نهاوند یکی از شهرهای غربی ایران و هم اکنون جزء استان همدان محسوب می شود. نهاوند به دلیل رونق کشاورزی و سایر جاذبه های طبیعی همواره مورد توجه حاکمان و شاهزادگان قاجار بود؛ چنانچه از این طریق عایدات خوبی نصیب آنها می گشت. قاجاری کردن ایران جریانی بود که با واگذاری حکومت ایالات و ولایات به شاهزادگان در دوره فتحعلی شاه شروع شد. افزایش شاهزادگان و اجتماع آنها در پایتخت ممکن بود که خطراتی برای حکومت مرکزی ایجاد کند؛ به همین دلیل این شاهزادگان را به عنوان حاکم به سمت ایالات و ولایات روانه نمودند. بین سال های 1229-1250ق سه تن از این شاهزادگان در نهاوند مستقر شدند و امور حکومتی این ولایت را بر عهده گرفتند، در ولایات همجوار نهاوند نیز سایر شاهزادگان حکومت یافتند؛ استقرار آنها در این ولایات باعث درگیری هایی بین آنها در این مناطق گشت، به طوری که اوضاع اجتماعی و سیاسی این ولایات را آشفته نمود.این مقاله قصد دارد که چگونگی و نتایج واگذاری ایالات به شاهزادگان قاجار در ولایت نهاوند را بررسی کند.
با توجه به وجود برخی از مشکلات، سیستم مالیاتی کارآمد هنوز به طور کامل در کشور اجرا نشده است؛ بنابراین زکات می تواند به عنوان یکی از مالیاتی های مهم اسلامی مدنظر قرار گیرد؛ ازاین رو در این مطالعه میزان تأثیرگذاری عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مؤثر بر زکات جمع آوری شده در استان های منتخب و بزرگ ایران بررسی می شود. برای این منظور از داده های مربوط به سال های 1383−1393 و از روش پنل دیتا برای تخمین مدل استفاده شده است. نتایج این برازش نشان می دهد که متغیرهای درآمد سرانه، ارزش افزوده بخش کشاورزی و ارزش افزوده بخش صنعتی به عنوان متغیرهای اقتصادی، شاخص امید به زندگی و نرخ رشد جمعیت به عنوان متغیرهای اجتماعی، اثر مثبت بر درآمد زکات در استان های مورد بررسی دارد که ضریب متغیر درآمد سرانه از بقیه بیشتر و نشان از اثرگذاری بیشتر این متغیر دارد. متغیر شاخص آزادی سیاسی طی دوره مورد بررسی، اثر معناداری بر درآمد زکات در استان های منتخب ندارد.
تغییرات کاربری اراضی موجب تغییر مؤلفه های مختلف چرخه هیدرولوژیکی می شوند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاربری های مختلف و تغییرات آن طی سال های 1371، 1381 و 1391 بر روی سیلاب و نوسانات آب زیرزمینی در بخشی از حوضه آبخیز قره سو اردبیل است. در ابتدا نقشه های کاربری اراضی و شماره منحنی در سال های مذکور تهیه و روند تغییرات کاربری اراضی مطالعه و تأثیر آن بر سطح تراز آب زیرزمینی و رواناب بررسی و سپس شبیه سازی سیلاب با استفاده از مدل HEC-HMS انجام گردید. نتایج نشان داد که در طول دوره مورد مطالعه، مساحت کاربری جنگل، زراعت آبی و زمین بایر به ترتیب 54/2، 69/16 و 19/1 درصد کاهش و مساحت کاربری مرتع، زراعت دیم و مناطق مسکونی به ترتیب 74/5، 39/12 و 29/2 درصد افزایش یافته است. با توجه به مقدار شماره منحنی و شبیه سازی سیلاب، نتایج به دست آمده نشان داد که دبی اوج و حجم سیلاب به ترتیب با افزایش 49/9 و 67/6 درصدی رو به رو شده است. درنهایت این تغییرات باعث کاهش سطح آب زیرزمینی به میزان 14/6 متر (06/39 درصد) در طول دوره آماری 30 ساله شده است. محاسبه ضریب همبستگی بین کاربری های مختلف و حجم سیلاب و سطح آب زیرزمینی نشان داد که این متغیرها با کاربری های مرتع، زراعت دیم و مناطق مسکونی رابطه ی مستقیم دارند، درحالی که با کاربری های جنگل، زراعت آبی و زمین بایر دارای رابطه ی معکوس می باشند.
اگرچه ایران پیش و پس از انقلاب درگیر برنامه های متعدد توسعه بوده، اما موضوع توسعه هیچ گاه موضوع جدی محافل علمی ایران نبوده است. با وجود آنکه چندین حوزه دانشگاهی از جمله اقتصاد، جامعه شناسی، مدیریت دولتی، علوم سیاسی و مانند آن به ظاهر متصدی مباحث علمی این حوزه بوده اند، ولی در عمل پیشرفت جدی حاصل نشده است. شاید یکی از دلایل جدی آن، نبود یک حرکت منسجم و تعامل هم افزا بین کلیه رشته های مختلف دخیل در موضوع توسعه باشد. در این میان، برخی رشته ها جمع آوری کننده و تسهیلگر حرکت جمعی همه رشته ها به سوی نظامی از الگوها در توسعه هستند که در این مسیر هم چندالگویی را جایگزین تک الگویی کرده و هم اذهان عمومی را برای این تغییر آماده می کنند. یکی از بهترین رشته ها برای این حرکت، خط مشی گذاری عمومی است. سازوکار این تغییر در این پژوهش آمده است.
از مهم ترین ویژگی های فضای مجازی، گسترش اهمیت فرد و حیطه خصوصی در برابر جمع و حوزه عمومی است. افراد در فضای مجازی در عین حال که می توانند در گروه های مختلف و گاهی متضاد با هویت حقیقی خود حضور داشته باشند، می توانند خود را جدا از دیگران و به صورت تنها نیز حس کنند؛ به گونه ای که فقدان مراتب قدرت در فضای مجازی باعث می شود، فردیت افراد در جمع حل نشود. در جهان واقعی نیز قدرت انتخاب افراد همواره تحت تأثیر عواملی هم چون جبر مکان، زمان، فرهنگ و حکومت محدود بوده است؛ اما در جهان مجازی مرزهای محدود کننده از میان برداشته شده و شخص در مقیاس جهانی با گزینه های فراوانی برای انتخاب روبرو خواهد بود؛ بر همین اساس در میان اقوام سنتی و مذهبی تأثیرات قابل ملاحظه ای در ایجاد انعطاف پذیری و شکستن مرزهای محدود کننده اعتقادی- فرهنگی مشاهده می شود. این پژوهش که از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و با روش کتابخانه ای انجام شده است، به بیان تأثیرات فرهنگی فضای مجازی بر عرصه دین پرداخته است.
هدف این پژوهش نقش بیش اعتمادی مدیریت و تامین مالی داخلی بر کارایی سرمایه گذاری می باشد. این تحقیق، یک تحقیق تجربی در حوزه تحقیق های اثباتی حسابداری است که مبتنی بر اطلاعات واقعی صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نظر رابطه بین متغیرها علی، از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی پیمایشی می باشد که در آن برای تأیید یا رد فرضیات از اطلاعات تاریخی شرکت ها و روش های آماری استفاده می شود. جامعه آماری این تحقیق مشتمل بر شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1392 تا 1396 می باشد که تعدادنمونه 112 شرکت که به روش حذفی از جامعه مورد نظر انتخاب شده است. همچنین در این تحقیق از روش داده های تابلویی جهت تخمین مدل استفاده شد. به دو روش توصیفی و استنباطی به تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، پرداخته شده است. در این پژوهش برای آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری Eviews استفاده شده است. نتایج استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی چنین نشان داد که بیش اعتمادی مدیریت بر کارایی سرمایه گذاری تاثیر معکوس و تامین مالی داخلی بر کارایی سرمایه گذاری تاثیر مثبت و معناداری دارند.
بیان مسئله: این مقاله با توجه به انتشار کتاب «نقد و بررسی طرح جامع تهران 86» از سوی پژوهشکده نظر تهیه شده است. در حال حاضر حدود 10 سال از تصویب طرح جامع تهران می گذرد. مرور تلاش تعدادی از استادان دانشگاه در جهت تهیه طرح جامع، که با حمایت گروهی از متخصصان همراه شد و به تشکیل جلسات مناظره در خبرگزاری ایسنا منجر شد، مثال مناسبی برای ارزیابی جایگاه نظر کارشناسی در روند تهیه طرح های توسعه شهری در ایران است. این مقاله، به خصوص بر روی «نحوه پاسخ گویی» تهیه کنندگان طرح جامع تهران (مشاور و کارفرما) در دفاع از طرح متمرکز است و تلاش بر این نکته بوده که نشان دهد چگونه انواع مغالطه در این پاسخ ها قابل تشخیص و تبیین است. تشریح این بحث احتمالاً می تواند کمک کند تا در آینده، زمانی که برنامه ریزان شهری در مقام پاسخ گویی نسبت به تولیدات خود هستند، بیشتر احساس مسئولیت کنند و به نقد پاسخ گویند، یا واقعاً برای رفع نقص مورد اشاره منتقدان تلاش کنند.هدف: هدف این پژوهش تبیین انواع مغالطه در زمان پاسخگویی مسئولان تهیه طرح جامع تهران به منتقدان است.روش پژوهش: روش تحقیق در این مطالعه، روش تحلیل گفتمان است. بر این اساس، مباحث 9 کارگاه مناظره ایسنا بازخوانی شده و به ویژه پاسخ های تهیه کنندگان طرح جامع بررسی و در انطباق با چارچوب نظری، برگرفته از آرای «آرتور شوپنهاور» درباره انواع مغالطه، دسته بندی شده اند.نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان می دهد که می توان سه دسته کلی از پاسخ نسبت به انتقادات ارائه داد. دسته اول از پاسخ ها، ضمن پذیرش برخی انتقادات، اشاره می کند که از آنجا که این انتقادات به پروژه های پیشین هم وارد بوده است، نمی توان آنها را در این طرح هم اصلاح کرد. دسته دوم از پاسخ ها، به جای پاسخ به نقد، با بیانی مبهم، تلاش به متهم کردن منتقدان می کند. دسته سوم نیز، به منتقدان پیشنهاد مشارکت می دهد. پیشنهاد وسوسه انگیزی که منتقد را به سکوت وا می دارد. نکته مشترک در هر سه روش این است که تلاشی برای رفع نقص یا پاسخگویی به نقدها ندارند.
این پژوهش با هدف بررسی مطالعه کیفی نقش زبان در روابط زوجین رضایتمند انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، انجام شده است. بدین منظور با روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته، داده ها جمع آوری شدند و تا رسیدن به اشباع نظری، 6 زوج از واجدان شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. برای دستیابی به عوامل، تحلیل داده ها با استفاده از فنون استراوس و کربین انجام شد که شامل شناسه گذاری مفاهیم و شکل دادن به نظریه است. تجزیه و تحلیل داده ها در شناسه گذاری باز، به شناسه گذاری عوامل اصلی، مولفه ها و زیر مولفه ها منجر شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه ها، هماهنگی زبانی زوجین به عنوان مقوله هسته، عوامل زبانی بسترساز رضایت زناشویی و عوامل زبانی تداوم بخش رضایت زناشویی مقولات عمده و چهار مقوله سطح دوم که از مقولات سطح اول بدست آمدند عبارت است: عوامل زبانی تقویت کننده رابطه زناشویی، عوامل زبانی تمدید کننده رابطه زناشویی، عوامل زبانی تحکیم کننده رابطه زناشویی و عوامل زبانی تثبیت کننده رابطه زناشویی شناسایی شدند. نتایج نشان داد که زبان در افزایش رضایت زناشویی نقش مهمی را ایفا می کند به طوری که هدایت آن در جهت مکالمات مسالمت آمیز، شرایط تداوم رابطه زناشویی را پیش بینی می نماید.
تواناییِ تولید گفتمانی که پیوستگی دارد، یکی از مؤلفه های ضروریِ دانشِ رشدی کودک، در هنگامِ فراگیری زبان، است. این توانایی، بخش مهمی از دانش زبانی به شمار می آید که کودکان نیازمند فراگیریِ آن هستند. هدف از انجامِ پژوهشِ حاضر، بررسی توانایی کودکان تک زبانه فارسی زبان در حفظ پیوستگی داستان بوده است. همچنین این مقاله در پی مقایسه یافته های خود با پژوهش های دیگری است تا یافته های پیشین با استفاده از تحلیل شبکه علّی تأیید شود. به این منظور، سی کودک 5-6 ساله (با میانگین سنی 5 سال و 6 ماه) و سی کودک 9-10 ساله (با میانگین سنی 9 سال و 6 ماه) به عنوان آزمودنی های پژوهش مورد بررسی قرارگرفتند. در هر گروه سنی، 30 کودک پسر شرکت کردند. سی بزرگسال مرد تک زبانه فارسی زبان 20-25 ساله (با میانگین سنی 23 سال و 8 ماه) نیز به عنوان گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. این سه گروه با استفاده از دو داستان مصور «قورباغه تو کجائی» و «قورباغه» ترغیب به روایت داستان شدند. داستان های روایت شده براساس شبکه علّی مورد بررسی قرار گرفتند. بر پایه یافته های پژوهش رشد کودکان در دست یابی به پیوستگی داستان، با استفاده از برقراری روابط علّی میانِ رویدادهای داستان محقق شد. به طور کلی، نتایج پژوهش نشان داد که شبکه علّی در مقایسه با پیوندهای علّی، ابزاری حساس تری است که می تواند برای نمایاندن رشد کودکان در حفظ پیوستگی داستان به کار رود.
وجود یک منبع درآمد پایدار برای دولت به منظور تأمین هزینه های جاری و عمرانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عمده درآمدهای دولت از دو منبع مالیات و درآمد نفتی حاصل می شود. با توجه به اینکه بخش اعظمی از نوسانات درآمد نفتی خارج از کنترل سیاست گذاران داخلی است، از این نظر بهتر است به منظور کسب درآمدهای نسبتاً پایدار، بر درآمدهای مالیاتی تمرکز شود. به هرحال درآمدهای مالیاتی نیز تحت تأثیر سیکل های رونق و رکود قرار می گیرند و از این نظر در دوره های رکود اقتصادی، کسب درآمد از این منبع نیز با مشکل مواجه می شود. بنابراین راه حلی که در اینجا وجود دارد این است که کل درآمد مالیاتی کشور به عنوان یک سبد ( پورتفولیو) درآمدی در نظر گرفته شده و با توسل به روش های اقتصاد مالی به بهینه سازی آن پرداخته شود تا به این طریق ترکیب بهینه مالیات مشخص شود. بر این اساس در پژوهش حاضر با جمع آوری اطلاعات پایه های مختلف درآمدی کشور طی دوره 1396-1350 و استفاده از الگوی مارکویتز از دو رویکرد حداقل کردن ریسک و حداکثر کردن بازدهی، سهم بهینه پایه های مختلف درآمد مالیاتی کشور محاسبه شده است. نتایج پژوهش نشان داد که سهم های فعلی پایه های درآمد مالیاتی کشور از سهم های بهینه تفاوت فاحشی دارند.
اهداف هدف از این پژوهش، بررسی اعتباریابی مدل یکپارچه انگیزشی ارادی خودکشی در بین دانشجویان ایرانی بوده است. مواد و روش ها روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان استان اردبیل بودند و ۵۲۰ نفر از دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل مقیاس اقدام به خودکشی، پرسش نامه رفتارهای خودکشی (تجدید نظر شده)، پرسش نامه اجرای نقشه، مقیاس کوتاه شکست و به دام افتادگی، پرسش نامه نیازهای بین فردی، پرسش نامه تکانشگری، پرسش نامه مواجهه با رفتار خودکشی، ظرفیت اکتساب شده خودادراکی برای خودکشی و خودجرحی غیرخودکشی گرایانه بود. یافته ها یافته ها نشان داد این مدل، برازش مناسبی در جمعیت دانشجویی در فرهنگ مربوطه دارد. شکست و به دام افتادگی (۳۶/۰r=) مهم ترین نقش را در تشکیل افکار خودکشی دارد و نیازهای بین فردی (۲۴/۰ r=) تنها می تواند بخش کوچکی از تشکیل افکار خودکشی را به تنهایی تبیین کند. اجرای نقشه (۱۶/۰ r=)، ظرفیت اکتساب شده برای خودکشی (۱۴/۰ r=) و افکار خودکشی (۲۴/۰ r=) مهم ترین میانجی هایی هستند که در این مدل، توانایی تبیین اقدام به خودکشی را دارند (۰۰۱/۰>P). نتیجه گیری از یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که مدل یکپارچه انگیزشی ارادی خودکشی می تواند به خوبی خودکشی را تبیین کند.
مفاهیم فلسفی نه تنها در فلسفه، بلکه در سایر دانش ها نیز دارای اهمیت زیادی بوده و قوام همه علوم وابسته به همین مفاهیم است. این مفاهیم، نه مانند معقولات اولی داده بلاواسطه حس هستند و نه مانند معقولات ثانیه منطقی ذهنی محض هستند؛ از همین رو فهم و تحلیل آنها در مکاتب مختلف با مشکل همراه بوده است. در بین معقولات، مفهوم «وجود» از جهات متعددی متمایز و مهم است. از طرفی در حکمت متعالیه وجود اصیل و ماهیت اعتباری است. بنابراین مفهوم وجود مصداق بالذات و مفاهیم ماهوی مصداق بالعرض دارند؛ از طرف دیگر ویژگی مشهور مفاهیم ماهوی این است که مصداق و مابازاء دارند و ویژگی شاخص معقولات ثانیه فلسفی این است که مابازاء ندارند. پس این سئوال قابل طرح است که مفهوم وجود معقول اول است یا معقول ثانی؟ این مقاله با روش تحلیلی – توصیفی و با هدف تحلیل معقولات ثانیه فلسفی، ملاک و معیار دقیق تری برای تمییز معقولات اولی و ثانیه ارائه کرده است. بنابر اصالت وجود، حقیقت وجود، خارجی و واقعی اما مفهوم وجود که با فعالیت ذهنی ساخته می شود معقول ثانی و حاکی از واقعیت خارجی است و سایر مفاهیم فلسفیِ ثبوتی، حاکی از انحاء و شئون واقعیات خارجی هستند.
فرایند سیاستگذاری و قانون گذاری مهم ترین عرصه های تصمیم سازی عمومی در جامعه به شمار می روند. اتخاذ تصمیمات بهینه در گرو پیروی از اصول منطقی تصمیم گیری است. این اصول که در تمامی تصمیمات قابل اجرا است در خصوص تصمیم سازی عمومی از اهمیت بیشتری برخوردار است. از سوی دیگر از وضع قانونگذاری در ایران از طریق مجلس شورای اسلامی اعمال میشود (اصل 58). مراحل مختلفی که پس از گذشتن از آن امری بصورت قاعده حقوقی یا قانون در می آیند معمولاً عبارتند از: پیشنهاد متن بررسی و تصویب در مجلس تائید شورای نگهبان جهت اعتبار دادن به امر موجود (حافظ قانون اساسی و ناظر استصوابی بر مجلس) امضای قانون ابلاغ و بالاخره انتشار. ج مهوری اسلامی ایران ، به عنوان عرصه تلاق ی اس لام و ق وانین م درن حقوق خصوصی، به عنوان مثال خانواده را واحد بنیادین جامعه و نهادی مق دس م ی دان د و ب ه هم ین لحاظ می کوشد از آن حمایت کند . در اصل ده م ق انون اساس ی آم ده است همه قوانین و م قررات و ب رنامه ریزی های مربوط به خانواده بای د در جهت آسان کردن تشکیل آن ، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد. تعدد سیاست ها، قوانین و ل وایحی ک ه در دوران پ س از پی روزی انق لاب اس لامی و در ارتب اط مستقیم یا غیرمستقیم ب ا نهاد خانواده ارائ ه ش ده ان د ش اهدی ب ر ای ن ادعاست . در این پژوهش مباحث فراوانی در حوزه حقوق خصوصی که با توجه به ساختار انقلاب اسلامی ایران دچار تغییرات شده اند مورد بحث وبررسی قرار گرفته اند.
هدف این مقاله بررسی مکانیزم انتقال قیمت در بازار میگو با استفاده از مدل گارچ دو متغیره طی دوره زمانی ماهیانه 1391:4-1380:1 است. نتایج نشان داد نرخ تغییر قیمت های خرده فروشی، به طور جزئی، باعث تغییر قیمت های عمده فروشی می شود؛ به طوری که یک واحد افزایش در شاخص قیمت خرده فروشی، به میزان کمتر از یک واحد (2/0 واحد) شاخص قیمت عمده فروشی را افزایش می دهد؛ بنابراین، انتقال قیمت بازار میگو به صورت ناقص انجام می گیرد. نتایج آزمون هوک نشان داد انتقال قیمت در بازار میگو نامتقارن است و سرعت انتقال افزایش قیمت، بیش تر از سرعت انتقال کاهش آن است. در راستای سیاست اصلاح نظام ناقص بازار میگو توصیه می شود دولت اجرای سیاست های حمایتی غیرقیمتی را مدنظر قرار دهد.
تحقیق حاضر با هدف مطالعه رفتار جامعه پسند در دوره سالمندی و بررسی نقش ارتباط با خدا و ویژگی های دموگرافیک سالمندان اجرا شد. گستره ی وسیعی از رفتارها را می توان به عنوان رفتار جامعه پسند توصیف کرد. رفتار جامعه پسند هر رفتاری است که از نظر اجتماعی سازنده و یا به نوعی برای شخص یا گروه دیگر سودمند باشد. رفتار جامعه پسند در اسلام مصادیق مختلفی دارد از این بابت نقش ارتباط با خدا بر رفتار جامعه پسند قابل تصور است. تحقیق حاضر، تحقیقی توصیفی و از نوع همبستگی است که در سال 1396 اجرا شد. جامعه آماری تحقیق حاضر سالمندان(افراد 60 ساله و بیشتر) ساکن در شهر تهران بودند. از جامعه آماری 338 نفر به عنوان نمونه تحقیق به روش نمونه گیری چند مرحله ای ، انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل: 1- پرسشنامه مجموعه شخصیت جامع پسند پنر( PSB) و 2-پرسشنامه ارتباط با خدا بود. پس از تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون آنووا و آزمون رگرسیون نتایج نشان داد: کسانیکه ارتباط ضعیفی با خدا داشتند به طور معناداری نسبت به کسانیکه ارتباط بالا یا حتی ارتباط متوسطی با خدا داشتند رفتار جامعه پسند پایین تری داشتند. همچنین وقتی در قالب یک مدل رگرسیون تاثیر متغیرهای مختلف بر رفتار جامعه پسند مطالعه شد، مشاهده شد که متغیرهای ارتباط با خدا و تحصیلات تاثیر معناداری بر رفتار جامعه پسند داشتند. این نیز بدان معنی است که کسانیکه با خداوند ارتباط قوی تری داشته و از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار بوده اند رفتار جامعه پسندتری داشته اند.
زمینه و هدف: یکی از شایع ترین مشکلات کودکان دوره دبستان، پرخاشگری است که با نگرش ها و سبک های والدگری والدین رابطه مستقیم دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش تئوری انتخاب به مادران بر پرخاشگری فرزندان دانش آموز آنها در دوره ابتدایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و طرح مورد استفاده در پژوهش، پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دانش آموزان پسر ابتدایی مشغول به تحصیل در دبستان شاهد پسرانه ناحیه یک همدان در سال تحصیلی 96-95 بودند. پس از سه ماه مشاهده رفتاری دانش آموزان، بررسی پرونده های آنها، و مصاحبه با معلمان، نمونه ای به تعداد 30 نفر از مادران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایدهی شدند. ابزار به کار برده شده در این پژوهش، فرم والد پرسشنامه پرخاشگری واحدی، فتحی آذر، حسینی نسبت و مقدم (1396) بود. سپس داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار 23 SPSS و آزمون آماری کووارایانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که روش آموزش تئوری انتخاب به مادران بر میزان پرخاشگری کودکان آنان تأثیر دارد ( P<0/01 )، به طوری که میزان پرخاشگری کلامی، فیزیکی، و رابطه ای در گروه آزمایش به طور معناداری تحت تأثیر آموزش تئوری انتخاب به مادران، کاهش یافته است، ولی تغییرات معنی داری در گروه گواه مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش تئوری انتخاب به دلیل ماهیت انگیزشی، تغییر باورها، افکار، و نگرش والدین، به کاهش پرخاشگری در فرزندان منجر شده است.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش سرمایه روان شناختی در پیش بینی بهزیستی ذهنی دانشجویان دختر بود. روش: طرح پژوهش توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دختر رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کاشان مشغول به تحصیل در سال95 می باشد که 89 نفر از دانشجویان به صورت تصادفی منظم به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند.از پرسشنامه هایسرمایه روان شناختی لوتانز و بهزیستی ذهنی دینر جهت سنجش متغیرهای پژوهش استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحلیل آماری داده ها نشان داد که فرضیات پژوهشی در سطح 99/0 از اطمینان معنادار می باشد. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گرفته می شود که سرمایه روان شناختی و مولفه های آن پیش بینی کننده مناسبی برای بهزیستی ذهنی دانشجویان می باشد.
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ادراک خودکارآمدی و اشتیاق شغلی از طریق تعالی یابی شغلی و ادراک حمایت سازمانی ، در بین کارکنان کارخانه روشنایی گلنور اصفهان در سال 1396 انجام شد. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان کارخانه روشنایی گلنور اصفهان به تعداد 527 نفر تشکیل داده اند که از میان آنها تعداد 220 نفر به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش, پرسشنامه های تعالی یابی شغلی (اسلمپ و لابرودریک، 2013)، ادراک حمایت سازمانی (آیزنبرگر و همکاران، 1986), اشتیاق شغلی (سالانوا و شافلی ، 2001) و ادراک خودکارآمدی (گل پرور و صادقی،1395) مورد استفاده قرار گرفتند. داده های حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین تعالی یابی شغلی با اشتیاق شغلی و خودکارآمدی؛ ادراک حمایت سازمانی با اشتیاق شغلی و خودکارآمدی همبستگی مثبت و معنادار (p<0/01) وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که طی گام اول تعالی یابی شغلی 2/8 درصد و طی گام دوم ادراک حمایت سازمانی 6/2 درصد از واریانس ادراک خودکارآمدی و همچنین ادراک حمایت سازمانی 7/43 درصد و تعالی یابی شغلی 5/8 درصد از واریانس اشتیاق شغلی را توانستند، تبیین نمایند. با توجه به یافته های پژوهش، می توان چنین نتیجه گیری نمود که تعالی یابی شغلی و ادراک حمایت سازمانی به عنوان پیش بین های مهم ادراک خودکارآمدی و اشتیاق شغلی می باشند.
مالیات یکی از متغیرهایی است که دولت با استفاده از آن هم در متغیرهای کلان اقتصادی مانند رشد اقتصادی، تورم و بیکاری و هم در تخصیص منابع و توزیع درآمد اثر مطلوبی می گذارد. افزایش سهم مالیات در تأمین مخارج دولت ها باعث کاهش آثار نامطلوب اقتصادی جامعه می شود. به همین دلیل موضوع مالیات از دیرباز موردتوجه صاحب نظران علم اقتصاد و مالیه عمومی قرارگرفته و قوانین مالیاتی نیز سیر تکاملی خود را طی نموده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر انطباق مالیات ابرازی و مالیات تشخیصی بر فرصت رشد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نمونه آماری تحقیق حاضر مشتمل بر 129 شرکت برای دوره زمانی سال های 1389 تا 1396 می باشد و همچنین برای پردازش، دسته بندی و آماده نمودن متغیرها و ورود به نرم افزارهای Eviews از نرم افزار تخصصی Excel استفاده شد و درنهایت برای برآورد مدل جهت رد یا پذیرش فرضیه تحقیق از نرم افزار Eviews استفاده گردیده شد. نتایج تحقیق نشان داد که طبق فرضیه تحقیق انطباق مالیات ابرازی و مالیات تشخیصی بر فرصت رشد شرکت ها تاثیر مستقیم و معناداری دارد.