ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۲۶۱ تا ۱۸٬۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۱۸۲۶۷.

برنامه ریزی منظر مبتنی بر خرد اقلیم با هدف کاهش آلاینده های هوا در کلان شهرها (نمونه مورد مطالعه منطقه 22 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۶۰۷
بیان مسئله: کاهش آلودگی هوای تهران دو رویکرد کلی را در بر می گیرد. رویکرد نخست به کاهش وسایل آلاینده می پردازد که موجب انتشار و توزیع آلاینده ها در سطح شهر است و رویکرد دوم به کاهش میزان آلودگی از طریق روش های جذب و تبدیل آنها به صورت طبیعی تأکید دارد. بدین معنی که با یافتن راه حل هایی نه تنها می توان میزان آلودگی هوا را کاهش داد، بلکه می توان با به کارگیری تدابیری هوای سالم را تولید و منتشر کرد که در نتیجه سلامت جسم و روان شهروندان را به دنبال دارد.<br /> هدف تحقیق: به طور کلی هدف این پژوهش یافتن راهکارهایی در حوزه برنامه ریزی و طراحی منظر است تا از این طریق به کاهش آلودگی هوا و همچنین به بازتولید هوای سالم دست یافت.<br /> سؤال تحقیق: این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که چگونه می توان از برنامه ریزی منظر در بازتولید خرد اقلیم ها در جهت کاهش آلودگی هوا استفاده کرد؟<br /> روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت کیفی است و به شیوه تحلیل محتوا و بررسی نمونه های مشابه و استخراج نقاط ضعف و قوت، به تبیین اصول و الگوهای طراحی منظر همساز با اقلیم پرداخته می شود.<br /> نتیجه گیری: به نظر می رسد ایجاد خرد اقلیم در منطقه 22 تهران می تواند به کاهش پدیده جزیره گرمایی منجر شده و در نتیجه آن کاهش آلودگی هوا را به دنبال داشته باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که با کاهش شدت جزیره گرمایی از طریق بهبود برخی عناصر منظر شهری، دست یافتن به محیطی سالم همراه با کاهش آلاینده های مضر بر سلامتی انسان امکان پذیر خواهد شد.
۱۸۲۷۱.

ساختار اندیشه در نقاشی خیالی نگاری بر مبنای مفهوم هنر سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۳۴۷
بیان مسئله: نقاشی خیالی نگاری در رویارویی با ترویج مکتب های هنری دوران تجدد ایران، در تداوم سنت نگارگری و تلفیق آن با شیوه های هنری دوران خود شکل گرفت. نقاشان این شیوه در تلاش بودند تا روش بیانی ویژه خود را متناسب با هنر مردمی و مذهبی بیابند. خاستگاه هویت و اصالت این آثار به اصلِ درونی هنرمند ارجاع دارد و به واسطه نمادپردازی و رمزگرایی در قالبی مادی تجلی یافته است. آن چه مسئله است این است که چگونه می توان بر مبنای نظر «کوماراسوامی» و نسبت آرای وی در حوزه مفهوم هنر سنتی با آثار این مکتب، ساختار اندیشه و روش هنری در نقاشی خیالی نگاری را تبیین کرد تا بر این اساس، جایگاه و ارزش آثار نقاشی خیالی نگاری، میان مکاتب هنری و هنرهای سنتی نمود بیشتری یابد. هدف: هدف این نوشتار تبین ساختار اندیشه مکتب نقاشی خیالی نگاری بر مبنای تعریف و کارکرد هنر سنتی از نظر کوماراسوامی است. روش پژوهش: روش پژوهش در این مقاله به صورت نظری و بر اساس تحلیل کیفی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعه اسنادی و با بهره از منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: کوماراسوامی هنر را بیان جسمانی فرمِ از پیش تصور شده ای می داند که به چیزی مافوق و ماوراى خودش اشاره دارد، و این هنر همواره سمبلیک و نمادین است. در این حوزه، هنرمند سنتی دو ساحت را از پیش می گذراند، یکی ساحت رهایی و دیگری اقتناص و عبودیت. هنر سنتی بر اساس شهود صور مثالی با ابتنای بر عقل شهودی مفهوم می یابد و بر مبنای این مفهوم، اندیشه و نیز هدف غایی نقاشی خیالی نگاری چیزی جز بیان حقیقت و رسیدن بدان نیست. در نتیجه حاصل از آن دریافتیم که ساختار اندیشه و روش هنری در مکتب نقاشی خیالی نگاری در سایه سنت و معنویت اسلامی، باورها و عقاید شیعی و جهان بینی عرفانی شکل گرفته و هنرمند با تکیه بر عقلانیت و ژرف اندیشی به آفرینش اثر هنری دست زده و همین عامل برای هنرمند نوعی عبادت تلقی شده است.
۱۸۲۷۲.

مقدمه ای بر زیبایی شناسی نقش و رنگ گلیم های عشایر بختیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۵۴۶
نبوغ هنری و کیفیات زیبائی شناختی عشایر ایران خاصه عشایر بختیاری را می توان بر پهنه دستبافته های ایشان جستجو کرد. از این حیث گلیم، الگوئی در خور توجه و شاخص است. این هنر-صنعت پر پیرایه جولانگاه نقش و رنگ دنیای خیالین مردمانی ست که هیچگاه از هنر استفاده ابزاری نکرده اند؛ نه برای ابلاغ باورها و پنداشتهایشان و نه برای بدست آوردن بازار و سلیقه مخاطب و مشتری محصولاتشان. نقش و رنگ گلیم عشایر بختیاری بدون اغراق از زنده ترین و پرمایه ترین هنرنمائی های عشایر و روستائیان ایران است. از حیث بصری وزن و ارزش کم نظیر گستره ها و تعاملات فضای مثبت و منفی و بازیهای بصری آن و همچنین همنشینی بی بدیل رنگهائی که از حیات پیرامون ایشان مایه می گیرد با بسیاری از مؤلفه های مدرن همچون «آشنائی زدایی[1]»؛ تاکید بر شکل (فرم) و ارزشهای بصری ناب آن و نیز انتزاعی گری از یک سو و ملاکهای ماندگار «هنرقومی»، از سوی دیگر هم گرائی دارد. در هنرهای دیداری قومی تحلیلهای شکلی و صوری بر تحلیلهای زبانی اولویت دارد. بر همین اساس نزد هنرمند عشایری و روستایی مناسبت درونی و صوری طرح در نسبت به تحلیلهای زبانی و معنایی واجد اهمیت بسزایی است. این پژوهش که به صورت میدانی تحقیق و تحصیل شده، سعی دارد به روش تحلیلی-توصیفی و استدلال قیاسی ممیزه های زیبائی شناسی نقش و رنگ گلیم عشایر بختیاری را مورد مداقه قرار دهد. آنچه سؤال اصلی در پیشبرد این پژوهش دانسته می شود؛ چگونگی روند تکامل «آگاهی زیبائی شناختی» و نحوه انطباق انگیزه حاکم بر فرآیند خلق کنندگی ایشان، با مؤلفه های زیبائی شناسی ست که سوای هر پیش پنداشت و تحلیل اجتماعی-تاریخی مرتبط با این آثار، خواندنی و تطبیق پذیر می باشد.
۱۸۲۷۵.

لیندا ناکلین "چرا هرگز هنرمندان زن وجود نداشته اند؟"

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۴۴۰
در طی یک قرن و نیم، جنبش روبه رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی – اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده است .فمینیست های اولیه را به اصطلاح «موج اول فمینیسم » می نامند .نهضت های حق طلبانه ی زنان تا سال 1960 جزء موج اول هستند. اولین آثار زنان در این موج از نقش محدود زنان انتقاد می کند، بدون اینکه لزوماً به وضعیت نامساعد آن ها اشاره کند یا مردان را از این بابت سرزنش کند. یکی از چهره های شاخص که درباره این موضوع پژوهش های قابل توجهی دارد لیندا ناکلین است.ناکلین، با نوعی نگرش فمینیستی به هنر و زیبایی شناسی، مفروضات بنیادین اجتماعی و فلسفی رایج در جهان هنر را به چالش کشید و استدلال می کند که در خلق آثار هنری بزرگ و شکل گیری هنرمند بزرگ، به عنوان فردی دارای نبوغ، بسترهای اجتماعی و عوامل نهادی نقش مهمی ایفا می کنند. مقاله حاضر با طرح مهم ترین آراء ناکلین دراین باره، نشان می دهد که وی چگونه، با بررسی برخی آثار هنرمندان مرد و مقایسه آن ها با آثار هنرمندان زن، استدلال می کند که هم زنان و هم مردان قابلیت تولید انواع آثار هنری را دارا هستند. بنابراین، مفهوم سبک هنر زنانه، مفهومی قابل قبول نیست. وی این ایده را مطرح می کند که انتخاب این گونه موضوعات توسط هنرمند تحت تاثیر عوامل اجتماعی، نهادی و آموزشی بوده است .
۱۸۲۷۶.

تعلیق روایت در نگارگری و خوانش آن بر اساس تصویر بر پایه دیدگاه ایمدال (مطالعه موردی: کشتن اسفندیار ارجاسب را، یوسف و زلیخا، سماع دراویش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۴ تعداد دانلود : ۴۴۶
نگارگری به عنوان یکی از نمونه های اعلای فرهنگ بصری، دارای زبان بصری قدرتمندی است، که هم روایت مبتنی بر ادبیات اثر را تحت تأثیر خود قرار می دهد و هم دارای ظرفیت های خاص در بیان بصری و هنری است. نگارگری ایرانی از دامان ادبیات برخاسته اما خوانش منحصر خود را از روایت ایجاد کرده است. هنرمند نگارگر با استفاده از تمهیدات خود، روایت ادبی را ترجمه بصری نموده، و در مقابل مخاطب قرار داده، خوانش تصویری متکی بر دیدن است. با استفاده از روش آیکونیک ماکس ایمدال روایت اثر تعلیق می شود تا توسط مشاهده، جوهره اصلی اثر و مفهوم آن درک شود. از این روی فهم از طریق تصویر در مقابل فهم درباره تصویر قرار گیرد، در نتیجه پیش دانسته ها در مورد تصویر تعلیق می گردد و کنش دیدن به عنوان عنصر اصلی دریافت کننده و ایجادکننده معنا، قرار می گیرد. پژوهش در این تحقیق، براساس روش، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای اسنادی و پیمایش اینترنتی است. یافته های این پژوهش مبتنی بر سه  اصل تحلیل ساختار صوری، چینش صحنه و پیشافکنی چشم انداز منتج به برداشت های ذهنی از واقعیت عینی می شود، فقدان پرسپکتیو جهانِ تصویرشده و اصول طراحی توسط هنرمند ایرانی، نمونه این جهان بینی ذهنی در آرایش صحنه است. برای مطالعه موردی سه نگاره «کشتن اسفندیار ارجاسب را»،  «یوسف و زلیخا» و «سماع دراویش» انتخاب شده است. اهداف پژوهش: 1.بررسی روش ماکس ایمدال در خوانش تصاویر. 2.بررسی چگونگی خوانش ارزش های بصری نگاره ها با رویکرد ماکس ایمدال. سؤالات پژوهش: 1.روش ماکس ایمدال در بیان قدرت تصویر و توانایی آن در خوانش اثر چیست؟ 2.بر اساس رویکرد ایمدال چگونه می توان به ارزش های بصری نگاره ها در برابر خوانش مسلط روایت از تصویر پی برد؟
۱۸۲۷۸.

اکفراسیس در نقاشی محمودخان صبا(ملک الشعراء)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۵ تعداد دانلود : ۵۱۸
کفراسیس، گزارش ِکلامی یک تصویر است. متون اکفراستیک در تحولات هنر نقش ارزنده ای داشته اند. در خلالِ اکفراسیس می توان از زاویه ای تازه به آثار تجسمی نگریست و به حقیقت اثر هنری نائل آمد. علاوه بر این، در صورت از میان رفتن اثر هنری، به کمک یک متن اکفراستیک می توان آن اثر را به یادآورد و مورد بازآفرینی قرارداد. محمودخان صبا (ملک الشعراء) یکی از هنرمندان دوره قاجار است که در هر دو حوزه شعر و نقاشی آثاری خلق نموده است. او را از مهم ترین نقاشان دوره ی قاجار برشمرده اند. وی علاوه بر نقاشی، در شعر نیز از سرآمدان روزگار خود بوده است. مضامین مشترک در شعر و نقاشی محمودخان صبا یکی از جلوه های اکفراسیس است که این مقاله در پی بررسی آن است و در نهایت به پرسش چگونگی بروز اکفراسیس واقعی یا ذهنی بودن آن در آثار این هنرمند پاسخ می دهد. رویکرد این پژوهش کیفی است و روش ارائه آن تحلیلی و توصیفی است. روش جمع آوری اطلاعات این پژوهش با استفاده از مطالعه منابع کتابخانه ای و نیز بر آمده از پایگاه های اطلاعات علمی و عمومی است. به موجب یافته های این مقاله آنچه در شعر محمودخان صبا (ملک الشعراء) حائز اهمیت است، کاربستِ اکفراسیس است که می تواند یاری رسان ِ ما در فهم و شناخت نقاشی های این هنرمند قاجار باشد. این اکفراسیس، به دو صورت اکفراسیس ذهنی و اکفراسیس واقعی در شعر او دیده می شود. آن جا که شعر او با نقاشی او همگام می شود اکفراسیس واقعی اتفاق می افتد و آن جا که به صورت یک گزارش کلامی در خدمت توصیف یک بنای معمارانه ( نظیر باغ و عمارت سلطنت آباد) به کار می رود اکفراسیس ذهنی رخ داده است.
۱۸۲۸۰.

مطالعه تطبیقی نقش شکار در هنر ایران باستان با هنر بین النهرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۳ تعداد دانلود : ۴۱۸
در این مقاله سعی بر این است که شباهتها و تفاوتهای نقش شکار در هنر ایران باستان از دوره هخامنشی تا ساسانی با هنر بینالنهرین با تأکید بر دوره آشور بررسی شود. پژوهش به روش تحلیلی- تطبیقی درجهت بررسی نقش شکار در این تمدنها و معرفی برخی مفاهیم نمادین نهفته در آنها از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانهای و اسنادی صورت گرفته است. هدف از این پژوهش جست و جوی نقش شکار و همچنین معرفی مفاهیم نمادین شکار در این تمدنهاست. در این پژوهش تلاش شده است تا حد امکان انگیزه ها و دلایل به تصویر کشیدن نقوش شکار بیان شود. با توجه به اینکه نقش و صحنه های شکار از کهنالگوهای بشر هستند، پس از یکجانشینی و شکلگیری تمدنها اینگونه تصاویر وجوه نمادین خود را حفظ کردند. ابزاری نمادین در جهت نمایش پرشور قدرت و تسلط بشر (اغلب پادشاهان) بر نیروهای طبیعی و حتی مافوق طبیعی که در قالب حیواناتی قدرتمند چون شیر یا گاو و جانوران اسطورهای تصویر میشدند. وجوه اشتراک و تفاوتهایی درصحنه های شکار بر آثار هنری برجای مانده نظیر مهرها، ظروف، نقش برجسته ها، سلاحها و... در ایران و بینالنهرین مشاهده میشود. از جمله وجوه اشتراک این صحنه ها در تمدن ایران باستان و بینالنهرین میتوان، شکار گاو توسط شیر را نمادی از تغییر فصول یا غلبه نیروی خیر بر شر و نیز تصویر سمبلیک پادشاهان در صحنه های شکار همچون سمبلی در نمایش توانایی ایشان برای دفع نیروهای شر و دشمنان از سرزمین و مردمان تحت سلطه آنان ذکر کرد. تفاوت و افتراقی که میان تمدن ایران باستان و بینالنهرین میتوان مشاهده کرد این است که در بینالنهرین صحنه شکار جانوران اساطیری به خدایان و پهلوانان اسطورهای اختصاص دارد، در حالی که در ایران برخی پادشاهان خود منشأ خیر و برکت و قدرت الهی محسوب میشوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان