هنر معماری ایران به واسطه همراهی و همکاری معماران با دانشمندان اسلامی، دارای ابعاد علمی و حکمی فراوانی است. از قرون چهارم هجری به بعد، معماری با ظهور دانشمندانی چون اخوان الصفا با ارائه رسالات حوزه ریاضی، صناعات و مبانی هندسی همراه شده است که بر امکان اتصال علم روز با مبانی صناعت معماری تأکید بیشتری نموده است. وجود و حضور نسخ خطی دوره و همچنین اشارت علمی هندسی، ریاضی و صناعتی آن در مقوله احداث بنا، در این نسخ اثبات شده است. نکته و هدف اساسی در پرداخت به این موضوع، نحوه برخورد مفهومی این دانشمندان با موضوع هندسه در صناعت معماری است که در دوره تاریخی خود به چه صورتی مفهوم هندسه را تعبیر کرده و جهت کاربرد صناعت معماری تعریف نموده اند. سؤال اساسی در این نوشتار شناخت مفاهیم و موضوعات هندسه است که اخوان الصفا در ارتباط با صناعت معماری به آن پرداخته و معرفی نموده اند. این موضوع خطاب به علم برپایی بنای معماری از صناعت آن، بر اساس مفاهیم صادرشده ریاضی و هندسی است. روش پژوهش در این نوشتار باتوجه به بررسی موضوع هندسه در ریاضیات اخوان الصفا و موارد اندیشه دار و فلسفی آنان است که از روش تفسیری و تاریخی در برخورد با نسخه خطی هندسه اخوان الصفا و صناعت ریاست بناست. در بحث تحلیل مبانی و یافته گیری معماری آرای هندسی، از استدلال قیاسی دراین خصوص استفاده شده است. اخوان الصفا هندسه را دارای زمینه کمّی محسوس و کیفی معقول معرفی نموده اند که صناعت معماری را برای انسان دارای وجوه جسمانی و روحانی خطاب نموده است. فرم ها و اشکال هندسی در صناعت معماری، مستخرج شده از قوانین اعداد و اصول ریاضیات است که برای رفع نیازهای کارکردی انسان به دست آمده اند. قدس اعداد و اشکال مبنا در کارکرد بر اساس قاعده عقلی ریاضیات است که دارای اثبات از منظر معادلات عددی است. اعداد مبنایی به صورت یک، دو، سه و چهار معرفی شده اند و هرکدام دارای کارکرد و نحوه گسترش بر اساس معادلات تناسباتی هندسه عددی خاص خود هستند. در عالم فرمی نیز نقطه، خط، دایره، مثلث، مربع، کلمات و نقوش هندسی دارای چنین کارکردی هستند. در بحث هندسه از دیدگاه اخوان الصفا، اعداد و مبانی ریاضی به صورت هندسه نظری معرفی شده است و انسان در این دیدگاه دارای ابعاد جسمانی و روحانی تلقی شده است. هندسه عملی باید پاسخی باشد جهت برپایی بنای معماری برای انسان در جهت رفع نیاز فیزیکی و سپس مبانی روحانی. تناسبات دقیق و مشخص بین اعداد و اشکال فرمی خاص دراین خصوص به صورت ترسیمی و کاربردی به همراه نصایح و تدابیر حکمی منتج شده از اندیشه اسلام و دیگر مبانی اندیشه دار واجب در پرداخت صناعت معماری در باب کاربرد هندسه است. از هندسه به نردبانی تعبیر شده است که اثر معماری را خاصیت جسمانی و روحانی متعالی می بخشد. هندسه در این منظر در جهت کاربرد مناسب باید از حکمت نیز در این امور بهره مند باشد.
آثار هنرفلزکاری در دوره صفوی، به لحاظ زیبایی بصری، نقوش تزیینی و شیوه ساخت قابل توجه است. نظر به اینکه در هنر نگارگری دوره صفوی بیش از هر دوره دیگری به بازنمایی دقیق عناصر و اشیاء توجه می شود، با مطالعه نگاره ها می توان اطلاعات بسیاری درباره هنر فلزکاری در این دوره به دست آورد. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی اشیای فلزی در نگاره ها و طبقه بندی آن ها، شناسایی اصل این آثار و تطبیق آن ها با نگاره ها، به گونه شناسی و بررسی کاربرد این اشیا و نحوه بازنمایی این آثار در نگاره ها می پردازد و در صدد پاسخ به این سوالات است که: 1. چه نسبتی میان تصاویر اشیای فلزی در نگاره های عصر صفوی و نمونه های آثار فلزکاری به جای مانده از این عصر وجود دارد؟ 2. شیوه بازنمایی اشیای فلزی در نگاره ها چگونه است؟ و از این رهگذر مسئله کلان نسبت نگارگری با واقع گرایی پی گرفته می شود. در این پژوهش از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد مطالعه تطبیقی استفاده شده و گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای با رجوع به وبسایت موزه ها و منابع اینترنتی انجام شده است. بدین منظور تعداد 23 نمونه به صورت هدفمند از میان تصاویر نسخه نگاره های متعلق به قرن های دهم و یازدهم انتخاب شد و اشیای فلزی موجود در آن ها شناسایی و طبقه بندی شدند. اشیای فلزی مورد نظر پژوهش که در نگاره ها به تصویر در آمده اند عبارت است از: صراحی، ابریق، قندیل، شمعدان، آوند یا دلو حمام و طبل باز شکاری. در نهایت پس از بررسی و تحلیل نمونه ها و مقایسه آن ها با آثار فلزی بازمانده دوره صفوی مشخص شد، شیوه بازنمایی اشیای فلزی در این نگاره ها بر اساس هنر فلزکاری در آن دوره به صورت واقع گرایانه است، به علاوه بسیاری از ویژگی های آثار فلزی نظیر فرم، جنس و تزیینات در نگاره های این دوره قابل مشاهده است.
حضور تهران در سینماتوگراف، سابقه ای دیرین، تقریبا به اندازه¬ خود عمر سینما دارد. به علاوه تهران به عنوان تنها قطب سینمایی کشور لوکیشن بخش بزرگی از فیلم های ایرانی (و تقریباً همه فیلم های شهری) بوده است. اما چه میزان از این حضور فراوان، آگاهانه و موثر بوده است نقش تهران در سینمای ایران چیست؟
این نوشته درصدد است با نگاهی به فیلم های مهم تاریخ سینمای ایران که با موضوع «تهران» ارتباط دارند و با تورق کارنامه فیلمسازان بزرگ کشور، چیستی ادراک از تصویر تهران در فیلم های ایرانی را ارائه کند. و درحقیقت منظر شهر تهران از دریچه¬ فیلم های سینمایی بررسی خواهد شد که می توان آن را «منظر سینمایی تهران» نامید.