هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیر بازخورد عمومی و غیر عمومی بر اجرا و یادگیری حرکتی کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر بر اساس دو دیدگاه متفاوت به توانایی ها می باشد. گروه نمونه پژوهش شامل 30 کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر بود که به دو گروه بازخورد عمومی و غیر عمومی تقسیم شدند و دو آزمایش را اجرا نمودند. در آزمایش اول از افراد خواسته شد تا توسط یک توپ فوتبال، به هدفی مشخص با پا شوت بزنند. در این تکلیف، تفاوتی بین دو گروه در دوره تمرینی مشاهده نگردید (P=0.918). زمانی که هر دو گروه بازخورد منفی دریافت نمودند، ارائه بازخورد عمومی منجر به نامطلوب بودن اجرا نسبت به بازخورد غیر عمومی گشت (P=0.003). در آزمون یادداری نیز گروه تمرین عمومی عملکرد پایین تر و معناداری را نسبت به گروه بازخورد غیر عمومی داشتند (P=0.001). علاوه براین، آزمایش دوم تأثیرات پایدار بیشتری را مورد بررسی قرار داد. نتایج آزمون های یادداری که یک روز پس از تمرین تکلیف پرتابی انجام گردید نشان داد زمانی که بازخورد منفی ارائه گشت، آزمودنی هایی که بازخورد غیر عمومی را در زمان اجرای تکلیف دریافت کرده بودند، عملکرد بهتری نسبت به گروه بازخورد عمومی داشتند (P<0.05). این یافته ها اهمیت جمله بندی (نوع کلمات و شیوه بیان) بازخورد را اثبات نموده و نشان می دهد بازخورد غیر عمومی در اجرا و در یادگیری حرکتی مؤثر تر از بازخورد عمومی می باشد و مربیان هنگام ارائه بازخورد باید بر جنبه هایی از توانایی ها که قابل یادگیری است تأکید داشته باشند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر فعالیت هوازی با و بدون بار شناختی بر شبکه هشدار توجه بود. جهت انجام این پژوهش نیمه تجربی که شامل دو گروه تجربی و یک گروه کنترل بود، 30 دانشجوی کم تحرک (با میانگین سنی 92/1 ± 63/22 سال) به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت مساوی در سه گروه 10 نفره جای گرفتند. دو گروه تجربی به مدت 16 جلسه تحت مداخله تمرینی مخصوص گروه خود قرار داشت؛ اما گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکرد. شایان ذکر است که آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله به وسیله آزمون شبکه های توجه ارزیابی شدند و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که تفاوت معناداری بین نمرات گروه های تجربی و کنترل در شبکه هشدار وجود ندارد . با توجه به نتایج به نظر می رسد که اثرگذاری ورزش بر شناخت، به ماهیت عملکردهای شناختی و بسترهای مغزی مرتبط با آن ها بستگی داشته باشد.
هدف از این پژوهش هنجاریابی آمادگی های مهارتی نوجوانان 10 تا 12 سال مدارس فوتبال بود. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. جامعه آماری را کلیه نوجوانان 10 تا 12 ساله مدارس فوتبال دارای مجوز از هیات فوتبال استان اصفهان تشکیل می دادند که در شهر اصفهان فعالیت داشتند. نمونه شامل 171 نوجوان 10، 11 و 12 ساله بود که از هر مدرسه فوتبال در هر رده سنی 4 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. و در آزمون های مهارتی فدراسیون فوتبال انگلستان که رواِِیی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود، شامل دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن شرکت کردند. در این پژوهش از آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و رتبه درصدی استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش سن نوجوانان توانایی آنان در آزمون های دویدن با توپ، چرخیدن با توپ، سرعت دویدن و دریبل کردن بهبود یافت و در نهایت هنجار هر مهارت برای نوجوانان سه گروه سنی تهیه شد.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر کانون توجه بر یادگیری پرتاب دارت در کودکان کم توان ذهنی بود. در این مطالعه شبه تجربی، 22 پسر 10 تا 12 ساله کم توان ذهنی براساس هوشبهر 70 - 50 به صورت تصادفی انتخاب و پس از یک جلسه تمرین و پیش آزمون، براساس امتیاز به دست آمده، سن و هوشبهر در دو گروه توجه (درونی، بیرونی) همسان قرار گرفتند. افراد، 5 بلوک و هر بلوک 8 پرتاب را تمرین کردند. از آزمون های تحلیل واریانس دوطرفه مکرر و تحلیل واریانس استفاده شد. در مرحله یادداری، هر دو گروه در پرتاب ها دقت خود را افزایش دادند و در اثر تمرین، تغییرپذیری (044/0= P) و دقت پرتاب ها (047/0= P) کاهش یافت. در مرحله انتقال، گروه توجه درونی قادر به انتقال مهارت به شرایط جدید نبودند، ولی گروه تمرین متغیر در انتقال مهارت خود به شرایط جدید موفق بودند. همچنین گروه توجه بیرونی نسبت به گروه توجه درونی تغییرپذیری (049/0= P) کمتر و دقت (048/0= P) بیشتری داشتند. براساس یافته های تحقیق، گروه توجه بیرونی قادر به یادداری و انتقال مهارت به شرایط جدید بودند که فرضیه عمل محدودشده ولف و همکاران (2001) در افراد کم توان ذهنی نیز تأیید می شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه تمرینی منتخب بر حافظه کاری کودکان مبتلا به ADHD انجام گرفت. 40 دانش آموز پسر 7 تا 11 سال از مدارس ابتدایی ناحیه شش شهر مشهد انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه (تجربی و کنترل) قرار گرفتند. تشخیص ADHD با استفاده از برگه های SNAP- IV و CBCL و مصاحبه بالینی صورت گرفت. گروه تجربی برنامه تمرینی منتخب (شامل تمرینات ادراکی حرکتی و تمرینات هوازی) را به مدت 24 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه اجرا؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. آزمودنی ها قبل و پس از تمرین به وسیله آزمون های فراخنای ارقام وکسلر و بلوک های تپنده کورسی ارزیابی شدند و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره صورت گرفت. نتایج نشان می دهد عملکرد کودکان گروه تجربی در حافظه کلامی (که از طریق آزمون فراخنای ارقام وکسلر ارزیابی گردید) تفاوت معناداری با گروه کنترل دارد (P<0.05). همچنین، بر مبنای یافته ها تفاوت معنا داری در آزمون بلوک های تپنده کورسی بین گروه تجربی و کنترل مشاهده می شود (P<0.05)؛ بنابراین، برنامه تمرینی منتخب به بهبود حافظه کاری در کودکان مبتلا به ADHD کمک می کند.
هدف این تحقیق بررسی نقش انجام فعالیت های ورزشی در رشته های مختلف ورزشی بر بلوغ عاطفی و اجتماعی دختران دانشجوی استان خراسان رضوی بود. جامعه آماری این تحقیق توصیفی پیمایشی شامل دختران دانشجوی سنین 17 تا 40 سال دانشگاه های استان خراسان رضوی بود که از بین این افراد 488 نفر به صورت خوشه ای چند مرحله انتخاب و پرسشنامه های تحقیق بین آنها توزیع شد. برای جمع آوری داده ها و سنجش بلوغ عاطفی و اجتماعی به ترتیب از مقیاس سنجش بلوغ عاطفی و پرسشنامه بلوغ اجتماعی رائو استفاده شد. در این تحقیق برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل واریانس پارامتریک و ناپارامتریک، ضرایب همبستگی پیرسون و اسپیرمن با توجه به نوع داده ها و تحلیل رگرسیون چندمتغیره) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که داشتن فعالیت ورزشی تاثیر معناداری را بر بلوغ عاطفی (P=0.008) و اجتماعی (P=0.028) دارد. فعالیت در رشته های ورزشی مختلف بر برخی خرده مقیاس های این دو نوع بلوغ تاثیر داشت. تحلیل نتایج این تحقیق نشان داد مهم ترین متغیر پیش بینی کننده بلوغ هیجانی تجربه قهرمانی و تعداد سالهایی است که فرد فعالیت ورزشی می نماید و مهمترین متغیر برای پیش بینی بلوغ اجتماعی ترم تحصیلی و زندگی در خوابگاه دانشجویی بود. در کل نتایج این تحقیق تایید کننده اثر فعالیت های ورزشی بر بلوغ هیجانی و اجتماعی داشت.
هدف اصلی پژوهش حاضر، تأثیر تصویرسازی ذهنی پتلپ (ثابت و متغیر) بر یادداری و انتقال مهارت پرتاب آزاد بسکتبال بود. برای دستیابی به هدف، به صورت هدفمند 75 نفر با امتیاز تصویرسازی ذهنی 55- 45 و بدون سابقه پرتاب آزاد بسکتبال انتخاب و به صورت تصادفی در پنج گروه 15 نفری قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات، از پرسش نامه ی توانایی تصویرسازی ذهنی، آزمون پرتاب آزاد بسکتبال . بعد از آموزش اولیه مهارت پرتاب آزاد بسکتبال از تمامی گروه ها پیش آزمون گرفته شد. پروتکل تمرینی، 8 جلسه به مدت 8 روز صورت گرفت. سپس پس آزمون به عمل آمد. آزمون انتقال بلافاصله بعد از آخرین جلسه تمرینی و آزمون یادداری 48 ساعت و یک هفته پس از آخرین جلسه ی تمرینی گرفته شد. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس مرکب، تحلیل واریانس یک راهه، آزمون اثرهای ساده و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. نتایج آزمون ها تفاوت معنی داری را بین تمامی گروه ها در آزمون یادداری و انتقال نشان می دهد. با توجه به یافته های این پژوهش نقش تصویرسازی ذهنی پتلپ متغیر بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته و تأکید بر استفاده از آن در کنار تمرین بدنی متغیر توصیه می شود.
این مطالعه ادبیات پژوهش مربوط به آثار مداخله های شناختی - حرکتی بر عوامل خطرزای افتادن در سالمندان را ارزیابی می کند. سی مطالعه در مرور سیستماتیک وارد شدند که تحلیل کمی داده ها (فراتحلیل) روی همه آنها انجام شد. مداخله ها به سه دسته تقسیم شدند: مداخله های تصویر سازی (43 نمونه)، تکلیف دوگانه (168 نمونه) و مداخله های کامپیوتری (706 نمونه). اندازه اثر کوچکی برای مداخله های تصویر سازی گزارش شد اما اندازه اثر مربوط به تکلیف دوگانه و مداخله های کامپیوتری متوسط بود. در حالی که عوامل متعددی شناسایی شدند که بر خطر افتادن سالمندان تأثیر گذار هستند به نظر می رسد که اختلال در وضعیت ذهنی و جنبش پذیری از اهمیت ویژه ای برخوردار باشند. تمرینات شناختی- حرکتی به دلایلی از جمله هدف گذاری واقع بینانه، تقویت مثبت حین تمرین، بازخورد و توانایی خود نظارتی عملکرد، موجب ثبات بیشتر می شود.
تعادل فیزیکی یکی از عوامل مهم در فعالیت های روزانه و ورزشی است. تعادل پویا به توانایی حفظ توازن در نیروهای وارد بر بدن در ورزش بسیار حائز اهمیت است و افزایش آن عملکرد حرکتی و ورزشی را بهبود می بخشد. هدف این تحقیق تعیین آثار تمرینات نوروفیدبک بر تعادل پویای مردان جوان است. بیست وچهار دانشجوی کارشناسی تربیت بدنی پسر داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند و در یک طرح دوسوکور شامل گروه کنترل و تجربی سازماندهی شدند. شرکت کننده ها در گروه تجربی در تمرینات نوروفیدبک شامل بازداری امواج مغزی4 -7 هرتز و تقویت امواج 15-18 هرتز در نقاط (01,02) در ناحیه خلفی مغز به مدت 10 جلسه و هر جلسه سی دقیقه شرکت کردند. گروه کنترل در همان شرایط قرار گرفتند، اما فقط امواج ضبط شده تمرینات گروه تجربی را به عنوان تمرین مشاهده کردند. آزمون ثبت امواج مغزی و تعادل پویا در مرحله پیش از تمرین ، جلسات پنجم و دهم از هر دو گروه به عمل آمد. نتایج آزمون ها نشان داد د میزان تعادل گروه تجربی در جلسه پنجم و پس آزمون به صورت معناداری افزایش یافته بود. یافته های تحقیق نشان می دهد تمرینات نوروفیدبک می تواند تعادل پویای مردان جوان را بهبود بخشد. پیشنهاد می شود از این تمرینات برای افزایش تعادل پویای ورزشکاران استفاده شود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مقایسه اثربخشی انواع مداخلات شناختی حرکتی بر تعادل پویای زنان سالمند بود. روش پژوهشحاضر، نیمه تجربیبودهو باطرحپیش آزمون پس آزمونانجامشده است. بدین منظور، 40 نفر از زنان سالمند ( با دامنه سنی 60 تا 75 سال) در این پژوهششرکت نمودند و به صورت تصادفی به سه گروه تجربی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. شایان ذکر است که تمام گروه هابه مدت 15 جلسه و به شکل پنج روز در هفته بر اساس پروتکل های تعیین شده تمرین کردند. تعادل پویای آزمودنی ها، قبل و بعد از دوره تمرینی با استفاده از مقیاس تعادل برگ ارزیابی گردید. داده های پژوهش نیز با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تمرینات ذهنی، خودگویی و ترکیبی (ذهنی خودگویی) بر تعادل تأثیرگذار می باشد (0.05>P)،اما بین عملکرد تعادلی گروه های تمرینی ذهنی، خودگویی و ترکیبی تفاوت معناداری وجود ندارد (P >0.05) .بر اساس یافته های پژوهش حاضر دریافت می شود که کاربرد تمرینات ذهنی، خودگویی و ترکیبی ممکن است از طریقافزایش عملکردهای عصبی شناختی، در بهبود عملکرد تعادلی تأثیرگذار باشد؛زیرا، افت عملکردهای عصبی شناختی مرتبط با سن در زمین خوردن افراد سالمند نقش دارد.
در تحقیقات مختلف الگوی برتری جانبی چشم و دست یکی از عوامل مهم در اجرای مهارت های ورزشی ذکر شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر الگوی برتری جانبی چشم و دست بر یادگیری مهارت پرتاب آزاد بسکتبال انجام گرفت. از بین 3000 دانشجوی دختر دانشگاه شهید چمران اهواز، 60 نفر، با دامنه سنی 22- 19 سال، به صورت هدفمند به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و در دو گروه کنترل و تجربی (هر گروه 15 نفر همسو و 15 نفر دگرسو) قرار گرفتند. در ابتدا پیش آزمون پرتاب آزاد، از آزمودنی ها به عمل آمد، سپس پروتکل تمرینی شامل هشت هفته تمرین (24 جلسه تمرین و به صورت سه جلسه در هفته) توسط آزمودنی ها اجرا شد. در این مدت در مجموع از آزمودنی ها، شش پس آزمون برای مشخص کردن مراحل یادگیری و یک هفته بعد از آخرین پس آزمون، آزمون یادداری به عمل آمد. نتایج نشان داد که بین افراد همسو و دگرسو (گروه تجربی) در مراحل شناختی (000/0 =sig) و تداعی (000/0=sig) اکتساب مهارت پرتاب آزاد بسکتبال تفاوت معناداری وجود داشت و عملکرد افراد همسو بهتر بود، درحالی که در مراحل خودکاری (105/0= sig) و یادداری (086/0 =sig) تفاوت معناداری در عملکرد افراد همسو و دگرسو مشاهده نشد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، به مربیان توصیه می شود پس از انجام تمرینات زیاد (فراوان) به شناسایی افراد برتر اقدام کنند، تا به اشتباه نتیجه اجرا به یادگیری تعمیم داده نشود.
هدف از این پژوهش بررسی تفاوت کنترل تولید نیروی ایزوکنتیک پای برتر در تکواندو کاران هنگامی که در معرض یک محیط محرک (موسیقی ریتم بالا و پائین) و محیط غیر محرک (بدون موسیقی و سکوت) قرار می گیرند، بود. در پژوهش توصیفی حاضر از بیست تکواندو کار مبتدی مرد شرکت کننده در لیگ برتر کشور با میانگین سنی (4.30± 23.65) استفاده شد و از تحلیل واریانس با سنجش های تکراری برای سنجش عملکرد دقت تولید نیروی تکواندوکاران مبتدی در سه محیط اجرا موسیقی ریتم بالا، پائین و بدون موسیقی استفاده شد. شرکت کنندگان 5 تکرار ایزوکنیتیک خم و باز کردن مفصل زانو را با سرعت 60 درجه / ثانیه در هر سه بخش ( بدون موسیقی و تلاش با موسیقی ریتم بالا و پائین) اجرا کردند. اجرای شرکت کنندگان به منظور کنترل اثر یادگیری برای هر سه موقعیت به صورت تصادفی انجام شد، نتایج نشان از اختلاف معنی دار در گروه ها داشت (05/0< p )، همچنین بهترین عملکرد مربوط به اجرا در حالت موسیقی ریتم پائین بود. در نتیجه مربیان تکواندو و ورزشکاران می توانند از این موضوع در هنگام تمرینات استفاده کنند. موسیقی ممکن است به عنوان یک مولفه انگیزشی در ایجاد نیروی ایزوکنتیک دقیق به تکواندو کاران مبتدی کمک نماید ، اما ریتم بالای آن ممکن است سبب افزایش خطای تولید نیرو و انگیختگی بالا گردد .
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش خواب و بیداری بر تحکیم مبتنی بر ارتقای توالی حرکتی پنهان در دختران جوان می باشد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 40 داوطلب راست دست بود که به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی با فاصله اجرای آزمون یادداری ده دقیقه پس از جلسه اکتساب و با تأخیر 48 ساعت پس از جلسه اکتساب تقسیم شدند. آزمون شامل مراحل اکتساب و یادداری بود. تکلیف زمان عکس العمل زنجیره ای متناوب با ارائه توالی های تکراری و تصادفی به صورت یک در میان مورد استفاده قرار گرفت. علاوه براین به منظور بررسی داده ها، روش آماری تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد در مرحله اکتساب، اثر اصلی گروه و اثر تعاملی آن در ایپوک تمرینی معنادار نیست؛ اما اثر اصلی ایپوک تمرینی معنا دار می باشد (05.P<0). همچنین، مشخص شد که تمرین باعث افزایش میانگین تفاوت زمان عکس العمل توالی تصادفی و تکراری در ایپوک پنجم نسبت به ایپوک های اول، دوم، سوم و چهارم گردیده است. علاوه براین، اثر اصلی ایپوک تمرینی و اثر تعاملی گروه در ایپوک تمرینی در مرحله یادداری معنادار می باشد (05.P<0) و هر دو گروه در ایپوک آزمون یادداری عملکرد بهتری نسبت به ایپوک پنجم در مرحله اکتساب داشته اند. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان می دهد که گروه با فاصله آزمون یادداری 48ساعت، عملکرد بهتری در زمان عکس العمل نسبت به گروه دیگر دارد. همچنین، خواب شبانه و داشتن استراحت با اجرای آزمون یادداری 48ساعت پس از جلسه اکتساب، مهارت فرایند تحکیم مبتنی بر ارتقای توالی حرکتی پنهان را تسهیل می کند.
این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بازخورد 100 درصد و خودکنترل بر یادگیری مهارت حرکتی در کودکان انجام گرفت. ازاین رو 60 کودک (86/.±1/11سال(به طور تصادفی انتخاب و براساس نتایج پیش آزمون به سه گروه مساوی بازخورد 100 درصد، خودکنترل و جفت شده تقسیم شدند، آزمودنی ها در مرحله اکتساب 120 کوشش (6 بلوک 10 کوششی) را انجام دادند. در پایان روز دوم ، آزمون اکتساب (یک بلوک 10 کوششی( و 48 ساعت بعد آزمون یادداری به همان ترتیب به عمل آمد. تحلیل واریانس عاملی با تکرار سنجش بر روی فاکتور درون گروهی (بلوک کوشش ها)، برای مرحله اکتساب و تحلیل واریانس یکراهه با آزمون تعقیبیLSD برای تحلیل نتایج مرحله یادداری، به کار گرفته شد. نتایج مرحله اکتساب حاکی از معنادار بودن اثر اصلی بلوک (05/0>P) و یافته ها در مرحله یادداری، بیانگر بهتر بودن نتایج گروه های بازخورد 100 درصد و بازخورد خودکنترل نسبت به گروه بازخورد جفت شده بود (05/0>P). همچنین در دو زیرگروه خودکنترل، گروهی که بازخورد بالای 50 درصد دریافت کرده بودند، عملکرد بهتری داشتند. الگوی نتایج حاضر یافته های مطالعات قبلی مبنی بر اثربخشی بازخورد در یادگیری حرکتی را مورد حمایت قرار داد؛ به علاوه نشان داد در کودکان هنگام ارائه بازخورد خود کنترل تواتر بازخورد باید بالا باشد.
هدف این پژوهش بررسی فعالیت ورزشی اجباری با شدت متوسط بر فراموشی ناشی از آلزایمر در رت های نر بالغ بود. به این منظور 48 سر رت نر بالغ از نژاد آلبینو- ویستار به صورت تصادفی در شش گروه و هر گروه، 8 سر جایگزین شدند، شامل گروه های کنترل، دریافت کننده دارونما (سالین)، دریافت کننده دارو- ورزش، سالین- ورزش، ورزش و دریافت کننده دارو. از داروی دیسیکلومین (mg/kg16) به منظور ایجاد فراموشی شبه آلزایمر و ورزش با شدت متوسط (60 دقیقه در روز× 30 روز)، استفاده شد. آموزش و آزمون حیوانات با استفاده از ماز آبی موریس انجام گرفت. یافته ها نشان داد که گروه دریافت کننده دیسیکلومین نسبت به گروه ورزش، کنترل و سالین در مراحل اکتساب (044/0=P) و به خاطرآوری (031/0=P) تأخیر زمانی بیشتری در رسیدن به سکو داشت. اما بین گروه های ورزش، ورزش – سالین، نسبت به ورزش – دیسیکلومین اختلاف معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج نشان داد که اختلاف معناداری (تأخیر زمانی در رسیدن به سکو) بین گروه های دیسیکلومین– ورزش، سالین– ورزش نسبت به دیسیکلومین در مراحل اکتساب (005/0= P) و به خاطرآوری (002/0= P) ، مشاهده شد. در نتیجه، نتایج این مطالعه نشان داد که دیسیکلومین موجب تخریب حافظه و یادگیری در مرحله اکتساب و به خاطرآوری می شود و 30 جلسه دویدن با شدت متوسط (اجباری) می تواند از تخریب حافظه جلوگیری کند.