تحقیق حاضر به منظور مقایسه میزان شادکامی دانشجویان ورزشکار دختر و پسر دانشگاه تهران انجام شده است . بدین منظور 282 دانشجوی ورزشکار دختر و پسر دانشگاه تهران انتخاب شدند و به منظور بررسی میزان شادکامی آنها از پرسشنامه شادکامی آکسفورد که روایی آن در داخل کشور مشخص شده ، استفاده شد. پس از توزیع و جمع آوری پرسشنامه مذکور در بین افراد مورد مطالعه و استخراج نتایج ، تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که دانشجویان ورزشکار دختر نسبت به دانشجویان ورزشکار پسر از سلامت روانی ، خلق مثبت ، کارامدی و رضایت از زندگی بیشتری برخوردارند. هر چند در مورد شاخص عزت نفس این دو گروه در یک سطح قرار داشتند ، اما به طور کلی دانشجویان دختر ورزشکار از میزان شادکامی بیشتری برخوردار بودند.
هدف پژوهش حاض تعیین رابطه بین میزان فعالیت بدنی، عوامل آمادگی جسمانی و ترکیب بدنی با و ضعیت اجتماعی- اقتصادی (SES) دانش آموزان دختر 17-15 سال تهران بود. این مطالعه روی 119 نمونه تصادفی ??) دانش آموز از منطقه یک به عنوان منطقه برخوردار و 67 دانش آموز از منطقه شانزده به عنوان منطقه غیر برخوردار( انجام شد. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات شامل پرسش نامه فعالیت بدنی یک، پرسش نامه وضعیت اجتماعی اقتصادی، آزمون های ویژه ارزیابی عوامل آمادگی جسمانی شامل حداکثر اکسیژن مصرفی (??متر شاتل ران(، استفاده عضلانی )دراز و نشست(، انعطاف پذیری )خمش به جلو(، توان انفجاری )پرش عمودی(، چابکی )دو 9×4 متر( و قدرت نسبی پاها )نیروسنج پا( و آزمون های ویژه ارزیابی ترکیب بدنی شامل اندازه دور کمر (WC)، درصد چربی بدن و نسبت دور کمر به باسن (WHR) بود. از آزمون های ضریب همبستگی متعارف، پیرسون و رگرسیون چند متغیره برای ارزیابی ارتباط بین متغیرها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین (SES)، خانواده و آمادگی جسمانی ارتباط مثبت و معنی داری وجود داشت. بین (SES)، خانواده و عوامل پیکرسنجی ارتباط معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین SES و میزان فعالیت بدنی ارتباط معنی داری مشاهده نشد، ولی بین سرمایه اقتصادی با میزان فعالیت بدنی ارتباط معکوس معنی داری وجود داشت.یافته های این مطالعه نشان دهنده تاثیر وضعیت اجتماعی- اقتصادی بر شاخص های آمادگی جسمانی توجوانان است. با افزایش پایگاه اجتماعی اقتصادی خانواده، شاخص های آمادگی جسمانی نوجوانان نیز افزایش می یابد.
هدف از پژوهش مطالعه و تاثیر یک دوره فعالیت ورزشی منظم مانند پیاده روی بر سطح اضطراب زنان باردار سه ماهه دوم و سوم بارداری است روش پژوهش نیمه تجربی و به شکل میدانی است بدین منظور 40 زن باردار سه ماهه دوم و سوم بارداری ( بارداری اول و دوم که به طور مساوی در گروه ها قرار داشتند) که bmi قبل باردایشان 19 تا 25 بود به صورت در دسترس انتخاب و به دو گروه تجربی و دو گروه گواه تقیسم شدند نخست آزمودنی ها به پرسشنامه اضطراب کتل پاسخ دادند سپس بر روی دو گروه تجربی یک برنامه ویژه پیاده روی با شدت 50 تا 65 در صد ضربان قبل بیشینه به مدت هشت هفته انجام شد پس از آن همه آزمودنی ها به پرسشنامه اضطراب کتل پاسخ دادند تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین سطح اضطراب گروه تجربی و گواه در سه ماهه دوم و سوم بارداری تفاوت معنی داری وجود دارد 05/0>p در حالی که مقایسه تاثیر ورزش بر سطح اضطراب دو گروه تجربی سه ماهه دوم و سوم بارداری تفاوت معنی داری نشان نداد 05/0> p از بررسی و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از فرضیه های اول ودوم پژوهش در مورد سطح اضطراب 4 گروه و مشاهده رابطه معنی دار بین آنها می توان نتیجه گرفت که پیاده روی در گروه های مورد بررسی بدون در نظر گرفتن سه ماهه های بارداری به طور کلی تاثیر مثبت داشته و فعالیت بدنی موجب کاهش اضطراب در زنان باردار می شود
هدف پژوهش حاصر بررسی نحوه تاثیر گذاری سبک های مقابله ورزشکار با استرس های معمول ورزش بر موفقیت ورزشی بود 48 دانشجو(26 پسر و 22 دختر) از رشته های مختلف ورزشی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران با تکمیل مقیاس سبک های مقابله در ورزش در این پژوهش شرکت کردند مربیان ورزشکاران نیز با تکمیل مقیاس موفقیت ورزشی سطح موفقیت ورزشی آزمودنی را مشخص کردند نتایج پژوهش نشان داد که ورزشکاران پسر بین سبک مقابله روی آوری و موفقیت ورزشی همبستگی منفی معنی دار و بین سبک مقابله اجتنابی و موفقیت ورزشی همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد در حالی که در ورزشکاران دختر بین سبک مقابله روی آوری و موفقیت ورزشی همبستگی منفی معنی دار به دست آمد سبک مقابله وری آوری از طریق درگیری ورزشکار با منبع استرس کاهش دقت و تمرکز و افزایش اضطراب و نگرانی موجب افزایش احتمال شکست ورزشی می شود در حالی که سبک مقابله اجتنابی به ورزشکار کمک می کند تا با فاصله گرفتن از منبع استرس وادامه فعالیت های ورزشی در فضایی آرام و بدون اضطراب و نگرانی احتمال موفقیت ورزشی خود را افزایش دهد