فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۶۹۶ مورد.
سقوط زرنگ؛ ظهور شهر سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از محققان، مورخّان، جغرافی دانان و سیستان شناسان، شهر زرنگ را با شهر سیستان یکی دانسته و معتقداند که این شهر از بدو تأسیس، در اواخر دوره ساسانی، تا 785 هجری - که با حمله امیر تیمور گورکانی تخریب و، سپس، در 811 هجری با حمله شاهرخ تیموری به کلی ویران شد- مرکزیت و کرسی سیستان را بر عهده داشته است. نگارنده معتقد است که شهر سیستان شهری کاملاً متفاوت، مستقل و مجزا از شهر زرنگ بوده است و از نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری که شهر زرنگ اعتبار سیاسی و مرکزیت خود را از دست داد، جایگزین آن شده و تا نیمه اول قرن نهم ه جری نیز کرسی سیستان بوده است.
در این پژوهش که، براساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و، براساس ماهیت و روش، از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی نگارنده بر آن است تا با استناد به منابع تاریخی و تأمل در نوشته های آنان، تغییر کرسی منطقه سیستان را از شهر زرنگ به شهر سیستان و، به عبارتی دیگر، این مهم را که شهر زرنگ همان شهر سیستان نیست، به عنوان یک حقیقت تاریخی بررسی کند و صحّت آن را با ارائه دلایل روشن و شواهد متقن به اثبات برساند.
جنگهای ایران و روس و نفوذ معماری دفاعی اروپایی در ایران مطالعة موردی: قلاع کوردشت و عباس آباد ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعة سنتی ایران در آغاز قرن 19م. گرفتار اراده سلطه جویانة قدرت هایی شد که منافع آنها، منبعث از نظم نوظهور اروپایی بود. دولت های روسیه، فرانسه و انگلیس کنش گران اصلی این فرآیند استعماری، بیشترین مصائب را بر ایران و ایرانی به بار آوردند. در این میان، دولت روسیه تزاری با طمع ورزی به خاک ایران، آغازگر جنگی طولانی مدت شد. در روزگار دفاع نظامی ایران در برابر قشون روس، توجه به ملاحظات دفاع غیرعامل و در ذیل آن، معماری دفاعی، بخشی از برنامه نظامی ایران بود. در آن ایام شاهزاده عباس میرزا، نائب السلطنه قاجار، جهت نوسازی سازمان رزم، از برخی ممالک فرنگ کمک های مستشاری طلب نمود که در این فرآیند، برخی تجارب قلعه سازی اروپایی نیز به ایران انتقال یافت. نخستین تجارب قلعه سازی اروپایی در ایران در قالب ساخت قلاع کوردشت و عباس آباد واقع در سواحل رود ارس رقم خورد.
در پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته، بخشی از حالات و مراتب معماری دفاعی قشون ایران در دورة مذکور در قالب طراحی و ساخت قلاع مذکور مورد بحث قرار گرفته است.
پیامدهای طرح اسکان عشایر بر حیات اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی لرستان(1302تا1312ش.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عصررضاشاه دوره جدیدی در منازعات حکومت مرکزی با ایلات و عشایر بود. رضاشاه که در روند اوضاع آشفته کشور روی کار آمده بود، سعی در تمرکزگرایی و ایجاد کشوری به سبک ممالک مدرن اروپایی داشت و از این رو تضعیف ایلات وعشایر و اسکان یا تخته قاپو کردن این جامعه سنتی را با توجه به خصلت های مرکزگریز ایلات، دررأس برنامه های خویش قرار داد. حضور قوای نظامی رضاشاه در لرستان و تخته قاپوی عشایر این منطقه از سال 1302ش. آغاز و تا سال 1312ش. به طول انجامید. شیوه گردآوری این مقاله با رجوع به منابع کتابخانه ای و نیز روزنامه های دوره زمانی رخداد تاریخی همراه بوده است. مقاله با توجه به مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و مبتنی بر تاریخ تحلیلی انجام گرفته است و یافته های پژوهشی این مقاله نشان می دهد که آنی ترین تأثیر طرح اسکان عشایر در منطقه لرستان، برهم خوردن ساختار اجتماعی و از جمله تضعیف پایگاه اجتماعی روسای عشایر لُر، دگرگونی در حیات معیشتی و شغلی و تغییرات جمعیتی منطقه بود با این حال تغییر در شیوه آموزش و پرورش و نهاد قضاوت منطقه نیز موثر واقع شد که می توان در امتداد تغییرات اجتماعی لحاظ نمود.
دگرگونی ساختار اداری و اجتماعی ملایر از زوال ایلخانان تا سقوط صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منازعات مداوم ایران با عثمانی و برآمدنِ سلسله زندیه از ملایر، جایگاه قلمرو علیشکر را در سرنوشت تاریخی ایران برجسته نموده است. یکی از نواحی قلمرو، ملایر است که با توجه به نزدیکی اش به مرکز قلمرو علیشکر، همچنین واقع بودن بر سرِ راه های ارتباطی شرق و غرب کشور به ویژه راه عتبات، در تحولات تاریخی نقشی قابل توجه داشته است. به رغم کمبود داده های تاریخی، این مقاله درصدد است تا ضمن معرفی اماکن جغرافیایی، به تبیینِ چگونگی دگرگونی در وضعیت اداری، فرهنگی، اجتماعی و نظامی ملایر، نتایج و عوامل مؤثر برآن بپردازد. این مقاله نشان می دهد که در نتیجة فقدان شهر بزرگ، منطقة ملایر بعد از زوال ایلخانان، به لحاظ اداری، به عنوان بخشی از قلمرو علیشکر تابعِ همدان بوده است. موقعیت ارتباطیِ مناسبِ منطقه و افتتاح راه عتبات و عبور آن از ملایر در عهد صفویه، تراکم و تجمع ایلات قزلباش در منطقه، دشت ملایر را به عنوان یکی از مهم ترین مراکز پشتیبانی از مرزها در برابر تجاوز لشکریان عثمانی در عهد صفویه درآورده و مقدمات ظهور یک بافت قدرتمند ایلی نظامی را در آنجا فراهم ساخت.
رباط های ماوراءالنهر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رباط ها پادگان هایی مرزی بودند که غازیان و مجاهدان اسلام در پناه آنها در برابر حملات دشمنان و کفار ایستادگی می کردند. ماوراءالنهر، یکی از مهم ترین ثغور شرقی جهان اسلام در برابر ترکان محسوب می شد و این امر سبب بنای رباط های فراوانی در این منطقه گردید. از اواسط سده چهارم هجری با گرایش ترکان به دین اسلام، رباط های منطقه ماوراءالنهر، کاربری نظامی خود را از دست دادند و به مکانی برای استراحت قافله های تجاری تبدیل شدند. این نوشتار، پس از توضیحی کوتاه درباره رباط، به بررسی رباط های ماوراءالنهر و چگونگی تغییر کاربری آنها می پردازد و نمونه هایی از این رباط ها را معرفی می کند.
بررسی موقعیت تجاری خوی در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه تجاری خوی به عنوان یکی از چهارراه های مبادلاتی میان شرق و غرب، از دیرباز در تاریخ اقتصادی آذربایجان حضوری چشمگیر داشته است. هم مرزی با روس ها و عثمانی هااهمیت موقعیت آن را در مبادلات تجاری افزون ساخته است. انعقاد عهدنامه های سیاسی- تجاری بین آن دولت ها نشان از جایگاه ویژه اقتصادی وتجاری منطقه دارد. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با اتکا به داده های موجود در منابع، این مسئله را مورد توجه قرار می دهد که موقعیت تجاری خوی و نیاز عثمانی و روس به انواع کالاهای ایرانی، تأثیر مستقیمی در شغل و محصولات تجاری منطقه گذاشت. به رغم رونق تجاری، بررسی ها از بی توجهی حکومت مرکزی درکنار مداخلات روس و عثمانی و رکود تجاری در اواخر قاجار حکایت دارد. این پژوهش برآن است که به شناسایی علل و عوامل مؤثر در روند توسعه تجاری خوی در دوره قاجار بپردازد.
بررسی جاده ابریشم از بغداد تا چین (مطالعه موردی: راه جونغاریه)
حوزههای تخصصی:
در جهان باستان مجموعه ای از راه های تجاری در سراسر قاره پهناور آسیا، از چین تا مرزهای آسیایی امپراتوری روم رونق داشت که بعدها نام جاده ابریشم بر آنها اطلاق شد. پس از ظهور اسلام، بخشهای مهمی از این راه ها در قلمرو خلافتهای اسلامی قرار گرفت و مسلمانان فعالانه، تجارت از طریق آنها را ادامه دادند. از نظر جغرافیایی می توان این راه ها را به راه های جنوبی، میانی و شمالی تقسیم کرد. بخش مهمی از راه شمالی از سرزمین جونغاریه می گذشت. همسایگی این سرزمین با مناطق مسلمان نشین آسیای میانه، حضور اقلیتی مسلمان در آن و کمتر شناخته بودن آن نسبت به سایر مناطق آسیای میانه برای محافل دانشگاهی و پژوهشی ایرانی و عربی، در کنار اهمیت جاده شمالی به عنوان جزئی بسیار مهم از جاده ابریشم در تجارت آسیا و جهان اسلام، عمده ترین انگیزه های انجام این پژوهش است. این مقاله با تکیه بر داده های منابع تاریخی موجود و مطالعه پژوهشهای صورت گرفته در حوزه ی جغرافیای تاریخی جهان اسلام و آسیای مرکزی، به شناخت جغرافیای تاریخی جونغاریه و ارتباط این سرزمین و راه تجاری آن با جهان اسلام می پردازد.
تأثیر همکاری تجار لارستانی با سید عبدالحسین لاری در تحولات نهضت مشروطه در فارس
حوزههای تخصصی:
تجار در دوره اول قاجاریه در یک ساختار سنتی به تعامل اقتصادی می پرداختند، از آنجایی که حیطه اقتصادی نتیجه مطلوب را به دست نداد، تجار در حیطه سیاسی واردشده و به ایجاد تشکل های گروهی پرداختند. در واقع این تلاش، کوششی برای دستیابی به هویتی مستقل و آگاه بود، که برای رسیدن به این هویت مستقل نیازمند همراهی گروه قدرتمندی مثل روحانیون بودند. تجار و روحانیون در طول دوره قاجاریه به یکدیگر نزدیک شده بودند و این همکاری در حوادث بعدی که منجر به مشروطیت شد، ادامه داشت. عاملی که این اشتراک را به وجود می آورد و در انقلاب مشروطه، تجار را به طبقه علما و طلاب نزدیک می کرد به جز عامل اقتصادی، عامل مهم مذهبی و فرهنگی بود که نه تنها بازرگانان و طلاب علوم دینی، حتی کشاورزان و کارگران و سایر طبقات را گرد هم جمع می نمود.
همکاری طبقه بازرگانان و روحانیون در منطقه لارستان در دوران مشروطه اهمیت چشمگیری داشت. دعوت از سید عبدالحسین لاری توسط تجار لارستانی و همکاری روحانیت و تجار، منجر به شکل گیری نهضتی شد که سراسر فارس را فرا گرفت. در این جریان، تجار به صورت بازوی مالی نهضت عمل کرده و منجر به موفقیت های جریان مشروطه به رهبری سید لاری در منطقه شدند. اقتدار سید در لارستان و جنوب آن چنان بود که مشروطه خواهان شیراز از سید عبدالحسین لاری دعوت به عمل آوردند. مبارزات و ایستادگی سید عبدالحسین لاری به قدری برای حکومت وقت و مستبدان نگران کننده بود که دستور جنگ مستقیم با وی و غارت لار را صادر کردند.
نیشابور در فاصله سالهای 633-536 ه ق
حوزههای تخصصی:
نیشابور قرنها متمادی در تاریخ ایران از شهرهای مهم و پر رونق بوده است.این شهر در دوران قبل از اسلام صاحب اشتهار بوده، و پس از اسلام بر آبادانی و اهمیت آن افزوده شد.از بین چهار شهر اصلی خراسان یعنی نیشابور، هرات، بلخ و مرو، این شهر در قرون نخستین اسلامی بیش از همه کانون فعالیتهای علمی، رونق اقتصادی و تحولات سیاسی بوده است.اما در واقعه حمله مغول، نیشابور درجه اعتبار و اشتهار پیشین را از دست داد.نابودی این شهر آبادان و پرآوازه به دست مغول در تاریخ بسیار معروف و مشهور است.اما شاید همگان توجهی بدین نکته نداشته باشند که نابودی نیشابور به دست مغولان پس از یک قرن تحمل مصائب فراوانی که بر این شهر رفته بود، صورت گرفت.مغولان اگر چه در سال 618 ه مردم شهر را کشتار کردند، اما افول قطعی شهر در سال 633 ه مشخص شد.از حدود یک قرن قبل از آن تاری، نیشابور به عنوان مرکز سیاسی خراسان، عرصه جدال پرخسارت و جبران ناپذیری بود که میان مدعیان جانشینی سلجوقیان در خراسان صورت گرفت، سرآغاز این دوران، جنگ«قطوان»در سال 536 ه بود، و تا سال 633 ه به طول انجامید.این تحقیق روزگار پر محنت و زندگی توأم با مشقت نیشابوری در آخرین قرن عظمت و شوکت آن را بررسی می نماید.
تحولات سیاسی و اجتماعی شوشتر در عصر قاجاریه
حوزههای تخصصی:
در شوشتر دوره قاجاریه بنا به اظهارات مورخان و جهانگردان اروپایی که به این شهر سفر می کردند. در دوره قاجاریه، اوضاع اجتماعی و تأمین امنیت در شوشتر، غیرقابل تحمل می شده است. شوشتر شامل دو محله بزرگ، به نام های 1. «دَستووا» که محل استقرار خان (کلانتر) و معروف به (نعمت خانه) و 2. «گرگر» که محل استقرار خان مرعشی (حیدرخانه) بوده است و همیشه میان این دو محله درگیری و خصومت وجود داشته است. فشارهای مالیاتی حاکمان قاجاریه نیز، از عوامل اختلاف و درگیری در شوشتر بوده است، همچنین بیماری های واگیردار همچون طاعون و وبا. در این دوره در شوشتر به وقوع پیوست که این عوامل بیش از هر چیز دیگر در افول وضعیت سیاسی- اقتصادی- اجتماعی شوشتر در این دوره تأثیر گذار بوده است. در این پژوهش برآنیم که اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی شوشتر در دوره قاجاریه را بررسی کنیم.
نقش تاریخی ایلات افشار و بچاقچی در شکل گیری «گلیمِ پیچ باف» در ولایت کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گلیم پیچ باف» در ولایت کرمان از دست بافته های عشایری است که در بین بافندگان شهرستان های سیرجان، بافت و بخش هایی از جیرفت رایج گردیده و از مفاخر فرهنگی این نواحی است. این سوال پیش می آید که این شیوه ی بافندگی چگونه در ولایت کرمان شکل گرفته است و سابقه ی تاریخی آن به چه دوره ای می رسد؟ براساس منابع تاریخ محلی، مهم ترین ایلات در تولید «گلیم پیچ باف» در ولایت کرمان، ایلات افشار و بچاقچی بوده اند که در سده های گذشته از ولایت آذربایجان به ولایت کرمان مهاجرت کرده اند. بر اساس منابع تاریخ فرش، مناطق آذربایجان، قفقاز و آناتولی مراکز قدیمی این شیوه ی بافندگی گلیم محسوب می شوند. فرض مقاله بر این است که رایج شدن شیوه ی پیچ بافی گلیم در ایلات افشار و بچاقچی با حضور آنها در مقطعی از تاریخ در مراکز مزبور ارتباط مستقیم دارد.
شیوه ی پیچ بافیِ گلیم در طی پانصد سال گذشته توسط ایلات افشار، بچاقچی و شول در ولایت کرمان به کار رفته و با هنر بومی مراکز بافندگی در این استان عجین گشته است. «گلیم پیچ باف» با خلاقیت و نوآوری بافندگان این ناحیه طی دهه های گذشته با نام «گلیم شیریکی پیچ» مطرح گردیده و نقش مهمی در فرهنگ و اقتصاد این منطقه بر عهده داشته است. عدم وجود تاریخچه ی متقنی از این دست بافته و اشارات کوتاه و گاهی ابترِ برخی منابع در این زمینه و عدم تطبیقِ علمی آنها با منابع تاریخی، این وظیفه را فرض کرد که با روش تحقیق تاریخی با استفاده از منابع تاریخ ملی، محلی و منابع تاریخ فرش این پژوهش تدوین گردد.
« فعالیت های سیاسی - نظامی مسیحیان و رقابت قدرتها در غرب آذربایجان » (1914م-1918(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در چارچوب جنگ اول جهانی، برای نخستین بار به بررسی
تحرکات و فعالیتهای سیاسی نظامی قوای مسلح مسیحی در آذربایجان و
بهویژه در ارومیه میپردازد. و با تکیه بر معتبرترین منابع و شواهد و با روش
تحلیلی توصیفی ضمن پرداختن به زمینهها و دلایل شکلگیری این نیرو و
اهداف آن، در تلاش است روشن سازد که تشکیلات مسیحی چه ماهیتی
داشت.حامیان آنان کدامها بودند و با چه اهدافی به همکاری با مسیحیان
میپرداختند. این مقاله نشان میدهد برخلاف ایدهای که قوای مسیحی از
سازماندهی قوا و اهداف مورد نظر خود داشتند، فعالیتهای آنان جزئی از
دغدغه تاریخی بریتانیا درخصوص حفظ هندوستان بود. اگرچه آسوریها
اهداف خاص خود را دنبال میکردند اما با کشته شدن مارشیمون بهدست
سمکو، برنامههای آنها بهطور کامل دچار شکست شد. درواقع، انگلیسیها
که با خروج روسها از جبهههای جنگ درنتیجه انقلاب اکتبر تنها مانده
بودند، میبایست برای جلوگیری از پیشروی قوای ترک و آلمانی به سوی
هن د د ر شمال غرب ایرا ن و قفقا ز خطو ط دفاعی تشکی ل میدادند.
انگلیسیها دیگر کشورهای متفق را نیز درگیر برنامههای خود کردند. ژنرال
دنسترویل با بهکار گرفتن قوای مسیحی در حفظ مرزهای شمال غرب
ایران، خود را به قفقاز رساند و به مقابله با پیشرویهای دشمن شتافت.
تلاشهای بریتانیا و مسیحیان برای جلوگیری از پیشروی عثمانیها اگرچه
به پیروزی نینجامید اما با پایان یافتن جنگ، قوای عثمانی نیز بهرهای از
پیروزیهای خود نگرفتند. در این میان مسیحیان بودند که هزینه حفظ
منافع انگلیس را پرداختند و برای همیشه آواره و بی خانمان شدند.