ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۱۶ مورد از کل ۴۱۶ مورد.
۴۰۱.

تیپ شناسی شخصیّت در سه گانه نمایشی «خاکِ شیرین» از حامد مکملی (بر مبنای الگوی انیاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۸
شخصیّت به عنوان اساسی ترین رکن نمایشنامه، انگاره ای پیچیده است که درک آن، متضمّن فهم یک کنش کامل و مستقل است و جز با تحلیل نشانه های کلامی، رفتاری و فیزیکی امکان پذیر نیست. انیاگرام جدیدترین الگوی شناخت شخصیّت در روان شناسی نوین است که به مدد آن می توان تیپ شخصیتی هر فرد را از میان الگوهای نُه گانه بازشناخت. تئاتر دفاع مقدّس به دلیل ماهیّت منحصربه فرد جنگ ایران و عراق، گونه ای متمایز از نمایش های جهان است و توجّه صحیح به چگونگی پرداخت شخصیّت خواهدتوانست جهانیان را متوجّه آرمان های متفاوت این نبرد کند. کتاب خاکِ شیرین مشتمل بر سه نمایشنامه «این عکسی که می ماند، کمین ژاله، و خاک شیرین» از حامد مکمّلی، در زمره آثاری است که به دلیل تسلّط نویسنده بر بازیگری و کارگردانی، موفّق به کسب جوایز متعدّد در حوزه ادبیّات دفاع مقدّس شده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی تحلیلی، چهارده شخصیّت این سه نمایشنامه را از منظر انیاگرام کاویده است. حاصل آنکه مکمّلی برای الگوسازی، از دو شخصیّت فرمانده و معلّم در تیپ کمالگرا استفاده کرده است و غالب شهدا را نیز با این بال تقویت کرده، امّا برای باورپذیری بیشتر، تیپ ریاست مآب را برای بیشتر شخصیّت ها برگزیده که بروز آن در نیروهای دو جبهه متفاوت است. به دلیل درونمایه جنگی و فضای بحرانی،کنش اغلب شخصیت ها با خود واقعی شان در تعارض است و با بالاترین درصد در سه گانه غریزه گرا جای گرفته اند. فراوانی بسیار زیاد بال آرامشی، نشانگر آن است که در این نمایشنامه، دفاع مقدّس باعث تهذیب و تعالی اخلاقیِ اشخاصِ آن شده است. نیمی از شخصیّت ها نیز در سالم ترین سطح سلامت روان، ایفای نقش می کنند. مکمّلی برای باورپذیری بیشتر در حد امکان کوشیده  تا  شخصیّت های نمایش، پیش و پس از جنگ همسو باشند.
۴۰۲.

تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۹
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
۴۰۳.

تحلیل گفتمان پسااستعماری شعر «باز برمی خیزم» از مایا آنجلو با تأکید بر مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۸
این پژوهش با هدف تحلیل شعر «باز برمی خیزم» سروده مایا آنجلو، شاعر سیاه پوست آمریکایی، به بررسی نقش عناصر بلاغی و ساختاری در بازنمایی مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت پرداخته است. رویکرد نظری پژوهش، بر تلفیق نقد پسااستعماری و ساختارگرایی تکوینی استوار است و تلاش دارد تا ارتباط میان زبان، قدرت و گفتمان رهایی را در متن آشکار سازد. پژوهش با روش کیفی و تحلیلی، از طریق خوانش دقیق و تفسیر درون متنی و بینامتنی شعر، در سه مرحله انجام شده است: استخراج مضامین کلیدی چون مقاومت، هویت و امید؛ بررسی مؤلفه های پسااستعماری مانند نفی دیگری سازی، استعمارزدایی زبانی و بازیابی صدای تاریخی؛ و تحلیل ساختارهای درونی شعر همچون ریتم، ترجیع بند و قافیه در پیوند با زمینه های اجتماعی و تاریخی. این پژوهش با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان فرم و محتوا، می کوشد نشان دهد که چگونه شعر آنجلو، به مثابه گفتمانی فرهنگی، ظرفیت مقاومت را از سطح تجربه فردی به سطح آگاهی تاریخی و جمعی ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که آنجلو با استفاده از تکنیک هایی چون تکرار، استعاره، تصویرسازی و تشبیه، هویتی پویا و رهایی بخش را بازآفرینی کرده و سوژه زن سیاه پوست را از جایگاه انفعال به عاملی فرهنگی و مقاوم ارتقا می دهد. ترجیع بند «برمی خیزم» نه تنها بیانی شاعرانه از تاب آوری فردی، بلکه پژواکی از صدای جمعی تاریخی است که در دل حافظه استعمار و تبعیض طنین انداز می شود. در نهایت، این شعر با هم نشینی فرم و محتوا، از سطح یک متن ادبی، فراتر رفته و به بیانیه ای فرهنگی و سیاسی بدل می شود که در آن، ادبیات، ابزار بازتعریف قدرت، هویت و عاملیت به شمار می آید.
۴۰۴.

مبانی پایداری در آثار منثور وکنش گری های سیاسی ملک الشعرا بهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
ملک الشعرا بهار، از ابتدای مشروطیت به جرگه آزادی خواهان پیوست. از ابتدای تحوّلات مجلس دوم، به امر روزنامه نگاری پرداخت. در عمرکوتاه مدّت مجلس سوم، برای نخستین بار به نمایندگی مجلس انتخاب گشت و در تحوّلات ایران، از جنگ جهانی اوّل تا به سلطنت رسیدن پهلوی اوّل در عرصه سیاست ایران ،حضوری فعّال به هم رسانید. او متأثر از فضای سیاسی پرالتهاب زمانه، به تبعیت از مضامین فکری مشروطه، به مبارزه با استعمار و ممانعت از رشد استبداد در کشور پرداخت. در این میان به جز عرصه شاعری، در جایگاه روزنامه نگار، نماینده مجلس و فعّال سیاسی، به مقوله مقاومت و پایداری نیز توجّه داشت. پژوهش حاضر، برآن است تا با روش تاریخی و با رویکرد تحلیلی-توصیفی به بررسی جلوه های گوناگون مبانی پایداری در آثار منثور با تأکید برکتب تاریخی، روزنامه، مذاکرات مجلس و کنش گری های سیاسی ملک الشعرا بهار بپردازد. نتایج تحقیق، نشان می دهد که در تمامی آثار و فعالیت های سیاسیِ بهار، مصادیق فراوانی چون مقابله با حکومت استبدادی، بیان جنایت ها و بیدادگری های عوامل حکومت پهلوی اوّل، دعوت به مبارزه و مقابله، عدم همراهی و همکاری با حکومت غاصب و بیگانه ستیزی، مبرهن است. تمامی موارد یادشده، بازگوکننده جلوه هایی از ادب پایداری در آثار منثور و رویه سیاسی ملک الشعرا بهار است.
۴۰۵.

بررسی سبک زبان زنانه و مردانه در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس«پایی که جا ماند» و «من زنده ام»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
موضوع زبان و جنسیت یکی از مسائل مطرح در زبان شناسی امروز است که نخستین بار از سوی فمینیست های موج دوم مطرح شد و پس از آن بیشتر از همه مورد توجه زبان شناسان اجتماعی قرار گرفت. رابطه زبان و جنسیت یکی از ویژگی های مهم و قابل توجه در بررسی نوشتار زنان و مردان است. آنچه در این پژوهش بدان پرداخته می شود، بررسی تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه به  شیوه سبک شناسی لایه ای در دو خاطره نگاشت برجسته دفاع مقدس «پایی که جا ماند» اثر سید ناصر حسینی پور و «من زنده ام» اثر معصومه آباد، در تطابق با آرا و نظریات زبان شناسان حیطه جنسیت به ویژه لیکاف است. از این رو نوع خاطره موضوع پژوهش قرار گرفت که زبان آن به زبان طبیعی و سبک جنسیتی نویسنده نزدیک تر است. هر دو اثر در چهار سطح واژگانی، نحوی، بلاغی و کاربردی و در ۲۰ مؤلفه زبانی به شیوه توصیفی- تحلیلی مورد مقایسه قرار گرفتند. در بررسی این مؤلفه ها مشخص شد در 9 مؤلفه کاربرد واژگان زنانه، رنگ واژه ها، دشواژه ها، تشدید کننده ها، قطع جملات، جمله های امری تعدیلی و استفاده از آرایه های تشبیه و استعاره، نتایج با آرای زبان شناسان حوزه زبان و جنسیت به ویژه لیکاف مطابقت داشته و زنانه نویسی در کتاب «من زنده ام» رعایت شده است و در ۱۱ مؤلفه دیگر عدم تطابق یافت شد. نتایج به دست آمده، نشان دهنده این موضوع است که عوامل مختلفی همچون سن، جنسیت، شرایط فرهنگی، اجتماعی و به ویژه قالب نوشته، تاثیر بسزایی در تفاوت سبک زبان زنانه و مردانه در این دو اثر دارد.
۴۰۶.

کاربست مفهوم «مرز» در تحلیل گفتمان جنگ؛ بررسی رمان «لم یزرع» با تکیه بر آرای لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش، با رویکرد تحلیل گفتمانی انتقادی و با بهره گیری از نظریه لاکلا و موفه، به بررسی نقش جنگ و مرز در رمان «لم یزرع» می پردازد. هدف اصلی این مطالعه، واکاوی چگونگی بازنمایی این دو مفهوم در رمان و همچنین نقش آن ها در ساختار گفتمانی و شکل گیری هویت ها است. برخلاف دیدگاه های سنّتی که زبان را ابزاری برای بازتاب واقعیت می دانند، این پژوهش براین باور است که زبان، خود سازنده واقعیت است و از طریق گفتمان های مختلف، معانی و هویت ها را شکل می دهد. با تمرکز بر مفاهیم کلیدی نظیر «مفصل بندی»، «گره» و «هژمونی»، نشان داده می شود که چگونه مرز به عنوان یک گره کانونی در شبکه گفتمانی رمان، در ارتباط با مفاهیمی چون جنگ، مقاومت و هویت، مفصل بندی شده و گفتمان های مسلّط پیرامون مرز را به چالش می کشد. پرسش های پژوهشی، حول محور بازنمایی عشق و مرز، گفتمان های رقیب موجود و ارتباط عشق و مقاومت شکل گرفتند. فرضیات نیز بر نقش عشق در ایجاد تنش و پارادوکس، و به عنوان یک گره کلیدی متمرکز است. روش تحقیق، کیفی با تحلیل مضمون به کار گرفته شده است. نتایج، نشان داد که عشق و مرز در رمان، نه تنها مفاهیم شخصی، بلکه سازه های گفتمانی هستند که می توانند معانی متفاوتی را خلق کنند و هویت ها را شکل دهند. مرز به عنوان یک سازه گفتمانی پیچیده، نه تنها عامل جدایی، بلکه عامل اتصال و ایجاد هویت های جدید معرفی شد. به طورکلّی، این پژوهش نشان می دهد که رمان لم یزرع با بازنمایی خاص خود از مفهوم مرز، به چالش کشیدن ساختارهای مسلّط می پردازد و فضایی برای اندیشیدن به معانی جدید و هویت های متفاوت فراهم می کند.
۴۰۷.

تحلیل و بررسی گفتمانی شعر پایداری سمیح القاسم و علیرضا قزوه، از دیدگاه نظریه لاکلائو و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۰
ادبیات پایداری حوزه ای از ادبیات است که در کشورها و زبان های مختلف آثار متنوعی از آن ارائه شده است. در ایران و فلسطین به سبب شرایط سیاسی و جنگ ها و کشمکش های مختلف، خصوصاً در دهه های اخیر ادبیات پایداری رشد قابل ملاحظه داشته است و اشعار عمیق و تأثیرگذار آن را در آثار علیرضا قزوه از ایران و سمیح القاسم از فلسطین وجود دارد. در آثار این دو شاعر، بررسی و تحلیل نوع مرزبندی خود یا طرف خودی با دیگری یا طرف مقابل که همان دشمن است، از این حیث اهمیت دارد که نوع نگاه و جهان بینی شاعر، تفکر او و سیاست هایش برای خط کشی بین دو طرف و مبارزه با دشمن را جلوه گر می سازد و این مهم، هدف اصلی پژوهش پیش رو است. این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی و بر اساس تحلیل گفتمان نظریه لاکلائو و موفه است و به این سوال پاسخ داده است که نحوه بازنمایی «خود» و «دیگری» در اشعار شاعران انتخابی چگونه است؟ یافته های حاصل از پژوهش این است که هر شاعر به کمک معلومات و تفکر و دایره لغات خود، در قالب پنج مؤلفه اصلی شامل دال مرکزی، برجسته سازی، حاشیه رانی، دال خالی و اسطوره سازی به مرزبندی میان خود و دیگری پرداخته است که هر کدام از این مؤلفه ها به زیرمجموعه های دیگر تقسیم می شوند. نتیجه گیری پژوهش این است که در کنار تشابه نسبی روش های اصلی در مرزبندی خود و دیگری، قزوه، جریان را به سمت اعتراض و سمیح، به سمت بیان اسطوره ای برده و از این حیث، شباهت ها و تفاوت های فکری و زبانی در آثار آنان وجود دارد.
۴۰۸.

تحلیل گفتمان مقاومت در نفثهالمصدور زیدری نسوی براساس نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: کتاب نفثهالمصدور، اثر شهاب الدین محمّد خُرَندزی زیدری نسوی، که در سال های نخستین حمله مغول به ایران نوشته شده، بازتاب دهنده نخستین واکنش های فرهنگی به این بحران است. پژوهش حاضر به منظور تحلیل چگونگی شکل گیری گفتمان مقاومت در این اثر، براساس نظریه تحلیل گفتمان لاکلائو و موف انجام شده است و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که دال های محوری در صورت بندی گفتمان مقاومت در نفثه المصدور چیست و مواجهه زیدری با حمله مغول، چگونه در نفثهالمصدور نمود یافته است؟ روش: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و برمبنای منابع کتابخانه ای، منابع مجازی و... انجام شده است. یافته ها: نتیجه این است که نفثهالمصدور به مثابه ادبیات مقاومت جلوه کرده است و زیدری توانسته است با مفصل بندی دال های دین، وطن، قضا و قدر و مبارزه برای شرافت حول محور دال مرکزی شهریار آرمانی، گفتمانی را شکل دهد که به ترمیم آثار شکست و احیای هویت ایرانی کمک کند. نتیجه گیری: جلال الدین خوارزمشاه در جایگاه شهریار آرمانی قرار می گیرد و زیدری با برجسته سازی شخصیت جلال الدین، تأکید بر ویژگی های مثبت او و تخفیف خطاهای او سعی دارد درقالب گفتمان مقاومت دربرابر سیطره مغول ایستادگی کند.
۴۰۹.

بررسی فرایندهای شش گانه فرانقش اندیشگانی در وصیت نامه های شهدای شهرستان رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۳
از جمله گونه های نوشتاری که علی رغم اهمیت فراوان، کمتر به بررسی گفتمان آن در حوزه ادبیات پایداری توجه شده، وصیت نامه شهداست. تحلیل و بررسی وصیت نامه هر شهید، شاید یکی از بهترین دریچه های ورود به گفتمان، چشم انداز و نوع نگاه شهید به مسایل واقعی و دنیای درون و جهان خارج او باشد. متأسفانه گاهی در مورد شهدا، به شیوه ای سخن گفته شده که انسان هایی ماورایی و دست نیافتنی تصوّرشده اند. لذا، استفاده از یک الگوی نظری علمی و روشمند در چارچوب تحلیل گفتمان، برای بررسی گونه نوشتاری وصیت نامه شهدا به طوری که بتواند ما را هرچه بیشتر و بهتر با گفتمان و نوع نگاه واقعی آنها به مسایل و واقعیت های جهان خارج، آشنا سازد؛ ضرورت پیدا می کند. از این رو، پژوهش حاضر، بر اساس الگوی زبان شناسی نقش گرای نظام بنیاد هلیدی و متیسن (2014)، به منظور بررسی فرایندهای فعلی وصیت نامه شهدای رفسنجان از منظر فرانقش اندیشگانی نوشته شده است. پیکره پژوهش حاضر را 200 وصیت نامه شهدای رفسنجان که - از یک جامعه آماری 379 نفری - به روش هدفمند، نمونه گیری شده، تشکیل می دهد. پس از بررسی انواع فرایندهای شش گانه در پیکره، تعداد 11707 بند (جمله واره) مشخص شد. از این تعداد، به ترتیب بسامد، 4673 بند دارای فرایند مادّی، 2958 بند دارای فرایند رابطه ای، 2469 بند دارای فرایند ذهنی، 985 بند دارای فرایند بیانی، 510 فرایند از نوع رفتاری و نهایتاً 112 فرایند از نوع وجودی، شناسایی شد. به عبارت دیگر، فرایندهای اصلی یعنی مادّی، رابطه ای و ذهنی به ترتیب، بیشترین کاربرد؛ و فرایندهای فرعی یعنی بیانی، رفتاری و وجودی نیز به ترتیب کمترین کاربرد را داشته اند. این نتایج، حاکی از این است که شهدا برای بازنمود تجربه خویش، جهت انتقال ملموس و تأثیرگذارِ مهم ترین پیام ها و توصیه های کلیدی از فرایند مادّی؛ و برای بازنمایی داشته ها و نداشته ها، تحولات و سیر زندگی شخصی خود از فرایند رابطه ای استفاده کرده اند. فرایندهای ذهنی نیز عمدتاً در ابراز ندامت و تقصیر، نه بیان احساسات ایمانی، نقش داشته اند؛ رویکردی که گفتمان وصیت نامه ها را به واسطه کاربست فرایندهای اصلی به زبانی صمیمی، بی تکلّف و نزدیک به زبان روزمره بدل ساخته است.
۴۱۰.

تحلیل و بررسی دگردیسی تصویر در غزل پایداری پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۰
با شروع انقلاب اسلامی، از جمله قالب ها و محتواهای اصلی و مسلّط بر شعر کشور، غزل انقلاب و جنگ است که این روند تا اوایل دهه هفتاد ادامه دارد. با توجّه به اینکه رسالت اصلی این گونه شعرها، انتقال پیام است؛ در سال های آغاز جنگ تا اواسط دهه شصت، جنبه های بلاغی، کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال پاسخ برای این پرسش است که آیا شیوه های تصویرگری غزل انقلاب و جنگ و عواطف حاکم بر آن، درتمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1395 یکسان بوده یا اگر تغییراتی داشته چه ارتباطی با شرایط سیاسی اجتماعی و عواطف حاکم بر جامعه داشته است. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد در این گونه غزل، در آغاز و بنا به شرایط جنگی کشور، محتوا مقدم بر دیگر عناصر است امّا با گذشت زمان، هم چنان که احساسات، عواطف و شرایط سیاسی جامعه تغییرمی کند؛ نگاه شاعران نیز متفاوت می شود و با راه یافتن عواطف، اندیشه ها و مضامین جدید به غزل، تصاویر و شگردهای تصویرگری نیز تغییرمی کند؛ به طوری که در آغاز، نقش نمادهای قراردادی، اضافه های تشبیهی و استعاری، پررنگ تر است امّا در سال های بعد، این دو آرایه از شکل فشرده به گسترده تغییرمی یابند؛ تشبیهات ذهنی نیز وارد تصویر می شود؛ نمادهای تازه، جای نمادهای قراردادی را می گیرد؛ غیر از آرایه های مذکور، آرایه های دیگری نیز در تصویرسازی استفاده می شود و شاعران با استفاده از نوآوری های زبانی، شیوه های تازه دیگری از جمله استفاده از عناصرغیربلاغی را هم به تصویرسازی غزل وارد می کنند.
۴۱۱.

نقش اقلیم در داستان های پایداری فرهادحسن زاده(مطالعه موردی داستا ن های نوجوان ماشو در مه، مهمان مهتاب، حیاط خلوت و هستی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۴
ادبیات اقلیمی، آثاری را دربرمی گیرد که فرهنگ، باورها و آداب و رسوم یک زیست بوم خاص را بازتاب می دهد. مقاله حاضر داستان های پایداری «ماشو در مه»، «مهمان مهتاب»، «حیاط خلوت» و «هستی» اثر فرهاد حسن زاده (آبادان، 1341) را که بین 1373 تا 1389 برای نوجوانان به چاپ رسیده اند و جوایز متعدّدی کسب کرده اند، از نظر مؤلفه های ادبیات اقلیمی حاصل از هویت و دلبستگی مکانی بررسی می کند. نگارندگان با شیوه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن داستان ها با پاسخ به این پرسش ها که بسامد فراوان عناصر اقلیمی گوناگون خوزستان در داستان های منتخب حسن زاده در چه عواملی ریشه دارد و این عناصر از چه زوایایی بر متن، فضاسازی، تجسّم حوادث، ارتباط مخاطب و جذابیت داستان های حسن زاده اثرگذاشته اند؛ دریافته اند بسامد بسیار و همه جانبه عناصر اقلیمی در داستان های بررسی شده، حاصل هویت مکانی و دلبستگی حسن زاده به زادبوم خویش است؛ به گونه ای که نویسنده، تحت تأثیر تعلّق خاطر به خوزستان به عنوان بخشی از هویت خویش و به کارگیری تمام انواع هویت مکانی در داستان های خویش، پایداری و مقاومت در عرصه های جنگ تحمیلی را که بین زیست بوم خوزستان و ساکنان آن مشترک است، نشان می دهد. به کارگیری مؤلفه های اقلیمی این زیست بوم در طرح داستان ها، عنوان روایت ها، شخصیت ها و زمینه داستان ها، ساخت های واژگانی و تصویرهای تشبیهی و استعاره های زبانی در جذابیت و قوّت داستان های حسن زاده بسیار مؤثّرند؛ چنانکه نگاه بوم محورانه حسن زاده همراه با آگاهی عمیق وی نسبت به عناصر زیست بوم های زادبوم خود و بازنمایی آن ویژگی ها در ژرف ساخت و روساخت داستان های خویش، بین حوادث داستان و مخاطب نوجوان پیوندی محکم ایجادکرده است تا به کمک فضاسازی های حاصل از تصاویربرساخته از زیست بوم مصنوعی جنگ و ابزار جنگی و زیست بوم های طبیعی و اجتماعی خوزستان که حوادث در آن اتفاق افتاده؛ داستان هایی ملموس، جذّاب و باورپذیر برای مخاطب نوجوان آفریده که می تواند مفهوم پایداری در برابر بیداد داخلی و خارجی را به بهترین وجه، احساس و درک کند.
۴۱۲.

بررسی نمودهای پایداری در ادب عامه کرمان (موردپژوهی ترانه های سیرجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
آفرینه های ادب عامه، گزارش های بی پیرایه و در عین حال هنری زندگی به حساب می آیند که با صداقت و صمیمیت ملموس خود، زندگی را به طرزی شیرین و دلپذیر روایت می کنند. غم ها و شادی ها، شکست ها و پیروزی ها، کامروایی ها و ناکامی ها در آن تجلّی دارند و در این میان ترانه ها، یکی ازهنری ترین شکل های ادب عامه به حساب می آیند. بازتاب روحیه سلحشوری و پایداری یکی از مفاهیم گسترده و پربسامد در این ترانه هاست. در این مقاله ما به شیوه منبع پژوهی مستقیم و تحقیق کتابخانه ای و با هدف بررسی و ارزیابی چگونگی بازتاب مؤلفه های پایداری در ادبیات عامه استان کرمان به سراغ ترانه های سیرجان رفتیم. یافته ها حکایت از آن دارد که توصیف و تحسین قهرمانانِ محلی، تجلیل از روحیه سلحشوری، ستم ستیزی و نفرت از بیگانه، خونخواهی و تقاص کشی و حتّی نازش به تفنگ و تعلق خاطر بدان از مهمترین نمودهای پایداری در این ترانه هاست و این که فراتر از ترانه ها، در لالایی ها نیز چنین مؤلفه هایی یافت می شود.
۴۱۳.

تحلیل بازشناسی و بازتولید نهضت عاشورا در اشعار چهار شاعر عاشورایی (محتشم کاشانی، عمان سامانی، بیضا جونقانی و شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۳
عاشورا یکی از مبانی الهام بخش شاعران ایران زمین بوده و هست؛ و در هر دوره و متناسب با وقایع همان عصر، شاعران نگاهی خاص به بیان این واقعه دارند. از مهم ترین ویژگی های رستاخیزی و حفظ نهضت عاشورا در بین مردم، بازتاب آن در اشعار شاعران عاشورایی است. شاعرانی که با قطب سازی ها علاوه بر مدح امام حسین(ع) و یاران وفادارش، بیان مظلومیت و حق بودن قیام، نگاه متفاوت به زن و الگوگیری از این واقعه، به هجو دشمنانش پرداخته اند. هر شاعری ضمن بیان توصیفی کلّی از این واقعه، هدف خاصی را دنبال می کند و به همین دلیل در این پژوهش به تحلیل بازتولید نهضت عاشورا در اشعار چهار تن از شاعران عاشورایی دوران صفویه، قاجار و معاصر پرداخته ایم. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر شیوه کتابخانه ای انجام شده است. محتشم، عمان و بیضا بیشتر به بیان مظلومیت امام حسین(ع) و خانواده اش پرداخته اند؛ امّا شهریار ضمن چنین اشاراتی، مخاطب را به الگوگیری از واقعه عاشورایی دعوت می کند؛ عمان نتیجه ای عرفانی از این واقعه می گیرد و امام حسین(ع) را تنها لبیک گو به نوشیدن جام الست می داند؛ بیضا ضمن توصیف صحنه های نبرد، بیشتر به شخصیت حضرت زینب(س) و کارکردهای وی توجه کرده و از عناصر فرهنگی ایرانی مانند موی باز کردن و موی کندن، عروسی قاسم و... در اشعارش بهره برده است.
۴۱۴.

سلاح های نوین و واژگان مرتبط با آن در شعر انقلاب اسلامی (1390-1350)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش به بررسی حضور و تحول واژگان مرتبط با سلاح های نوین در شعر انقلاب اسلامی در نیمه دوم قرن چهاردهم هجری شمسی می پردازد؛ واژگانی که از ابعاد صرفاً نظامی، فراتر رفته و به نمادهایی از پایداری و مقاومتِ حق طلبانه بدل شده اند. با آغاز جنگ تحمیلی و تغییر در ساختار مفهومی شعر انقلاب، کلماتی چون «تفنگ»، «موشک»، «باروت»، «نارنجک» و «بمب» در بستر زبان واقع گرا و استعاری شعر، جای گرفتند و به بیان احساسات، آرمان ها و هویت ملّی شاعران انجامیدند. این مقاله با روش توصیفی و بر مبنای پژوهش کتابخانه ای با رویکرد بنیادی صورت پذیرفته است و با احصا و تحلیل نمونه های متعددی از کاربرد ادوات گوناگون نظامی در اشعار شاعران برجسته انقلاب، نشان می دهد که زبان نظامی چگونه در خدمت زیبایی شناسی شعر فارسی قرار گرفته و به ساختارهای زبانی، معنایی و انتقادی آن جان بخشیده است. هم چنین مقاله بر نقش تحولات تکنولوژیک در غنای زبانی شعر تأکید دارد و نشان می دهد که واژگان جنگی، نه تنها ابزاری برای توصیف واقعیت بیرونی، بلکه بستری برای ابراز جهان بینی فلسفی و سیاسی شاعران بوده اند. این تحلیل، رویکردی میان رشته ای میان ادبیات، تاریخ فرهنگی و زبان شناسی ارائه می کند.
۴۱۵.

واکاوی ابعاد شخصیتی زن مبارز فلسطینی در رمان رحله القهر (با تکیه بر نظریه کنش گری گریماس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
مسئله فلسطین همواره یکی از مسایل محوری در حوزه ادبیات مقاومت بوده و در این راستا فعالیت های گسترده ای انجام گرفته است. «راغده محمد المصری»، نویسنده لبنانی یکی از ادیبانی است که در این حوزه، گام برداشته و رمان «رحله القهر» را نوشته است. نویسنده در این رمان با هدف معرفی ابعاد چندگانه شخصیتی زن فلسطینی، محور داستان را انعکاس زندگی «قاهره» به عنوان قهرمان داستان قرار داده است. پژوهش حاضر، براساس نظریه کنش گری گریماس به دنبال واکاوی ابعاد و نقش های شخصیتی «قاهره» به عنوان الگوی زن مبارز فلسطینی است. شخصیتی چند بعدی که در زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی خود، موفق عمل کرده؛ و نویسنده با استفاده از چینش دقیق رویدادها و بخش های رمان، سیر تحولی و رو به کمال این شخصیت را به تصویرکشیده است. روش پژوهش به صورت تطبیقی و جمع آوری داده هاست که در تطبیق و تحلیل داده ها براساس نظریه گریماس، پیش رفته است. نویسنده، خود را درگیر تکنیک های روایتگری نکرده بلکه با نگاهی معنامحور به تبیین ابعاد چندگانه این شخصیت می پردازد. قاهره از طرفی الگوی زن مبارز فلسطینی به عنوان کنش گر فعال، همراه با نقش ها و مسؤولیت های گوناگون و از طرف دیگر نمادی از فلسطین است. رهایی قاهره به معنای رهایی فلسطین و پیوستن فرزندانش به او است که از دریچه نظریه گریماس همان هدف یا آرزوست. یکی از مشخصه های محوری قاهره در راه مبارزه، ایمان و اعتقاد راسخ و صادقانه او به حق و حقیقت بودن راهیست که در آن قدم گذاشته است و همین اعتقاد، ایمان و توکّل او به خداست که مشکلات و سختی های گوناگون راه مبارزه را برای او، قابل تحمل می کند. بر اساس نظریه کنش گری گریماس، این مورد همان عنصر هدف یا آرزوست که در شخصیت قاهره به عنوان کنش گر یاری رسان و کنش گر فاعل، شکل گرفته است.
۴۱۶.

تحلیل نشانه معناشناختی سروده های اربعین: از پیاده روی تا مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۷
شاعران عرب از جمله عراقی، مصری، لبنانی و یمنی قصیده های بسیاری به مناسبت ایام اربعین و پیاده روی آن سروده اند. هر کدام از این شاعران، سبک و سیاق خاصی را برگزیده اند که درخور توجّه است و متناسب با موقعیت و حال و هوای آن منطقه می باشد. با توجّه به این نکته، اشعار اربعینی این شاعران را می توان به سه دسته تقسیم کرد: اشعاری که فقط روایت هستند و داستان کربلا و پس از آن را بازگومی کنند؛ اشعاری که مرثیه هستند و برای سوگواری و در مدح و ستایش خاندان عصمت و طهارت است و البته حال و هوای زائرین اربعین را هم شرح می دهند؛ و در نهایت، اشعاری که نه تنها زیارت اربعین را در زمان معاصر بازگومی کند؛ بلکه حماسی هم بوده و مقاومت را تصویر سازی می کنند، به نوعی این اشعار می توانند در زمره ادبیات مقاومت، جای گیرند. با توجّه به اهمیت تصویرسازی در این اشعار، از جمله چگونگی تصویرسازی مقاومت، پژوهش حاضر بر آن است تا با تأمّل در این اشعار، از بعد تجسمی و تصویرسازی، و با روش توصیفی - تحلیلی، واقعیت های فرهنگی و اجتماعی جامعه زبانی این اشعار را مورد بررسی قراردهد؛ چراکه به اعتقاد نشانه شناسان، تصویرسازی در فرایند معناسازی، نقش مهمّی ایفامی کند. از این رو تحلیل نشانه معناشناسی این اشعار، ساختار معناساز در گفتمان این شاعران را برای مخاطبان تبیین می کند. یافته های پژوهش گواه این است که این سروده ها بازتابی از ایدئولوژی و جهان بینی شاعران عرب در سرزمین های مختلف است و بررسی این اشعار نشان می دهد که تصویرسازی مقاومت در اشعار شاعر یمن، به مراتب قوی تر از شاعران دیگر کشورهاست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان