رشد و توسعه جوامع، ایجاد بسترهای فضایی کالبدی مناسب جهت استفاده همه اقشار جامعه از خدمات و امکانات عمومی به منظور تحرک و جابجایی بهتر انسان و دسترسی آسانتر در سطح شهر است. ناتوانان جسمی، معلولان و جانبازان، بخشی از افراد جامعه اند که همچون سایرین، نیازمند دسترسی و استفاده از امکانات و خدمات عمومی هستند. اما، وجود برخی موانع به خصوص در نحوه طراحی، معماری و شهرسازی، بسیاری از فضاهای شهری، به ویژه معابر عمومی، پارکها و فضاهای سبز را فاقد شرایط لازم برای برآورده ساختن نیازهای دسترسی افراد معلول نموده است پژوهش حاضر با بررسی مناسب سازی فضاهای عمومی شهر کوهدشت جهت استفاده جانبازان و ارائه راهکارهای بهینه سازی تدوین شده است روش به کار گرفته توصیفی-تحلیلی مبتنی بر منابع اسنادی-پیمایشی است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه در قالب مدل تاپسیس بوده است. نتایج حاصل از روش تاپسیس نشان می دهد که در برخی فضاهای مورد مطالعه در شهر کوهدشت، با توجه به مولفه های مناسب سازی که بیان شد، برخی مولفه های مناسب سازی رعایت شده است و در این مدل به نوعی ارزیابی تطبیقی بین فضاهای مورد مطالعه به لحاظ مناسب سازی جهت استفاده جانبازان و معلولان صورت گرفته است. به لحاظ شاخص مناسب سازی آموزش و پرورش کوهدشت در رتبه1، شرکت برق در رتبه2 و دانشگاه آزاد-ملی در رتبه سوم قرار دارند و جایگاهی مطلوبتری نسبت به سایر فضاهای عمومی دارند و در همین راستا نتایج حاصل از مدل ویکور نشان می دهد که آموزش و پرورش در جایگاه نخست در بین فضاهای مورد مطالعه قرار دارد و شاخص دانشگاه آزاد- ملی در رتبه دوم و در نهایت اینکه شهرداری کوهدشت در جایگاه سوم قرار دارد
شق کاربردی ترین مفهوم در هنر ایرانی است. قلب پر تپش عشق، مولد شور، شیدایی، و رمز و راز- زیبایی و معانی بلند را به مضامین و تصاویر هنر ایرانی می بخشد. نظم ضربان این قلب بسیار حساس، مدیون بار معنوی و روحانی آن است که هم چون حوزه ی فرهنگ و ادبیات، در قالب های مختلف شکل، رنگ و بافت به هنر ایرانی طراوتی صوری، باطنی، ابدی و ماندگار می بخشد. علاوه بر بسترهایی چون نگارگری، معماری و ...، تلالوی نمودهای پر شور و حـال عشق را در نقش جلدهای ایرانی نیز می توان مشاهده و حس کرد. جلدهای ایرانی در طول تاریخ- به ویژه در دوران قاجار- با فنونی متنوع، بستر مناسبی برای نقش و ثبت دلدادگی و عاشقی با مضامین زمینی و آسمانی بوده اند و تردیدی نیست که بررسی آن، جلوه های جذاب و روشنی از فرهنگ عشق و ایثار در تمدن ایران زمین را نمایان سازد. در این مقاله، ضمن بررسی نظری مفاهیم نمادین عشق در هنر ایرانی از نگاه هنر سنتی و رابطه ی عشق و هنر، تلاش گردیده است در یک طبقه بندی مناسب، نقش های نمادین عشق بر جلدهای قاجاری در قالب هایی چون عبارات مقدس، عبارات ادیبانه و خاضعانه، نقوش انسانی در حالات مختلف و مناظر خیالی، بررسی شوند. اهداف: بررسی مفاهیم نمادین عشق در هنر ایرانی از دریچه هنر و سنت - طبقه بندی نقش های نمادین عشق بر جلدهای عصر قاجاریه - تحلیل نمونه های شاخص جلدهای موجود در گنجینه های هنر ایران در داخل و خارج از کشورسوالات: چه نوع نقش ها و مفاهیم نمادینی از عشق در هنر ایرانی قابل مشاهده است؟- نقش های نمادین عشق بر جلدهای عصر قاجاریه چه شاخصه هایی دربردارند؟ کلیدواژگان: نقش های نمادین عشق ، جلدهای قاجاری ، عبارات مقدس و ادیبانه ، نقوش انسانی ، مناظر خیالی
اینک ما در سال های آغازین قرن بیست و یکم مطالب فراوانی درباره تأثیرات متعدد و همه جانبه عکاسی می دانیم، و این خود باعث نفوذ این شاخه از هنر در حرفه های یاری رسان و روان درمانی نیز شده، به طوری که جلوه های بسیار قوی و مثبت بررسی تحلیل روانی، در هنردرمانی و عکس درمانی به چشم می خورد. لذا در نوشتار پیش رو قصد داریم به توضیح و تفسیر عکس درمانی، تاریخچه و تکنیک های به خصوص این روش و اهداف کاربرد آن بپردازیم.
حدود یک قرن است که نورپردازی در شهر به عنوان بستر و حوزه ای از هنر شهری مورد توجه قرار گرفته است .امروز نورپردازی شهری همگام با پیشرفت های تکنولوژیکی و مطرح شدن نظریه های اجتماعی و شهرسازی در حوزه های گوناگون مورد آزمایش قرار می گیرد و به منظر شهر تنوع می بخشد. در این زمینه یکی از حوزه های نوین شهرسازی و جامعه شناسی شهری، حوزه طراحی تعاملی و مشارکتی است که تنها طراحی و یا برنامه ریزی از پیش تعیین شده منظر شبانه شهر را شکل نمی دهد، بلکه میزان و نحوه حضور مردم در فضای شهری تعیین کننده است. این رویکرد با سرعت و شیوه های خلاقانه در مقیاس های متنوعی از نورپردازی شهر در حال توسعه است. اگرچه حوزه طراحی نورپردازی تعاملی هنوز در دوران و سطح ابتدایی از تجربیات قرار دارد، با این وجود همین تجربه جسته گریخته نشان از پتانسیل بالای این شیوه در شکل دادن به منظر شهر و پویایی فضایی شهری دارد. در این زمینه توجه به رابطة بین فضا و نور با مخاطب ورود به عنوان عاملی که می تواند در نورپردازی فضا نقش آفرین باشد، درک متفاوتی از نور به عنوان یکی از عوامل تعریف کننده منظر ارایه می دهد.
این نوشتار ضمن معرفی و تحلیل پروژة نورپردازی تعاملی به تحلیل پروژة «Light Scraper»1 در شهر ملبورن می پردازد. در این طرح نگاه ویژة طراح به نقش مخاطب است که بسته به حرکت او مناظر مدیا و موسیقی خاص متناسب در فضا ایجاد می شود. به طوری که نحوة تأثیر مخاطب به عنوان عامل سوم در نورپردازی فضاهای شهری، فضایی جمعی را در شهر شکل می دهد که درک شهروندان از فضا و شهر را در ابعاد مختلف به چالش می کشد.
شاهنشاهی ساسانیان(224- 651.م) را می توان یکی از پررونق ترین و طلایی ترین دوران های فرهنگ، هنر و معماری در تاریخ و باستان شناسی ایران دانست. در این میان معماری، یکی از شاخص ترین عناصر به جای مانده از این سلسله است که آثار آن با گذار بیش از 1500 سال، در گوشه و کنار ایرانشهر ساسانی ماندگار است. این سلسله که سرزمین های تحت فرمانروایی آن از سیحون و جیحون در شرق تا دجله و فرات در غرب امتداد داشت، در بردارنده ی فرهنگ ها و ادیان مختلفی بود. دین رسمی ساسانیان، در آغاز این سلسله توسط اردشیر پاپکان که خود موبد آتشکده ی آناهیتا در شهر استخر بود، دین زرتشتی برگزیده شد و تا پایان این شاهنشاهی باقی ماند. لزوم برپایی آتشکده های زرتشتی یکی از نیازهای مبرم این سلسله بود، که سبک رایج معماری این آتشکده ها، گنبدی بر روی چهارپایه بوده است که پیرامون آن را تالار طواف و اتاق و تالارهای متعدد در بر می گرفته است؛ و امروزه ما این سبک معماری را با نام چهارطاقی می شناسیم. کانون اصلی آتشکده های ساسانی در استان فارس (26 اثر)، به ویژه در جنوب غربی این استان قرار دارد؛ محدوده ایی که در دوره ی ساسانی جزء کوست نیمروز و شهر اردشیر خوره قرار می گرفته است. در این مقاله به معرفی 19 چهارطاقی ساسانی که طی یک بررسی باستان شناسی با عنوان «بررسی باستان شناختی و تحلیل پراکنش چهارطاقی های دوره ساسانی غرب و جنوب غربی استان فارس» در منطقه بالاده، فراشبند و فیروزآباد، طی سال های 1390 و 1391 شناسایی شدند، می پردازیم. در این پژوهش، ما فرضیه ی احتمالی مرکزیت مذهبی شهر اردشیر خوره در شاهنشاهی ساسانی را مورد آزمون و خطا قرار می دهیم. روش پژوهش بدین گونه است که پس از انجام بررسی های میدانی، نخست داده های به دست آمده را معرفی؛ سپس در مطالعه ی کتابخانه ای، استدلال هایی در تائید یا رد این فرضیه مطرح می شود. در پایان، به احتمال فراوان می توان عنوان کرد که به دلیل تمرکز بالای چهارطاقی های ساسانی در محدوده ی شهر اردشیر خوره، این شهر می توانسته مرکز مذهبی شاهنشاهی ساسانی، در تمامی قلمرو ایرانشهر بوده باشد.
تراکم شهری نامطلوب یکی از معضلات و مشکلات اساسی شهرهای امروز است و می تواند منشا بسیاری از نابسامانی های دیگر نظیر توزیع نامتعادل خدمات شهری، ترافیک شدید، اشراف و غیره باشد. هدف این مقاله ارائه مدلی است که با استفاده از قابلیت ها و امکانات سیستم های اطلاعات زمینی و با فرض امکان شناسایی عناصر اصلی تراکم و بهره گیری از امکانات متعدد هندسی و توصیفی سیستم های مزبور در شفاف سازی عوامل تراکم شهری، تاثیر آنها را بسرعت و به دقت برای همه دست اندرکاران و مسئولین مربوطه آشکار و هویدا سازد. هرچند در پژوهش های قبلی در زمینه تراکم و رابطه ترافیک و فضای سبز با آن در محیط سیستم های اطلاعات زمینی موارد متعددی مورد بررسی قرار گرفته ولی در ارتباط با مدلسازی سیستم های فوق در رابطه با تراکم شهری به طور خاص اقدامی چشمگیر به عمل نیامده است. مدلی که تهیه شد به روش تحلیلی با کمی ساختن عوامل اصلی کالبدی، اقتصادی و اجتماعی مؤثر در تراکم شهری و نرمالیزه نمودن آنها نتایج مفیدی را در تشکیل مدل تراکم ارائه داد به صورتی که از مقایسه دو ساختار تراکم شهری در این مدل (در وضعیت موجود و مدل پیشنهادی) مزایای آن آشکار به نظر می رسد. علاوه بر این مدل مزبور در شهری از استان اصفهان (خمینی شهر) به صورت موفقیت آمیز مورد آزمایش قرار گرفت.