«خودشناسی» عبارت است از نوعی درون نگری و کنکاش در وجود خویشتن، جهت شناخت استعداد ها، تمایلات و کشش های باطنی و در نهایت دستیابی انسان به کمال حقیقی خود. در خودشناسی، شناخت «خود» حقیقی و ملکوتی انسان، مد نظر است که، حقیقتی غیر مادی، غیر متکثر، ثابت و باقی در جمیع حالات و عوارض است؛ به گونه ای که انسان برای اثبات آن در درون خویش نیاز به هیچ برهان و استدلالی ندارد و با علم حضوری آن را شهود می کند. دانشمندان بسیاری در حوزه های مختلف معرفتی به طور مستوفی در این زمینه سخن گفته اند لیکن نوع نگرش عارف سالک علامه طباطبایی(ره) در این باب (خودشناسی)، بسیار دقیق و پرمحتوا است. این مقاله به روش توصیفی –تحلیلی در آثار ایشان درصدد دست یابی به موضوع فوق الذکر به این نتایج دست یافته است: ایشان طریق معرفت نفس را نزدیک ترین راه به سوی خداشناسی می داند و بر این باور است که برای ورود و دستیابی به این طریق، باید از اسباب مذکور در شرع از قبیل: محاسبه، مراقبه، صمت، جوع، خلوت، شب زنده داری و دیگر اسباب یاد شده در منابع شرعی مدد گرفت و بر اعمال عبادی مجاهدت نمود . بدین ترتیب در اثر توجه به نفس به تدریج چهار عالم توحید افعال، توحید صفات، توحید اسماء و در پایان توحید در ذات بر شخص سالک منکشف خواهد شد.
ارزیابی گزارش های تاریخی و جداسازی سره از ناسره از دغدغه های محققان رشته تاریخ است، از آنجا که اخبار نادرست، محرَّف و جعلی به منابع مکتوب راه یافته است، ازاین رو جداسازی آنها و دستیابی به اخبار صحیح و کامل اهمیت بسزا دارد. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی، در پی آن است که «عرضه به قرآن» را به عنوان یکی از روش های ارزیابی گزارش های تاریخی، با استناد به قواعد نقد علمی نه ادله نقلی بررسی کرده و محدوده کارآمدی آن را تبیین نماید. در انتها روشن خواهد شد قرآن به عنوان منبعی تاریخی وحیانی، کهن، اصیل، صحیح و عاری از موانع چهارگانه (اغراض شخصی، قبیله ای، نمایشی و بازاری)، سنجه ای است برای ارزیابی گزارش های تاریخی ناظر به موضوع زندگی نبی اعظم (ص) که قرآن به آنها پرداخته است یا توصیف های عام قرآنی از نبی اعظم (ص) ناظر به آنهاست. با عرضه گزارش های یادشده، محققان قادر خواهند بود آن گزارش ها را تصحیح، تکمیل، رد یا قبول نمایند.
در دوره معاصر نقد ادبی کانون توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است و آثار ادبی از دیدگاههای مختلفی بررسی می شود.پیشرفت های نقد ادبی، منجر به ایجاد مکتب ساخت گرایی با الهام از نظریات زبان شناسانه "فردینان دوسوسور" گردید. ریخت شناسی یکی از انواع رویکردهای نقد ادبی است که در آن محقّق می کوشد روابط متقابل بین واحدهای ساختاری را بررسی و تجزیه و تحلیل کند. در نتیجه بتواند به یکی از مهمترین اهداف پژوهش یعنی تعیین چارچوب علمی برای داستان دست یابد. این شیوه تحلیلی از دهه های نخست قرن بیستم با "ریخت شناسی قصه های پریان" پراپ آغاز شد. روش کار پراپ این گونه بود که او هر قصّه را به قسمت های کوچک تقسیم و با یکدیگر مقایسه می کرد. سپس آن ها را بر اساس ماهیت این قصّه ها و روابط متقابل شان با یکدیگر و با کل قصّه توصیف می کرد. این پژوهش بر آن است که "باب بازجست کار دمنه" از کتاب کلیله و دمنه را بر اساس نظریه ولادیمیر پراپ، ریخت شناس روس واکاوی کند.
یکی از روش های بهبود، ارتقاء و توسعه سیستم های مدیریتی، مطالعه و استفاده از تجارب سیستم های موفق می باشد. می توان از روشهای مفید در این حوزه نیز الگوبرداری[1] کرد. گام اول در فرایند الگوبرداری سیستمهای مدیریتی، مطالعه و شناخت است. فرایند کلی مدیریت اموال و دارایی های دولت شامل مراحل شناسایی اولیه، ارزش گذاری[2]، بهینه سازی و مولدسازی[3] و برکناری و واگذاری[4] دارایی ها می باشد. از این حیث، برآنیم تا در این مقاله نتیجه تحقیق در خصوص سیستم مدیریت اموال و دارایی های دولت کشورهای منتخب و پیشگام این حوزه انجام شده، ارائه شود. بررسی ها و نتایج این تحقیق نشان می دهد که اکثر کشورهایی که در زمینه مدیریت اموال و دارایی های دولتی تجارب موفقی دارند، سیستم حسابداری تعهدی را اجرا کرده اند. همچنین از یک پایگاه داده ای متمرکز جهت تمرکز و یکپارچگی داده ها و بروزرسانی آن استفاده کرده اند. اجرای حسابداری تعهدی و پایگاه داده ای متمرکز و یکپارچه کیفیت مدیریت اموال و دارایی های دولت را به نحو چشمگیری افزایش داده است.
نوشته حاضر، با هدف مروری بر فرمایشات مقام معظم رهبری درباره فضای مجازی و فناوری های نوین ارتباطی و تبیین فرصت ها و تهدیدهای این فضا سامان یافته است. همچنین کوشیده ایم به شناسایی ضعف ها و قوت های مطرح در این حوزه از نگاه ایشان بپردازیم و دورنمایی از منویات و دغدغه های معظم له را ترسیم نماییم. سال هاست که ایشان در حوزه اهمیت فضای مجازی و توجه ویژه به این مقوله، نکات ارزنده و سفارش های لازم را بیان می نمایند که متأسفانه تاکنون فرمایشات ایشان، هنوز مورد توجه و اهتمام لازم از سوی مسئولان قرار نگرفته است. امید است در دولت سیزدهم، توجه بیشتری از نظر تئوری و عملی به رهنمودهای گهربار رهبری شود و تحولات چشمگیری را در این عرصه کلیدی که به اندازه انقلاب حایز اهمیت است، شاهد باشیم.
در روایات اسلامی سخن از بلوغ جامعه بشری در عصر ظهور است. تحلیل نظریه های چگونگی تحقق بلوغ، به روش توصیفی تحلیلی، هدف اصلی نوشتار است که به شیوه تحلیل کیفی به دو روش عقلی منطقی و نقلی وحیانی به منظور تحلیل و جمع بندی یافته ها انجام می شود و در صدد اثبات فرضیه عادی بودن بلوغ جامعه در عصر ظهور است. دو دیدگاه اعجازگونه و عادی بودن درباره کیفیت تحقق بلوغ مطرح شده است. نظریه اعجاز به دلیل پیامدهای نادرست از جمله انفعال و عدم مسئولیت پذیری در برابر حوادث آخرالزمان، جلوگیری از تحرک و پویایی جامعه و ... مردود است. شریعت گرایان سنتی و تجددگرایان مسلمان دو گروه از اندیشمندان هستند که به این نظریه تمایل دارند. نظریه تکامل که دیدگاه تمدن گرایان اسلامی است، علاوه بر پیامدهای مناسب در تفسیر انتظار موعود از جمله الگوپذیری، تشکیل حکومت دینی در عصر غیبت، ایجاد تمدن اسلامی، و... روایات زمینه ساز و الگو قرار دادن جامعه موعود را به خوبی تبیین می نماید. امتیاز جامعه عصر ظهور به دلیل بلوغ تاریخی مردم آن عصر و یاس از نجات توسط مکاتب و عقول بشری بدون استعانت از منجی آسمانی و شکایت از وضع موجود، از مهم ترین یافته های این مقاله به حساب می آید.
Today, the global system is formed based on multilateralism, which is based on international relations and the origin of international organizations and institutions. But this matter is endangered by the unilateralism pursued by the United States of America. Coercive unilateral measures such as sanctions, threats, military intervention, and even measures such as withdrawal from international treaties are exerted at high levels. Therefore, such actions by a country, which considers itself protector of the human rights and interests of the international police, are contrary to the international law and the United Nations Charter and must be opposed by the international community. This study has adopted a descriptive-analytical approach and is based on internationally accepted documents and procedures. Data collection is done using library and internet tools and relying on objective data. In this study, we seek to answer the critical question of whether the United States' unilateral and hostile sanctions against the Islamic Republic of Iran are legitimate in terms of international law and human rights. Our initial answer (hypothesis) to this question is that the hostile actions of the United States of America against the Iranian people are blatant violations of international human rights law following the resolutions of the UN and the Human Rights Council. The fundamental rights of the Iranian people, such health, life, and the right to development, in all its legitimate respects, have been directly influenced by the hostile and unilateral actions of the United States, and have a worrying impact on the human rights and life of the Iranians. The United States' actions also impede the establishment of lasting and comprehensive peace and security in the international arena. The purpose of this study, therefore, is to examine and evaluate the contradictions between the sanctions as one of the most essential enforced and hostile actions of the United States' government against the economic resources of the Iranian state and nation from the perspective of the international law and human rights.
حق تصویر از جمله حقوق وابسته به شخصیت انسان است که بر اساس آن، امکان تصویربرداری و استفاده از تصویر در حوزه اختیارات شخص قرار می گیرد. لذا تصویربرداری و انتشار آن مستلزم کسب رضایت شخص موضوع تصویر است. با این حال، این حق مطلق نیست و در مکان عمومی محدود می شود. سایر نظام های حقوقی، ضمن «حفظ حریم خصوصی» و «پرهیز از توهین» تصویربرداری در مکان عمومی را به عنوان اصل پذیرفته و برای این جواز، مبانی مختلفی از جمله «رضایت ضمنی شخص»، «آزادی بیان» و «ضرورت اجتماعی» بیان کرده اند. در نظام حقوقی ایران، تصویربرداری بدون تمرکز بر چهره خاص مجاز محسوب می شود زیرا این نوع تصویربرداری، تجاوز به حریم خصوصی نبوده و موجب تصرف در حق دیگری نمی شود. همچنین می توان گفت تصویربرداری از اشخاص، به منظور حفظ منفعت عمومی و دفع ضرر، مستند به «اصل 24 و40 قانون اساسی»، «قانون مطبوعات» و مبانی فقهی مانند «قاعده تسلیط» و «لاحرج»، با رعایت «حفظ حقوق شخصیت»، قابل پذیرش است.
قاضی نذرالاسلام از شاعران برجسته و مشهور کشور بنگلادش و شاعر ملی این کشور است که عشق، انقلاب، آزادی بشریت، وحدت ملت، عدالت و انصاف موضوعات اصلی شعر و نوشته های اوست. نذرالاسلام در اشعار خود راجع به عشق مجازی و عشق حقیقی سخن گفته است. ازسوی دیگر، خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی یکی از نام آورترین شاعران ایران و جهان و از والاترین غزل سرایان زبان فارسی است. وی عاشق عشق و محبت است و عشق یکی از زیباترین جلوه های جمال است که در شعر حافظ بروز می کند. معشوق حافظ معشوقی هم زمینی و هم آسمانی است. موضوع بحث این مقاله، عشق از دیدگاه قاضی نذرالاسلام و حافظ شیرازی است. کوشش بر این است که در این مقاله راجع به موضوع فوق تا جایی که مجال هست، توضیحاتی داده شود.
پژوهش حاضر به منظور شناسایی زمینه های همکاری و تعامل آموزشی بین مدارس متوسطه و دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی شهر تهران و با استفاده از روش کیفی داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دست اندرکاران و صاحبنطران دانشگاهی و آموزش و پرورش می باشد که در ارتباط با موضوع تعامل آموزشی بین مدارس و دانشگاه ها، به نوعی دارای سابقه اجرایی و یا علمی هستند. از میان جامعه آماری، 26 نفر از طریق نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری استفاده شده است. برای بررسی روایی و پایایی پژوهش، از تأیید مصاحبه شوندگان برای کنترل روایی پژوهش بهره گرفته شده است و در ارتباط با پایایی نیز، توافق یا همخوانی بین دو کدگذار در کدگذاری چهار مصاحبه، محاسبه گردیده است. ضریب توافق به دست آمده، 85/0 بوده که حاکی از توافق و همخوانی بالا و نیز ضریب پایایی مناسب می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که مدارس متوسطه و دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی شهر تهران می توانند در سه زمینه کلی پشتیبانی از دانش آموزان، آماده سازی دانش آموزان برای دانشگاه، و حمایت و پشتیبانی از معلمان و کارکنان مدرسه و 31 زمینه جزئی با یکدیگر همکاری و تعامل آموزشی داشته باشند.