سقاتالارها نمونه ای از معماری بومی و به مثابه شاخص هویت فرهنگ و تاریخ مازندران هستند. مازندران از معدود سرزمین هایی است که هم در جهان اساطیری شأن و نشان ویژه ای دارد و هم در جهان واقعیت از نام و اعتبار برخوردار است. این بناهای مذهبی یادمانی آیینی و تاریخی بوده اند که در دوره قاجار تصویرگری شده اند. مقاله با تمرکز بر جنبه های هنری و فرهنگی این نقوش در دو سقانفار « شیاده » و « کُردکُلا » و با تطبیق نقوش این دو بنا به نقش آنها در تکوین هویت ملی و قومی ایران پرداخته است. نتایج بدست آمده از بررسی نقوش این مکان های مقدس حکایت از آن دارد که این نقوش از دو منبع مهم دینی و اسطوره ای نشأت می گیرند و این تعدد نقوش، نشان دهنده توجه مردم این خطه به هویت ملی و دینی آنهاست. نقوش بی شمار و طرح های گوناگونی سقاتالارها با توجه به مضامین، به دو دسته مذهبی و غیر مذهبی قابل دسته بندی اند. نظر به کثرت مضامین و تنوع نقوش، تمرکز این مقاله بر نقوش انسانی به کار رفته در دو سقانفار مذکور می باشد.
در دنیای امروز سیل تولید کالاهای صنعتی و طراحی محصولات جدید در ارتباط مستقیم با بازاریابی است. موفقیت کالا در بازار به کاربردی و مفید بودن، ظاهر مقبول وفرم بامعنای محصولات بستگی دارد. شناخت زبان اشیاء و بکارگیری آن در طراحی برای موفقیت در تجارت بین المللی و ایجاد هویت محصول ضروری است. هدف ازاین تحقیق مطالعه عوامل موثر بر شناسایی چیستی محصول و ارتباط فرم و معنای آن است. مطالعات کتابخانه ای درعلوم زبان شناسی، نشانه شناسی و معناشناسی محصول همراه با مطالعات میدانی در این پژوهش منجر به شناخت عوامل موثر درادراک شیء – تاثیر طبقه بندی اشیاء درمعنی شناسی محصول و تدوین جدول نشانه شناسی انواع روش های ارتباطی گردید. به طور خلاصه مهم ترین مؤلفه در شناسایی شیء شکل آن است. معنای صریح محصول همان کاربرد یا عملکرد آن است؛ و هر شیئی که فرم آن به کاربردش اشاره کند برای بیننده بامعنا خواهد بود. شناخت عناصر و ساخت پیام در زبان اشیا موجب تاثیر آنها در ایجاد ارتباط بین فرم و عملکرد و معنی آنها می گردد. ظروف چای ساز به عنوان نمونه موردی این تحقیق ارائه شده است. با استفاده ازنتایج این تحقیق طراح می تواند باآگاهی بیشتری انواع نشانه های فرمی، نوری، صوتی، گرافیکی و غیره را درطراحی تجسمی محصولات انتخاب نماید.
تراکم شهری نامطلوب یکی از معضلات و مشکلات اساسی شهرهای امروز است و می تواند منشا بسیاری از نابسامانی های دیگر نظیر توزیع نامتعادل خدمات شهری، ترافیک شدید، اشراف و غیره باشد. هدف این مقاله ارائه مدلی است که با استفاده از قابلیت ها و امکانات سیستم های اطلاعات زمینی و با فرض امکان شناسایی عناصر اصلی تراکم و بهره گیری از امکانات متعدد هندسی و توصیفی سیستم های مزبور در شفاف سازی عوامل تراکم شهری، تاثیر آنها را بسرعت و به دقت برای همه دست اندرکاران و مسئولین مربوطه آشکار و هویدا سازد. هرچند در پژوهش های قبلی در زمینه تراکم و رابطه ترافیک و فضای سبز با آن در محیط سیستم های اطلاعات زمینی موارد متعددی مورد بررسی قرار گرفته ولی در ارتباط با مدلسازی سیستم های فوق در رابطه با تراکم شهری به طور خاص اقدامی چشمگیر به عمل نیامده است. مدلی که تهیه شد به روش تحلیلی با کمی ساختن عوامل اصلی کالبدی، اقتصادی و اجتماعی مؤثر در تراکم شهری و نرمالیزه نمودن آنها نتایج مفیدی را در تشکیل مدل تراکم ارائه داد به صورتی که از مقایسه دو ساختار تراکم شهری در این مدل (در وضعیت موجود و مدل پیشنهادی) مزایای آن آشکار به نظر می رسد. علاوه بر این مدل مزبور در شهری از استان اصفهان (خمینی شهر) به صورت موفقیت آمیز مورد آزمایش قرار گرفت.
امروزه مصرف کنندگان در جوامع صنعتی و پساصنعتی شاهد عرضه محصولات مدولار هستند که ویژگی های منحصر به فردی دارند. محصولاتی که به صورت گروهی عرضه می شوند و دامنه انتخاب را به نحو چشمگیری وسعت می بخشند و برخی نیز به کاربر خود امکان می دهند تا طرح مورد پسند خود را ایجاد کند. محصولاتی از قبیل لوازم صوتی و تصویری، مبلمان، انواع گوشی موبایل، خودرو و ... که مصرف کننده می تواند از بین یک گروه با ویژگی های فرمی و هزینه ای متنوع، محصول مطلوب نظر خود را بدست آورد. بنابراین یک محصول مدولار عبارت است از محصولی که توسط کاربر از تولید خوشه ای همان محصول انتخاب و ایجاد می شود. این روش، برای تولید کننده نیز مزایای زیادی بوجودآورده و در هزینه های تولید صرفه جویی های زیادی به عمل می آورد. در این مقاله با هدف دست یابی به رویکردها و اصول طراحی محصولات مدولار سرچشمه های اصلی این پدیده که ریشه در تحولات دوران پساصنعت دارد مورد بررسی قرار گرفت و براساس روش تولید خوشه ای (منعطف)، اصل کاربر محور بودن و همچنین اصل روانشناختی بهره گیری از منش همنشینی و جانشینی قطعات در تولید به عنوان اصول اصلی طراحی این نوع محصولات حاصل گردید.
نو یافته ای پیش از تاریخی منطقه جیرفت به عنوان مهمترین محوطهء باستان شناسی دهه اخیر در خاورمیانه باعث شد تا جنوب شرق ایران بعد از کاوش های پر انتشار گروه پروفسور کارلوفسکی در تپه یحیی بار دیگر به مناطق مورد توجه و مهم خاورمیانه تبدیل شود و با تأیید و رد برخی نظرات پیش از خود، نگاهی تازه به باستان شناسی پیش ار تاریخ خاورمیانه را لازم و ضروری گرداند. به نحوی که برخی از نتایج قبلی مانند منحصر به فرد بودن تپه یحیی به لحاظ مرکزیت تجارت سنگ سیاه تزئینی و تنها تولید کننده قدرتمند جنوب شرق ایران مورد تجدید نظر قرار گیرد. تا کنون 7 فصل حفاری های علمی منطقه در محوطه های کنار صندل جنوبی و شمالی، گورستان قلعه کوچک و گورستان محطوط آباد انجام گرفته و بررسی های منطقه به شناسایی حدود 400 محوطه تاریخی و پیش از تاریخی منجر شده است. مواجهه با این حجم عظیم داده های شگفت انگیز باستان شناسی نظریه زادگاه تمدنی آرتا را که توسط دکتر مجید زاده در سال 1355.ش مطرح گردیده هر روزه بیشتر تقویت می کنند. گرچه برای اثبات چنین ماجرایی هنوز به فصل های بسیاری کاوش در این منطقه نیاز است اما در طی فصول گذشته بقایای مناطق شهری و بناهای مسکونی و اشیاء تاریخی و فرهنگی، نشان از وجود تمدنی با چهار چوبه ای اساسی در نیمه هزاره سوم ق.م دارد. از این رو در این مقاله به برخی ویژگی های تمدن ساز جیرفت و بررسی محوطه ها و آثار به دست آمدهء حوزه هلیل پرداخته خواهد شد.