شرکتکنندگان در این گفتوگو پیرامون جنبش نرمافزاری و منشور آزاداندیشی سخن گفتهاند. به نظر آنان، وضعیت تولید علم در حوزه و دانشگاه چندان مطلوب نیست و ترکیب انضمامی علوم حوزوی و دانشگاهی دردی را دوا نمیکند، بلکه باید به وحدت زیرساختها و مبانی کارکردی علوم رسید. به نظر آقای سبحانی تولید علم میتواند در چارچوبها، نظریهها و گزارهها تحقق یابد و اصل و اساس کار در دو بخش اول است.
دین سلوک معنوی خود آدمی است. تجربه دینی هسته درونی دین است که آموزههای اعتقادی و اخلاقی و نیز اعمال و شعائر در لایههای بعدی آن قرار دارند. با وقوع تحولات اجتماعی، آموزهها و اعمال یادشده با آن دغدغههای درونی ناهماهنگ میشود و بحران رخ مینماید.
این مقاله، با بیان سه رویکرد در مواجهه شریعت و مصلحت، و با تأکید بر رویکرد مصلحتگرای امام خمینی قدسسره ، به تبیین نظرات ایشان و بیان پارهای شواهد میپردازند.
نویسنده این مقاله، با نقد نظریه تفکیک دین ذاتی و دین تاریخی، قائل است که این تفکیک نه درست است نه مطلوب. دین ذاتی مورد تأیید شواهد شناختشناسانه و هرمنوتیکی نیست. پس تنها دین تاریخی است که باقی میماند و همین، تقدیر بشر است.
انقلاب اسلامی موجب احیای فکر دینی، به ویژه فکر اسلامی و اسلام سیاسی شد. در برابر این فکر دینی، مخالفان به هر وسیلهای متوسل شدند تا اسلام سیاسی را بدنام کنند یا با فشارهایی که بر آن وارد میآورند، آن را از میدان به در کنند.
مصاحبه حاضر، که در دو شماره مجله ارائه شده است، با این هدف صورت گرفته است که در گام نخست، موارد تعارض و ناهمخوانی احکام دینی و حقوقبشر را «توصیف» کند و در گام بعدی به ارائه «راه حل و تجویز» در زمینه ارتباط میان حقوقبشر و احکام اسلامی، بپردازد. آقای کدیور میان اسلام سنتی و اسلام معاصر تمایز میگذارد و تفاوتهای آنها را بر میشمارد.
به نظر آقای زهیری دولت مدرن با اخلاق خداحافظی کرده است. مدرنیته خود جای دین را گرفته و حفظ قدرت، بدون توجه به انگیزههای اخلاقی مورد نظر است. تجربه دولت دینی ایران میتواند نمونه آرمانی از دولت اخلاقی در دنیای امروز باشد.
تمدنهای بزرگ باستانی همچون تمدنهای هندی و ایرانی به یکدیگر نزدیکاند و ریشه دینی دارند. این تمدنها میتوانند با شناخت درست تمدن غرب، از توانمندیهای آن استفاده نمایند و خلأ موجود در تمدن غربی را، که معنویتگرایی است پر کنند. عرفان شرقی و عرفان اسلامی توانایی پاسخگویی به نیازهای حیاتی بشر را ـ که مدرنیته از پاسخ به آنها ناتوان است ـ دارد. ولی اسلام با مدرنیته درگیر مشکلاتی تاریخی است که از رنسانس نشأت میگیرد.