ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۹۴۱ تا ۲۱٬۹۶۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۲۱۹۵۷.

تاریخچه کمانچه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲۸
کمانچه یکی از سازهائیست که در مشرق زمین سابقه تاریخی مفصل دارد و به خصوص در کشورهای مشرق زمین به کار می رفته است. در ایران قبل از اسلام سازی به نام غژک نظیر آن اکنون در منطقه سیستان و بلوچستان فراوان است در سیستان غژک دارای سیم های فراوان می باشد حتی عده آنها در بعضی موارد به هدف عدد می رسد که در منطقه افغانستان هم دارای قدمت است ساز کمانچه در منطقه لرستان هم دارای سابقه تاریخی است اصولا در لرستان تمام مردمی که به موسیقی علاقمند هستند حتما دارای کمانچه ای در خانه هستند و در آن منطقه کمانچه سازهای فراوانی وجود دارند که نوع کمانچه آنها به صورت بلند گو بوده و دهنه آن پوست و قسمت روبروی کاسه طنین پشت باز است و صدای آن خیلی با قدرت از آن خارج می گردد و معمولا مطرب ها از بلندگو استفاده نمی کنند و حتی در فضای باز هم از آن استفاده نوازندگی می شود. فارابی در کتاب موسیقی کبیر از سازی گفتگو می کند که شبیه غژک است و دارای دو سیم بوده کمان برای به صدا درآوردن آن نداشته نام این ساز رباب است که شعرای متاخر فارابی از آن یاد کرده اند رباب سازی است شبیه طنبور بزرگ شکم و دسته کوتاه و صفحه رویی آن به جای استفاده از چوب که هم اکنون بر روی رباب های فعلی هست از پوست استفاده می کرده اند بیشتر از پوست آهو استفاده می کرده اند (برهان قاطع) کمانچه در لرستان دارای سه سیم بوده که سیم سوم به صورت مضائف به هم می پیچیدند و در قدیم از سیم های برق استفاده می شد. مسعود سعد سلمان در اشعارش از کمانچه یاد می کند و فرخی هم در مورد غژ یا غژک و نزهت اشعاری دارد. هر روزی یکی دولت و هر روز یکی غژ ر روز یکی نزهت و هر روز یکی تار نزهت سازی است شبیه قانون به شکل مربع مستطیل که اختراع آن را به صفی الدین از موی نسبت به می دهند رباب هم در قیم سازی شبیه به کمانچه بوده و در کشور های بلوک شرق به طور فراوان با نامه های گوناگون که تصویر آنها در مقاله موجود است یافت می شود به خصوص در چین و ژاپن و هندوستان مالزی و یوگسلاوی آنگولا و اندونزی برمه کنیا نپال اوگاندا و حتی در عرب و ترک در بیشتر ارکسترهای آنها موجود است و از انها استفاده می شود
۲۱۹۵۸.

ظرفیت سازی در شهرهای متوسط و توسعه فضایی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲۲ تعداد دانلود : ۱۲۸۰
این مقاله بر مبنای پژوهشی در مبانی نظری و بنیان های تجربی نظریه های مدافع نقش توسعه ای شهرهای متوسط تهیه شده و هدف از آن معرفی مساله اهداف روش و یافته های تحقیق است. در اغلب کشورهای در حال توسعه گرایش برنامه ریزان به تمرکززدایی فضایی کاهش نابرابری های منطقه ای و دو گانگی های شهری - روستایی در دهه های اخیر منجر به اتخاذ راهبردهای شهرنشینی متفاوتی گردیده و یکی از مهمترین این راهبردها : تقویت شهرهای متوسط و حمایت از آنهاست این خط مشی بر مبنای این فرض کلی که شهرهای متوسط در فرایند توسعه فضایی مناطق و در نشت آثار توسعه به پیرامون نقش مثبت ایفا می کنند. قرار دارد. از آنجا که تا کنون شناخت کافی از ارتباط بین این راهبرد و نتایج عملی و عینی آن حاصل نگردیده و مطالعات پیرامون آن محدود می باشد پژوهش مذکور با هدف تبیین نقش این شهرها فرضیه هایی را در خصوص وجود رابطه معنی دار بین تقویت بنیان های کالبدی اجتماعی و اقتصادی (ظرفیت سازی در) شهرهای متوسط و متوازن تر شدن نظام شهری منطقه و انگیزش اقتصاد سکونتگاه های پیرامون به آزمون نهاده است. بررسی روندهای موجود نشان می دهد که در شرایط تمرکزگرایی جمعیت شهری و بالا بودن نسبت تمرکز جینی (GINI) در سطح کشور و شدت تمرکز و تجمع جمعیت شهری در استان مورد مطالعه و وجود پدیده نخست شهری (PRIMACY) تعدیل قطب گرایی در توسعه شهری تمرکز زدایی از شهر مسلط از طریق راهکار تقویت شهرهای متوسط اقدامی منطقی در جهت توسعه فضایی منطقه ای می باشد در این میان پرسش اصلی تحقیق آن است که آیا عملا رابطه مثبت بین حمایت از شهرهای متوسط و کاهش درجه نخست شهری و توسعه سکونتگاه های پیرامون وجود دارد و به عبارت دیگر آیا فرضیه های حاکم بر دیدگاه های مدافع نقش توسعه ای (DEVELOMPRNTAL) شهرهای متوسط در کشور ما به ویژه در منطقه مورد نظر قابل پذیرش است و آیا می توان از آن به عنوان یک ابزار نسبتا معتبر جهت اصلاح شبکه شهری به منظور توسعه فضایی استفاده کرد؟ با تدقیق فرض ها و پرسش های فوق و سپس تجمیع آنها الگوی مفهومی و دستگاه فرضیه های تحقیق شکل گرفته است. آنگاه با تعریف فرضیه های قابل آزمون شاخص های مربوط به آنها در قالب یک الگوی تحلیل ارایه گردیده و سپس فرضیه های انتخابی مورد آزمون واقع شده است. مقابله الگوی تحلیل باداده های مورد بررسی در منطقه خراسان و بجنورد چنین نتیجه داد که با تقویت شهر متوسط علائمی از افزایش فاصله نقطه جدایی از سوی شهر متوسط به شهر مسلط کاهش درجه نخست شهری انگیزش اقتصادی سکونتگاه های پیرامون و افزایش کشش پذیری و جاذبه جمعیتی شهر پدیدار گردیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان