فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۲۴۱ تا ۲۵٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
ما نان و گل سرخ می خواهیم
نسخه ای برای زیستن / نوشتن
حوزههای تخصصی:
جمال زاده نامه نگار
حوزههای تخصصی:
سرگذشت: سالشمار زندگی روان شاد یدالله بهزاد کرمانشاهی
حوزههای تخصصی:
دیباچه ای بر نقش و نمود کودک در متون عرفانی و صوفیانه سده پنجم هجری
حوزههای تخصصی:
هوا را از من بگیر، خنده ات را نه! (نگاهی به کتاب «خنده را از من بگیر، نوشته ی جواد ماهزاده)
حوزههای تخصصی:
جایگاه گرمابه در اندیشه، آثار و زندگی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرمابه های آناتولی از نظر تقسیم فضا و عناصر موجود، شباهت بسیاری به حمام های ایرانی داشتند. مولانا با این حمام ها مانوس و حمام یکی از سه عنصر مورد پسند وی در زندگی بود. بنا به روایات موجود، او بیشتر اوقات در این مکان به خلوت می پرداخت. در آثار وی به ردپای گرمابه و فضاهای آن (جامه کن، خزینه، گلخن و ...) عناصر (نقش گرمابه، قبه، روزن حمام و ...)، مشاغل مرتبط (حمامی، دلاک، تون تاب و ...) و لوازم استحمام (طاس، گل سرشوی، شانه و ...) بر می خوریم که همه نمایانگر توجه و علاقه خاص مولانه به حمام است.
تحلیل انتقادی زندگینامه های مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است تا دو چهره کاملا متفاوت از مولانا جلال الدین محمد را از خلال آثار و زندگینامه های معتبر وی، ترسیم نماید و فرآیند حرکت خلفای مولوی را از تجربه های معنوی مولانا به سوی نهادسازی و تدارک ایدئولوژی فرقه ای نشان دهد. برای این منظور سبک و لحن نگارش و شیوه روایت و رویکرد گفتمان مدار را در سه زندگینامه مشهور مولانا (ولدنامه، رساله سپهسالار و مناقب العارفین) بررسی می کند تا فرآیند ایدئولوژی سازی و زمینی شدن (سکولاریته) ارزشهای معنوی وی را در میان پیروانش در آسیای صغیر نشان دهد. بر اساس این پژوهش، مثنوی ولدنامه، شخصیت و رفتار مولوی را نزدیک به واقعیت ترسیم کرده است. فریدون سپهسالار تا حدودی به اسطوره پردازی دست زده، ولی شمس الدین افلاکی از مولوی و خانواده وی مردانی قدیس و مقتدر ساخته و با لحن و سبک مبالغه آمیز خود، از سلوک و اندیشه های مولوی و فرزندانش یک گفتمان ایدئولوژیک بلامنازع و اقتدارگرا تدوین کرده است.
اول دفتر
منبع:
شعر شهریور ۱۳۸۷ شماره ۶۰
حوزههای تخصصی:
سبک سخن فخر الدین عراقی در لمعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عراقی شاعری سخنور و شارحی هنرمند است که علاوه بر توانایی در شعر های پرشور و حال عارفانه، در نثر شاعرانه و بیان هنرمندانه مفاهیم بلند عرفانی، نمونه ای عالی و قابل توجه ارایه داده است. لمعات عراقی در عین بیان و تبیین اندیشه های عمیق عرفانی ابن عربی، نثری شاعرانه و جذاب ارایه می دهد که محصول پختگی و کمال نثر فارسی در قرن هفتم است. نثری که همچون شعر، مجال آن را یافته تا مضامین و اندیشه های بلند عرفانی را در خود جای دهد. در این مقاله کوشش شده است تا ویژگی های سبکی لمعات عراقی و اندیشه های والای آن، پیش چشم نهاده شود.
از مشرق زمین ویران تا ویرانه های مشرق زمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل دلایلی میپردازد که حضور همیشگی موضوع ویرانهها در سفرنامههای مشرق زمین از قرن 17 تا 19را اثبات میکنند: تمام متون حضور مسحور کننده بناهای ویران شده، شهرها و روستاهای تخریب شده را بسط و گسترش میبخشند. در قرن 18، این تصویر در متنی مشهور از «ولنه» بنام «ویرانهها» و در ادبیات توسط رمانتیکهای مشهور تحلیل و بررسی شده است. تصویر که در قرن 17 دارای مفهوم منفی دارد، در قرن 18 تا اندازهای مثبت میشود تا در دوره رمانتیسم به تفکری بیهوده بدل شود. «نظریه ادبی ویرانهها» با گرایش به فرهنگ خارجی و نوعی مالیخولیایی و ذهنیتی پیش استعماری که در شرق ویران شده، نه تنها گذشته اروپا را مییابد، بلکه تضمین میکند تا از بقایای تمدنهای بشری صیانت کند. (اروپا در مشرق زمین بقایای گذشته خود را دید و خواست تا بقایای تمدنهای درخشان کهن را از آسیب مصون نگه دارد.)
نکته هایی درباره وزن شعر حماسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سر در آوردن از وزن متقارب شعر فارسی آن چنان که در سروده های دقیقی و فردوسی و اخلاف آنان نمودار گشته به هیچ رو آسان نیست. نه تنها از سابقه آن، به دلیل فقدان مدارک، پاک بی خبریم بلکه میسرمان نیست معلوم سازیم که این سروده های به ظاهر همسان با یکی از اوزان شعر عربی بر سنتی ایرانی مبتنی است یا نه t. II, p, 187)، اساس فقه اللغه ایرانی (cf. N?ldEkE, Grundr d. iran Phil.). این وزن، آن چنان که اول بار در شاهنامه عرضه شده، نسبتا کهن می نماید چون به لحاظ شکل ثبات شایسته دارد و به لحاظ فن هر چه کامل تر است. ساختار آن معلوم است: هر مصرع آن چهار رکن به صورت و ترتیب زیر دارد: فعولن فعولن فعولن فعل یا --u --u --u -u همچنین می دانیم که این انگاره با اتقان هر چه بیشتر در اشعار شاعران پارسی گو به کار رفته و سراسر ابیات شاهنامه با آن مطابقت دارد. این وزن - در حالی که متناظر آن در شعر عربی پذیرای اختیاراتی گوناگون است و، به ویژه، در مواردی، به جای هر یک از رکن های فعولن رکن فعول می نشیند - در شعر فارسی ثابت و تغییرناپذیر است و این فرق نظرگیر اوزان در دو زبان مذکور از دیرباز خاطر نشان شده است. روکرت، شاعر و شرق شناس آلمانی، این فرق را گوشزد ساخته بود و چنین می پنداشت (Z.D.M.G., X, p. 280 et suiv) که ایرانیان وزن متقارب را از اعراب به وام گرفتند و به آن اتقان بیشتری بخشیدند تا در برابر نهایت بی ثباتی کمیت در واژه های زبان خود واکنش نشان دهند. آقای نلدکه این فرض روکرت را بی آنکه با آن مخالفت کند گزارش کرده t. II, p. 188)، اساس فقه للغه ایرانی (Grundr. d. iran, Phil. هر چند برای آن شروط محدود کننده مهمی قایل شده است.
ارزش ادبی ابهام از دو معنایی تا چندلایگی معنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابهام در نظریه های ادبی جدید، بر خلاف دیدگاه های قدما نکوهیده نیست، بلکه ارزش محسوب می شود. این مقاله با بررسی پیشینه تاریخی بحث از ابهام در بلاغت قدیم و دیدگاه های امروزی، نشان می دهد که ذوق زیبایی شناسی در گذر زمان، به ابهام و چندمعنایی متمایل شده است. از قرن بیستم به بعد منتقدان و نظریه پردازان ادبی، ابهام را جوهر ذاتی متن ادبی می دانند. مقاله با طرح بحث ارزش ابهام ادبی، میان «دشواره» و «ابهام هنری» (چندمعنایی) فرق می گذارد و در پی اثبات این نکته است که تفاوت ادبیات با زبان در رویکرد به ابهام و نقش و کارکرد آن به روشنی مشخص می شود. هدف اصلی مقاله تاکید بر این اصل است که ابهام، جوهره ادبیات است و ارزش هنری و راز ماندگاری آثار جاودانه بسته به میزان ابهام نهفته در آن ها است. اگر ابهام را از متن های ادبی اصیل حذف کنیم، گوهر ادبی آن را کنار گذاشته ایم. ابهام با شرکت دادن خواننده در آفرینش معنا، نوعی تعامل میان خواننده و متن ایجاد می کند و از آن جا که خوانندگان را در طول تاریخ به واکنش وا می دارد، پیوسته امکان گفت و گوی نسل های مختلف با متن فراهم می آید.
از قد برافراشتن روزبه تا در خود چرخیدن تصویر
حوزههای تخصصی: