روش : در یک مطالعه با رویکرد کیفی ، با استفاده ار مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته انفرادی و مصاحبه گروه مدار (FGD) با استفاده از نمونه گیری مبتنی بر هدف با 20 مصدوم شیمیایی مرد و زن ( نظامی و غیر نظامی ) داده ها گردآوری و سپس با روش تحلیل محتوی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافته ها : منابع سازگاری در 4 طبقه اصلی شامل ، عوامل مذهبی ، میهن پرستی ، حمایت اجتماعی و نگرش به بیماری دسته بندی شدند. مهمترین منبع سازگاری عوامل مذهبی نظیر مشیت الهی ، بیماری عامل پاکی از گناهان ، دعا و نیایش و پس از آن میهن پرستی نظیر دفاع از میهن و جانبازی مایه افتخارسپس حمایت خانواده بویژه همسر و و بالاخره پذیرش بیماری از زیر طبقات این دسته ها بودند.
نتیجه گیری : با توجه به تعدد مشکلات جسمی ، روانی و اجتماعی در مصدومین شییمیایی تقویت منابع سازگاری و شناسایی عوامل تنش زا می تواند در تطابق این گروه با بیماری و ارتقائ کیفیت زندگی آنان موثر باشد . "
این پژوهش با هدف بررسی نقش اخلاق تحصیلی، رفتار مدنی ـ تحصیلی، عدالت آموزشی و تعهد و فریبکاری در عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه به مرحله اجرا درآمد. برای دستیابی به هدف پژوهش 292 دانشجوی شاغل به تحصیل در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد خوراسگان اصفهان جهت پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه عدالت آموزشی و پرسشنامه اخلاق تحصیلی، پرسشنامه رفتار مدنی - تحصیلی و تعهد تحصیلی بوده است. عملکرد تحصیلی دانشجویان نیز براساس میانگین معدل چهار ترم آخر دانشجویان مورد اندازه گیری قرار گرفت. شواهد حاصله حاکی از آن بود که عملکرد تحصیلی دانشجویان با اخلاق تحصیلی، پایبندی به قواعد و فریبکاری دارای رابطه معنادار است. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که از بین کلیه متغیرهای پیش بین، فقط فریبکاری قادر به پیش بینی عملکرد تحصیلی دانشجویان است. دانشجویانی که برای دریافت نمره قبولی به رفتارهای فریبکارانه تکیه می کنند، در مجموع از عملکرد و نتیجه تحصیلی ضعیف تری نسبت به دیگر دانشجویان برخوردار بودند.