هدف پژوهش حاضر، برّرسی کنش و رفتار جنسی پیش از ازدواج جوانان شهرستان سلسله با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی بوده است. روش شناسی پژوهش، کیفی بوده است و از روش نظریه زمینه ای به عنوان روش اجرای عملیات پژوهش استفاده شده است. داده های کیفی در این مطالعه با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری شدند. جهت تجزیه وتحلیل اطّلاعات و ارائه نظریه نهایی از استراتژی نظریه زمینه ای استفاده شده است. براساس روش نمونه گیری گلوله برفی و نیز معیار اشباع نظری، ۳۲ نفر از جوانان شهرستان سلسله (الشتر) در این پژوهش شرکت کردند که فهم و درک آن ها نسبت به روابط جنسی پیش از ازدواج مورد برّرسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده با استفاده از روش «نظریه زمینه ای» شامل هشت مقوله عمده به شرح زیر است: وسایل جدید ارتباطی، فشار گروه های دوستان، رفتار فراغتی، هویت یابی جنسی، نیاز عاطفی (روابط عاشقانه)، روابط مبتنی بر عشق سیّال، فرصت و امکان ارتباط و جابه جایی اهداف ارزشی. مقوله «هسته» این برّرسی «ارزش های رهایی بخش جنسی» است که سایر مقولات عمده را در بر می گیرد. نظریه زمینه ای به دست آمده در قالب یک مدل پارادیمی شامل سه بعد شرایط، تعاملات/ فرآیندها و پیامدها ارائه شده است.
هدف از انجام این مطالعه بررسی عوامل فرهنگی مرتبط با نگرش نسبت به سقط جنین است و جامعه آماری آن را 600 نفر از جوانان 18 تا 29 ساله شهر شیراز، که به صورت تصادفی انتخاب شده اند، تشکیل می دهند و اطلاعات آن با استفاده از پرسش نامه جمع آوری شده است. این مطالعه در کل دارای هشت فرضیه بوده که از میان آن ها دو فرضیه رد شده است. از بین متغیرهای جمعیت شناختی مطالعه (سن، جنس، و تعداد فرزندان) تمامی متغیرها به جز تعداد فرزندان در نگرش جوانان نسبت به سقط جنین رابطه معنادار آماری داشته است. از بین متغیرهای فرهنگی (ارزش های دینی، اعتقادات دینی، میزان استفاده از رسانه ها، نگرش به روابط جنس مخالف پیش از ازدواج، و تجربه سقط جنین فرد پاسخ گو) همگی به جز تجربه سقط با متغیر وابسته رابطه معنادار آماری داشته اند. نتایج حاصل حاکی از آن بود که زنان نسبت به سقط جنین نگرش مثبت تری نسبت به مردان دارند و بالابودن اعتقاد به ارزش های دینی و اعتقادات دینی منجر به نگرش منفی تر نسبت به سقط جنین می شود.
در این مصابحه بحث حول این محور که تعریف حقوقی روشنی از آنچه "" جرم فرهنگی"" نامیده میشود وجود ندارد. از دیدگاه فرهنگی اسلامی غالب، جرم فرهنگی آن چیزی است که با اصول فرهنگی کشور در تقابل است . این ناروشنی باعث شده است که تشخیص جرم به تشخیص قاضی سپرده شود . همین امر به ایجاد تفاوت زیادی میان آنچه فرهنگ قابل قبول توسط جامعه است و آنچه رفتار فرهنگی جوانان میباشد، انجامیده است . نتیجه آنکه اکثریت جوانان جامعه خود را در شرایطی مییابند که به آنان به چشم "" مجرم"" نگاه میشود . حاصل کار اینکه "" غیرقانونی"" بودن و ""رفتار مجرمانه"" برای جوانان بیاهمیت شده است.
شادمانی و رضایت از زندگی یکی از موضوع های با اهمیّت پژوهشی برای پژوهش گران رشته های گوناگون علوم اجتماعی است؛ زیرا احساس شادمانی می تواند نقش بسزایی در فرآیند توسعة یک جامعه و ارتقای کیفیت زندگی افراد ایفا کند. یکی از مهم ترین عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با شادمانی که مورد توجّه پژوهش گران واقع شده است، باورها و پای بندی دینی است. این مقاله بر آن است تا ضمن مرور رویکردهای مختلف مربوط به رابطه دین داری و شادمانی، با رویکردی ترکیبی این رابطه به صورت تجربی مطالعه شود. به این منظور، به روش پیمایش و با نمونه ای از دانشجویان دانشگاه خوارزمی در سال ۱۳۹۱، رابطة دین داری با متغیّرهای حمایت اجتماعی، معناداری زندگی و سازگاری با ناکامی ها و محرومیّت ها آزمون شد. ابزار گردآوری اطّلاعات پرسش نامه بود. براساس یافته های تحقیق، دین داری به واسطه متغیّرهای حمایت اجتماعی، معناداری زندگی و سازگاری با ناکامی ها و محرومیّت ها، می تواند شادمانی افراد را افزایش دهد. با وجود این، با کنترل این متغیرها اثر دین داری بر شادمانی جهت منفی ضعیفی پیدا می کند که ممکن است به خاطر ایجاد نوعی وسواس و ترس از گناه و مجازات ناشی از آن، ایجاد دنیاگریزی و جزمیت گرایی باشد.
خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که به لحاظ تأثیرگذاری بر اعضا و نیز بر سطوح مختلف جامعه، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. عامل پیدایش خانواده نیز ازدواج است که معمولاً با بلوغ جنسی و اجتماعی افراد رخ می دهد، اما با پیچیده ترشدن جوامع از جملهجامعه ایرانی، فاصله میان بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی- اقتصادی محسوس تر شده و در طولانی شدن دورة نوجوانی و افزایش سن ازدواج انعکاس یافته است. با توجه به تحولات جمعیتی و اجتماعی در دهه های اخیر، مسئله اجتماعی تأخیر سن ازدواج، ممکن است به بحران تبدیل شود و حیات جامعه را تهدید کند. براین اساس در پژوهش حاضر، به بررسی عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج، در قالب اصطلاح «دیررسی ازدواج» پرداخته می شود. این مطالعه پیمایشی است. جامعة آماری آن شهر ایلام است و براساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 384 نفر از شهروندان 20 سال به بالا به عنوان نمونة آماری انتخاب شده اند. براساس نتایج، عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، بر مسئلة دیررسی ازدواج تأثیر دارند که از این میان، تأثیرگذاری مستقیم عامل فرهنگی، بیش از سایر عوامل بوده است که به تبع آن، هویت خاصی در جامعه شکل گرفته که تأثیر بسزایی بر تحقق ازدواج جوانان دارد. درمجموع براساس نتایج، عامل فرهنگی متغیر میانی (درون داد) و عوامل اقتصادی و اجتماعی، متغیرهای بیرونی مؤثر بر مسئلة دیررسی ازدواج به شمار می روند.