به دلیل عدم ارائه تأثیر واحد تمرین بر وخامت کلی خطر متابولیک و نیز مربوط بودن سال چاپ مطالعات فراتحلیلی موجود به قبل از سال (2011)، نتایج موجود قطعیت ندارند؛ لذا، هدف از این فراتحلیل، تعیین تأثیر تمرین هوازی بر خطر کلی سندرم متابولیک و مقدار هر یک از شاخص هقزی خطر در آزمودنی های مبتلا به سندرم متابولیک می باشد. جهت انجام پژوهش، کارآزمایی های بالینی و تصادفی مربوط به بررسی تمرین هوازی بیشتر از چهار هفته بر وضعیت متابولیک بیماران سندرم متابولیک چاپ شده تا سال (2015) مورد تحلیل واقع شد . فاکتور اصلی مورد مطالعه، امتیاز z سندرم متابولیک و فاکتورهای ثانویه شاخص های خطر متابولیک بود . شایان ذکر است که مدل های اثرات تصادفی و ثابت جهت تحلیل ها استفاده شدند و اندازه اثر بر حسب تفاوت استاندارد میانگین در تناوب های اطمینان 95 درصد گزارش شد . ناهمگونی بین مطالعات نیز توسط آزمون خی دو بررسی گشت و مقدار I2 بیش از 50 درصد به عنوان ناهمگونی قابل ملاحظه قلمداد گردید. علاوه براین، در ارتباط با فاکتور اصلی، هشت پژوهش مورد فراتحلیل قرار گرفت که شامل 561 آزمودنی در قالب گروه های تمرین هوازی (288 نفر) و کنترل (273 نفر) بود . تغییرات استاندارد میانگین برای امتیاز z سندرم متابولیک برابر با ( 0/33- ) و برای فاکتورهای ثانویه شامل: قند خون برابر با ( 0/36-)، لیپوپروتئین پرچگال برابر با ( 0/3)، فشار متوسط سرخرگی برابر با ( 0/23-)، تری گلیسرید برابر با (0/1- ) و دور کمر برابر با (0/40- ) محاسبه گردید. یافته ها نشان می دهند که تأثیر متوسط تمرین هوازی بر بهبود وخامت کلی خطر متابولیک در بیماران سندرم متابولیک، بر فواید بالینی تمرین هوازی تأکید می کند. با این حال، تعیین تأثیر عواملی مانند سن، جنسیت، نژاد و پارامترهای تمرینی در فراتحلیل های آماری آینده می تواند بسیار کاربردی و ارزشمند باشد.
اختلال دوقطبی بیماری مزمنی است که موجب کاهش کیفیت زندگی بیمار می شود. فعالیت بدنی ریتمیک، جزو شیوه های مراقبت از بیماری های روانی است که اثربخشی آن، به جز در مورد این بیماران، مکرّرا سنجیده شده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر تمرینات هوازی با موسیقی بر علائم بیماری، روابط اجتماعی، و بهداشت فردی بیماران دوقطبی است. تعداد 17 بیمار (9 زن و 8 مرد) دارای اختلال، از بین 160 بیمار ساکن در آسایشگاه، به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای سنجش علائم دوقطبی از آزمون اختلال دوقطبی فراکاو و برای تعیین بهداشت فردی و روابط اجتماعی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. شرکت کنندگان به مدت 8 هفته، هفته ای 3 جلسه 1 ساعته به فعالیت بدنی با موسیقی پرداختند. برای تحلیل داده ها از آنالیز واریانس با اندازه گیری تکراری استفاده شد. نتایج حاکی از بهبود در علائم دوقطبی و بهداشت فردی و روابط اجتماعی بود که با نظریه های موجود همخوان است.
فعالیت بدنی و ورزش موجب بهبود کارکردهای شناختی سالمندان می شود. هدف از این مطالعه تعیین تفاوت کارایی عملکردهای مهاری قطعه پیشانی در سالمندان با فعالیت بدنی متفاوت است. مطالعه حاضریک تحقیق مقطعی مقایسه ای است0 نمونه ها شامل سالمندان با میانگین سنی 97/5±70 سال، وزن 64/15± 42/73 و قد 92/7±7/167سانتی متر بود. ابتدا با استفاده از آزمون یال سالمندان به سه گروه با فعالیت بدنی کم، متوسط و زیاد تقسیم شدند. سپس از آزمون استروپ برای بررسی کارکردهای مهاری قطعه پیشانی مغز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آنالیز واریانسیک طرفه جهت مقایسه داده های سه گروه با فعالیت بدنی متفاوت استفاده شد. یافته ها نشان داد تعداد خطاهای سه گروه در مرحله اول و سوم آزمون استروپ با یکدیگر تفاوت دارد (آماره پی در هر دو مرحله 002/0). زمان پاسخ آزمون نیز بین سه گروه در مرحله اول و سوم آزمون تفاوت داشت (مقادیر آماره پی به ترتیب 041/0 و 006/0). مقایسه میانگین ها نشان می دهد در گروه ها سالمندانی که فعالیت بدنی بیشتر دارند تعداد خطاها و زمان پاسخ کمتر است. در مطالعه حاضر ارتباط معنی داری بین فعالیت بدنی و عملکرد مهاری وجود دارد. بر این اساس زمان عکس العمل، مهار و توجه انتخابی در سالمندان با فعالیت بدنی بیشتر، کارایی بالاتری دارد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دو هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر اکسیداسیون چربی و کربوهیدرات مردان جوان دارای اضافه وزن بود. به این منظور، 16 مرد جوان غیرفعال دارای اضافه وزن داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تجربی HIIT-1، با BMI معادل 6/2±54/26، و گروه HIIT-2 با BMI 29/2 ±32/26 تقسیم شدند. HIIT-1 شامل سه جلسه در هفته، چهار تناوب یک دقیقه ای با چهار دقیقه استراحت و HIIT-2 شامل چهار تناوب 30 ثانیه ای با دو دقیقه استراحت بود. گازهای تنفسی یک روز قبل و بعد از تمرین، به صورت ناشتا برای انجام تجزیه وتحلیل های آزمایشگاهی جمع آوری شد. از آزمون آماری t مستقل برای بررسی تغییرات بین گروهی و از tوابسته برای بررسی تغییرات درون گروهی استفاده شد. تمرینات HIIT موجب کاهش 9 درصدی استفاده از کربوهیدرات و افزایش 43 درصدی استفاده از چربی به هنگام تست بروس در گروه HIIT-1 شد. این تغییرات نسبت به گروهHIIT-2 معنادار بود. تغییرات وزن و درصد چربی بدن تنها در گروه HIIT-1معنادار بود. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، اجرای شش جلسه HIIT به بهبود نسبی اکسیداسیون چربی و ذخیره گلیکوژن منجر می شود.
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه بروز الگوهای خطرزای آسیب رباط متقاطع قدامی در اندام تحتانی و تنه دختران و پسران نوجوان فوتبالیست حین تغییر مسیر سریع یا حرکت برش بود. بدین منظور، تعدادی از ورزشکاران باشگاهی لیگ برتر استانی در رده نوجوانان رشته فوتبال )شامل 20 دختر و 20 پسر( در پژوهش حاضر شرکت نمودند. حرکت برش با پای برتر با استفاده از سیستم تحلیل حرکت و دوربین های پرسرعت وایکان با فرکانس 240 هرتز ثبت شد و حرکات ثبت شده، به وسیله نرم افزار نکسوس آنالیز گشت. همچنین، زوایای مفصلی نمونه ها استخراج گردید و درنهایت، توسط نرم افزار اس. پی. ای. اس و آزمون آماری تی مستقل مقایسه شد. نتایج نشان می دهد که الگوهای خطرزای آسیب رباط متقاطع قدامی در حرکت برش با پای برتر، در دختران بیشتر از پسران بروز می کند و در نتیجه، اتخاذ تدابیر پیشگیری از آسیب برای اصلاح الگوی حرکت دختران ورزشکار ضرورت بیشتری دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شدت فعالیت هوازی (شدت کم و متوسط) بر ابعاد خودپندارة سالمندان 60 تا 70 سال انجام شد. آزمودنی های آن، 45 سالمند مرد بودند که به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل گمارده شدند. پروتکل تمرینی افراد شامل 8 هفته فعالیت هوازی در قالب آزمون یک مایل پیاده روی/دویدن راکپورت بود. شدت فعالیت کم تا متوسط نیز با استفاده بلت های مخصوصی که به سینة آزمودنی ها متصل شده بود، اندازه گیری و کنترل شد. تمامی آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پرسش نامة خودپندارة تنسی-2 را تکمیل کردند. نتایج نشان داد در مرحلة پس آزمون، اختلاف معناداری بین سه گروه در ابعاد خودپنداره وجود دارد (0.05 P<). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد گروه فعالیت با شدت متوسط، دارای میانگین نمرات بالاتر و بهتری نسبت به دو گروه دیگر بود. همچنین، گروه فعالیت با شدت کم نیز دارای میانگین نمرات بهتری نسبت به گروه کنترل بود. براساس نتایج پژوهش، انجام فعالیت هوازی با شدت متوسط، به عنوان یک روش مفید برای افزایش ابعاد خودپنداره به سالمندان توصیه می شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش شاخص دشواری در یادگیری مهارت حرکتی بود. به ویژه فرض شد که نسبت فاصله عرض هدف (ID) که عامل مشهودی در زمان حرکت است می تواند عامل تعین کننده ای در یادگیری حرکتی باشد و هنگامی که نسبت فاصله عرض هدف حفظ می شود یادگیری بالاتری به نسبت زمانی که فقط یک عامل تغییر می کند انجام می گیرد. بدین منظور در این پژوهش، 71 پسر 9 تا 12 ساله که هیچ گونه سابقه در زمینه بسکتبال نداشتند در 9 گروه به تمرین پرتاب آزاد بسکتبال با شاخص های دشواری مختلف (شاخص های دشواری یکسان، ساده تر و سخت تر از شرایط استاندارد) پرداختند. پس از اجرای 200 کوشش در قالب 10 بلوک 20 کوششی، آزمون انتقال با فاصله و عرض هدف استاندارد از شرکت کنندگان به عمل آمد. نتایج تحلیل کواریانس بر نمرات آزمون انتقال گروه ها نشان از یادگیری بهتر در گروه هایی که با شاخص دشواری ثابت تمرین کرده بودند داشت. چنین استنباط می شود که نسبت فاصله عرض هدف در به دست آوردن راهبرد کنترلی که در طول تمرین به کار می رود موثر می باشد. از نتایج این پژوهش به نظر می رسد شاخص دشواری و حفظ این نسبت ها، عامل موثری در افزایش میزان یادگیری می باشد. پیشنهاد می شود مربیان برای افزایش میزان یادگیری با حفظ شاخص دشواری تکلیف، به آموزش مهارت بپردازند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرین هوازی بر شاخص های منتخب استرس اکسیداتیو در بافت کلیه رت های مبتلا به انفارکتوس قلبی بود. بدین منظور، 24 سر موش صحرایی نر ویستار چهار هفته، پس از جراحی و به صورت تصادفی در سه گروه شم (تحت جراحی بدون ایجاد انفارکتوس) (8 n=)، کنترل انفارکته (8 n=) و تمرینی انفارکته (n=8) قرار گرفتند. جهت انجام پژوهش، گروه تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی فعالیت دویدن زیربیشینه روی تردمیل جوندگان را طی 10 هفته ( پنج روز در هفته، هر جلسه به مدت 50 دقیقه با شدت 17 متر بر دقیقه) اجرا نمودند و در این مدت، گروه های شم و کنترل هیچ گونه فعالیت ورزشی نداشته و در قفس نگهداری می شدند. پس از اتمام پروتکل تمرینی، سطوح فعالیت آنزیم های کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز، گلوتاتیون احیا شده و مالون دی آلدهید در بافت کلیه اندازه گیری گردید. آنالیز آماری داده ها نشان می دهد که اختلاف معناداری در سطح فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز بافت کلیه در گروه های سه گانه وجود ندارد؛ اما سطوح فعالیت آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون احیا شده بافت کلیه در گروه های تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی و کنترل مبتلا به انفارکتوس کاهش معناداری را نسبت به گروه شم نشان می دهد. براساس نتایج، اختلاف معناداری در آنزیم کاتالاز و گلوتاتیون احیاشده در بین گروه های تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی و کنترل مبتلا به انفارکتوس وجود ندارد. علاوه براین، سطح مالون دی آلدهید در موش های با انفارکتوس قلبی به طور معناداری افزایش پیدا کرده است؛ اما میزان فعالیت این آنزیم در گروه تمرینی مبتلا به انفارکتوس قلبی به طور معناداری کمتر از گروه کنترل مبتلا به انفارکتوس می باشد. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مداخله ورزش دویدن پیوسته به مدت 10 هفته با میانگین شدت کار معادل 65 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی از طریق کاهش سطح پراکسیداسیون لیپید سبب کاهش استرس اکسیداتیو و بهبود عملکرد بافت کلیه پس از انفارکتوس قلبی می شود.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل غرور ملی و ابعاد آن با تأکید بر ورزش است. جامعة آماری پژوهش کلیة استادان و دانشجویان مقطع دکتری رشته های تربیت بدنی و سایر رشته ها در دانشگاه های دولتی کشور بودند. از روش نمونه گیری خوشه ای بر مبنای توزیع جغرافیایی استفاده شد. نمونه های پژوهش، براساس تحلیل عاملی اکتشافی حداقل 2 و حداکثر 10 برابر گویه های پرسشنامه تعیین و در نهایت 325 پرسشنامه جمع آوری شد. از پرسشنامة محقق ساخته با مطالعه مبانی نظری، مصاحبه نیمه هدایت شده با استادان مدیریت ورزشی و علوم اجتماعی در یک فرایند اکتشافی تنظیم شد. با استفاده از نرم افزار لیزرل و تحلیل عاملی تأییدی مدل غرور ملی در قالب هفت عامل غرور فرهنگی و ادبی، غرور ناشی از تاریخ و تمدن، غرور نظامی، غرور سیاسی، غرور علمی، غرور اقتصادی و غرور ورزشی، شناسایی شدند. همچنین شاخص ها دارای برازندگی مناسب مدل بود. پیشنهاد می شود پژوهشگران به آزمایش و توسعه این مدل در حوزه های مختلف ورزش و غیرورزشی بپردازند.
امروزه دوپینگ در ورزشکاران به معضل پیچیده ای تبدیل شده است. باتوجه به اینکه کشتی، ورزش ملی و بومی کشور محسوب می شود و با عنایت به اینکه احتمال سوء مصرف دارو باتوجه به ماهیت قدرتی این رشته زیاد است، بر آن شدیم تا میزان آگاهی کشتی گیران باشگاه های شهر تهران در مورد دوپینگ و برآورد آنها از شیوع فعلی در کشور را بررسی کنیم. به این منظور در یک مطالعه مقطعی، 426 نفر در دوره زمانی 86 – 1385 مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای این کار از پرسشنامه ای که روایی و پایایی آن به صورت pilot بر روی 30 نفر مورد سنجش قرار گرفته بود، استفاده شد. برای اجرا، پرسشگران طرح به باشگاه هایی که با نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند مراجعه و پرسشنامه را بین ورزشکاران توزیع و پس از تکمیل، دریافت کردند. داده ها با برنامه SPSS آنالیز آماری شد.یافته های تحقیق نشان داد آگاهی کشتی گیران از سه حیطه دوپینگ، آشنایی با داروهای غیرمجاز و شناخت عوارض جانبی به ترتیب در 8/70، 8/95 و 5/99 درصد موارد ضعیف یا متوسط ارزیابی شد. در مورد مشاوران ورزشکاران، 8/40 درصد دوستان، 13 درصد مربی و 2/5 درصد پزشکان را عنوان کردند. به ترتیب 4/35 و 5/12 درصد کشتی گیران شیوع سوءمصرف در رقابت های لیگ و ورزشکاران هم باشگاهی خود را بیش از 50 درصد برآورد کردند. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که کشتی گیران شهر تهران در حوزه دوپینگ دانش مناسبی ندارند، به همین دلیل تدوین برنامه آموزشی جامع با عنایت به کلیه مخاطبان و با هدف رفع ناآگاهی، اصلاح باورهای نادرست، هوشیار ساختن آنان در مورد تبعات دوپینگ و توجه به ارزش ها در مواجهه با دوپینگ، ضروری است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر انگیختگی ناشی از حضور تماشاگر بر ادراک عمق و حافظه فضایی دانشجویان دختر ورزشکار می باشد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانشجویان دختر دانشکده تربیت بدنی دانشگاه تهران تشکیل دادند که از این میان، 30 نفر (با میانگین سنی 38/1±47/20 سال) به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت نمودند. شایان ذکر است که پژوهش حاضر به روش نیمه تجربی انجام شد. ابتدا از تمامی آزمودنی ها پیش آزمون ادراک عمق (آزمون گر الکتریکی ادراک عمق) و حافظه فضایی (با استفاده از دستگاه حرکت خطی) به عمل آمد. سپس، آزمودنی ها به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (بدون حضور تماشاگر) (15 نفر) و تجربی (با حضور تماشاگر هم جنس) (15 نفر) تقسیم شدند. قابل ذکر است که شاخص ضربان قلب برای سنجش سطح انگیختگی آزمودنی ها مورداستفاده قرار گرفت. همچنین، پس از اعمال مداخله مربوط به گروه تجربی، از شرکت کننده ها پس آزمون به عمل آمد. نتایج تحلیل کوواریانس در ادراک عمق نشان می دهد که بین ادراک عمق دو گروه تجربی و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (P=0.001). به عبارت دیگر، افزایش سطح انگیختگی (حضور تماشاگر هم جنس) موجب افزایش خطای ادراک عمق آزمودنی ها شده است. تحلیل کوواریانس در حافظه فضایی نیز بیانگر این است که گرچه محیط انگیزشی سبب افزایش خطای حافظه فضایی شده است، اما بین انگیختگی ناشی از حضور تماشاگر و حافظه فضایی دانشجویان دختر ورزشکار در گروه تجربی و کنترل تفاوت معناداری وجود ندارد (p=0.1)؛ لذا، پیشنهاد می شود با توجه به تضعیف ادراک عمق از طریق افزایش میزان انگیختگی، ورزشکاران از راهبردهای مؤثر و مناسب کنترل میزان انگیختگی بهره مند گردند.
هدفِ پژوهش حاضر بررسیِ هزینه انرژی راه رفتن در دامنه ای از سرعت ها بین دو گروه دانشجویان دختر غیرورزشکار چاق و با وزن طبیعی بوده است. آزمودنی های این پژوهش را تعداد 19 دختر دانشجو که بر اساس شاخص توده بدن(BMI)به دو گروه چاق (9 n= 7/1±1/32=BMI کیلوگرم بر متر مربع) و با وزن طبیعی(10 n= 4/1±4/21= BMI کیلوگرم بر متر مربع) تقسیم شدند تشکیل دادند. برای اندازه گیری هزینه انرژی آزمودنی ها VO2 و VCO2 آزمودنی ها هنگامی که در شش سرعت (5/0 75/0 1 25/1 75/1 متر بر ثانیه؛ در دوره های پنج دقیقه ای و بین هر دوره پنج دقیقه استراحت) راه می رفتند توسط دستگاه تحلیل گر گاز اندازه گیری شد. هزینه انرژی ایستادن در ابتدای آزمون و در شرایطی که آزمودنی ها بدون هیچگونه تحرکی ایستاده بودند به مدت پنج دقیقه اندازه گیری شد. نتایج آزمون افزایش معناداری در میزان هزینه انرژی ناخالص (8/0± 31/4) و میزان هزینه انرژی خالص ( 6/0± 2/3) گروه چاق در مقایسه با میزان هزینه انرژی ناخالص (5/0± 13/3) و میزان هزینه انرژی خالص (5/0± 2/1) گروه با وزن طبیعی نشان داد. این در حالی است که وقتی داده ها را نسبت به وزن بدن استاندارد کردیم تفاوت بین دو گروه در رابطه با هر دو میزان هزینه انرژی ناخالص و خالص معنادار نبوده است. بر این اساس میزان هزینه انرژی ناخالص افراد چاق بیشتر از افراد با وزن طبیعی است؛ این تفاوت
در میزان هزینه انرژی خالص دو گروه نیز وجود دارد اما به دلیل میزان هزینه انرژی ایستاده کمتر در افراد چاق مقدار آن کمتر می باشد. با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد وزن بدن عامل اصلی تفاوت هزینه انرژی در سرعت های مختلف راه رفتن بین زنان چاق و با وزن طبیعی باشد اما موارد دیگری نظیر: عوامل بیومکانیکی و فیزیولوژیکی نیز نقش مؤثری در این افزایش دارند.