فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۶۳۵ مورد.
بررسی مقدماتی گزارش دانش آموزان از نگرش مذهبی خود با و بدون ذکر هویت شخصی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی قابلیت کاربرد آزمون نگرش سنج مذهب (گلریز 1353) و بررسی اثر فشار اجتماعی بر گزارش افراد از نگرش مذهبی می باشد. به این منظور اثر فشار اجتماعی به عنوان متغیر مستقل بر گزارش افراد از نگرش مذهبی در نمونه ای 60 نفری از دانش آموزان 17 ساله تهرانی (40 نفر دختر، 20 نفر پسر) با استفاده از پرسش نامه نگرش سنج مذهب مورد مطالعه قرار گرفت. ذکر هویت شخصی به عنوان معیار فشار اجتماعی و عدم ذکر هویت به عنوان فقدان فشار اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت.
تأثیر سه روش بحث گروهی درباره معماهای اخلاقی، گفتگو در گروه های کوچک به روش مشارکتی و سخنرانی، بر رشد قضاوت اخلاقی دانش آموزان دختر پایه دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر سه روش بحث گروهی درباره معماهای اخلاقی، گفتگو در گروه های کوچک به روش مشارکتی درباره معماهای اخلاقی و سخنرانی درباره موضوعات اخلاقی، بر رشد قضاوت اخلاقی دانش آموزان بود. به منظور دست یابی به این هدف، از بین کلیه مدارس متوسطه دخترانه منطقه 18 تهران، یک مدرسه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد، سپس از میان دانش آموزان پایه دوم آن و از طریق روش انتخاب و واگذاری تصادفی، 77 نفر در قالب دو گروه آزمایشی (بحث گروهی مرکب از 23 نفر، گفتگو در گروه های کوچک، مرکب از 26 نفر) و گروه گواه (روش سخنرانی، مرکب از 28 نفر) قرار گرفتند. جهت اجرای تحقیق از طرح تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. به منظور سنجش قضاوت اخلاقی دانش آموزان در پیش آزمون و پس آزمون، از آزمون تعریف مسایل (DIT) استفاده شد و شاخص پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت (86/0= a). پس از اجرای پیش آزمون، مداخله آموزشی شامل بحث گروهی درباره معماهای اخلاقی، گفتگو در گروه های کوچک درباره معماهای اخلاقی و سخنرانی معلم درباره موضوعات اخلاقی به مدت 12 جلسه به ترتیب به گروه های بحث گروهی، گفتگو در گروه های کوچک و سخنرانی ارائه شد. داده ها با استفاده از آزمون های t، تحلیل واریانس، تحلیل کواریانس، آزمون ویل کاکسون برای رتبه های علامت گذاری شده و مجذور کای (خی دو) تحلیل شد و نشان داده شد که: دو روش گفتگو در گروه های کوچک و بحث گروهی، تأثیر مثبت و معنی داری بر رشد استدلال اخلاقی دانش آموزان داشته اند و روش سخنرانی تأثیری نداشته است، تأثیر روش گفتگو در گروه های کوچک بر رشد استدلال اخلاقی دانش آموزان، از تأثیر روش بحث گروهی بیشتر بوده است، اعضا دو گروه بحث گروهی و گفتگو در گروه های کوچک، از نظر ارتقا به مرحله بالاتر قضاوت اخلاقی، در مقایسه با اعضا گروه سخنرانی، عملکرد بهتری داشته اند که از نظر آماری معنی دار بود. همچنین تحلیل کوواریانس نشان داد که تغییرات مثبت ایجاد شده در قضاوت اخلاقی اعضا دو گروه بحث گروهی و گفتگو در گروه های کوچک، ناشی از اجرای پیش آزمون DIT و آشنایی با مواد آزمون نبوده است، بلکه شرکت در گروه های آزمایشی سبب ارتقای قضاوت اخلاقی آنها شده است.
مقایسه تمایزیافتگی خود در نوجوانان با ساختار خانوادگی تک والد (والد-مادر) و خانواده هسته ای
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تمایزیافتگی خود در نوجوانان با ساختار خانوادگی تک والد(والد-مادر) و خانواده هسته ای اجرا شد. پژوهش حاضر که از نوع تحقیقات توصیفی است از روش علی-مقایسه ای و در جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختردوره متوسطه اول منطقه 4 شهر تهران، در سال تحصیلی 95-94 و در نمونه ای به حجم 120 نفر در قالب دو گروه 60 نفره (60 نفر تک والد، 60 نفر هسته ای)، که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، طراحی و اجرا شده است. برای گردآوری پیشینه نظری و پژوهشی، از روش کتابخانه ای استفاده شده و برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه استاندارد تمایزیافتگی خود اسکورون و فریدلندر( 1998)( DSI)، با روایی و اعتبار مناسب، استفاده شده است. در تجزیه وتحلیل آماری نیز از شاخص های گرایش مرکزی ، شاخص های پراکندگی، نمودار و آزمون تی مستقل و من ویتنی، بهره گرفته شد. یافته ها حاکی از آن است که تمایزیافتگی خود، در نوجوانان با ساختار خانوادگی تک والد و هسته ای متفاوت نیست (05/0p>). واکنش پذیری عاطفی در نوجوانان با ساختار خانوادگی تک والد و هسته ای متفاوت نیست. در جایگاه من،گروه دانش آموزان تک والد (با میانگین35/45) نسبت به دانش آموزان دارای خانواده هسته ای (با میانگین6/41)، به طور معناداری از نمرات بیشتری برخوردار بوده اند (01/0p>). گریزعاطفی در نوجوانان با ساختار خانوادگی تک والد و هسته ای متفاوت نیست. هم آمیختگی با دیگران در نوجوانان با ساختار خانوادگی تک والد و هسته ای متفاوت نیست (05/0p>).
تبیین رفتار اخلاقی در نوجوانان براساس دانش فراشناخت اخلاقی با توجه به تفاوت های جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین رفتار اخلاقی در نوجوانان براساس دانش فراشناخت اخلاقی با توجه به تفاوت های جنسیتی انجام شده است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهرستان خرم آباد است که از میان آنها 250 نفر (125 پسر و 125 دختر) بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه های فراشناخت اخلاقی و رفتار اخلاقی را تکمیل کردند. سپس داده ها با استفاده از روش رگرسیون و آزمون تی مستقل مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که فرضیه اول رد و دو فرضیه دیگر تأیید شدند. به این معنی که دانش فراشناخت اخلاقیِ دانش آموزان نمی تواند رفتار اخلاقی آنها را پیش بینی کند . اما در رفتار اخلاقی و سه مؤلفه ی فراشناخت اخلاقی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین لازم است در بررسی رفتار اخلاقی نوجوانان در جستجوی عوامل دیگر به خصوص عوامل غیرشناختی بود و در آموزش اخلاق به نوجوانان و کمک به تحول اخلاقی مثبت در آنها به تفاوت های جنسیتی هم توجه داشت.
واسطه گری عزت نفس بر کیفیت زندگی و رفتارهای پرخطردر بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی نقش بارز و تاثیرگزار واسطه ای عزت نفس برکیفیت زندگی و رفتارهای پرخطر در بین دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بوده است. این پژوهش از نوع توصیفی به روش همبستگی است که نمونه ی مورد نظر300دانشجو(144دانشجوی پسر و 156 دانشجوی دختر) دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت با میانگین سنی 75/24 سال بوده است. روش به شیوه ی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده و با مقیاس کیفیت زندگی بهداشت جهانی(WHOQOL- BREF) و پرسشنامه ی عزت نفس روزنبرگ و پرسشنامه ی رفتارهای پرخطر(YRBSS) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از روش تحلیل مسیر به شیوه ی رگرسیون سلسله مراتبی بارون و کنی و آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که کیفیت زندگی به میزان 24/0- به طور مستقیم(p</001) بر رفتارهای پرخطر تاثیر گذاشته که نشان دهنده ی رابطه ی منفی معکوس معنی دار بین این دو متغیر بوده و نشان داده شد که با وارد نمودن متغیر عزت نفس در معادله ی مفروض پیش بینی شده، کیفیت زندگی به میزان10/0- اثر غیر مستقیم(p</001) به همراه دارد و نشان دهنده ی نقش واسطه گری عزت نفس در کاهش اثرات کیفیت زندگی در بروز رفتارهای پرخطر می باشد. همچنین کیفیت زندگی به میزان 52/0 به طور مستقیم بر عزت نفس دانشجویان اثر گذاشته که بیانگر رابطه ی مستقیم این دو متغیر بوده است که ارتقاء کیفیت زندگی موجب افزایش عزت نفش دانشجویان می گردد.
اثر بخشی نظارت والدین بر میزان خطر پذیری نوجوانان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خطرپذیری و رفتارهای ناسازگار نگرانی والدین، روانشناسان، مدارس، پلیس و نهادهای متولی امور اجتماعی است. هزینه های ناشی از این رفتارهای پرخطر بسیار سنگین و گاه جبران ناپذیر است. از طرفی تحقیقات نشان از فزونی رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی دارد. مجموع این عوامل توجه محققان را به سمت عوامل محافظت کننده در برابر رفتارهای پرخطر و تمرکز آنان را بر دوره نوجوانی افزایش داده است. تحقیق حاضر نیز با هدف تعیین اثر بخشی نظارت والدین بر میزان خطرپذیری در نوجوانان انجام شد.
روش: بدین منظور 203 نوجوان پسر و دختر 18-11 سال به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ارزیابی متغیرهای مورد نظر تحقیق با استفاده از سه پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه محقق ساخته نظارت والدین و پرسشنامه خطرپذیری انجام شد. به جز نوجوانان که سه پرسشنامه مذکور را تکمیل نمودند، از والدین آنها نیز خواسته شد تا پرسشنامه نظارت والدین (فرم والدین) را تکمیل نمایند. داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد رابطه منفی و معنی داری بین نظارت والدین (فرم والدین و نوجوان) با خطرپذیری وجود دارد. شرکت کنندگان پسر و دختر از نظر میزان خطرپذیری تفاوت معنی داری نداشتند، اما در خرده مقیاس های مصرف مواد، نوشیدن الکل و رابطه جنسی پسران میانگین بالاتری داشتند.
نتیجه گیری: در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که سازه نظارت والدین که تاثیر محافظت کننده آن در مطالعات متعدد خارجی و مطالعات بسیار معدود داخلی اثبات شده ، می تواند در کاهش و پیش گیری از رفتارهای پرخطر موثر باشد.
"بهداشت روان و هنر درمانی "
حوزههای تخصصی:
تربیت عاطفی واجتماعی نوجوان
منبع:
پیوند ۱۳۷۹ شماره ۲۵۲
حوزههای تخصصی:
تاثیر درمان شناختی رفتاری بر شادکامی و بلوغ هیجانی نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر درمان شناختی رفتاری بر بهبود شادکامی و بلوغ هیجانی نوجوانان پسر انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان پسر پایه نهم شهر پاکدشت در سال تحصیلی 95-1394 بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود که 50 دانش آموز نوجوان (هر گروه 25 نفر) با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 70 دقیقه ای با روش درمان شناختی رفتاری آموزش دید و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. هر دو گروه پرسشنامه شادکامی آکسفورد (آرگایل و لو، 1990) و پرسشنامه بلوغ هیجانی (سینگ و بهارگاوا، 1990) را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها به کمک نرم افزار SPSS-19 با روش های آزمون چند متغیری و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میان گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنادای وجود داشت (01/0P<). به عبارت دیگر درمان شناختی رفتاری به طور معناداری باعث بهبود شادکامی و بلوغ هیجانی نوجوانان پسر شده بود. بنابراین پیشنهاد می شود مشاوران و درمانگران برای بهبود شادکامی و بلوغ هیجانی نوجوانان پسر از درمان شناختی رفتاری استفاده کنند.
بررسی رابطه تحول اخلاقی و علایق اجتماعی با بلوغ شغلی نوجوانان
منبع:
تربیت ۱۳۷۱شماره ۷۳
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه کانونی ابعاد خرد و سبک های هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرد عبارت است از توانایی فکر و عمل با استفاده از دانش، تجربه، درک، حس مشترک و بینش. فرض بر این است که بین خرد و هویت موفق ارتباط وجود دارد، ولی این رابطه کمتر شناخته شده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین ابعاد خرد و سبک های هویت می باشد. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموز دختر چهارم متوسطه شهرستان ارومیه (2599 نفر) بود. نمونه مورد مطالعه 360 دانش آموز می باشد که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از جامعه مذکور انتخاب شدند و به طور همزمان به پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی (1989) و مقیاس سه بعدی خرد آردلت (2003) پاسخ دادند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. برای تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی کانونی استفاده شد. نتایج تحلیل دو مجموعه معنی دار از روابط بین ابعاد خرد و سبک های هویت را تشخیص داد. در مجموعه اول هر سه بعد خرد با سبک های هویت اطلاعاتی و تعهد رابطه مثبت معنی دار و با سردرگم/اجتنابی رابطه منفی معنی دار نشان دادند. و ابعاد خرد به صورت معنی داری 4 درصد از تغییرات سبک های هویت را تبیین نمودند. در مجموعه دوم رابطه ابعاد شناختی و هیجانی خرد با سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد معنی دار بودند. در مجموعه دوم سبک های هویت و ابعاد خرد 2 درصد از واریانس یکدیگر را تبیین کردند.
تاثیر شناخت درمان گری حرمت خود بر میزان پرخاش گری نوجوان بزه دیده ی پسر 12 تا 15 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سناخت درمان گری بر افزایش احترام به خود و کاهش پرخاشگری نوجوانان بزه دیده پسر 12 تا 15 ساله بود. فرضیه اصلی این بود که شناخت درمان گری احترام به خود بر کاهش پرخاش گری موثر است. برای انجام این بررسی،50 نوجوان بزه دیده از کانون های اصلاح و تربیت استان تهران در سال آموزشی 81-82 به صورت تصادفی انتخاب شدند. از این میان، آنان که در «مقیاس کوپراسمیت برای سنجش احترام به خود» (فرم طولانی) کم ترین نمره را گرفتند به دو گروه 25 نفری تقسیم شدند. هر دو گروه پس از همتاسازی، پیش و پس از شناخت درمان گری (اصلاح شناختی) احترام به خود، با «پرسش نامه ایزنک برای سنجش پرخاش گری» آزمایش شدند. در این پژوهش، زمان کاربرد متغیر مستقل شناخت درمانی گری 12 هفته بود.
مقایسه میانگین نمره های دو گروه 25 نفری (آزمایش و گواه) نشان داد که کاربرد شناخت درمان گری در افزایش احترام به خود و کاهش رفتارهای پرخاش گرانه به گونه مثبتی موثر است. یافته ها، افزون بر مقایسه میانگین، پس از آزمون گروه ها در سطح 0.99 معنادار است. هم چنین گزارش های مربیان و مددکاران نشان می دهد که رفتارهای پرخاش گرانه آزمودنی های این پژوهش در حدی قابل ملاحظه کاهش یافته است.
"