ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۱٬۲۲۱ تا ۵۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۳۰٬۶۹۴ مورد.
۵۱۲۲۱.

کریپتوآرت؛ آمیختگی بین هنر و فناوری بلاک چین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۳۳۶
بیان مسئله: جدیدترین آمیختگی بین هنر و فناوری بلاک چین، حرکت هنری تازه ای را به نام کریپتوآرت پدید آورده است. این شیوه نوظهور که به تازگی توجه جهان هنر را به خود جلب کرده، نیازمند درک و خوانش ویژه ای است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که چه چیزی این فناوری نوآورانه را به هنر تبدیل می کند و تلاش دارد تا بیابد آیا کریپتوآرت می تواند بازارمحوری و کالاشدگی هنر را در نظام سرمایه داری به چالش بکشد؟هدف پژوهش: هدف مطالعه پیش رو این است تا ضمن آشنایی با شیوه عملکرد تکنولوژی در کریپتوآرت و ردگیری زمینه های شکل گیری آن در تاریخ هنر، به درک بهتری از این حرکت جدید هنری دست یابد و هم چنین پتانسیل رهایی بخش هنر رمزنگاری را در حیطه بازارمحوری مورد مطالعه قرار دهد.روش پژوهش: این پژوهش با هدف بنیادی و روش تاریخی-توصیفی برای پاسخ به سؤالات خود، از نظرات اندیشمندانی چون «لوسی لیپارد»، «والتر بنیامین» و «ژان بودریار» بهره برده است. نمونه ای از آثار کریپتوآرت نیز در تحقیق پیش رو مورد مطالعه قرار گرفته است؛ روش نمونه گیری غیرتصادفی، هدفمند و شامل اثر هنرمند نام آشنای معاصر «دیمین هرست» است که پروژه وی بازتاب بیش تری در رسانه ها داشته و قیمت فروش آن قابل توجه بوده است.نتیجه گیری: نتایج روشن می سازد کریپتوآرت از این رو هنر است که در امتداد مفاهیم پیشین تاریخ هنر معاصر در تکاپوی بازتعریف هنر و نمایاندن رابطه آن با زندگی است. تکنولوژی در این رویه تازه می کوشد از طریق منضم کردن یک دارایی مجازی به آثار، اصالت و یگانگی مد نظر مدرنیسم را به هنر دیجیتال باز گرداند. هم چنین یافته ها بیانگر این هستند که هنر رمزنگاری شده می تواند فرصت ها و تهدید هایی را برای اقتصاد هنر به همراه داشته باشد؛ از یک سو توانایی تمرکززدایی و به چالش کشیدن چارچوب های مرسوم بازار سرمایه محور هنر را دارد و از سوی دیگر می تواند به ابزاری جهت تقویت فرایند کالاشدگی و تسلط مجدد سرمایه بر هنر تبدیل شود.
۵۱۲۲۲.

تحلیل مهم ترین مؤلفه های تأثیرگذار جهانی شدن بر فضاهای عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۳۱۷
بیان مسئله: جهانی شدن فرایندی در حال وقوع است که اثرات قطعی آن بر شهرها و ریزفضاهایشان هنوز مشخص نشده است. جهانی شدن سبب شده است تا اقدامات و تحولات نقطه ای از جهان بر نقاطی آن سوی جهان اثر گذارد. در دنیای جهانی شده امروز که جامعه محلی و نسبتاً بسته گذشته، تبدیل به یک جامعه فرامحلی، جهانی و یا محلی- جهانی شده است، شاخص های بسیاری بر زندگی شهری تأثیرگذارند. ازاین رو این فرایند با ابعاد و مؤلفه های ویژه اش در عرصه فضاهای جمعی در هر دو بعد کالبد و رفتار نیز به روشنی خود را نشان می دهد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که فضاهای جمعی از کدام یک از ابعاد جهانی شدن بیشترین تأثیر را گرفته است؟ و پرسش دیگر که بدان پرداخته می شود این است که جهانی شدن چگونه بر الگوهای رفتاری شهروندان در فضاهای جمعی تأثیر داشته است؟هدف پژوهش: پژوهش حاضر بر آن است که مهمترین مؤلفه های تأثیرگذار بر فضاهای عمومی را تحلیل کرده و چگونگی تأثیر جهانی شدن بر الگوهای رفتاری شهروندان در فضاهای عمومی را بررسی کند.روش پژوهش: برای پاسخ به این پرسش ها با نگاهی کلان و انتقادی و  با استفاده از روش فراتحلیل مهمترین ابعاد جهانی شدن که بر فضاهای جمعی تأثیرگذار هستند، شناسایی شده و سپس با استفاده از پرسشنامه خبرگان و تحلیل های آماری به منظور سنجش پایایی و توزیع نرمال داده ها نرم افزار spss نسخه 26 و در نهایت با روش دلفی فازی رتبه بندی عوامل صورت گرفته است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد جهانی شدن به طور غیر مستقیم و به واسطه اثرگذاری بر مهم ترین ابعاد زندگی انسان معاصر بر الگوهای رفتاری وی نیز تأثیرگذار بوده است. رونق فناوری اطلاعات به این اتفاق شتاب بخشیده است و با جابجایی مرزهای روانی در برایند کلی هر سه جنبه از رفتار (ضروری، اجتماعی، اختیاری) و همچنین هر دو بعد کیفی فضای شهری، تأثیرات غیرقابل چشم پوشی داشته است. در رتبه بندی انجام شده؛ ارتباطات مجازی، جریان مداوم اطلاعات، ارزش ها و سلایق، کنترل و نظارت بر مردم و مسئولین به واسطه پیشرفت تکنولوژی به ترتیب رتبه اول تا سوم اثرگذاری بر فضاهای جمعی در جریان جهانی شدن را به دست آورده اند. بنابراین پیشرفت تکنولوژی و انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی که به واسطه آن ممکن شده است، بیشترین تأثیر را بر فضاهای جمعی شهرها در جریان جهانی شدن بر عهده داشته است. این امر لزوم توجه بیشتر به شاخص های مطرح شده را در طراحی فضاهای جمعی در دنیای جهانی شده به روشنی بیان می دارد.
۵۱۲۲۳.

بازشناسی نظام حاکم بر گذرها د ر شهر تاریخی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۵۳
شهرهای تاریخی گواه زند ه فرهنگ و تمد ن بشری هستند . هر چند تا شناسایی و فهم د قیق چنین لایه های تمد نی د ر شهرهای تاریخی مشرق زمین راه طولانی د ر پیش است. یکی از ابهامات د ر زمینه شهرهای اسلامی تأکید پژوهشگران بر بی نظمی آن است، تا آنجا که حتی برخی از محققین، چنین بی نظمی د ر شبکه معابر و گذرهای تاریخی را گواهی بر آشفتگی آن مطرح کرد ه اند . د ر مقابل هستند گروه د یگری از محققین که با رد بی نظمی پاسخ هایی برای اثبات نظم د ر گذرهای تاریخی آورد ه اند ، ولیکن تاکنون نقش گذرهای شهر تاریخی به طور روشن مشخص و تبیین نشد ه است. بنابراین مسئله اصلی این پژوهش بازشناسی نقش گذرهای شهر تاریخی د ر نمونه مطالعاتی قزوین است. روش تحقیق د ر شناخت موضوع، مطالعه مروری و از طریق روش توصیفی-تحلیلی بحث و جمع بند ی شد ه است. همچنین شناسایی و تحلیل ویژگی های گذرها د ر محله های تاریخی نمونه مطالعاتی قزوین بر اساس مورفولوژی و با به کارگیری نرم افزار GIS انجام شد ه است. نتایج تحقیق نشان د اد گذرهای شهر تاریخی نظام مند بود ه و د ارای ابعاد اد ارکی، اجتماعی، اقتصاد ی است.
۵۱۲۲۴.

سطوح اثربخشی ساختار قدرت بر معماری دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۳۶۴
بیان مسئله: معماری از دیرباز پیوندی مستحکم و دوسویه با عوامل تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی داشته و تحولات بروزیافته در این زمینه ها، اثرات مشهودی را بر معماری گذاشته است. در این رهگذر، پهلوی اول به دلیل تحولات گسترده در زمینه های متفاوت، به عنوان یکی از شاخص ترین دوره های تاریخی ایران در نظر گرفته شده که گرایش ها و تفکرهای خود را به واسطه معماری بیان کرده و به عنوان بازتابی از یک دوره سیاسی، قابلیت قرائت و تحلیل دارد. از سویی بررسی پژوهش های گذشته نشان می دهد که در این حوزه صرفاً به تشریح عوامل تأثیرگذار بر معماری و تحولات در وجوه مختلف جامعه به صورت مستقل پرداخته شده و نقش ساختار قدرت به عنوان مهره کلیدی و سطوح اثربخشی آن بر معماری به واسطه جریان های فکری غالب و مؤلفه های تأثیرگذار بر این ایدئولوژی ها، مغفول مانده است. هدف پژوهش: در این راستا، این پژوهش به بررسی شبکه ساختار قدرت و سطوح اثربخشی آن بر معماری دوره پهلوی اول پرداخته و در پی یافتن پاسخ به این پرسش ها است که مؤلفه های کلیدی تأثیرپذیر از ساختار قدرت دوره پهلوی اول چیست؟ و سطح و نحوه اثربخشی آن ها بر معماری دوره پهلوی اول چگونه است؟ روش پژوهش: بر این اساس این پژوهش از نوع کیفی با چارچوبی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، اسنادی و مرور فشرده ادبیات نظری است. نتیجه گیری: یافته های این جستار بیانگر آن است که ساختار قدرت با بهره گیری از مؤلفه های کلیدی نظیر سلطه رضاشاه در دولت و ارتش، اهمیت به ایران باستان، نفوذ سیاست های غربی از طریق حضور متخصصان اروپایی و افراد واقف بر توسعه یافتگی غرب و رشد تکنولوژی با نحوه و میزان سطوح مداخله متفاوت در معماری بناهای حکومتی و شخصی، اعمال نفوذ کرده است. در این راستا می توان اذعان کرد که ساختار قدرت، نقش کلیدی را در نوگرایی معماری ایران در دوره پهلوی اول به واسطه ایجاد زیرساخت های شهری، اجتماعی و فعالیتی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در سه سطح کلان، میانه و خرد ایفا کرده است.
۵۱۲۲۵.

بازیابی فرم ادوات جنگی دوره ایلخانی بر اساس نگاره های منابع تاریخی این دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۲۵۸
ساخت ادوات جنگی به منظور دفاع، تثبیت و گسترش قدرت حاکم همواره مورد توجه نهادهای قدرت در اعصار مختلف بوده است. ایلخانان نیز برای اعتلای حکومت خود نیازمند ساخت تجهیزات نظامی بوده اند. امروزه، علی رغم کاوش های باستان شناسی در محوطه های ایلخانی، اطلاعات چندانی از این جنگ افزارها به دست نیامده است. در این میان، نگاره های دوره ایلخانی، به دلیل پرداختن به صحنه های رزمی، از منابع دست اول جهت آگاهی از انواع ادوات جنگی این دوره به حساب می آیند. بر همین اساس، در این مقاله با بررسی و تحلیل نگاره های دوره ایلخانی، انواع ادوات جنگی مورد استفاده این دوره مورد مطالعه قرار می گیرد و طرحی از آن ها نیز جهت آشنایی بیش تر ارایه می شود. هدف، بررسی فرم، تزیین و کاربرد سلاح های دوره ایلخانی است. شیوه گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع اینترنتی و کتابخانه ای انجام شده است. پژوهش حاضر به روش تاریخی، توصیفی- تحلیلی درصدد است بر اساس نگاره های نسخ خطی و با استفاده از منابع مکتوب تاریخی به این پرسش ها پاسخ دهد که: در دوره ایلخانی از چه نوع ادوات جنگی استفاده می شد و این ادوات جنگی دارای چه فرم و تزییناتی بوده اند؟ آیا فرم و نقوش ادوات جنگی این دوره، نشان از رده نظامی افراد دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که، در این دوره مجموعه ای از انواع شمشیر، گرز، نیزه، تیر و کمان، سپر دفاعی، زره، کلاه خود و منجنیق در طی لشکرکشی در میدان های کارزار، مبارزه تن به تن، شکار و مراسم دربار مورد استفاده قرار گرفته است که طرح آن ها در بدنه اصلی مقاله ارایه خواهد شد. زره و کلاه خود این دوره نشان از رده نظامی دارد و برخی از جنگ افزارها دارای نقوش اسلیمی، هندسی، گیاهی و حیوانی هستند.    
۵۱۲۲۶.

سبک زندگی و اثربخشی نقوش انسانی خانه ابریشمی بر ماندگاری جایگاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
  سبک زندگی مفهومی است که با انتخابی شدن روش زندگی معنا پیدا می کند و به شخصیت و ترجیحات افراد برمی گردد. با روی کارآمدن سلسله قاجار درتاریخ پررمز و راز ایران به واسطه پیشرفت هایی که در جنبه های اجتماعی -اقتصادی، فرهنگی و توسعه روابط خارجی با کشورهای اروپایی و غربی و رواج تجددگرایی در کشور رخ داد، تصویرگری و تزیینات دچار تغییرات اساسی گردید. در این شرایط، گروه های مختلف اجتماعی شکل گرفت که به تدریج، و در اثر مجاورت و هم نشینی گروه های مختلف سبک های زندگی خاصی ایجاد گردید. این پژوهش، نه تنها جنبه های تاریخی را بررسی می کند، بلکه به تحلیل خصایص اجتماعی- فرهنگی نیز می پردازد و به دنبال یافتن اثربخشی نقوش انسانی بر کیفیت سبک زندگی و ماندگاری جایگاه اجتماعی در خانه های تجار و بازرگانان است. از این رو پرسش این است که، چگونه نقوش انسانی بر کیفیت زندگی و ماندگاری جایگاه اجتماعی طبقات اجتماعی در خانه های اشرافی گیلان دردوران قاجار اثرگذار بوده است. خانه ابریشمی به جا مانده از دوران قاجار در رشت به عنوان نمونه، مورد بررسی و بازنگری قرار گرفته است. از آن جایی که، در این دوران اقتصاد و تجارت رونق گرفت و رشت به عنوان شهری تجاری شناخته شد، عوامل اقتصادی اثرات شگرفی بر جای گذاشته است. از این رو، بازرگانان بسیاری در رشت زندگی می کردند. آن ها خانه های مسکونی خویش را باشکوه و بزرگ می ساختند. با در نظر گرفتن ماهیت موضوع، پژوهش حاضر مبتنی بر استدلال استنتاجی است و با رویکردی به تحلیل محتوا، روش شناسی تفسیری-تاریخی را اتخاذ می نماید. لذا، اطلاعات این پژوهش از طریق تحقیقات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی جمع آوری شده است. در رشت خانه های اعیانی و مجلل بسیاری باقی مانده است. چرا که به دلیل توسعه ابریشم، این شهر در دوران قاجار از رشد اقتصادی قابل توجهی برخودار بود. بر طبق تفسیر و تحلیل یافته ها ارتباط مستقیمی میان متغیرات سبک زندگی و عواملی مانند عادت واره، مصرف گرایی، تمایزات اجتماعی، سرمایه اقتصادی، شغل و سبک کاری افراد وجود داشته است. 
۵۱۲۲۷.

مطالعه زمینه های گسترش و تنوع در هنر تذهیب دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۴۲۸
 بسیاری از مؤلفان و محققان در پرداختن به هنر دوره قاجار، به ویژه تذهیب،  و بستر بسط و نشر آن رغبتی نداشته و چنین عنوان می دارند که تذهیب این دوره، ویژگی های خاص و قابل توجهی ندارد. هدف مقاله حاضر، واکاوی زمینه های گسترش اجتماعی و تنوع تذهیب در دوره قاجار است. در این مسیر به بررسی آثار مذهب دوره قاجار و مطالعه کتب تاریخی، به ویژه سفرنامه، اصناف و تاریخ نگاری ها پرداخته شده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به سوالات ذیل است: 1- تاثیر و تاثرات بستر اجتماعی بر هنر تذهیب دوره قاجاری کدام است؟ 2-زمینه های رواج تذهیب و جایگاه آن چیست؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیل از منظر اجتماعی  و جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادیست. یافته ها نشان دارد هنر تذهیب در دوره قاجار با رکود مواجه نشده و شخص شاه، بزرگان، اشراف و مردم عادی علاقه مند به داشتن نسخ خطی نفیس بوده  و نیز به دلیل رواج سوادآموزی و افزایش روحیه اشرافی گری، حجم تولید نسخ خطی در سه گروه کتب دینی، ادبی، علمی و فرهنگی بالا بوده که اکثرا ارزش هنری قابل توجهی داشته و مورد توجه بسیاری از سیاحان، سفرا و دلالان نیز بوده است. همچنین مذهبان دارای صنف، جایگاه و ارزش اجتماعی بوده و در زمینه های جدیدی چون قلمدان نگاری، حلیه و قباله ازدواج نیز برای طبقات اجتماع فعالیت نموده اند.
۵۱۲۲۸.

بررسی خاستگاه، فرم و مضمون در کتیبه های دارای صورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۶۵
کتیبه های دارای صورت در قرون میانه دنیای اسلام با شکل های مختلف به خصوص در اشیای فلزی به کار رفته اند. مسئله اصلی این است که  نگاه به آن ها بیشتر به شکل نوعی خوشنویسی تفننی یا جزیی از  نقش واق بوده و هیچ گاه به شکل جامع و دقیق به نمونه های گوناگون و تفکرات احتمالی بانیان و هنرمندان توجه نگردیده است. هدف این پژوهش بررسی خاستگاه، مضامین و فرم های گوناگون آن جهت پی بردن به دلایل احتمالی استفاده از این نوع خطوط و بررسی نام های گذاشته شده بر روی این کتیبه ها است. بر این اساس پرسش هایی مطرح گردید: 1. طبقه بندی شکلی کتیبه های دارای صورت در آثار غیر معماری چگونه است؟ 2. مضامین کتیبه های دارای صورت چیست و آیا ارتباطی بین فرم و مضمون در این کتیبه ها و دلایل استفاده از آن وجود دارد؟ روش تحقیق با رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات نیز بصورت اسنادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد عنوان "کتیبه های صورت دار" برای نام گذاری این خطوط می تواند مناسب تر بوده و به پنج دسته تقسیم بندی می شوند: کتیبه های صورت دار۱. پرنده نما ۲. انسان سر۳. جانورنما ۴. ترکیبی ۵. متحرک. در بررسی مضامین، دو مضمون اصلی شامل مفاهیم و عبارات مذهبی و دعاهای مرتبط با طالع خوش، درکنار دو مضمون فرعی شامل امضا و نام هنرمند و اشعار خاص مشخص گردید. همچنین هماهنگی فرم با مضمون طالع بینی و خوش یمنی و نیز نام مبارک پیامبر در بسیاری از نمونه ها شناسایی شد. علی رغم نمونه های به تازگی معرفی شده در شوش و بصره،  می توان نیشابور را به عنوان خاستگاه این نوع از کتیبه ها در جهان اسلام معرفی کرد که زمانش به استناد سکه ها به قرن 8 میلادی (نیمه دوم قرن دوم هجری) تا زمان سامانیان و به احتمال بیشتر به پیش از سامانیان بازمی گردد.
۵۱۲۲۹.

مطالعه تطبیقی ساختار و نشانه های تصویری سنگ افراشته های قبرستان شادباد مشایخ و خالد نبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۳۹۶
گورستان های تاریخی در ایران با ساختار متفاوت و با نقوش بسیار زیبا و سمبلیکی که بر روی برخی از آنها وجود دارد موضوعی است که پژوهشگران بسیاری را در حیطه مردم شناسی، قوم نگاری، باستانشناسی و نیز علاقمندان به تاریخ هنر، مجذوب خود کرده است. امروزه زیباترین و سمبولیک ترین سنگ قبرها را می توان در میان گورستان های باقی مانده در مناطق ترک نشین ایران که روزگاری مقر اصلی ترکان سلجوقی و ایلخانان مغول بوده است، مشاهده کرد. گورستان شادباد مشایخ در استان آذربایجان شرقی و محوطه تاریخی خالد نبی در استان گلستان قرار دارد. دو منطقه مورد نظر در پژوهش پیش رو به جهت جغرافیایی در دو نقطه کاملا متفاوت از یکدیگر قرار گرفته اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو بررسی وجود ارتباط فرهنگی- تاریخی بین سنگ افراشته های استوانه ای شکل موجود در سایت تاریخی منطقه خالد نبی و میل های تدفینی استوانه ای شکل گورستان شادباد مشایخ است. در راستای اهداف پژوهش، سؤال اصلی جستار پیش رو بیانگر این مهم است که – ویژگی های تصویری و ساختاری میل های تدفینی مناطق " شادباد مشایخ و خالد نبی"، متاثر از کدام ویژگی های فرهنگی و مذهبی هستند؟ روش تحقیق در جستار پیش رو به صورت تطبیقی با استناد به برخی داده های باستانشناسی، مطالعات موردی انجام شده به صورت کتابخانه ای و نیز مطالعه میدانی صورت گرفته توسط پژوهشگر بر روی 30 نمونه از سنگ ا فراشته های مناطق مورد پژوهش، انجام شده است. نتایج پژوهش بیان می کند که میل های استوانه ای تدفینی موجود در هر دو گورستان تاریخی- فرهنگی اغلب دارای بدنه ای استوانه ای شکل با کلاهکی مخروطی با ارتفاع متفاوت شکل گرفته اند که بیانگر ویژگی های شاخص معماری ترکان کوچ نشین و بیابانگرد آسیای میانه با نشانه های تاثیرات مذهب بر معماری اسلامی است. اما آنچه میل های تدفینی گورستان شاد بادمشایخ را از محوطه خالدنبی متمایز کرده است، ساختار بسیار ساده و بدوی سنگ افراشته های فاقد هرگونه خوشنویسی و یا تزئینات متاثر از معماری اسلامی، در گورستان خالد نبی در تقابل با تاثیرات مستقیم معماری عصر اسلامی خصوصا تزئینات معماری حاکم بر عصر ایلخانی در طراحی میل های تدفینی گورستان شاد بادمشایخ است. 
۵۱۲۳۰.

تحلیل هندسی طرح لچک ترنج در قالی های دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۴۰۴
قالی هایی که دارای طرح لچک ترنج هستند مجموعه گسترده و بی نظیری از قالی های ایرانی را در بر می گیرند و در دوره صفوی موردتوجه زیادی قرار گرفتند. ازآنجاکه این قالی ها در زمره پراهمیت ترین قالی های ایرانی به شمار می روند ضروری است از جوانب مختلفی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند. این پژوهش باهدف مطالعه تناسبات و روابط موجود در قالی های طرح لچک ترنج به منظور بررسی لایه هایی از حضور هندسه انجام شده است. سؤالات اصلی این تحقیق عبارت اند از: 1. مباحث تناسبات هندسی، نظم، خطوط انتظام گرا و تقارن در چه قالب و با چه نوع ترکیب بندی در این طرح ها دیده می شوند؟ 2. مفهوم عرفانی «از کثرت به وحدت» و «از وحدت به کثرت» چگونه در این طرح ها تجلی یافته است؟ 3. حضور هندسه فراکتالی و مشابهت های الگویی آن با طرح لچک ترنج در قالی های دوره صفوی چگونه تحلیل می شود؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده و اطلاعات آن به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. بدین منظور در 8 نمونه از مشهورترین قالی های دوره صفوی با طرح لچک ترنج، نسبت های عددی بین اجزای قالی، تناسبات درون قاب قالی ها، خطوط انتظام گرا، تقارن و هندسه فراکتال واکاوی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد اصول تقارن و نسبت های طلایی در طراحی ابعاد قاب اصلی قالی برای کلیه نمونه ها، رعایت شده است. با ترسیم خطوط انتظام گرا محیطی به وجود می آید که اصلی ترین محل در ترکیب بندی این قالی ها را نشان می دهند. حضور این محل ها اثبات می کند این نقوش قانونمند و بر اساس تقسیمات هندسی ترسیم شده اند. با بررسی هندسه فراکتالی و الگوهای آن در نمونه قالی ها، مشخص شد باآنکه قالی ها از هزاران نقش ریزودرشت و گاهی با الگوهایی تکرارشونده تشکیل شده اند، اما همگی این عناصر به شکلی قانون مند و هدف مند در ترکیبی واحد قرار می گیرند و بدین ترتیب در عین کثرت و انبوهی اجزا، دست آخر با مجموع ه ای واحد و منظم روبرو هستیم.
۵۱۲۳۱.

تحلیل و بررسی نقوش کاشی کاری تکیه معاون الملک کرمانشاه با استفاده از روش آزمون ناپارامتری آماری (کای اسکوئر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۱۶
از ویژگی های معماری دوره قاجاریه در ایران از منظر آثار هنری، همگام شدن آن ها با مضامین مذهبی، ادبی و اساطیری است. بنای «تکیه معاون الملک» کرمانشاه یکی از شاخص ترین آثار معماری دوره قاجاریه با بهره گیری از تزئینات کاشی کاری با چنین مضامینی است. این پژوهش به منظور تبدیل کیفیت نقوش هنری یک بنای سنتی به کمیتی قابل سنجش است و از منظر آماری به تحلیل معنی داری ارتباط بین فضاهای معماری تکیه و زمینه و رنگ غالب کاشی کاری موجود در آن ها می پردازد. هدف اصلی آن تعیین میزان و نوع ارتباط بین فضای معماری تکیه و زمینه نقوش، رنگ غالب و تکرارپذیری آن ها با استفاده از یک روش آماری معین بوده است. مهم ترین سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. دسته بندی نقوش تکیه معاون الملک کرمانشاه چگونه است؟ 2. رابطه آماری و معنی دار بین فضای معماری تکیه و زمینه نقوش و رنگ غالب آن ها چیست؟ تحقیق حاضر ازنظر نوع پژوهش، کاربردی بوده و ازنظر روش پژوهش در زمره تحقیق های کمی و آمار استنباطی است. ازآنجاکه نوع متغیرهای این تحقیق از نوع ناپارامتری ارزیابی است از آزمون کای اسکوئر در نرم افزار اس پی اس اس استفاده شده است. در این پژوهش در ابتدا تبیین مبانی نظری و تعریف متغیرهای تحقیق با استناد به مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و به روش تحلیلی و توصیفی انجام شده و سپس با استفاده از مطالعات میدانی و پیمایشی، این متغیرها با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی در قالب جداول تبیین و تلخیص گردیده است. با توجه به نتایج این پژوهش و مقادیر آزمون کای اسکوئر 63.96 می توان با قاطعیت گفت بین نوع فضاها در تکیه معاون الملک و زمینه نقوش کاشی کاری ها رابطه معنادار و سامانمند وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از آزمون کرامر جهت نشان دادن شدت این رابطه با مقدار 0.906 نشان می دهد؛ که رابطه ای قوی و با شدت بالا بین این دو متغیر وجود دارد. همچنین بین دو متغیر زمینه و رنگ غالب نقوش کاشی کاری نیز با توجه به کوچک تر بودن از 0.05 رابطه معناداری وجود دارد که با توجه به ضریب 0.757 آزمون کرامر می توان گفت شدت این رابطه نسبتاً قوی است. بر اساس سایر نتایج حاصله، بین دو متغیر نوع فضای معماری و رنگ غالب نقوش کاشی کاری در تکیه معاون الملک ارتباط قوی وجود ندارد.
۵۱۲۳۲.

مطالعه تحلیلی شیوه های اجرا در تشعیرهای خمسه تهماسبی (مکتب دوم تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۴۱۸
هنر تشعیر و کاربردهای گوناگون آن طی مکاتب شیراز و هرات، سرانجام منجر به حضور گسترده بر حاشیه کتب و مرقعات، در پیرامون متون نوشتار و قطعات نگارگری در مکتب دوم تبریز گردید. خصیصه طراحی گونه در کنار ظرافت در اجرای نقش های گیاهی و حیوانی و طبیعت و بعضاً پیکره های انسانی از ویژگی های بارز این هنر شناخته می شود به طوری که می توان گفت برخی از ویژگی های نگارگری ایرانی در آثار تشعیر جلوه آشکارتری دارد. ازجمله مهم ترین مجموعه های دارای تشعیر می توان از اثر نفیس خمسه تهماسبی نام برد که ازنظر تنوع و کیفیت نقش، اثری شاخص محسوب می شود. تشعیرهای خمسه تهماسبی در دوره هایی، توسط هنرمندان مکتب تبریز دوم و مکتب اصفهان ساخته شده است. هدف این تحقیق به دلیل اهمیت مکتب دوم تبریز، شناسایی نحوه ایجاد جلوه های بصری با استفاده از قلم مو و رنگ طلا در بخشی از تشعیرهای خمسه تهماسبی است که در تبریز انجام گرفته است؛ بنابراین پرسش مقاله این است که اجرای تشعیرهای خمسه تهماسبی در مکتب دوم تبریز دارای چه ویژگی هایی است؟ تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی، مؤلفه هایی همچون نحوه قلم گیری، استفاده از مایه رنگ، سواد و بیاض، طراحی پُر، بافت، پرداز و انعکاس طلا و نقره، تشریح می شوند. گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و تصاویر در دسترس بر روی تارنمای کتابخانه بریتانیا به دست آمده است. ضرورت و اهمیت تحقیق در افزایش توجه و دانش هنرمندان و محققین و ایجاد بستری برای شناخت بیشتر مبانی هنر نگارگری با توجه به کمبود منابع موجود در این زمینه است. مهم ترین یافته ی این مطالعه نشان می دهد استفاده از مایه رنگ عمومیت داشته، قلم گیری در مکتب دوم تبریز دارای محوریت اصلی بوده، ایجاد تیره روشن به عنوان تغییر رنگ و سواد و بیاض نقش مکمل در شکل و خط دارند. دیگر ویژگی های یافت شده به چگونگی ضربه قلم، پرداز، درخشش طلا و نقره و فام های رنگی اختصاص دارد.
۵۱۲۳۳.

لزوم اصل های اخلاقی برای تشخیص اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۳ تعداد دانلود : ۳۳۵
در چند دهه ی اخیر، نظریه های اصل مند اخلاقْ مورد انتقاد بنیادی جزئی گرایان اخلاقی قرار گرفته اند. انتقادها و اشکالها و مخالفتهای جزئی گرایان با نظریه های اصل مند اخلاق، مختلف بوده است. یک اشکال یا چالشی که بسیاری جزئی گرایان آن را به نحوی مطرح کرده اند این است که تأکید مدافعان نظریه های اصل مند اخلاق بر اصلهای اخلاقی، به بهای بی توجهی به اهمیت تشخیص اخلاقی است. مقاله ی حاضر به این اشکال می پردازد. هدف مقاله ی حاضر این است که نشان دهد عام گرا، نه تنها می تواند اهمیت تشخیص اخلاقی را بپذیرد، بلکه امکاناتی در اختیار دارد که می تواند با آنها نظریه ای قابل قبول درباره ی تشخیص اخلاقی بپردازد. پاسخ مقاله ی حاضر به این اشکال، مطرح کردن نگاه ویژه ای به تشخیص اخلاقی و به اصلهای اخلاقی است که بر اساس آن، تشخیص اخلاقیْ خودْ متکی به اصلهای اخلاقی است. در این نگاه، هم چیستی اصلهای اخلاقی تعیین کننده است و هم چیستی تشخیص اخلاقی. اصلهای اخلاقی، نه سازوکارهای مکانیکی تصمیم گیری هستند، و نه صرفاً اصلهای نظری، بلکه اصلهای عملی و نوعی از عزمهای مدید فاعلان هستند. توانایی تشخیص اخلاقی، نیازمند برخی حساسیتها است، و حساسیتها وابسته هستند به منش و شخصیت ما، یعنی با این که ما چه نوع فردی هستیم. و سرانجام مقاله ی حاضر تحلیل می کند که عزمهای نهادینه ی مدید و به ویژه اصلهای اخلاقی، چه نقشهایی در شخصیت فاعل که تشخیص اخلاقی متکی به آن است دارند.
۵۱۲۳۴.

تحلیل فلسفی چگونگی ارتباط حجّت اصولی با توجیه معرفت شناختی به واسطه ی مباحث فلسفه اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۵ تعداد دانلود : ۳۴۱
کارآمدی فقه در عصر حاضر به عنوان یکی از شاخص ترین علوم در میان سایر شاخه های علوم اسلامی، ارتباط مستقیمی با میزان پاسخگو بودن منطق استنباطِ دینی در زمان فعلی و مقتضیات آن دارد. در همین راستا در ادبیات برخی از علمای اصولی معاصر، ضرورت تدوین فلسفه علم اصول فقه موردتوجه قرار گرفته و اقدامات اولیه ای همچون چارچوب بحث از سوی اندیشمندان این حوزه ارائه شده است. ازآنجاکه بررسی مبانی معرفتی، همواره یکی از ارکان تفکر فلسفی است، معرفت شناسی علم اصول فقه نیز بخشی از فلسفه علم اصول به حساب می آید. طبق یافته های این پژوهش از طریق توصیف و تحلیل محتوا چگونگی ارتباط حجت اصولی و توجیه معرفت شناختی یکی از مهمترین راه های تسری مباحث شناختی به مباحث اصولی محسوب می شود. در صورت اثبات این مدعا، زمینه پیاده سازی انواع نظریه های معرفتی همچون درون گرایی و برون گرایی معرفتی و سازوکارهای توجیه مثل مبناگروی و انسجام گروی در حجت اصولی مهیا خواهد شد. متعاقب این امر اجرای لوازم معرفتی هر مبنای اصولی، موجب ارتقاء نظام حجیت و تقریب منطق استنباط در شریعت اسلامی با معرفت شناسی معاصر می شود. با این وجود ارتباط شهودی حجت و توجیه به تنهایی موجب اثبات این تلازم نیست به خصوص اینکه بحث های زیادی درباره جدایی باور موجه (عقلانیت نظری) از عمل بر اساس آن (عقلانیت عملی) در معرفت شناسی وجود دارد. این مقاله درصدد اثبات ارتباط حجت اصولی با توجیه معرفت شناختی و ارئه تصویری روشن از ثمرات آن در اصول فقه است.
۵۱۲۳۵.

بررسیِ انتقادیِ تئودیسه مریلین مک کُرد آدامز در آینهتئودیسه عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۲۹۳
مریلین مَک کُرد آدامز، متاله و فیلسوفِ تحلیلیِ معاصر، تئودیسه ای ارائه می کند که بر مبنای آن انسان های رنج کشیده نوعی جبرانِ اندام وار - در برابرِ جبرانِ افزایشی - برای رنجِ خود در این جهان و خصوصاً در جهانِ پس از مرگ دریافت می کنند. او رابطه صمیمیِ خداوند با انسان در حیاتِ اخروی را دگرگون کننده حیاتِ فردی قلمداد می کند. او معتقد است به جای تاکیدِ صرف بر وجهِ اخلاقیِ خداوند باید خدا را «خیر» دانسته بر وجهِ زیبایی شناختیِ او هم تاکید کرد. این مقاله پس از شرحِ تئودیسه مک کرد آدامز، در آینه تئودیسه عمل محور نگاهی انتقادی به آن می کند تا به این ترتیب فهمِ بهتری از دیدگاهِ آدامز و نواقصِ آن به دست آید. نتیجه حاصل از این بررسی آن است که تئودیسه آدامز نهایتاً متوجهِ توجیهِ شر است تا رویارویی با رنج های قربانیان. او صلیبِ عیسی و رنج های او را محملی برای نشان دادنِ همدلیِ خداوند با رنج های بشر می داند، در حالی که فاصله بسیاری بین ماهیتِ این دو رنج هست. از سوی دیگر توجیهِ رنج های بشر و تاکیدِ صِرف بر رابطه ای صمیمی بینِ خدا و انسان در حیاتِ اخروی به نوعی تسلی بخشی و توجه به فراجهان منجر می شود که این می تواند دو ایراد را در پی داشته باشد؛ یکی این که موجب بی اعتناییِ فرد به شرایطِ انضمامیِ خود شود و دیگری این که فاقدِ همدلی و همبستگی با رنج دیدگان و اعتراض به ستم است.
۵۱۲۳۶.

نقد و بررسی اشکالات هیوم بر برهان امکان و وجوب، بر مبنای تقریر سینوی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۰ تعداد دانلود : ۴۶۷
در تقریر سینوی از برهان امکان و وجوب بر اساس بداهت ثبوت واقعیت، موجود خارجی به حسب ذاتش یا ضروری الوجود است یا ضرورتی نسبت به وجود و عدم ندارد و وجودش از ناحیه موجود واجبی تأمین می گردد که خارج از سلسله ممکنات است. لایب نیتس امکان را به معنای جواز تردید در قضایای ناظر به واقع دانسته است و راه رهایی از این تردید را قبول واجب الوجودی می داند که به عالم ضرورت بخشیده باشد. هیوم در اشکال بر برهان امکان و وجوب با نظر به تقریر لایب نیتس بیان می کند که اولاً صرف جواز تردید در موجودات خارجی موجب تثبیت واجب الوجود نمی شود؛ چراکه این تردید درمورد واجب الوجود نیز جریان دارد. ثانیاً مفهوم واجب الوجود ناسازگار است؛ زیرا ضرورت تنها وصف قضایای تحلیلی واقع می شود، نه قضایای ناظر به واقع؛ لذا می توان در وجود واجب تردید کرد که این مسئله با واجب بودن آن سازگار نیست. در این مقاله قصد داریم بر اساس روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر اصول و مبانی تقریر سینوی به این اشکالات پاسخ دهیم و بیان نماییم که اولاً امکان به معنای عدم ضرورت ذاتیِ واقعیت خارجی نسبت به وجود و عدم است که می توان از آن به وجود واجب منتقل شد؛ بنابراین لایب نیتس امکان احتمالی و امکان ماهوی را با هم خلط کرده است. ثانیاً اسناد وجوب به یک شیء در مقام تصور ذهنی و در مدار حمل اولی مستلزم تحقق خارجی آن نیست تا با جواز تردید در تحقق آن، ناسازگاری داشته باشد.
۵۱۲۳۷.

بازشناسی جایگاه عقل در ساحت عرفان با تاکید بر اندیشه ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۵۱۴
این پژوهش با روش توصیفی   تحلیلی جایگاه عقل در ساحت عرفان را با توجه به دیدگاه محیی الدین عربی بررسی می کند. نویسنده پس از واکاوی معنای لغوی و اصطلاحی عقل، عقل و مراتب عقل، ونسبت مراتب عقل با دیدگاه عارفان را بررسی کرده، به ارزش و حجیت آن توجه می کند و در پایان نشان می دهد که گسترهٔ کاربرد عقل از نظر عارفان چگونه است. بنابر این نوشتار، عقل را در آثار عرفانی سه جا نکوهش کرده اند و پیروی از آن را مذموم شمرده اند: 1. آنجا که ادعای انحصار معرفت و شناخت می کند و خود را تنها راه شناخت و ابزار آگاهی می داند؛ 2. آنجا که عقل در گرداب خیال فرو می رود؛ 3. آنجا که از عین الیقین و شهود به علم الیقین بازمی گردد و گزارش عقل جایگزین شهود قلب می شود. به نظر می رسد عقل کلی و عقل جزئی می توانند از ارزش و اعتبار برخوردار باشند، به شرط آنکه این دومی از حدود و قلمرو خود فراتر نرود؛ چراکه اگر عقل از حدود و قلمرو خود خارج شود، نزاع اهل عرفان با دیگران آغاز می شود. 
۵۱۲۳۸.

بررسی تطبیقی آرای ملاصدرا و ابن سینا در باب بداهت جهان خارج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۳۶۹
فیلسوفان مسلمان «محسوسات»، یعنی قضایای ناظر به جهان خارج را «بدیهی ثانوی» تلقی کرده اند، از نظر ابن سینا بدیهیات ثانویه هرچند استدلال پذیر هستند، اما نیاز به استدلال ندارند و به همین جهت بدیهی اند؛ اما از نظر ملاصدرا، بدیهی واقعی منحصر در «اولیات» است، و بدیهیات ثانویه در واقع «نظری» هستند، از این رو ابن سینا وجود جهان خارج را بدیهی و ملاصدرا آن را نظری و نیازمند برهان می داند. در این پژوهش با اقامه دلایلی نشان داده ایم نظر ابن سینا هم تناقض آمیز و هم مستلزم نسبیت و تشکیک در بدیهیات است که هیچ کدام قابل دفاع نیست؛ لذا هم داستان با ملاصدرا معتقد هستیم که: بدیهیات ثانویه واقعا بدیهی نیستند و نظری هستند؛ تشکیک و نسبیت در بدیهیات درست نیست و بدیهی واقعی منحصر در «اولیات» است و «وجود جهان خارج» نظری و نیازمند برهان است. در این مقاله از روش تحلیلی- تطبیقی- انتقادی استفاده کرده ایم. 
۵۱۲۳۹.

نسبت «حضور دیگری» و «معناداری زندگی» در اندیشه ی ژان پل سارتر و مارتین بوبر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۶ تعداد دانلود : ۴۴۴
ژان پل سارتر و مارتین بوبر هر دو به انسان، مسائل و اضطراب های وجودی او توجه کرده و درباره آن ها فلسفه ورزی نموده اند. ازجمله ی این مسائل، موضوع «دیگری» و «معنای زندگی» است. هدف پژوهش حاضر بررسی حضور «دیگری» و تأثیر آن در «معناداری» یا «بی معنایی» زندگی ازنظر این دو متفکر است. آراء سارتر در جایگاه یک اندیشمند خداناباور درباره «دیگری» در دو رویکرد ظاهر می شود؛ ابتدا دیدگاه افراطی او نسبت به «دیگری» که به حدی بدبینانه است که او را جهنم می نامد و ارتباط «من» با «دیگری» را مبتنی بر «ستیز» می داند. زندگی در این نگاه پوچ و بی معناست. سارتر در آراء متأخرش رویکردی اعتدالی پیدا می کند و معتقد است که باید به «جعل معنا» برای زندگی پرداخت و «دیگری» می تواند در این معنایابی نقش مؤثری داشته باشد. از طرفی، مارتین بوبر، اگزیستانسیالیستی الهی است که «دیگری» و «معنای زندگی» را در پیوندی عمیق با یکدیگر می بیند. در اندیشه ی او دستیابی به ارتباط اصیل و در پی آن کشف «معنای زندگی» تنها وقتی ممکن است که «تو»یی وجود داشته باشد. البته «تو» مراتبی دارد و بلندمرتبه ترین «تو»، «توی ابدی» است که در سایه ی «فیض» او، «معنای زندگی» کشف می شود.
۵۱۲۴۰.

بررسی اندیشه زمان بر اساس آراء ژیل دلوز در سینمای دهه ۹۰ ایران (با تحلیل موردی فیلم های: ماهی و گربه، اژدها وارد می شود! و مسخره باز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۴۳۵
ژیل دلوز را بدون شک می توان یکی از مهم ترین فیلسوفان و نظریه پردازان سینما دانست. دلوز در دهه هشتاد میلادی دو جلد کتاب سینمایی نگاشت که مسیرهای اصلی فلسفه سینما را به عنوان رشته ای مجزا در دانشگاه پایه گذاری کرد. در بین فیلسوفان مختلف، برگسون بیشترین تأثیر را بر نظریات دلوز دارد. هر دو در خصوص زمان اعتقاد دارند که زمان امری خطی و کمی نیست و کیفی و غیرمکان مند می باشد. امتداد این فلسفه باعث شکل گیری دیرند زمانی به عنوان پایه اصلی زمان و سینما در آثار دلوز شد. دلوز در جلد اول کتاب خود به سینمای کلاسیک حرکت- محور و در جلد دوم به آثار مدرن زمان محور می پردازد. زمان، عنصر اصلی روایت های مدرن دلوز است و تصاویر را به آینه ها و کریستال های زمانی تقسیم می کند. دلوز اعتقاد زیادی به هم زمانی زمان ها و رویدادهای غیرخطی در آثار مدرن داشت. سینمای مدرن ایران نیز در سال های اخیر بیش ازپیش به فلسفه دلوز روی آورده و عناصر زمانی زیادی در آثار مختلف قابل رؤیت است. این پژوهش با نظریات سینمای مدرن دلوز با بررسی فیلم های ماهی و گربه ساخته شهرام مکری، اژدها وارد می شود! اثر مانی حقیقی و مسخره باز همایون غنی زاده، به این نتیجه می رسد که فیلم سازان نسل جوان ایران به رویدادهای غیرخطی با ابزارهایی مثل گذشته نما و آینده نما و همچنین تداعی زمان های گذشته و حال و آینده در یک صحنه علاقه بیشتری پیدا کردند. دراین بین، مکری به شدت تحت تأثیر روند زمانی دورانی است و مانی حقیقی به عنوان تحصیل کرده فلسفه، عناصر زیادی را از دلوز در آثارش وام می گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان